- فسخ با ارادهٔ صاحب خیار و با هر لفظ یا فعلی که بر آن دلالت کند واقع میشود (ماده ۴۴۹)؛ دادگاه فسخ نمیکند، فسخِ انجامشده را تأیید میکند و استرداد مبیع را حکم میدهد.
- هر بیع لازم است مگر اینکه یکی از خیارات دهگانهٔ ماده ۳۹۶ ثابت شود؛ خیار غبن، عیب، تدلیس و رؤیت پس از آگاهی «فوری» است (مواد ۴۱۵، ۴۲۰، ۴۳۵ و ۴۴۰).
- اگر خریدار مبیع را به دیگری فروخته یا رهن داده باشد، فسخ حق آن شخص را از بین نمیبرد مگر خلافش شرط شده باشد (ماده ۴۵۵)؛ استرداد عین در این حالت ممکن است به مطالبهٔ بدل تبدیل شود.
چه زمانی به دادخواست تنفیذ فسخ و استرداد مبیع نیاز دارید؟
- خریدار ثمن را نداده و مال دست اوستخودرو، کالا یا ملکی را تحویل دادهاید اما خریدار ثمن را نپرداخته یا چکش برگشت خورده است. اگر در قرارداد شرط شده که با نپرداختن ثمن حق فسخ دارید (خیار شرط یا تخلف شرط)، یا شرایط خیار تأخیر ثمن ماده ۴۰۲ جمع است، فسخ را اعلام میکنید و با این دادخواست تأیید فسخ و پسگرفتن مال را میخواهید.
- خریدار به شرط قرارداد عمل نکردهدر مبایعهنامه شرط فعلی گذاشتهاید (مثلاً انتقال سند وثیقه، تسویه در تاریخ معین، نگهنداشتن کاربری خاص) و خریدار تخلف کرده است. طبق مواد ۲۳۷ تا ۲۴۰ اول باید الزام او را خواست و اگر الزام ممکن نبود، حق فسخ دارید؛ یا اگر صریحاً «در صورت تخلف، فروشنده حق فسخ دارد» نوشتهاید، مستقیم فسخ میکنید.
- مغبون شدهاید یا مبیع را به اشتباه ارزان فروختهایدبعد از معامله متوجه شدهاید قیمت واقعی مال بهطور فاحش بیشتر از ثمن بوده و در زمان معامله از قیمت عادله خبر نداشتید (مواد ۴۱۶ تا ۴۲۰). خیار غبن بعد از آگاهی فوری است؛ فسخ را سریع اعلام کردهاید و حالا برای پسگرفتن مبیع به تأیید دادگاه نیاز دارید.
- از شما دعوا شده و فسخ دفاع شماستخریدار علیه شما دادخواست الزام به تنظیم سند یا تحویل مبیع داده است. صرفِ بیان فسخ بهعنوان دفاع دادخواست جداگانه نمیخواهد (ماده ۱۴۲ ق.آ.د.م)، اما اگر میخواهید دادگاه حکم به استرداد مبیع هم بدهد، باید تا پایان جلسهٔ اول دادخواست متقابل «تأیید فسخ و استرداد مبیع» بدهید (ماده ۱۴۳).
تنفیذ فسخ قرارداد و استرداد مبیع چیست و با انفساخ، اقاله و ابطال چه فرقی دارد؟
فسخ یعنی یکی از دو طرف، به استناد حقی که قانون یا قرارداد به او داده (خیار)، معامله را یکطرفه به هم بزند. قانون مدنی میگوید عقدی که طبق قانون واقع شده بین طرفین لازمالاتباع است «مگر اینکه به رضای طرفین اقاله یا به علت قانونی فسخ شود» (ماده ۲۱۹) و هر بیع لازم است مگر اینکه یکی از خیارات در آن ثابت شود (ماده ۴۵۷). فسخ «به هر لفظ یا فعلی که دلالت بر آن نماید» حاصل میشود (ماده ۴۴۹)؛ یعنی با اعلام شما واقع میشود، نه با حکم دادگاه. به همین دلیل عنوان درست دعوا «تأیید» یا «تنفیذ» فسخ است: از دادگاه میخواهید اعلام کند فسخی که کردهاید معتبر بوده، و چون مال فروختهشده (مبیع) هنوز نزد خریدار است، او را به استرداد مبیع محکوم کند. رأی دادگاه در بخش اول اعلامی و در بخش دوم اجرایی است.
