موضوعتان را بگویید، در چند ثانیه به وکیلِ در دسترس میرسید
لطفاً اتصال اینترنت خود را بررسی کنید.
تلفن تماس:
شما میتوانید درخواست ارزیابی حقوقی خود را بطور مستقیم برای ارسال کنید و در کوتاهترین زمان ممکن از ایشان پاسخ
بگیرید.
لطفا دقت داشته باشید، شما در هر روز تنها
میتوانید ۳
درخواست ارزیابی حقوقی رایگان ویا ارتباط مستقیم با متخصص ثبت نمایید.
همچنین دقت داشته باشید درصورت عدم انتخاب متخصص، پیام شما برای تمامی متخصصان ارسال شده و ایشان
می توانند ارزیابی خود را از درخواست شما مطرح نمایند.
پدربزرگ من طی یک مبایعهنامهای آمده تمام اموال منقول و غیرمنقول خودش را به عموی من میفروشد. حالا اینکه این صوری بوده یا نه بماند چون بعد فوت پدر من میان بین خودشان معادل سهم حقوقی وراثی به صورت مبایعهنامه میفروشند به برادر و خواهرها. بگذریم...
بعد در متن مبایعهنامه حدود اربعه هم مشخص نیست، صرفا ذکر شده زمین شالی به متراژ فلان و خانه و محوطه معین با تمام متعلقات و امتیازات. مبلغ آن هم تمام و کمال نقدا دریافت گردید، ۲۷ میلیون نقد در سال ۸۹.
و تمام وراث هم مبایعهنامه را امضا و اثر انگشت زدهاند در قسمت شهود. پدر من هم امضا زده و پدرم هم از پدر خودش سالها قبل زمین و شالیای که در کنار همین زمینهاست را دریافت میکند بهصورت هبه و چندین سال در تصرفش بوده تا که فوت میکنند بعد.
حالا عموی ما طبق همان مبایعهنامه زمینهای پدر من را هم تصرف کرده و فروخته و بین خودشان هم تقسیم کرده باقی را (به خواهر و برادرهای دیگر فروخت و پدر من چون زودتر از پدرش فوت کرد از ارث قانونا محروم شدیم) همانهم که مال پدرم بوده را هم تصاحب کرد با آن مبایعهنامه که از پدر خودش داشته.
من میخواهم قانونا بروم دنبالش جهت اثبات مالکیت و....
به فرض اگر اینها آن مبایعه را آوردند وسط و ادعای فضولی بودن کردند، چه استدلالهایی برای ردش میشود شکل داد؟ در صورتی که اینجا موضوع مورد معامله اموال شخص خود پدربزرگم بوده به پسر خودش و پدر من هم همانند سایر وراث بهعنوان شاهد فروش اموال پدر خودش به برادر خودش بوده.
ماده ۲۵۶ قانون مدنی: هرگاه کسی مال خود و مال غیر را به یک عقدی منتقل کند یا انتقال مالی را برای خود و دیگری قبول کند معامله نسبت به خود او نافذ و نسبت به غیر فضولی است. اینجا گفته شده اما خب آن متن مبایعه کلی نوشته شده و بین مال خود شخص و دیگری تفکیکی قائل نشده و حدود اربعه نه مالک مشخصه نه ملک دیگری. صرف استناد به امضا و انگشت پدر من تصرف کردن.
سلام
در صورتیکه پدربزرگتان زمین را به پدر شما هبه نموده است و پس از چند سال طی مبایعه نامه همان زمین را به شخص دیگری مثلا عمو فروخته باشد و امضای پدرتان ذیل مبایعه نامه بعنوان شاهد تصریح شده باشد به نظر پدربزرگ رجوع از هبه نموده است و معامله صحیح است مگر اینکه اصالت نوشتجات و امضاها مورد تردید باشد که در این صورت از طریق شکایت و ارجاع به کارشناسی امکان بررسی وجود دارد
درود حتی اگر مبایعهنامه حدود اربعه دقیقی ندارد، میتوان با تجمیع اسناد دیگر و شهادت شهود معتبر اثبات کرد که مال پدربزرگ بوده و معامله فضولی نیست.
• اگر ادعای فضولی شد، شما میتوانید با استناد به تصرفات قبلی و مدارک هبه/مالکیت پدر شما نشان دهید که مال او در معامله نبوده است
باسلام
• حتی اگر مبایعهنامه حدود اربعه دقیقی ندارد، میتوان با تجمیع اسناد دیگر و شهادت شهود معتبر اثبات کرد که مال پدربزرگ بوده و معامله فضولی نیست.
