موضوعتان را بگویید، در چند ثانیه به وکیلِ در دسترس میرسید
لطفاً اتصال اینترنت خود را بررسی کنید.
آیا هبه بصورت مشاع اعتبار دارد؟
پرسیده شده ۱۰ ماه پیش
۵۱ پاسخ ثبت شده
باسلام و احترام
از متن هبه: به مساحت ۲۰۰۰ متر از زمین زراعتی واقع در روستای x از ملک شخصی اینجانب x مساحت زراعی فوق را در مورخه ۷ دی ۷۷ با حضور معتمدین به طور دائمی به عروس خودم به نام y واگذار نمودم. انشالله تعالی از حال تاریخ تا مادامالعمر ارضی و ایمانی زمین زراعی فوق از مال عروسم باشد و از زمین ذکر شده خلع ید دائمی نمودهام. هیچگونه اعتراض ارضی ایمانی نسبت به زمین ذکر شده ندارم.
طبق متن بالا، پدرشوهر زمینی به عروس خود در جلسه خواستگاری و مقدمات ازدواج داده است که از زمین زراعی خود ذکر شده اما حدود اربعه آن مشخص نیست. به نوعی مال به صورت مشاع اعطا شده است.
اما عروس تا سال ۹۰ در زمینهای زراعتی پدرشوهر همراه شوهر خود سالیان سال بهرهبرداری میکردند و سهم برنج خود را دریافت میکردند. آیا میتوان استناد کرد که هبه بهصورت مشاع بوده و قبض و اقباض هم بهصورت مشاع صورت گرفته؟ (چون قانون کلی نظر داده و جزیی وارد چنین مسئلهای نشده) و معامله صحیح است.
و از آنجایی که داخل متن بهصورت کامل از خود خلع ید نموده، حق رجوع را هم از خود سلب کرده و حالا پدرشوهر که فوت کرده، زمین توسط سایر ورثه تصرف شده است.
و آیا راهی برای چنین متنی هست که به صلحنامه یا واگذارنامه تعبیر شود، چون در متن نوشته شده بهطور دائمی واگذار نمودهام؟ به این مضمون که در ازای عروس خانواده شدن این مورد واگذار گردید به خانم y یا بهصورت صلحنامه در نظر گرفته شود که مورد و مشکل قبض و اقباض پیش نیاید؟
پیشاپیش ممنون از پاسخگویی شما عزیزان.
جمعبندی پاسخ وکلاهوش مصنوعی
وکلا بر این نظرند که هبه به صورت مشاع و با تصرف و بهرهبرداری محقق شده و معتبر است و برای پس گرفتن زمین تصرفشده توسط ورثه، میتوان دادخواست رفع تصرف داد.
با این حال، نتیجه پرونده در دادگاه بستگی مستقیمی به ارزیابی دقیق متن واگذاری و اثبات سابقه تصرف دارد.
مجتبی شعبانی قلعه نوآنلاینوکیل پایه یک مرکز وکلای قوهقضاییه·۴٫۹
پاسخ هوشمند بنیاد وکلاهوش مصنوعی
اعتبار هبه مشاع و دادخواست رفع تصرف
با توجه به بهرهبرداری طولانیمدت از زمین و تصریح به خلع ید دائمی، هبه به درستی واقع شده و قبض ملک صورت گرفته است. همچنین واگذاری دائمی در زمان حیات نشاندهنده تحقق معامله و اسقاط حق رجوع است. با توجه به تصرف زمین توسط سایر ورثه، مسیر قانونی پیشرو ثبت دادخواست رفع تصرف در مراجع قضایی است.
این پاسخ بهصورت خودکار تولید شده و جای مشاورهی حقوقی با وکیل را نمیگیرد؛ پاسخهای وکلا در ادامه آمده است.
