موضوعتان را بگویید، در چند ثانیه به وکیلِ در دسترس میرسید
لطفاً اتصال اینترنت خود را بررسی کنید.
اثبات مالکیت زمین بدون سند با مبایعهنامه عادی پس از فوت فروشنده
پرسیده شده ۲ ماه پیش
۳۴ پاسخ ثبت شده
پدرم در سال ۱۳۹۵ یک قطعه زمین بدون سند را با مبایعهنامهای دستنویس، همراه با امضا، اثرانگشت و شهادت شورای روستا، به نام من منتقل کرد. اکنون سایر وراث مالکیت مرا قبول ندارند. چه دعوایی باید مطرح کنم و آیا دادخواست تنفیذ مبایعهنامه کافی است؟
جمعبندی پاسخ وکلاهوش مصنوعی
دادخواست تنفیذ مبایعهنامه بهتنهایی کافی و دقیق نیست و باید دعوای اثبات وقوع بیع و اثبات مالکیت را به طرفیت تمام وراث مطرح کنید. امضا، اثرانگشت، شهادت شورای روستا، مدارک تصرف و پرداخت ثمن از دلایل اصلی اثبات این معامله هستند.
حمیدرضا قاسمیآنلاینوکیل پایه یک کانون وکلای دادگستری·۵٫۰
پاسخ هوشمند بنیاد وکلاهوش مصنوعی
طرح دعوای اثبات وقوع بیع و اثبات مالکیت
صرف دادخواست تنفیذ مبایعهنامه عنوان دقیق و کافی برای پرونده شما نیست. با توجه به فوت پدرتان، باید دادخواست اثبات وقوع بیع و اثبات مالکیت را به طرفیت تمام وراث مطرح کنید. مدارک شما شامل مبایعهنامه عادی، امضا، اثرانگشت، شهادت اعضای شورا، مدارک پرداخت وجه و تصرف زمین در دادگاه قابل استناد است. اگر ملک سابقه ثبتی رسمی داشته باشد، ممکن است نیاز به اصلاح خواسته و افزودن الزام به تنظیم سند رسمی نیز باشد.
این پاسخ بهصورت خودکار تولید شده و جای مشاورهی حقوقی با وکیل را نمیگیرد؛ پاسخهای وکلا در ادامه آمده است.
درود بر شما؛
در فرض سؤال، صرف «تنفیذ مبایعهنامه» خواسته مناسبی نیست؛ زیرا تنفیذ اصولا ناظر به معامله فضولی یا اکراهی است. مطابق رای وحدت رویه شماره ۵۶۹ مورخ ۱۳۷۰/۱۰/۱۰ و نظریه مشورتی شماره ۷/۹۶/۱۵۵۴ مورخ ۱۳۹۶/۰۷/۰۵، نسبت به ملک فاقد سابقه ثبت، دعوای اثبات وقوع بیع و اثبات مالکیت قابل استماع است.
بنابراین ابتدا باید وضعیت ثبتی زمین، منشا مالکیت فروشنده، حدود و پلاک ثبتی و اعتبار مبایعهنامه احراز شود؛ سپس حسب مورد «اثبات وقوع بیع و اثبات مالکیت» و در صورت فراهم بودن مقدمات ثبتی، «الزام به اخذ سند رسمی» مطرح گردد. فوت فروشنده فینفسه معامله صحیح سابق را زایل نمیکند و دعوا باید علیه وراث و اشخاصی که مدعی حق هستند اقامه شود.
نکته مهم: قانون الزام به ثبت رسمی معاملات اموال غیرمنقول مصوب ۱۴۰۳ و ماده ۱۰ آن، برای ادعاهای غیررسمی سابق سازوکار ویژهای مقرر کرده و آییننامه اجرایی ماده ۱۰ نیز در ۱۴۰۴/۰۱/۱۷ تصویب شده است؛ بنابراین تاریخ معامله سال ۱۳۹۵ بهتنهایی برای تعیین مسیر دعوا کافی نیست و باید وضعیت فعلی ثبت ملک و امکان ثبت ادعا در سامانه مربوط بررسی شود.