تفاوت با انفساخ: انفساخ یعنی عقد خودبهخود و بدون ارادهٔ کسی منحل شود؛ مثل وقتی مبیع پیش از تسلیم بدون تقصیر فروشنده تلف شود (ماده ۳۸۷) یا شرط فاسخی که در قرارداد نوشتهاید محقق شود. در این حالت دادخواست «تأیید انفساخ» داده میشود و دیگر اعلام فسخ لازم نیست. تفاوت با اقاله: اقاله بههمزدن معامله با توافق دو طرف است (ماده ۲۸۳) و دعوا ندارد مگر بر سر اجرای آن. تفاوت با ابطال: بطلان یعنی عقد از اول به درستی واقع نشده (مثلاً مبیع مالیت نداشته، ماده ۳۴۸)؛ دعوای آن «اعلام بطلان» است و استرداد در آن با عنوان دیگری مطرح میشود. اگر این عنوانها را اشتباه بگیرید، دادخواست رد میشود و باید از نو شروع کنید — انتخاب عنوان درست اولین کاری است که وکیل برای شما میکند.
شرایط دعوا: کدام خیار، چه زمانی و چگونه فسخ معتبر است؟
برای اینکه دادگاه فسخ شما را تأیید و استرداد مبیع را حکم دهد، چهار رکن باید در دادخواست ثابت شود:
- وجود خیار: خیارات در ماده ۳۹۶ ده تا هستند: مجلس، حیوان، شرط، تأخیر ثمن، رؤیت و تخلف وصف، غبن، عیب، تدلیس، تبعض صفقه و تخلف شرط. برای فروشندهای که مبیع را میخواهد، پرکاربردترینها اینهاست: خیار تأخیر ثمن (ماده ۴۰۲: مبیع عین معین باشد، برای ثمن و تسلیم موعدی تعیین نشده باشد و سه روز بگذرد بیآنکه مبیع تسلیم یا تمام ثمن پرداخت شود — و با تسلیم مبیع یا مطالبهٔ ثمن ساقط میشود، مواد ۴۰۳ و ۴۰۴)؛ خیار شرط (ماده ۳۹۹: در قرارداد برای مدت معین حق فسخ گذاشتهاید؛ اگر مدت معین نشده باشد هم شرط و هم بیع باطل است، ماده ۴۰۱)؛ خیار تخلف شرط (مواد ۲۳۷ تا ۲۴۰ و ۴۴۴: خریدار به شرط فعل عمل نکرده و الزام او ممکن نیست، یا انجام شرط ممتنع شده)؛ خیار غبن برای فروشندهای که ارزان فروخته (مواد ۴۱۶ تا ۴۲۱)؛ و خیار تدلیس نسبت به ثمن شخصی (ماده ۴۳۹).
- باقی بودن خیار: خیار غبن، عیب، تدلیس و رؤیت پس از آگاهی فوری است (مواد ۴۲۰، ۴۳۵، ۴۴۰ و ۴۱۵)؛ تأخیر بیدلیل آن را ساقط میکند. اگر با علم به خیار تصرفی کردهاید که عرفاً نشانهٔ رضایت به معامله است، آن تصرف «امضای فعلی» است و خیار از بین میرود (ماده ۴۵۰). سقوط خیارات را هم میتوان ضمن عقد شرط کرد (ماده ۴۴۸)؛ قراردادهای چاپی معمولاً «اسقاط کافهٔ خیارات» دارند که باید بررسی شود.
- اعلام فسخ به طرف: فسخ با لفظ یا فعل واقع میشود (ماده ۴۴۹) اما باید بتوانید اثباتش کنید. مطمئنترین راه اظهارنامهٔ رسمی است (ماده ۱۵۶ ق.آ.د.م) که تاریخ و متن اعلام فسخ را مستند میکند. پیامک و پیامرسان هم دلیل است، ولی اثباتش سختتر است.
- بودن مبیع نزد خوانده یا امکان استرداد آن: اگر خریدار مبیع را به دیگری فروخته یا رهن داده، فسخ حق آن شخص ثالث را از بین نمیبرد مگر اینکه عدم انتقال شرط شده باشد (ماده ۴۵۵)؛ اجارهٔ دادهشده هم با فسخ باطل نمیشود مگر شرط خلاف (ماده ۴۵۴). در این حالتها خواسته به مطالبهٔ بدل یا قیمت تغییر میکند و وکیل از همان ابتدا آن را پیشبینی میکند.