• اگر ادعای فضولی شد، شما میتوانید با استناد به تصرفات قبلی و مدارک هبه/مالکیت پدر شما نشان دهید که مال او در معامله نبوده است
ادعای فضولی توسط عموی شما (طرف قرارداد) پذیرفته نیست، بلکه توسط مالک اصلی (شما) مطرح میشود.
برای اثبات مالکیت خود، باید ثابت کنید اموال هبهشده به پدرتان در زمان معامله جزو دارایی پدربزرگ نبوده است.
درود بر شما،
مدارک شما نیاز به بررسی دارد. موارد زیر اجمالا جهت بهره برداری اعلام می گردد:
متن ماده ۲۵۶ قانون مدنی
«هرگاه کسی مال خود و مال غیر را به یک عقدی منتقل کند یا انتقال مالی را برای خود و دیگری قبول کند، معامله نسبت به خود او نافذ و نسبت به غیر فضولی است.»
نکته کلیدی: این ماده در فرضی قابل اعمال است که، مال غیر معلوم و قابل تفکیک باشد و انتقالدهنده قصد انتقال مال غیر را داشته باشد.
در مبایعهنامه نوشته شده: «تمام اموال من» و نه «اموال من و دیگران» ، پس اساسا ارکان ماده ۲۵۶ شکل نگرفته.
قاعده ید و تصرف پدر شما، پدر شما سالها متصرف بوده و تصرف مسبوق به هبه که باید به آن استناد کنید.
در چنین شرایطی میتوان استدلال کرد که مبایعهنامهای که عموی شما به آن استناد میکند، صرفا ناظر به اموال پدربزرگ بوده و اموال پدر شما که قبلا به صورت هبه در اختیارش قرار گرفته و در تصرف او بوده، مشمول آن قرارداد نمیشود. بنابراین تصرف عموی شما نسبت به اموال پدر، معامله فضولی محسوب میشود و فاقد نفوذ است مگر با اجازه مالک اصلی (که در اینجا وجود ندارد).
سلام و رحمت
این پرونده وابسته به تفسیر امضاها، بررسی صحت هبه قبلی، و تعیین حدود عرفی و قانونی املاک است.دارای ابعاد مختلفی است که نیازمند بررسی دقیق اسناد و شواهد موجود میباشد.
مانا باشید
سلام کاربر گرامی
استدلال اصلی این است که مبایعهنامه مربوط به اموال پدربزرگ بوده و امضای پدر شما صرفا در مقام شاهد است نه بهعنوان فروشنده؛ بنابراین تصرف اموال اختصاصی پدر شما با استناد به آن مبایعهنامه فاقد وجاهت قانونی است و معامله نسبت به مال غیر فضولی محسوب میشود و نافذ نیست.
دوست عزیز بدون اطلاع از جزییات و بررسی مدارک و همینطور استدلال احتمالی مطروحه در دعوایی که ممکن است در آینده مطرح شود نمیتواند اساس دفاعیه را پی ریزی نمود!!
با سلام.
اگر پدربزرگ شما در زمان حیات بخشی از زمین ها را به پدرتان هبه کرده و بعدا با درج امضای پدر شما در مبایعه نامه ای پیرامون همان زمین ها به عنوان شاهد، پدربزرگتان آن را به اشخاصی دیگر فروخته است، این به معنای رجوع از هبه می باشد و به نظر می رسد دعوایی دیگر در این خصوص محلی از اعراب نداشته باشد. چون شخص اصیل (پدرتان) خود مدعی نبوده که وراث او (شما) بخواهند ادعایی داشته باشند.
شرایطی که توصیف کردید، یک پرونده کلاسیک «تعارض اسناد عادی» و «معامله فضولی» است. شما برای پیروزی در این دعوا باید روی دو محور اصلی تمرکز کنید: اول اثبات اینکه در زمان تنظیم مبایعهنامه (سال ۸۹)، آن زمین اصلا متعلق به پدربزرگ نبوده که بخواهد بفروشد، و دوم بیاعتبار کردن ادعای عمو مبنی بر اینکه «امضای پدرتان به معنای رضایت ایشان به فروش زمین خودش بوده است».
در ادامه استدلالهای حقوقی و فنی برای رد ادعای عمو و اثبات حقانیت شما آورده شده است:
۱. اصل استقلال امضای شاهد (رد ادعای تنفیذ)
عموی شما احتمالا استدلال میکند که پدرتان چون پای مبایعهنامه را امضا کرده، پس راضی به فروش زمین خودش بوده است. در پاسخ باید به رویه قضایی محاکم استناد کنید:
امضا به عنوان شاهد، نه مجیز (تاییدکننده): در حقوق ایران، امضای شاهد صرفا گواهی بر «وقوع معامله» بین طرفین است، نه تایید «محتوای معامله» یا رضایت به انتقال اموال خود شاهد. تا زمانی که در متن قرارداد صراحتا ذکر نشده باشد که «آقای X به عنوان مالک پلاک ثبتی ... ذیل این سند را به نشانه رضایت امضا میکند»، امضای ایشان هیچ بار حقوقی برای انتقال مالکیت خودش ندارد.