سؤال تعیینکننده این است: زمین اساسا فاقد سابقه ثبتی است یا دارای پلاک و مالک رسمی بوده و صرفا سند مالکیت آن اخذ نشده است؟ پاسخ این پرسش، تعیینکننده عنوان دقیق خواسته و نحوه طرفیت وراث خواهد بود.
سلام اگر زمین فاقد سابقه ثبتی و سند رسمی است و مبایعهنامه توسط پدرتان با امضا و اثرانگشت تنظیم شده و شهود هم دارید خواسته اصلی را اینطور مطرح کنید اثبات وقوع بیع و اثبات مالکیت نسبت به قطعه زمین موضوع مبایعهنامه عادی مورخ ۱۳۹۵ چون در ملک ثبتنشده، اثبات وقوع معامله و مالکیت قابل رسیدگی است. اگر پدرتان فوت کرده، تمام وراثی که ادعای مالکیت یا مخالفت دارند را خوانده قرار دهید و مبایعهنامه، اثرانگشت، امضا، شهادت اعضای شورای روستا، تصرفات شما، مدارک پرداخت ثمن و هر مدرکی که تحویل زمین به شما را نشان میدهد ضمیمه کنید ولی اگر زمین سابقه ثبتی دارد ولی هنوز سند به نام پدر صادر نشده، مسیر دعوا متفاوت میشود و ممکن است الزام به تنظیم سند رسمی قابل طرح نباشد بنابراین قبل از ثبت دادخواست حتما وضعیت ثبتی پلاک و مالک رسمی یا متقاضی ثبت مشخص شود. پس در فرضی که واقعا فاقد سابقه ثبتی است، خواسته اثبات وقوع بیع و اثبات مالکیت است، نه صرفا تنفیذ مبایعهنامه.موفق باشید
اگه زمین فاقد سابقه ثبتی و سند رسمیه و مبایعهنامه توسط پدرتون با امضا و اثرانگشت تنظیم شده و شهود هم دارید، خواسته اصلی رو اینطور مطرح کنید: اثبات وقوع بیع و اثبات مالکیت نسبت به قطعه زمین موضوع مبایعهنامه عادی مورخ ۱۳۹۵. چون ملک ثبتنشده، اثبات وقوع معامله و مالکیت قابل رسیدگیه.
- اگه پدرتون فوت کرده، تمام وراثی که ادعای مالکیت یا مخالفت دارن رو خوانده قرار بدید.
- مدارک زیر رو ضمیمه کنید: مبایعهنامه، اثرانگشت و امضا، شهادت اعضای شورای روستا، تصرفات شما، مدارک پرداخت ثمن و هر مدرکی که تحویل زمین به شما رو نشون میده.
اما یه تفکیک مهم: اگه زمین سابقه ثبتی داره ولی هنوز سند به نام پدر صادر نشده، مسیر دعوا متفاوت میشه و ممکنه الزام به تنظیم سند رسمی قابل طرح نباشه. پس قبل از ثبت دادخواست، حتما وضعیت ثبتی پلاک و مالک رسمی یا متقاضی ثبت مشخص بشه.
خلاصه اینکه در فرضی که زمین واقعا فاقد سابقه ثبتیه، خواسته باید اثبات وقوع بیع و اثبات مالکیت باشه، نه صرفا تنفیذ مبایعهنامه. موفق باشید.
اگر زمین فاقد سند رسمی است، صرفا «تنفیذ مبایعهنامه» معمولا بهترین عنوان دعوا نیست. اگر فروشنده فوت کرده و ورثه مالکیت شما را قبول ندارند، حسب وضعیت ثبتی ملک، معمولا باید اثبات وقوع بیع/اثبات مالکیت و در صورت وجود شرایط، الزام به تنظیم سند رسمی مطرح شود. اگر ملک اساسا سابقه ثبت و سند رسمی ندارد، دعوای الزام به تنظیم سند رسمی ممکن است قابل طرح نباشد و باید ابتدا وضعیت ثبتی زمین مشخص شود. مبایعهنامه دستنویس با امضا، اثرانگشت، شهادت و سایر قرائن میتواند برای اثبات معامله بسیار مهم باشد. بنابراین قبل از انتخاب خواسته، استعلام ثبتی زمین و متن دقیق مبایعهنامه را بررسی کنید؛ عنوان «تنفیذ مبایعهنامه» بهتنهایی لزوما کافی نیست.