عبارات «واگذاری دائمی»، «خلع ید دائمی» و «اسقاط حق اعتراض»، دلالت بر قصد طرفین بر ایجاد یک عقد لازم (صلح) دارد، نه هبه جایز. طبق ماده ۲۲۴ قانون مدنی، الفاظ عقود محمول بر معانی عرفیه است و عرف، این عبارات را به معنای انتقال قطعی و غیرقابلرجوع میداند.رداشت محصول تا سال ۹۰، «اماره قضایی» قطعی بر وقوع قبض و اقباض (ولو به صورت مشاع) است. در عقد صلح نیز لزوم قبض به شدت هبه نیست و صرف وقوع تراضی برای صحت آن کفایت میکند.دادخواست خود را با عنوان «تایید و تنفیذ صلحنامه عادی و اثبات مالکیت» ثبت کنید. در لایحه دفاعیه تاکید کنید که چون متوفی در زمان حیات، ملک را طی عقد صلح لازم واگذار کرده، این مال از ماترک خارج شده و ورثه حق هیچگونه تعرضی ندارند.
سلام....با توجه به توضیحات و قرائن ارائهشده، ارکان و شرایط قانونی عقد هبه بهطور کامل رعایت گردیده و این عقد به شکل صحیح و معتبر منعقد شده است، بهنحوی که از حیث حقوقی ایرادی بر صحت وقوع آن وارد نیست و آثار قانونی مربوط به هبه بر آن مترتب میگردد.
با سلام
بله، هبه مال مشاع صحیح است. بهرهبرداری طولانیمدت (قبض مشاع) و فوت واهب، عقد را لازم کرده و مانع رجوع ورثه است.
ضمنا، برای رفع مشکل قبض، میتوانید با استناد به عبارت "دائمی واگذار نمودم"، آن را به صلحنامه تفسیر کنید که نیازی به قبض ندارد.
پیشنهاد میشود جهت اطلاع کافی از حقوقتان و اقدامات موفق از مشاوره تلفنی یا آنلاین بهره مند شوید تا کامل و دقیق راهنمایی تان کنم.
با توجه به توضیحات و قرائن ارائهشده، ارکان و شرایط قانونی عقد هبه بهطور کامل رعایت گردیده و این عقد به شکل صحیح و معتبر منعقد شده است، بهنحوی که از حیث حقوقی ایرادی بر صحت وقوع آن وارد نیست و آثار قانونی مربوط به هبه بر آن مترتب میگردد.
با سلام باید مشخص گردد نوع واگذاری در قالب کدامیک از عقود اسلامی است چون اثار متفاوتی دارند اگر هبه باشدقابل رجوع است ولی صلح شاید شرایط متفاوتی داشته باشد ولی در زمان زنده بودن وقتی تسلیم نموده باشد و با علم و اراده واقعی باشد بنظر صحیح و غیر قابل رجوع است
مهدی حمیدی
۸ ماه پیش
وکیل پایه یک مرکز وکلای قوهقضاییه
۵٫۰·۴۱ مشاوره موفق
بله، هبه مال مشاع صحیح است. بهرهبرداری طولانیمدت (قبض مشاع) و فوت واهب، عقد را لازم کرده و مانع رجوع ورثه است.
ضمنا، برای رفع مشکل قبض، میتوانید با استناد به عبارت "دائمی واگذار نمودم"، آن را به صلحنامه تفسیر کنید که نیازی به قبض ندارد.
با سلام کاربر گرامی عقدی که بین عروس و پدر همسرش منعقد شده هبه معوض بوده که هم عوض( عروس خانواده شدن) و هم قبض( تصرف عروس در طی سالیان و برداشت محصول بدون مخالفت سایر شرکا)به درستی صورت گرفته و وراث پدر شوهر نمیتوانند ادعایی داشته باشند.
