موضوعتان را بگویید، در چند ثانیه به وکیلِ در دسترس میرسید
لطفاً اتصال اینترنت خود را بررسی کنید.
ماهیت سند اقرار و تأثیر آن بر ادعای وراث نسبت به ملک مشاع چیست؟
پرسیده شده ۲ ماه پیش
۲۹ پاسخ ثبت شده
یک خانوادهٔ چهارنفره (پدر، مادر و دو دختر) در بمباران همزمان شهید میشوند. وراث آنها، والدین طرفین (جد و جدهٔ پدری و مادری دو دختر) هستند. مادر مالک سهدانگ یک ملک بوده، اما پدر مالی نداشته است.
دو سال پس از شهادت، وراث در دفتر اسناد رسمی حاضر میشوند و سندی تنظیم میکنند. در این سند، والدین مادر اقرار میکنند که هر مال باقیمانده از مادر متعلق به ایشان (وراث مادر) است، و والدین پدر نیز اقرار میکنند که هر مال باقیمانده از پدر متعلق به وراث پدر است. حقوق فرضی نیز ضمن همین سند با صلح خاتمه یافته است.
اکنون دو سؤال مطرح است: اول، ماهیت حقوقی این سند چیست؟ دوم، با توجه به اینکه وراث پدر نیز فوت کردهاند و وراث آنها نسبت به سهدانگ ملک ادعا دارند، چگونه میتوان این سند را در مقابل ایشان مؤثر دانست؟ در یک پروندهٔ دستور فروش، قاضی اعلام کرده که ابتدا باید مالکیت نسبت به این ادعا اثبات شود.
جمعبندی پاسخ وکلاهوش مصنوعی
بیشتر وکلا این سند را ترکیبی از صلح رسمی و اقرار میدانند که حقوق متقابل و ترکه را تعیین تکلیف کرده و علیه وراث بعدی نیز معتبر است، هرچند برخی آن را صرفاً اقرار یا اظهار دانستهاند. همچنین به دلیل اختلاف در مالکیت و قواعد ارث در فوت همزمان، ابتدا باید مالکیت یا آثار صلح در دادگاه اثبات شود.
این یک رویکرد کلی است و نتیجه پرونده شما به عبارتهای دقیق سند و نحوه توارث در حادثه بستگی دارد.
زهرا فرجآنلاینوکیل پایه یک مرکز وکلای قوهقضاییه·۵٫۰
پاسخ هوشمند بنیاد وکلاهوش مصنوعی
ماهیت سند و اثر آن بر ادعای وراث
سند تنظیمشده در دفترخانه صرفاً یک اقرارنامه ساده نیست، بلکه با توجه به خاتمه یافتن ادعاها، ماهیت صلح رسمی حقوق ارثی همراه با اقرار را دارد. این سند رسمی نسبت به امضاکنندگان و وراث بعدی آنها که قائممقام محسوب میشوند معتبر و لازمالاتباع است. با این حال، به دلیل ادعای وراث طرف مقابل و لزوم شفافسازی قواعد ارث در فوت همزمان، دستور فروش ملک مشاع منوط به این است که ابتدا دعوای اثبات مالکیت یا اثبات آثار صند صلح در دادگاه رسیدگی و تعیین تکلیف شود.
منابع: قانون مدنی، مواد ۸۷۳، ۱۲۸۷، ۱۲۹۰ و ۱۲۹۲
این پاسخ بهصورت خودکار تولید شده و جای مشاورهی حقوقی با وکیل را نمیگیرد؛ پاسخهای وکلا در ادامه آمده است.