باسلام
بهطور معمول خواسته میتواند به این صورت تنظیم شود:
اثبات وقوع بیع/معامله نسبت به ملک موضوع مبایعهنامه عادی مورخ ۱۳۹۵ و اثبات مالکیت خواهان و در صورت وجود شرایط، حسب وضعیت ثبتی زمین، ممکن است اقدامات یا خواستههای ثبتی دیگری نیز لازم باشد.
فوت پدرتان مانع طرح دعوا نیست. طرف دعوا اصولا باید وراث قانونی فروشنده باشند، چون شما باید وقوع معاملهای را که پدر انجام داده، در برابر قائممقامهای او اثبات کنید.
مبایعهنامه بهتنهایی برای اثبات مالکیت در برابر وراث کافی نیست و باید دادخواست اثبات مالکیت یا تنفیذ بیع نامه را تنظیم کنید.
وجود امضا، اثرانگشت و مهر شورا اعتبار سند را افزایش میدهد اما همچنان در زمره اسناد عادی محسوب میشود.
دادگاه با بررسی شهادت شهود، تصرفات طولانی و تحقیقات محلی میتواند مالکیت شما را احراز کند.
پس از اخذ رای دادگاه، میتوانید برای تبدیل سند به رسمی به اداره ثبت مراجعه کنید.
با سلام
اگر پدرتان در زمان حیات و با قصد و رضایت، زمین را واقعا به شما فروخته باشد، صرف فوت ایشان باعث بیاعتباری معامله نمیشود و سایر وراث نیز اصولا نمیتوانند صرفا به دلیل وراثت، معامله را نادیده بگیرند.
اما «تنفیذ مبایعهنامه» بهتنهایی همیشه عنوان مناسب و کافی نیست. با توجه به وضعیت ثبتی زمین، معمولا باید حسب مورد اثبات وقوع بیع و اثبات مالکیت و در صورت وجود شرایط، الزام به تنظیم سند رسمی را مطرح کنید.
امضای پدر، اثرانگشت، شهادت شهود و مدارک مربوط به تصرف و پرداخت ثمن میتواند در اثبات معامله مؤثر باشد. اگر زمین اساسا فاقد سند رسمی است، وضعیت ثبتی و سابقه مالکیت آن باید قبل از انتخاب دقیق خواسته بررسی شود.
اگر ملک فاقد سند است از طریق سامانه ساغر اقدام به ثبت ادعا و درخواست سند نمایید
در شایط کنونی سایر وراث باید دعای بی اعتبار مبایعنامه شما را مطرح نمایید
اول اینکه شما میتوانید با مراجعه به بنیاد مسکن برای زمین در بافت روستا سند مالکیت بگیرید بنیاد مسکن با تایید دهیاری نقشه ی مربوطه را به اداره ثبت ارسال میکنند اگر کاربری زمین زراعی یا باغ باشد طبیعتا از اداره ی جهاد کشاورزی استعلامات لازم به عمل میآید و پس از طی این مراحل و تهیه نقشه ی کاداستر سند مالکیت شما صادر میشود ثانیا شما میتوانید با مراجعه به مرجع قضایی دادخواست اثبات مالکیت به طرفیت وراث بدهید دادگاه مدارک شما را بررسی و رای مقتضی صادر مینماید
باید دادخواست «اثبات مالکیت» را به طرفیت تمامی وراث طرح نمایید و برای تاثیرگذاری بیشتر، همزمان تقاضای «تحویل مبیع» (در صورت تصرف آنها) را نیز در دادخواست بگنجانید تا دادگاه با احراز اعتبار مبایعهنامه و وقوع بیع، مالکیت شما را بر آن ملک اثبات و ید وراث را غیرقانونی تلقی کند.
