سلام و عرض ادب
از حیث دستنوشته ای که مسئولیت حقوقی و کیفری امر با شماست؛ اقدامی متصور نیست چون شما در معامله پدرتان با معامل، صاحب سمت نبوده و نیستید که مسئولیتی داشته باشید و لذا خطری متوجه شما نیست.
اما این مطلب که پشت مبایعه نامه جدید نوشته اید مبایعه نامه قبلی اقاله، باطل و بلاثر شده است محل اشکال است؛ دقت کنید که شما در عمل، عقد فروش (بیع ملک) را باطل نکرده اید بلکه فقط مبایعه نامه دستنویس پارسال را بلااثر دانسته و دوباره با توافق طرفین، همان مفاد عقد فروش (بیع سابق) را مجددا در قالب یک بیع نامه جدید مکتوب نموده اید اما متاسفانه آنچه که شما شخصا و بدون اطلاعات حقوقی صحیح و بصورت ناشیانه پشت برگه مبایعه نامه مکتوب نموده اید از لحاظ اصطلاحات حقوقی، به این معنی است که عقد بیع منعقده سابق را از بین برده اید و مجددا عقدی منعقد کرده اید چون لفظ (اقاله) ناظر به خود عقد است نه ناظر به برگه مبایعه نامه! درواقع کلمه ( اقاله) به معنای تفاسخ یا فسخ دوطرفه و ازبین بردن توافقی خود عقد بیع و قرارداد است نه ناظر به بی اثر کردن فیزیک یک برگه مبایعه نامه و بین اقاله خود عقد با باطل دانستن نوشته مکتوب بیع نامه، تفاوت حقوقی وجود دارد و اثرات حقوقی و قانونی آن کاملا با هم متفاوت است که شما به آن توجه نکرده اید!
وقتی پشت مبایعه جدید مکتوب شده باشد که قبلی اقاله شد، در عالم حقوق به این معنی است که خود عقد قبلی با توافق طرفین از بین رفته نه اینکه فقط برگه مبایعه نامه باطل شده باشد! و لذا وکالتنامه ای که طبق عقد سابق به پدر شما داده شده بوده است نیز خودبخود منفسخ و بلاثر شده است هرچند که شما مجدد مبایعه نامه ای به همان تاریخ پارسال منعقد کرده باشید و وکالتنامه سابق نیز از حیث تاریخ با آن مطابقت داشته باشد.
از آنجا که الفاظ عقود محمول است بر معانی عرفیه و طرفین عقد؛ علاوه بر التزام به چیزی که در آن تصریح و مکتوب شده و هم به کلیه نتایجی که هم به موجب عرف و عادت و هم به موجب قانون از آن حاصل میشود، ملزم میباشند لذا این مطلب درج کلمه (اقاله)، اگرچه در ظاهر امر و تا وقتی بین طرفین مشکل و اختلافی وجود نداشته باشد، برای شما مشکلی ایجاد نمیکند چون مبایعه نامه ای به همان تاریخ قبلی وجود دارد که وکالتنامه بر آن منطبق است اما اگر بهردلیلی بعدها برای گرفتن سند ملک یا بهرعلت دیگر بین خریدار و فروشنده اختلافی حادث شود، طرف مقابل میتواند نزد مرجع قضایی به جمله مکتوب غیرحرفه ای خلف مبایعه نامه استناد کند و در دادگاه مدعی شود که عقد بیع سابق بر اثر اقاله، تفاسخ پیدا کرده بوده و لذا وکالتنامه موجود نیز اگر برای اقدام روی مفاد آن عقد اعطا شده بوده، به تبع اقاله آن عقد، منفسخ و بلااعتبار است و با اثبات این امر، اگر بر اثر استفاده از همان وکالتنامه، سند به نام پدرتان منتقل شود، بدلیل منفسخ شناخته شدن وکالتنامه، سند اخذ شده نیز به حکم دادگاه قابل ابطال خواهد بود.
به زعم بنده، احتیاط عقلی حکم میکند که با توجه به جمله غیرحرفه ای که شما ندانسته با درج کلمه (اقاله) در پشت مبایعه نامه مکتوب کرده اید؛ لازم است برای مبایعه نامه جدید، وکالتنامه جدید به تاریخی متفاوت و بعد از وکالتنامه قبلی منعقد نمایید یا با توجه به اینکه نوشته شده امسال اقاله شد، وکالتنامه به تاریخ همین امسال اخذ شود به این معنی که با توافق طرفین بیع قبلی اقاله شده و مجدد امسال، بیعی با قید اجل تاثیر عقد مقدم بر تاریخ انعقاد، تحقق پیدا کرده و مجددا هم وکالتنامه ای برای آن صادر شده است تا هرگونه خطر احتمالی و هرگونه تبعات حقوقی و قانونی غیرمطلوب از این معامله دفع گردد مگر اینکه متن وکالتنامه توسط وکیل بررسی و تایید گردد که وکالتنامه صادره برای اقدام روی عقد بیع منعقده صادر نشده بلکه یک وکالتنامه فروش است که بطور مطلق برای فروش این ملک توسط وکیل (خریدار) به هرکس ولو به خود تنظیم یافته است که دراینحالت، وکالتنامه بلااشکال بوده و لازم به تعویض آن نیست.