سلام و احترام
سند رسمی تنظیمشده صرفا اقرارنامه محسوب نمیشود، بلکه با توجه به تعیین تکلیف حقوق و ادعاهای ارثی و اسقاط حقوق فرضی، ماهیت آن در قالب عقد صلح رسمی بهمنظور تسویه و جلوگیری از اختلافات احتمالی همراه با اقرار می باشد. سهدانگ ملک در زمان فوت مادر داخل در ترکه ایشان قرار گرفته و فوت بعدی والدین پدر موجب ایجاد حق جدیدی برای ورثه آنان نسبت به عین ملک نمیشود. ورثه صرفا قائممقام حقوقی مورث خود هستند و بیش از حقوقی که در زمان حیات برای مورث مستقر بوده، حقی ندارند. در صورتی که والدین پدر در زمان حیات، حقوق و ادعاهای خود را نسبت به ترکه مادر به موجب سند رسمی صلح و تسویه کرده باشند، این حقوق قابل انتقال به ورثه فعلی آنان نخواهد بود. از این رو ادعای ورثه والدین پدر نسبت به سهدانگ ملک، بدون اثبات وجود حق باقیمانده برای مورث، فاقد مبنای مستقل است. در خصوص دستور فروش نیز، با توجه به وجود اختلاف در اصل مالکیت، ابتدا باید وضعیت حقوقی و اثر سند رسمی نسبت به ادعای طرفین بهطور قطعی تعیین تکلیف شود.
در این سوالی که طرح کردید چون احتمالا تقدم و تاخر فوت مطرح نباشد و طی بمباران همزمان شهید شده باشند و با فرض همین همزمانی فوت اعضای خانواده با دلیل معتبر طی یک بمباران احراز شود و عرض کردم تقدم یا تاخر فوت آنان معلوم نباشد طبق ماده ۸۷۳ قانون مدنی هیچکدام از آنان از دیگری ارث نمیبرد بنابراین سهدانگ متعلق به مادر ابتدا به وراث مستقیم خود یعنی والدین مادر میرسد و چون پدر مالی نداشته است والدین پدر نسبت به سهدانگ مادر اصولا مالکیتی پیدا نمیکنند؛ سند تنظیمشده در دفترخانه با توجه به مفاد آن میتواند هم اقرار رسمی والدین مادر به تعلق اموال مادر به خودشان و هم صلح حقوق احتمالی و اختلافات میان وراث تلقی شود و اگر در سند به طور روشن سهدانگ ملک یا حقوق ناشی از آن تعیین شده باشد به موجب مواد ۷۵۲ و ۷۶۰ قانون مدنی صلحی معتبر و لازم است و اقرارکنندگان نیز بر اساس مواد ۱۲۷۵ و ۱۲۸۷ قانون مدنی ملزم به مفاد اقرار رسمی خود هستند؛ پس از فوت آنان نیز وراثشان فقط همان حقوقی را به ارث میبرند که مورث در زمان فوت داشته و نمیتوانند بیش از آن ادعا کنند. برای اثرگذار کردن سند در پرونده دستور فروش باید زنجیره مالکیت از سند مالکیت مادر و گواهی انحصار وراثت و مدارک احراز فوت همزمان تا سند رسمی اقرار و صلح ارائه شود و چون مطابق ماده ۲۲ قانون ثبت اسناد و املاک دولت شخص ثبتشده را مالک میشناسد اگر درباره مالکیت سهدانگ اختلاف وجود دارد باید پیش از فروش با طرح دعوای مستقل اثبات و اعلام مالکیت و در صورت وجود تعارض ابطال سند یا اصلاح عملیات ثبتی از مرجع صالح درخواست شود و سپس نتیجه قطعی آن به پرونده دستور فروش ارائه گردد زیرا دستور فروش جای رسیدگی ماهوی به مالکیت نیست. موفق باشید 💐
بااحترام این سند را باید از روی متن دقیقش تحلیل کرد اما با توضیحی که دادید به احتمال زیاد یک سند رسمی مشتمل بر اقرار و صلح حقوق ارثی است نه صرفا یک گواهی یا تقسیمنامه