سلام پیرو سوال شما، اگر زمین فاقد سابقه ثبت در دفتر املاک باشد، صرف عنوان «تنفیذ مبایعهنامه» دقیق نیست؛ بهتر است اثبات وقوع بیع و اثبات مالکیت را علیه سایر وراث مطرح کنید و مبایعهنامه، امضا، اثرانگشت و گواهی شورای روستا را ارائه دهید. اگر زمین سابقه ثبت و مالک رسمی دارد، مسیر متفاوت است و معمولا الزام به تنظیم سند رسمی مطرح میشود.
درود
اگر پدر در زمان حیات و در حالی که مالک زمین بوده، آن را با مبایعهنامه عادی به شما منتقل کرده است، علیه وراث دعوی اثبات وقوع بیع و اثبات مالکیت مطرح کنید واگر ملک سابقه ثبتی و سند رسمی دارد، الزام به تنظیم سند رسمی را نیز بخواهید. تنفیذ مبایعهنامه بهتنهایی عنوان و خواسته کافی و دقیقی نیست.
اگر زمین واقعا فاقد سابقه ثبت و سند رسمی بوده، خواسته اصلی شما صرفا «تنفیذ مبایعهنامه» نباشد؛ بهتر است «اثبات وقوع بیع و اثبات مالکیت» نسبت به زمین را مطرح کنید. نظریه مشورتی اداره حقوقی قوه قضاییه نیز صراحتا دعاوی اثبات وقوع معامله و مالکیت نسبت به املاک ثبتنشده را قابل استماع دانسته است
با توجه به اینکه زمین فاقد سند رسمی است، دعوای صرف «تنفیذ مبایعهنامه» کافی و اصولا مسموع نیست؛ زیرا رویه قضایی، دعوای تنفیذ سند عادی را فاقد اثر ترافعی میداند (اسناد عادی بین اصحاب دعوا خودبهخود معتبرند و نیاز به تنفیذ ندارند).
خواسته صحیح، «اثبات وقوع بیع و اثبات مالکیت» نسبت به قطعه زمین است؛ زیرا به موجب مواد ۳۳۸ و ۳۶۲ قانون مدنی، مالکیت شما با وقوع عقد بیع (حتی با سند عادی) در بین طرفین و قائممقام آنان (ورثه بایع) محقق شده است.
دلایل اثباتی: اصل مبایعهنامه دستنویس با امضا و اثر انگشت، استشهادیه و شهادت اعضای شورای روستا، استشهادیه محلی، سابقه تصرف و زراعت، رسید پرداخت ثمن و در صورت لزوم نظریه کارشناس.
خواستههای تبعی: الزام وراث به تسلین زمین و متعهد شدن به تنظیم سند رسمی پس از صدور حکم.
گر مشخص شود زمین دارای سابقه ثبتی به نام پدر است، خواسته باید به «الزام ورثه به تنظیم سند رسمی انتقال» تغییر کند؛ بنابراین پیش از طرح دعوا، وضعیت ثبتی زمین را از اداره ثبت استعلام کنید.
سلام. عنوان خواسته صحیح اثبات مالکیت است و دادخواست تنفیذ مبایعهنامه در رویه قضایی جایگاه قانونی ندارد. دادخواست خود را به طرفیت کلیه وراث مطرح کرده و با استناد به مبایعهنامه، وقوع بیع و تسلیم مبیع را در دادگاه اثبات کنید.
اگر زمین واقعا فاقد سند رسمی و سابقه ثبت مالکیت باشد، صرف دادخواست «تنفیذ مبایعهنامه» عنوان مناسبی نیست. بهتر است علیه سایر وراث، اثبات وقوع معامله و اثبات مالکیت خود را نسبت به زمین مطرح کنید. در مورد املاک ثبتنشده، چنین دعوایی قابل رسیدگی است.
مبایعهنامه دستنویس دارای امضا و اثرانگشت پدرتان، بهخصوص اگر شورای روستا و شهود نیز آن را تایید کرده باشند، دلیل مهمی است و وراث صرفا با قبول نکردن معامله نمیتوانند آن را بیاثر کنند.