یادتان باشد با فسخ، شما هم باید ثمنی را که گرفتهاید پس بدهید؛ دادگاه معمولاً استرداد دو طرفه را در نظر میگیرد و شروط ضمن عقد با فسخ از بین میروند (ماده ۲۴۶).
مرجع صالح و بهای خواسته در دعوای تأیید فسخ و استرداد مبیع
کدام دادگاه؟ قاعدهٔ کلی، دادگاه محل اقامت خوانده است (ماده ۱۱ ق.آ.د.م). اگر مبیع مال منقول است (خودرو، کالا، ماشینآلات) و دعوا از قرارداد ناشی شده، خواهان میتواند به انتخاب خود دادگاه محل انعقاد قرارداد یا محل اجرای تعهد را هم برگزیند (ماده ۱۳). اگر مبیع ملک است، دعوای استرداد آن دعوای راجع به مال غیرمنقول است و باید در دادگاه محل وقوع ملک طرح شود (ماده ۱۲)، حتی اگر خوانده جای دیگری ساکن باشد. دعوا در دادگاه عمومی حقوقی رسیدگی میشود؛ اگر بهای خواسته تا نصاب مقرر در قانون شوراهای حل اختلاف ۱۴۰۲ برای دادگاه صلح باشد، دفتر خدمات قضایی آن را به دادگاه صلح ارجاع میدهد. دفتر خدمات الکترونیک قضایی پرونده را به مرجع صالح ارجاع میکند، اما ثبت در حوزهٔ اشتباه یعنی قرار عدم صلاحیت و چند هفته اتلاف وقت.
بهای خواسته: این دعوا مالی است و هزینهٔ دادرسی و امکان تجدیدنظر بر اساس بهای خواستهای است که در دادخواست قید میکنید (ماده ۶۱). در دعاوی راجع به اموال، بهای خواسته مبلغی است که خواهان تعیین میکند و اگر خوانده تا جلسهٔ اول ایراد نکند همان ملاک است (بند ۴ ماده ۶۲)؛ در صورت اختلاف مؤثر، دادگاه با نظر کارشناس تعیین میکند (ماده ۶۳). تقویم خیلی پایین ممکن است حق تجدیدنظر را به خطر بیندازد و تقویم بالا هزینهٔ دادرسی را بیدلیل زیاد میکند؛ برای ملک، رویهٔ دادگاهها معمولاً ارزش منطقهای را ملاک هزینه میگیرد. وکیل این رقم را با توجه به نوع مبیع و استراتژی پرونده تعیین میکند.
اگر پیشدستی شدهاند: وقتی خریدار قبلاً علیه شما دعوای الزام به تحویل یا تنظیم سند طرح کرده، دادگاه همان دعوا مرجع شماست: فسخ را بهعنوان دفاع میگویید (ماده ۱۴۲) و برای استرداد، دادخواست متقابل تا پایان جلسهٔ اول میدهید (ماده ۱۴۳) تا هر دو با هم رسیدگی شود (ماده ۱۴۱).
هزینههای دعوای تنفیذ فسخ قرارداد و استرداد مبیع
هزینهها را از هم جدا کنید تا غافلگیر نشوید:
- هزینهٔ دادرسی: دعوا مالی است و هزینهٔ آن درصدی از بهای خواسته طبق تعرفهٔ سالانه است (ماده ۵۰۳ ق.آ.د.م به ماده ۳ قانون وصول برخی از درآمدهای دولت ارجاع میدهد). چون دو خواسته دارید (تأیید فسخ و استرداد مبیع)، نحوهٔ تقویم هر یک در محاسبه مؤثر است؛ در رویه، وقتی استرداد مبیع نتیجهٔ مستقیم فسخ است، معمولاً یک بهای خواسته برای هر دو نوشته میشود. اگر توان پرداخت ندارید، میتوانید ضمن دادخواست، اعسار از هزینهٔ دادرسی بخواهید.
- هزینهٔ اظهارنامه: ارسال اظهارنامهٔ فسخ از طریق دفتر خدمات قضایی هزینهٔ اندکی طبق تعرفه دارد و باید پیش از دادخواست انجام شود.
