موضوعتان را بگویید، در چند ثانیه به وکیلِ در دسترس میرسید
لطفاً اتصال اینترنت خود را بررسی کنید.
ابطال سند عادی انتقال سرقفلی به دلیل فقدان قصد و رضا — چه کسانی باید خوانده دعوا باشند؟
پرسیده شده ۲ ماه پیش
۳۳ پاسخ ثبت شده
سند عادی انتقال سرقفلی با امضای همه وراث تنظیم شده و سرقفلی به یکی از وراث واگذار شده است. اکنون یکی از وراث ناقل میخواهد این سند را به دلیل فقدان قصد و رضا باطل کند، درحالیکه سایر وراث چنین خواستهای ندارند. آیا دعوا فقط باید علیه منتقلالیه اقامه شود، یا سایر وراث ناقل نیز باید بهعنوان خوانده در دعوا حضور داشته باشند؟
جمعبندی پاسخ وکلاهوش مصنوعی
اکثر وکلا معتقدند برای جلوگیری از ایراد شکلی و رد دعوا، تمام وراثِ امضاکننده باید به همراه منتقلالیه خوانده قرار گیرند، گرچه برخی بیان کردهاند اگر ابطال صرفاً نسبت به سهم همان یک وارث باشد، طرف دعوا قرار دادن منتقلالیه بهتنهایی نیز ممکن است کفایت کند.
تعیین دقیق خواندگان بستگی به این دارد که خواسته شما ابطال کل سند انتقال سرقفلی است یا صرفاً بیاعتباری انتقال سهم خودتان.
تهمینه جعفری زرمهریآنلاینوکیل پایه یک مرکز وکلای قوهقضاییه·۴٫۸
پاسخ هوشمند بنیاد وکلاهوش مصنوعی
لزوم خوانده قرار دادن تمام وراث در ابطال سند
با توجه به اینکه سند عادی انتقال سرقفلی توسط همه وراث امضا شده است، احتیاط اصولی دادرسی حکم میکند که کلیه وراث ناقل به همراه منتقلالیه خوانده دعوا قرار گیرند. اگر خواسته شما ابطال کل معامله باشد، رأی دادگاه بر حقوق همه امضاکنندگان اثر مستقیم دارد و عدم حضور آنان موجب رد شکلی دعوا میشود. با این حال چنانچه فقط بطلان انتقال سهم خود را بخواهید، برخی وکلا طرح دعوا علیه انتقالگیرنده را کافی دانستهاند ولی برای پیشگیری از هرگونه ایراد شکلی، آوردن نام همه وراث مطمئنترین راه است.
منابع: ماده ۲ قانون آیین دادرسی مدنی
این پاسخ بهصورت خودکار تولید شده و جای مشاورهی حقوقی با وکیل را نمیگیرد؛ پاسخهای وکلا در ادامه آمده است.
سلام اگر خواسته، ابطال کل سند عادی انتقال سرقفلی به علت فقدان قصد و رضا باشد، اصل بر این است که تمام اشخاصی که در انعقاد و انتقال مورد ادعا طرف قرارداد بودهاند و رای دادگاه درباره حقوق آنان اثر مستقیم دارد، طرف دعوا قرار گیرند. بنابراین، در فرضی که همه وراث سند را امضا کردهاند، صرفا طرح دعوا علیه منتقلالیه، از نظر دادرسی ریسک جدی دارد و احتیاط قضایی آن است که سایر وراث ناقل نیز خوانده قرار گیرند.
ماده ۲ قانون آیین دادرسی مدنی نیز رسیدگی را منوط به درخواست ذینفع کرده و ملاک، اثر مستقیم حکم بر حقوق اشخاص است.
نظرات مشورتی اداره حقوقی قوه قضاییه نیز درباره دعاوی ابطال اسناد، بر لزوم طرف دعوا قرار گرفتن اشخاصی که رای مستقیما نسبت به حقوق آنان اثر دارد تاکید کرده است
نتیجه این که اگر ادعا این است که امضای یکی از وراث اساسا فاقد قصد یا رضا بوده و باید انتقال منتسب به او بیاعتبار شود، بهتر است دعوا علیه منتقلالیه و سایر امضاکنندگان مؤثر در قرارداد مطرح شود موفق باشید
اگر یکی از وراث مدعی است خود او هنگام امضا قصد یا رضای واقعی نداشته، اصولا حق دارد علیه منتقلالیه دعوای بطلان/عدم نفوذ معامله مربوط به سهم خود را مطرح کند.
