لطفا اتصال اینترنت خود را بررسی کنید.
وبلاگ بنیاد وکلا
۴۵۸ بازدید ۰ دیدگاه

نقد هایی بر نظریه جانی بالفطره سزار لمبروزو

نقد هایی بر نظریه جانی بالفطره سزار لمبروزو

چارلز گورینگ در سال ۹۳ رساله خود را که گزارش نتایج مطالعه او درباره اندازه گیری بدنی ۳۰۰۰ مجرم انگلیسی و مقایسه آنان با ناکردگان بزه بود، انتشار داد.

در نتیجه این تحقیق معلوم شد که آنچه لمبروزو نشانهای انحطاط نامیده بود در میان دانشگاهیان و افراد ارتش نیز به همان وفور موجود است که در میان مجرمان.

تنها فرقی که بین مجرمان و ناکردگان بزه وجود داشت، آن بود که قد مجرمان اندکی کوتاه تر از آنان بود.

این امر را گوکینگ معلول این دانست که مجرمان از طبقه اجتماعی و اقتصادی فقیرتری هستند.

نهایتا گورینگ معتقد بوده است که بزهکاران تحت تاثیر محیط مرتکب بزه شده اند و مجرمیت آنان بیشتر مربوط به تاثیر محیط اجتماعی آنان است نه خصوصیات ذاتی.

استفن شافر ( ۱۹۷۶) عقیده داشت که لمبروزو را میتوان به راستی پدر جرم شناسی جدید نامید؛ زیرا نظریه او محرکی بود برای پژوهشها و بررسیهایی درباره شخصیت مجرمان و توجه به این مساله وراثت نیز به اندازه محیط اجتماعی در جرم دارای اهمیت است.

ابراهام سن (۱۹۶۰) معتقد بود که مجرمان مسلما مسئول رفتارشان هستند.

وی میگوید:

لمبروزو این مساله را نادیده گرفته و اگر فرض شود فرد مجرم به دنیا آمده نمیتوان راجع به رفتارش از وی سوال کرد و او را محکوم نمود؛ زیرا در این فرض او مسئول کاری که انجام داده نیست، اما ابراهام سن نیز موافق است که لمبروزو راه را برای آزمایشها و پژوهشها درباره شخصیت تبهکاران هموار کرده است.

به طور کلی میتوان گفت ابراهام سن با نظریه لمبروزو مخالف نبوده است اما به تاثیر پذیرش کامل این نظر که همان عدم مسئولیت این مجرمان است توجه کرده است.

ثبت دیدگاه

جهت ثبت دیدگاه خود ابتدا باید وارد حساب کاربری خود شوید:

ورود ثبت‌نام
دیدگاه‌ها

هنوز دیدگاهی ثبت نشده است.