- کارشناسی: اگر خیار شما غبن یا عیب است یا بر سر بهای خواسته اختلاف شود، دادگاه کارشناس تعیین میکند و دستمزد او ابتدا بر عهدهٔ کسی است که کارشناسی به نفع اوست (معمولاً خواهان) و در پایان جزو خسارات دادرسی قابل مطالبه است.
- تأمین خواسته یا دستور موقت: اگر میترسید خریدار مبیع را پیش از حکم به دیگری منتقل کند، همراه دادخواست درخواست تأمین خواسته (ماده ۱۰۸) میدهید؛ اگر دعوا مستند به سند رسمی نباشد و دلیلی بر تضییع ندارید، باید خسارت احتمالی به تشخیص دادگاه بسپارید که بعداً برمیگردد.
- ابطال تمبر وکالتنامه: اگر وکیل در پرونده حاضر شود، تمبر مالیاتی وکالتنامه طبق تعرفه جداگانه است.
دستمزد تنظیم دادخواست جدا از همهٔ اینهاست و خودِ وکیل آن را پیش از پرداخت در همان گفتوگو اعلام میکند. اگر دعوا را ببرید، هزینهٔ دادرسی و حقالوکاله طبق تعرفه بهعنوان خسارات دادرسی از خوانده قابل مطالبه است.
مدارکی که برای تنظیم دادخواست از شما میخواهیم
- کارت ملی خواهان و ثبتنام در سامانهٔ ثنا؛ در صورت وکالت، وکالتنامه.
- قرارداد یا مبایعهنامه با همهٔ صفحات و شروط؛ اگر شرط فسخ یا شرط فعل دارد، وکیل همان بند را مستند دادخواست میکند. اگر قرارداد شفاهی بوده، شواهد وقوع بیع (پیامک، شهود، رسید).
- دلیل تحقق خیار: چک برگشتی یا عدم واریز ثمن در موعد (برای تأخیر ثمن و تخلف شرط)، نظریهٔ کارشناس یا استعلام قیمت (برای غبن)، مدارک تخلف خریدار از شرط، یا هر دلیلی که نشان دهد خیار در زمان فسخ وجود داشته.
- اظهارنامهٔ فسخ و رسید ابلاغ آن (ماده ۱۵۶ ق.آ.د.م)، یا پیامها و نامههایی که اعلام فسخ را با تاریخ نشان میدهند. اگر هنوز فسخ را اعلام نکردهاید، وکیل متن اظهارنامه را هم راهنمایی میکند.
- مشخصات دقیق مبیع و محل آن: پلاک ثبتی ملک، شمارهٔ انتظامی و شاسی خودرو، یا فهرست و مشخصات کالا و محل نگهداری — برای اینکه حکم استرداد قابل اجرا باشد.
- وضعیت ثمن دریافتی: چقدر گرفتهاید و چگونه، تا استرداد دوطرفه در دادخواست درست تنظیم شود.
- اگر خریدار قبلاً علیه شما دادخواست داده، شمارهٔ پرونده و تاریخ جلسهٔ اول — مهلت دعوای متقابل تا پایان همان جلسه است (ماده ۱۴۳).
مراحل ثبت و رسیدگی به دادخواست تنفیذ فسخ و استرداد مبیع
- ۱بررسی خیار و اعلام فسخوکیل متن قرارداد و رفتار طرف را با خیارات ماده ۳۹۶ تطبیق میدهد، بررسی میکند خیار ساقط نشده باشد (مواد ۴۲۰، ۴۴۸ و ۴۵۰) و اگر هنوز فسخ را اعلام نکردهاید، متن اظهارنامهٔ فسخ (ماده ۱۵۶ ق.آ.د.م) را تنظیم میکند. این مرحله پیش از دادخواست است و تاریخ آن مبنای همهچیز میشود.
- ۲تنظیم متن دادخواستمشخصات طرفین، خواستهٔ اول «تأیید و تنفیذ فسخ قرارداد مورخ … به استناد خیار …» و خواستهٔ دوم «الزام خوانده به استرداد مبیع (با مشخصات کامل)»، بهای خواسته، شرح قرارداد و تخلف، تاریخ اعلام فسخ، دلایل و منضمات، و در صورت نیاز ستون «قرار تأمین خواسته» برای جلوگیری از انتقال مبیع.
- ۳ثبت در دفتر خدمات الکترونیک قضاییبا کارت ملی و مدارک به دفتر خدمات مراجعه میکنید؛ دادخواست ثبت و به دادگاه صالح ارجاع میشود و ابلاغها از طریق ثنا میآید. هزینهٔ دادرسی بر اساس بهای خواسته همانجا محاسبه میشود.