این توافق یا نوشته،از نظر حقوقی یا هبه صحیح مال مشاع است یا با توجه به عبارات «واگذاری دائمی» و «خلع ید دائمی» میتواند صلح بلاعوض و انتقال قطعی و لازم تلقی شود. هبه مال مشاع با تعیین مقدار (۲۰۰۰ متر) صحیح است و عدم ذکر حدود اربعه موجب بطلان نیست. بهرهبرداری مشترک عروس و شوهر از زمین و دریافت محصول تا سال ۱۳۹۰، قبض و اقباض عرفی و مشاع را در زمان حیات واهب محقق میکند و ایراد عدم قبض را منتفی میسازد. با تحقق قبض و نیز فوت واهب، حق رجوع ساقط شده و زمین از ترکه خارج است. بنابراین تصرف فعلی سایر وراث فاقد مبنای قانونی بوده و عروس میتواند با استناد به این سند، دعوای اثبات مالکیت و خلع ید مطرح کند.
با وقوع عقد هبه عروس و پدر شوهر مالک مشاعی مال موضوع هبه شدهاند و با توجه به اینکه پس از وقوع عقد نیز عروس در ملک تصرف داشته به معنای قبض هبه میباشد فلذا عقد هبه به صورت صحیح واقع شده است
سلام
هبه صحیح است و بعد فوت واهب قابل رجوع و برگشت نمیباشد
و شما مالک مشاعی آنچه به شما هبه شده هستید
و طبق همان گواهیرمیتوانید درخواست سند و افراز نمائید
مستند مذکور، به دلیل تصریح بر "واگذاری دائمی" و "خلع ید"، از حیث ماهوی یک "عقد صلح در مقام هبه" محسوب میشود که طبق ماده ۷۶۰ قانون مدنی، عقدی لازم و غیرقابلرجوع است. از آنجا که در عقد صلح، برخلاف هبه، "قبض و اقباض" شرط صحت نبوده و ابهام در مورد معامله (مشاع بودن) مخل اعتبار عقد نیست، این واگذاری از تاریخ تنظیم، قطعی تلقی شده و فوت مصالح (پدرشوهر) خللی به مالکیت متصالح (عروس) وارد نمیکند
با سلام و احترام؛ با توجه به فوت واهب، عقد هبه قطعی شده و حق رجوع برای ورثه ساقط است؛ همچنین با عنایت به عبارت واگذاری دائمی، این متن میتواند صلحنامه تلقی گردد که مطابق قانون مدنی، ابهام در حدود اربعه در اموال مشاع خللی به صحت آن وارد نمیکند و بهرهبرداری عملی عروس تا سال ۹۰، امارهای قاطع بر وقوع قبض و تملک قانونی است.
کاربر بنیاد وکلا
۳ ماه پیش
سلامبا توجه به متن سند و نحوه تصرف، میتوان استدلال کرد هبه به صورت مشاع انجام شده و قبض و اقباض نیز با بهره برداری مشترک و دریافت سهم محصول محقق شده است، بنابراین هبه صحیح است. همچنین عبارات واگذار نمودم، خلع ید دائمی و هیچگونه اعتراضی ندارم، قرینه بر قصد انتقال قطعی مالکیت است.
با سلام و احترام
در هبه ملاک این هست که هدیه دهنده مالک باشه در فرض سوال شما پدر شوهرتون مالک بوده حتی مشاعی و در حیات خودش از هبه رجوع نکرده با توجه به اینکه قبض و انقباض هم رخ داده عقد هبه کامل هست و ورثه نمیتونن از شما بگیرند نیازی هم به سایر عقود ازجمله صلح نیست
باسلام
با توجه به متن هبه و شرایط ذکر شده، میتوان با استناد به بهرهبرداری مشاعی سابق و تصریح به واگذاری دائمی، ادعا کرد هبه به صورت مشاع صحیحا واقع شده و حق رجوع ساقط شده است
درود
با توجه به توضیحات شما عقد هبه منعقد شده و قبض هم صورت گرفته،میتوانید دادخواست رفع تصرف بدهید ولی برای بهتر نتیجه گرفتن توصیه میشود با یک وکیل مشاوره نمایید.