در حالت معمول، منتقلالیه خوانده اصلی دعواست؛ زیرا اثر حکم مستقیما متوجه حق او میشود.
سایر وراثی که انتقال آنها مورد اعتراض نیست، لزوما خوانده دعوا نیستند.
اما اگر خواسته به نحوی تنظیم شود که کل سند و تمام انتقال سرقفلی ابطال شود، حضور تمام اشخاصی که حقوقشان مستقیما تحت تاثیر حکم قرار میگیرد ضروری میشود.
بنابراین ابتدا باید مشخص شود سند، انتقال سهم هر وارث را جداگانه نشان میدهد یا یک انتقال واحد از طرف همه وراث است.
مستند اصلی بحث، مواد ۱۹۰ و ۱۹۱ قانون مدنی درباره قصد و انشای معامله است.
خواهان باید فقدان قصد/رضا را اثبات کند و صرف ادعای پشیمانی بعدی کافی نیست.
پیامها، شهادت، وضعیت زمان امضا، پرداخت یا عدم پرداخت ثمن و کارشناسی خط میتواند مؤثر باشد.
در فرضی که فقط سهم یک وارث مورد مناقشه است، طرح دعوا صرفا علیه منتقلالیه معمولا منطقیتر است؛ اما متن سند باید قبل از تعیین قطعی خواندگان بررسی شود.
اگر یکی از وراث مدعی باشد که هنگام امضا قصد یا رضایت واقعی نداشته است حق دارد علیه منتقلالیه برای ابطال یا عدم نفوذ معامله مربوط به سهم خود دعوا مطرح کند و معمولا منتقلالیه خوانده اصلی است در حالی که سایر وراث لزوما خوانده نیستند مگر اینکه خواسته دعوا ابطال کل سند و تمام انتقال سرقفلی باشد که در این صورت حضور تمام اشخاص ذینفع ضروری است بنابراین ابتدا باید مشخص شود سند انتقال سهمها را بهصورت جداگانه نشان میدهد یا یک انتقال واحد از طرف همه وراث است و خواهان باید فقدان قصد یا رضا را اثبات کند زیرا صرف ادعای پشیمانی کافی نیست و باید از طریق شواهد مانند پیامها شهادت وضعیت زمان امضا یا عدم پرداخت ثمن این موضوع را ثابت نماید در صورتی که فقط سهم یک وارث مورد مناقشه باشد طرح دعوا صرفا علیه منتقلالیه منطقیتر است اما بررسی متن سند پیش از تعیین خواندگان الزامی است
با عنایت به اینکه سند عادی انتقال سرقفلی با امضای کلیه وراث ناقل تنظیم و منعقد گردیده، چنانچه یکی از وراث مدعی فقدان قصد و رضا و بالتبع بیاعتباری قرارداد باشد، از منظر اصول آیین دادرسی مدنی، طرح دعوا صرفا به طرفیت منتقلالیه کفایت نمینماید و اقتضا دارد کلیه وراث ناقل به همراه منتقلالیه، به عنوان خواندگان دعوا طرف شکایت قرار گیرند.
بر فرض احراز فقدان قصد انشاء، اساسا عقد از ابتدا به نحو صحیح واقع نشده و فاقد اثر حقوقی است؛ حال آنکه در فرض اکراه، عقد غیرنافذ بوده و نفوذ آن منوط به تنفیذ یا رد میباشد.
باسلام
بله؛ در فرضی که توصیف کردهاید، اصل بر این است که اگر خواسته، ابطال/اعلام بطلان همان سند عادی انتقال سرقفلی باشد، منتقلالیه باید خوانده دعوا قرار گیرد؛ اما درباره سایر وراثی که همان سند را به عنوان ناقل امضا کردهاند، پاسخ مطلقا خیر نیست و باید دید خواسته دقیقا نسبت به چه حقی مطرح شده است.
نکته اصلی این است که ادعای فقدان قصد و رضا باید نسبت به امضای همان وارثی بررسی شود که مدعی فقدان قصد و رضاست. مطابق ماده ۱۹۰ قانون مدنی، قصد و رضا از شرایط اساسی صحت معامله است و ماده ۱۹۱ نیز تحقق عقد را منوط به قصد انشاء میداند.