- ۴تعیین وقت و جلسهٔ رسیدگیدادگاه وقت رسیدگی تعیین و به طرفین ابلاغ میکند. در جلسهٔ اول، خوانده معمولاً یا منکر خیار است، یا مدعی اسقاط آن، یا ادعا میکند فسخ به او اعلام نشده؛ پاسخ هر سه باید از قبل در لایحه آماده باشد. اگر لازم شد، دادگاه قرار کارشناسی (قیمت، عیب) صادر میکند.
- ۵صدور رأیدادگاه اگر خیار و اعلام فسخ را احراز کند، حکم به تأیید فسخ و الزام خوانده به استرداد مبیع میدهد؛ اگر عین مبیع قابل استرداد نباشد، بسته به خواستهٔ شما به بدل یا قیمت حکم میکند. رأی در دعوای مالی بالاتر از نصاب ماده ۳۳۱ ظرف بیست روز قابل تجدیدنظر است (ماده ۳۳۶).
- ۶قطعیت و اجرای حکمپس از قطعیشدن، درخواست صدور اجراییه میدهید؛ اجرای احکام خوانده را به تحویل مبیع ملزم میکند و اگر تحویل ندهد، مبیع با معرفی شما توقیف و تحویل میشود. همزمان باید ثمنی را که گرفتهاید برگردانید.
بعد از صدور حکم تأیید فسخ و استرداد مبیع چه میشود؟
اجرای بخش استرداد: حکم تأیید فسخ اعلامی است و اجرا ندارد؛ آنچه اجرا میشود، محکومیت خوانده به استرداد مبیع است. پس از قطعیت و صدور اجراییه، اگر خوانده مبیع را تحویل ندهد، اجرای احکام با معرفی محل مال، آن را توقیف و به شما تحویل میدهد. برای خودرو، با نامهٔ اجرا به راهور سند و پلاک به نام شما برمیگردد؛ برای ملکی که سند رسمی به نام خریدار شده، پس از تأیید فسخ باید ابطال یا اصلاح سند هم پیگیری شود — اگر از ابتدا بهعنوان خواستهٔ سوم در همین دادخواست نوشته شود، دعوای دوم لازم نیست.
منافع و نماآت: فسخ اثر گذشتهنگر ندارد؛ قانون مدنی در بیع شرط همین را تصریح کرده است — مبیع «از حین فسخ» به فروشنده برمیگردد و نماآت و منافع میان عقد تا فسخ مال مشتری است (ماده ۴۵۹). پس منافعی که خریدار تا روز فسخ برده مال اوست و برای فاصلهٔ فسخ تا تحویل میتوانید اجرتالمثل بخواهید. اگر خریدار روی مبیع هزینه کرده یا ارزش آن را افزایش داده، مشابه قاعدهٔ اقاله در ماده ۲۸۸، مستحق مطالبهٔ آن میشود — اینها را بهتر است در همان دادخواست یا پاسخ به دعوای متقابل او پیشبینی کنید.
تکلیف ثمن: فسخ دوطرفه اثر میکند؛ شما ملزم به پسدادن ثمن دریافتی هستید و در عمل دادگاهها تحویل مبیع را با استرداد ثمن همزمان میکنند یا خوانده آن را متقابلاً مطالبه میکند. آمادگی مالی برای این بخش را از ابتدا داشته باشید.
اگر مبیع از دست رفته: وقتی خریدار مبیع را به ثالث فروخته یا تلف شده، حکم استرداد عین اجرا نمیشود و باید بدل (مثل یا قیمت روز) مطالبه شود؛ اگر این را در دادخواست اول بهصورت تبعی نخواسته باشید، دعوای جدید لازم است. وکیل معمولاً خواسته را به شکل «استرداد عین و در صورت عدم امکان، پرداخت قیمت روز» مینویسد تا این مسیر باز بماند.