اگر والدین مادر به صورت رسمی اقرار کردهاند که اموال باقیمانده از مادر متعلق به وراث مادر است و والدین پدر نیز حقوق خود نسبت به اموال پدر را به وراث پدر اختصاص دادهاند و همزمان درباره حقوق فرضی صلح کردهاند اصل بر اعتبار سند رسمی است و طبق مواد ۱۲۸۷ و ۱۲۹۲ قانون مدنی انکار و تردید نسبت به سند رسمی پذیرفته نیست و کسی که ادعای بیاعتباری آن را دارد باید جعل یا یکی از جهات قانونی بیاعتباری را ثابت کند
اما نکته مهم این است که باید مشخص شود سه دانگ ملک واقعا در زمان فوت متعلق به مادر بوده است اگر مالکیت مادر با سند رسمی یا مدارک معتبر ثابت باشد ابتدا سه دانگ وارد ترکه مادر میشود و سهم وارثان مادر بر اساس قواعد ارث مشخص خواهد شد و وراث پدر فقط در صورتی نسبت به آن سه دانگ حق خواهند داشت که از طریق ارث یا انتقال معتبر از طرف وراث مادر حقی به آنها رسیده باشد
با توجه به اینکه والدین پدر نیز فوت کردهاند سند رسمی سابق در اصل میتواند در برابر وراث فعلی آنها هم قابل استناد باشد چون وراث قائم مقام مورث خود هستند اما اگر آنها ادعا کنند سند صرفا اقرار به وضعیت داخلی بوده یا حقوقی که والدین پدر نسبت به ملک داشتهاند با آن سند از بین نرفته باید متن دقیق صلح و اقرار بررسی شود
در پرونده دستور فروش هم حرف قاضی منطقی است چون تا زمانی که مالکیت سه دانگ مورد اختلاف مشخص نشود اصولا نمیتوان ملک را بین شرکای واقعی فروخت بنابراین بهتر است ابتدا دعوای اثبات مالکیت یا حسب متن سند دعوای اثبات و تنفیذ صلح و تعیین سهمالارث مطرح شود و سپس از نتیجه آن برای دستور فروش استفاده شود
مهمترین نکته این است که اگر متن سند را بفرستید میتوانم دقیقتر مشخص کنم سند «اقرار» است یا «صلح» یا «تقسیم ترکه» و اینکه وراث پدر فعلی دقیقا چه مقدار حق میتوانند نسبت به آن سه دانگ ادعا کنند.
درود بر شما؛
ماهیت سند، با توجه به مفاد دقیق آن، میتواند «اقرارنامه رسمی» همراه با «صلح حقوق فرضی» باشد؛ اقرارکنندگان فقط نسبت به حقوق و ترکهای که قانونا به آنان تعلق داشته، اقرار معتبر نمودهاند و اقرار آنان نسبت به حق متعلق به دیگری نافذ نیست؛ مواد ۱۲۵۹، ۱۲۷۵ و ۱۲۷۸ قانون مدنی.
اگر در سند، وراث مادر صریحا حقوق خود نسبت به ترکه مادر را به یکدیگر صلح یا منتقل کرده باشند، باید حدود اثر همان صلح دقیقا از متن سند استخراج شود. در برابر وراث فعلی وراث پدر نیز سند رسمی قابل استناد است، اما صرف اقرار آنان، مالکیت سهدانگ متعلق به مادر را برای اشخاصی که طرف سند نبودهاند ایجاد یا سلب نمیکند.
با توجه به ماده ۲۲ قانون ثبت، در ملک ثبتشده، ابتدا باید زنجیره مالکیت رسمی و انتقال قهری سهم مادر احراز شود. بنابراین در پرونده دستور فروش، راهکار اصولی، طرح دعوای مستقل «اثبات مالکیت/احراز مالکیت و تعیین سهمالارث و عندالاقتضاء تنفیذ و اجرای مفاد صلحنامه رسمی» حسب مفاد سند و سپس استناد به نتیجه آن در دعوای فروش است؛ نه صرفا ارائه سند اقرارنامه به عنوان دلیل مالکیت.