اصل عدم دلالت سکوت بر رضا: حضور پدر شما و سکوت ایشان (یا امضای شهادت) در مجلس معامله، طبق قواعد فقهی و حقوقی (لا ینسب لساکت قول) به معنای رضایت نیست، مگر اینکه قراین بسیار قوی وجود داشته باشد که در مورد یک مبایعهنامه کلی و مبهم، این قراین مفقود است.
۲. ابهام در مورد معامله (جهل به مبیع)
پاشنه آشیل مبایعهنامه عموی شما، «کلی بودن» و «عدم ذکر حدود اربعه» است.
انصراف به ما یملک: وقتی در قرارداد نوشته میشود «فروش تمام اموال منقول و غیرمنقول»، این عبارت به لحاظ حقوقی منصرف به اموالی است که در لحظه فروش، شرعا و قانونا در مالکیت فروشنده (پدربزرگ) بوده است.
استدلال: شما باید استدلال کنید که: «در سال ۸۹، زمین شالیزار مذکور اصلا در مالکیت پدربزرگ نبوده که مشمول عبارت "اموال من" شود. این زمین سالها قبل طی هبه و قبض و اقباض به پدر من منتقل شده بود. بنابراین، مبایعهنامه سال ۸۹ حتی اگر صحیح باشد، فقط شامل اموال باقیمانده پدربزرگ است، نه مال غیر (پدر من).»
۳. استناد به سابقه تصرف (اماره مالکیت)
مهمترین برگ برنده شما، تصرفات پدرتان قبل از سال ۸۹ و تا زمان فوت است.
ماده ۳۵ قانون مدنی: تصرف به عنوان مالکیت دلیل مالکیت است. اگر پدر شما سالها روی آن زمین کشاورزی میکرده، محصول را برداشت میکرده و همسایگان ایشان را مالک میدانستند، این «تصرف مالکانه» بر هر سند عادی متاخری برتری دارد.
تثبیت هبه: اگر هبهنامه کتبی ندارید، همین تصرف طولانیمدت پدرتان، دلیل بر «قبض» و صحت هبه است. شما باید با استشهادیه محلی (تایید همسایگان زمین) ثابت کنید که پدرتان سالها قبل از سال ۸۹ مالک و متصرف بوده است.
۴. دفاع در برابر ماده ۲۵۶ و بحث فضولی
اگر عموی شما اصرار کند که «نخیر، منظور پدربزرگ دقیقا همین زمین بوده»، آنگاه معامله نسبت به سهم پدر شما «فضولی» میشود.
تحلیل ماده ۲۵۶: این ماده میگوید اگر کسی مال خود و مال دیگری را با هم بفروشد، معامله نسبت به مال خودش صحیح و نسبت به مال دیگری «غیرنافذ» است.
رد و ابطال: معامله فضولی برای صحت نیاز به «تنفید» (اجازه) مالک دارد. امضای شاهد (پدرتان) تنفیذ محسوب نمیشود. حال که پدرتان فوت شده، حق «رد یا قبول» به ورثه (شما) رسیده است. شما میتوانید صراحتا اعلام کنید که «ما به عنوان قائممقام پدر، معامله فضولی پدربزرگ نسبت به سهمالارث خودمان را رد میکنیم». با رد شما، معامله نسبت به آن بخش باطل میشود.
پیشنهاد عملیاتی برای پیگیری
برای اینکه قانونا وارد عمل شوید، مسیر زیر پیشنهاد میشود:
تامین دلیل: قبل از هر کاری، از شورای حل اختلاف محل درخواست «تامین دلیل» کنید تا کارشناس وضعیت فعلی زمین و سابقه تصرفات (آثار کشت پدرتان) را ثبت کند.
جمعآوری استشهادیه: یک استشهادیه دقیق تنظیم کنید که ریشسفیدان و همسایگان گواهی دهند این زمین سالها در تصرف و مالکیت پدر شما بوده است.
طرح دعوی: دادخواستی با خواسته «اثبات مالکیت» (به استناد هبه و تصرف) و «ابطال مبایعهنامه فضولی» (نسبت به سهم پدرتان) و «خلع ید» علیه عمو تنظیم کنید.
در دادگاه روی این نکته پافشاری کنید که: "مبایعهنامه سال ۸۹ صرفا ناظر به اموال شخصی پدربزرگ بوده و امضای پدرم صرفا گواهی بر انتقال اموال خود پدربزرگ بوده است، نه تایید فروش زمین شخصی خودش."