تجدیدنظر و دفاعهای طرف مقابل در دعوای تأیید فسخ
تجدیدنظر: این دعوا مالی است؛ اگر بهای خواسته از نصاب ماده ۳۳۱ بیشتر باشد (که تقریباً همیشه هست)، حکم ظرف بیست روز از ابلاغ برای مقیمان ایران و دو ماه برای مقیمان خارج قابل تجدیدنظر در دادگاه تجدیدنظر استان است (مواد ۳۳۴ و ۳۳۶). حکم مستند به اقرار در دادگاه یا به نظر کارشناسی که طرفین کتباً آن را قاطع دعوا قرار دادهاند قابل تجدیدنظر نیست (تبصرهٔ ماده ۳۳۱). اگر حکم غیابی باشد، خوانده اول حق واخواهی دارد و مهلت تجدیدنظر از پایان مهلت واخواهی شروع میشود.
دفاعهایی که باید برایشان آماده باشید:
- خیار نداشتید یا ساقط شده: مثلاً خریدار میگوید ثمن را در موعد داده، یا شما پس از آگاهی از غبن ماهها صبر کردهاید (ماده ۴۲۰)، یا در قرارداد «اسقاط کافهٔ خیارات» امضا کردهاید (ماده ۴۴۸).
- امضای فعلی: شما بعد از علم به خیار، تصرفی کردهاید که نشان رضایت به معامله است — مثلاً باقیماندهٔ ثمن را مطالبه کردهاید؛ در خیار تأخیر ثمن، مطالبهٔ ثمن با قرینهٔ التزام به بیع خیار را ساقط میکند (ماده ۴۰۳).
- فسخ اعلام نشده یا تاریخ آن معلوم نیست: اینجاست که اظهارنامه کار شما را راحت میکند.
- دعوای متقابل خریدار: او ممکن است متقابلاً الزام شما به تنظیم سند یا تحویل باقی مبیع را بخواهد؛ هر دو دعوا با هم رسیدگی میشود (ماده ۱۴۱).
پاسخ به این دفاعها باید از قبل در دادخواست و لایحهٔ جلسهٔ اول چیده شود؛ دعوایی که در جلسهٔ اول غافلگیر شود، معمولاً در تجدیدنظر هم جبران نمیشود.
اشتباههای رایجی که وکیل جلوی آنها را میگیرد
- خواستن «فسخ» از دادگاه: نوشتن «صدور حکم به فسخ قرارداد» بهجای «تأیید فسخ» اشتباه رایجی است؛ فسخ حق شماست و با اعلام شما واقع میشود (ماده ۴۴۹). دادگاهها چنین دادخواستی را گاهی رد میکنند یا ماهها معطل اصلاح میشود.
- فسخ بدون اعلام قابل اثبات: فسخ در دل شما یا در یک تماس تلفنی، در دادگاه اثبات نمیشود. اظهارنامه (ماده ۱۵۶ ق.آ.د.م) پیش از دادخواست، تاریخ فسخ را مستند میکند.
- از دست دادن فوریت خیار: غبن، عیب، تدلیس و رؤیت فوریاند (مواد ۴۱۵، ۴۲۰، ۴۳۵ و ۴۴۰)؛ چند ماه مذاکره و بعد فسخ، معمولاً به «سقوط خیار» میانجامد.
- استناد به خیار تأخیر ثمن در جای اشتباه: این خیار فقط وقتی است که نه مبیع تسلیم شده و نه ثمن پرداخت شده و موعدی تعیین نشده (ماده ۴۰۲)؛ اگر مبیع را تحویل دادهاید، دیگر خیار تأخیر ندارید (ماده ۴۰۴) و باید به شرط قراردادی یا الزام به پرداخت ثمن (ماده ۳۹۵) تکیه کنید.
- فراموشکردن استرداد مبیع یا بدل آن: دادخواستی که فقط تأیید فسخ میخواهد، حکمی اعلامی میگیرد که مال را به شما برنمیگرداند؛ و اگر «در صورت عدم امکان استرداد، قیمت روز» نوشته نشود، با فروش مبیع به ثالث (ماده ۴۵۵) دعوای سوم لازم میشود.
- ندیدن شرط اسقاط خیارات: عبارت چاپی «با اسقاط کافهٔ خیارات ولو خیار غبن فاحش» در بسیاری از مبایعهنامهها هست (ماده ۴۴۸)؛ وکیل بررسی میکند کدام خیار همچنان برای شما باقی مانده است.
- دیر رسیدن به دعوای متقابل: اگر خریدار قبلاً علیه شما طرح دعوا کرده، استرداد را فقط تا پایان جلسهٔ اول میتوان بهصورت متقابل خواست (ماده ۱۴۳)؛ بعد از آن باید دعوای جداگانه داد.