اگر زمین برخلاف تصور شما سابقه ثبتی و مالک رسمی داشته باشد، عنوان دعوا متفاوت میشود و معمولا باید الزام به تنظیم سند رسمی مطرح شود. بنابراین قبل از ثبت دادخواست، وضعیت ثبتی زمین را دقیقا استعلام کنید.
سلام
اگر وراث به مبایعه نانه خدشه وارد کنند باید عنوان خواسته تنفیذ و الزام به تنظیم سند باشد و اگر خدشه ای به مبایعهنامه وارد نیست باید الزام به تنطیم سند باشد
دعوای اثبات مالکیت و تنفیذ مبایعهنامه را مطرح کنید، اما برای مقابله با وراث، دعوای اثبات مالکیت از طریق انتقال مال غیرمنقول (با استناد به شهادت و مبایعهنامه) ضروری است.
باید دادخواست اثبات مالکیت و تنفیذ مبایعهنامه را علیه سایر وراث مطرح کنید زیرا تنفیذ به تنهایی کافی نیست و نیاز به حکم اثبات مالکیت دارید تا سند رسمی صادر شود
اگر زمین فاقد سابقه ثبت و سند رسمی است، معمولا خواسته مناسب «اثبات وقوع بیع و اثبات مالکیت» است؛ صرف عنوان «تنفیذ مبایعهنامه» ممکن است دقیق نباشد. این دعوا درباره املاک ثبتنشده قابل استماع دانسته شده است.
مبایعهنامه، امضا و اثرانگشت پدر، شهادت شهود و دلایل تصرف شما را ارائه کنید. اگر ملک سابقه ثبتی دارد یا سند رسمی به نام پدر بوده، مسیر دعوا متفاوت است و ممکن است الزام به تنظیم سند رسمی مطرح شود.
نکته: چون پدر فوت کرده و وراث منکر معاملهاند، بهتر است همه وراث ذینفع را در دعوا طرف قرار دهید.
با سلام
کاربر گرامی شما باید در مقام اثبات بیع اقامه دعوی حقوقی نمایید که پس از رسیدگی به پرونده ومستندات دادگاه صالح اقدام به اثبات بیع نماید که در تعاقب آن مالکیت شما هم تنفیذ میگردد و مستقر میشود در مقابل وراثی که مالکیت شما را انکار میکنند واین طریقه عملی شما در تقدیم وثبت دادخواست اثبات بیع در مقابل وراث و مدعیان دیگر می باشد.
با سلام ، دادخواست «تنفیذ مبایعهنامه» وجاهت قانونی ندارد؛ شما باید دعوای «اثبات مالکیت»را به طرفیت تمامی وراث مطرح کنید. در دادخواست خود با استناد به مبایعهنامه، شهادت شهود (اعضای شورا) و سابقه تصرفات، بر وقوع عقد بیع و خروج ملک از «ماترک» پیش از فوت مورث تاکید نمایید تا دادگاه آن را از فهرست اموال تقسیمشدنی میان وراث خارج کند.
اگر شما به عنوان مالک متصرف مال مورد معامله هستید نیازی به طرح دعوا از طرف شما دراین خصوص نیست اگر سایر ورثه مالکیت شما رو قبول ندارند باید اقدام به طرح دعوا علیه شما بکنند پس ابتدائا نیازی به طرح دعوا از طرف شما نیست
در فرص سوال دادخواست تنفید مبایعه نامه درست نیست و وجاهت قانونی ندارد و قابل استماع نیست .دادخواست صحیح در فرصی که فاقد سند رسمی باشد یعنی سابقه ثبت رسمی ندارد به صورت اثبات مالکیت یا اثبات وقوع بیع است .
سلام، مطابق رویه قضایی، خواسته صحیح برای ملک ثبتنشده، «اثبات وقوع بیع و اثبات مالکیت» (نه تنفیذ) علیه وراث فروشنده است که با استناد به مبایعهنامه عادی، شهادت شهود و قرائن تصرف، قابل طرح میباشد. موفق باشید
با سلام و احترام
ایا بابت این انتقال وجهی نیز رد و بدل شده یا خیر ... با توضیحات داده شده مدارک شما کافیست و اقدام به طرح تنفیذ مبایعه نامه به استناد شهادت شهود نمایید.