سلام از آنجا که سند مذکور یک «سند چندجانبه» است که در آن تمامی وراث (بهعنوان ناقلان) نقش فعال در ایجاد اثر حقوقی داشتهاند، برای ابطال کامل آن، حتما باید «همهی وراثی که امضا کردهاند» (اعم از آنهایی که خواهان باطل شدن هستند و آنهایی که مخالف هستند) بهعنوان خوانده در دادخواست ذکر شوند؛ زیرا حکم به ابطال سند، اثر حقوقی بر تمامی امضاکنندگان دارد و اگر یکی از ناقلان در جریان رسیدگی نباشد، حکم نسبت به او «غیرقابل اجرا» خواهد بود، چرا که ابطال یک سند عادی مستلزم این است که تمام اشخاصی که با امضای خود آن را ایجاد کردهاند، در برابر ادعای «فقدان قصد و رضا» پاسخگو باشند تا حکم از نظر ماهیت و اجرایی، قطعی و نافذ باشد.
سلام پیرو سوال شما، اگر یکی از وراث که خودش امضاکننده و ناقل سند عادی بوده، مدعی فقدان قصد و رضا و بطلان کل قرارداد است، اصل دعوا باید علیه منتقلالیه اقامه شود؛ سایر وراثی که همچنان قرارداد را قبول دارند، اصولا طرف دعوای بطلان نیستند، مگر اینکه خواسته یا آثار حکم مستقیما متوجه حقوق آنان نیز باشد. در صورت ادعای فقدان قصد یا اکراه، دادگاه باید وضعیت امضای همان وارث و اعتبار قرارداد را نسبت به او بررسی کند و امضای سایر وراث بهخودیخود قابل ابطال نیست. سند عادی نیز در صورت احراز امضا و انتساب، میان طرفین و قائممقام آنان معتبر است. بنابراین اگر هدف، ابطال کل سند انتقال سرقفلی است، بسته به نحوه تنظیم سند و آثار حقوقی آن، طرف دعوا قرار دادن سایر وراث نیز ممکن است برای جلوگیری از ناقص بودن رسیدگی لازم شود.
در دعوای ابطال سند عادی انتقال سرقفلی که به امضای همه وراث رسیده است، صرفا اقامه دعوا علیه منتقلالیه (گیرنده سرقفلی) کافی نبوده و طرح دعوا به طرفیت همه وراث ناقل (امضاکنندگان) نیز ضروری است
چراکه سند توسط مجموعه وراث بهعنوان یک اقدام حقوقی واحد تنظیم شده و ابطال آن بر حقوق همه امضاکنندگان تاثیر مستقیم میگذارد؛ در غیر این صورت، دادگاه با قرار رد دعوا مواجه خواهد شد
بااحترام اگر خواسته یکی از وراث ابطال یا بیاعتباری کل سند انتقال سرقفلی به علت فقدان قصد و رضا باشد بهتر است دعوا علیه منتقلالیه و تمام وراثی که سند را امضا کردهاند مطرح شود چون نتیجه دعوا مستقیما به حقوق همه امضاکنندگان قرارداد مربوط است و رسیدگی بدون حضور آنان ممکن است با ایراد عدم توجه دعوا روبهرو شود اما اگر خواسته فقط نسبت به سهم و حق همان وارث باشد ممکن است طرح دعوا فقط علیه منتقلالیه کافی باشد و نیاز به طرف دعوا قرار دادن سایر وراث نباشد بنابراین در فرضی که ادعای بطلان کل سند مطرح است طرف دعوا قرار دادن همه امضاکنندگان راه مطمئنتر و اصولیتر است
از نظر اصولی، اگر ادعای فقدان قصد و رضا صرفا مربوط به یکی از وراث باشد، طرح دعوا علیه منتقلالیه کفایت میکند و طرف دعوا قرار دادن سایر وراث الزامآور نیست. با این حال، با توجه به اینکه سند با امضای همه وراث تنظیم شده، برای احتیاط و استحکام بیشتر دعوا، بهتر است سایر وراث نیز بهعنوان خوانده قرار گیرند تا از ایرادات احتمالی نسبت به اصحاب دعوا جلوگیری شود. برای تشخیص دقیق طرفین دعوا نیز بهتر است بررسی سند و سایر مدارک توسط وکیل صورت پذیرد ....
اگر خواسته ابطال سند عادی انتقال سرقفلی به علت فقدان قصد و رضا است، اصل بر این است که تمام اشخاصی که سند را امضا کردهاند و همچنین منتقلالیه طرف دعوا قرار گیرند؛ زیرا نتیجه دعوا میتواند بر حقوق همه امضاکنندگان اثر بگذارد.
بنابراین، بهتر است سایر وراث ناقل نیز خوانده قرار گیرند، حتی اگر با دعوای شما موافق باشند؛ صرف موافقت آنان مانع طرف دعوا قرار گرفتنشان نیست. تشخیص نهایی به مفاد سند و خواسته دقیق دعوا بستگی دارد.
سلام
با توجه به توضیحات شما و بر اساس قانون اگر دادخواست بطلان معامله اقامه گردد دادخواست باید به طرفیت تمام اشخاص ذینفع در موضوع اقامه و ثبت گردد پس باید تمام امضاکنندگان قرارداد طرف قرارداد قرار بگیرند در عیر اینصورت با استناد به ماده ۸۴ قانون ائین دادرسی دعوا به علت ایراد شکلی رد خواهد شد و قرار رد دعوا صادر خواهد شد
با سلام
اگر خواسته فقط ابطال یا بیاعتباری سهم همان وارث باشد، اصولا دعوا علیه منتقلالیه و اشخاصی که رای نسبت به حقوقشان اثر مستقیم دارد مطرح میشود و حضور سایر وراث لزوما ضروری نیست.
اما اگر خواسته ابطال کل سند انتقال سرقفلی باشد، معمولا باید تمام امضاکنندگان و اشخاص ذینفع سند طرف دعوا قرار گیرند؛ چون رای میتواند بر حقوق همه آنها اثر بگذارد.
باسلام
با توجه به اینکه سند عادی انتقال سرقفلی با امضای کلیه وراث ناقل تنظیم و منعقد گردیده، چنانچه یکی از وراث مدعی فقدان قصد و رضا و بالتبع بیاعتباری قرارداد باید کلیه وراث ناقل به همراه منتقلالیه، به عنوان خواندگان دعوا طرف شکایت قرار گیرند.
خوانده قرار دادن منتقل الیه کفایت می کند اما برای احتیاط و رویه متفاوت بعضی از محاکم ورثه را هم خوانده قرار دهید زیرا ایشان تنها نسبت به فقدان قصد و رضای خودش می تواند ابطال سند را بخواهد و در اینصورت به نسبت سهمالارث ایشان باطل خواهد شد.
سلام. چون سند تنظیمی به امضای همه وراث رسیده است دعوا باید علیه همه آنان به عنوان خوانده مطرح شود. زیرا ادعای بطلان سند عادی اثر حقوقی بر حقوق تمامی امضاکنندگان دارد و باید در برابر همه آنان پیگیری شود.
اگر خواسته ابطال کل سند باشد، بهتر است همه وراث امضاکننده و منتقلالیه خوانده قرار گیرند. اگر فقط ابطال انتقال سهم یک وارث مطرح باشد، ممکن است نیازی به سایر وراث نباشد.
در دعوای ابطال سند تمام طرفین معامله باید خوانده باشند بنابراین خواهان باید دعوا را علیه منتقل الیه و سایر وراث ناقل اقامه کند در غیر این صورت دادگاه قرار رد دعوا صادر می کند
سلام، در دعوای بطلان سند عادی به دلیل ادعای فقدان قصد و رضا، باید تمامی وراث ناقل (امضاءکنندگان سند) بهعنوان خوانده دعوا حضور داشته باشند، نه فقط منتقلالیه. دلیل آن است که هدف از دعوا، بطلان یک عمل حقوقی (قرارداد) است و تمام کسانی که در انعقاد آن نقش داشتهاند (طرفین عقد) باید در جایگاه خوانده قرار گیرند تا دادگاه بتواند نسبت به اعتبار و صحت کل قرارداد و اراده همه امضاءکنندگان اظهارنظر کند. موفق باشید
اگر خواسته، بیاعتباری کل سند به علت فقدان قصد و رضاست،دعوا باید علیه منتقلالیه و سایر وراث ناقل نیز مطرح شود، زیرا سند عادی با امضای همه وراث تنظیم شده است.