آیا متن کامل سند رسمی و سوابق ثبتی سهدانگ بررسی شده تا دقیقا مشخص شود «اقرار»، «صلح»، یا «انتقال سهمالارث» واقع شده و بر همان اساس خواسته صحیح دادخواست تعیین گردد؟
باسلام
سند دفترخانهای، اگر در حدود صلاحیت دفترخانه تنظیم شده، سند رسمی است و طبق ماده ۱۲۹۰ نسبت به وراث و قائممقام امضاکنندگان نیز معتبر است
اگر متن آن صرفا اقرار باشد، اثر اصلی آن اقراری و اثباتی است؛ اما اگر علاوه بر اقرار، صلح قطعی حقوق و سهام صورت گرفته باشد، باید آثار عقد صلح نیز بر آن بار شود
وراث والدین پدر نمیتوانند صرفا به دلیل فوت مورثانشان سند را نادیده بگیرند؛ باید اعتبار سند را از طریق یکی از جهات قانونی مورد تعرض قرار دهند. سند رسمی با «انکار و تردید» قابل کنار زدن نیست. با این حال، قبل از اینکه گفته شود سهدانگ ملک کلا متعلق به وراث مادر است، باید توارث ناشی از فوت همزمان در بمباران و سهمی را که در زنجیره ارث به هر دو گروه رسیده، دقیقا محاسبه کرد. چون بمباران میتواند مصداق هدم ماده ۸۷۳ باشد و در نتیجه قواعد توارث متقابل وارد محاسبه شود.
۱. ماهیت سند کاملا وابسته به متن آن است؛ اگر در سند علاوه بر اقرار به تعلق اموال، عبارتهای صریحی درباره صلح و اسقاط حقوق آمده باشد، میتواند «صلحنامه رسمی» تلقی شود و در کنار اقرار، دلیل مهمی بر انتقال یا اسقاط ادعا باشد. اگر صرفا اقرار باشد، ارزش آن در حد اقرار رسمی است و باید حدود اثر آن دقیقا از متن سند استخراج شود.
۲. اگر والدین پدر در زمان تنظیم سند وارث قانونی پدر بودهاند و با علم به وضعیت ترکه، حقوق احتمالی خود نسبت به اموال مادر را نیز صریحا صلح یا اسقاط کردهاند، ورثه بعدی آنان اصولا نمیتوانند حقی بیش از مورث خود مطالبه کنند؛ البته باید ثابت شود سند واقعا شامل همین سهدانگ ملک و حقوق مورد ادعا بوده است.
۳. چون اکنون وراث والدین پدر ادعا دارند، بهتر است در پرونده دستور فروش، صرفا به سند اکتفا نشود و حسب مورد دعوای اثبات مالکیت/اثبات انتقال و یا تنفیذ صلح و ابطال ادعای معارض علیه تمام مدعیان مطرح شود. دادگاه نیز با توجه به اختلاف در مالکیت، میتواند ابتدا تعیین تکلیف مالکیت را لازم بداند؛ مالی که تعلق آن به ترکه محل اختلاف است، اصولا تا تعیین مالکیت قابل تقسیم نیست.
۴. نکته مهم این است که اصل سند رسمی، تاریخ تنظیم، عبارات دقیق صلح و اقرار و گواهیهای انحصار وراثت هر چهار متوفی باید بررسی شود؛ چون تعیین اینکه سهدانگ متعلق به ترکه مادر بوده و آیا والدین پدر واقعا حقی نسبت به آن داشتهاند، در نتیجه دعوا تعیینکننده است. مقررات تقسیم ترکه نیز رسیدگی را بر مبنای صاحبان واقعی سهم قرار میدهد.
چون احتمالا تقدم و تاخر فوت مطرح نیست و اعضای خانواده طی بمباران همزمان شهید شدن و با فرض احراز همزمانی فوت با دلیل معتبر طبق ماده ۸۷۳ قانون مدنی هیچکدام از آنان از دیگری ارث نمیبره
بنابراین سهدانگ متعلق به مادر ابتدا به وراث مستقیم خودش یعنی والدین مادر میرسه و چون پدر مالی نداشته والدین پدر نسبت به سهدانگ مادر اصولا مالکیتی پیدا نمیکنن
سند تنظیمشده در دفترخانه با توجه به مفادش میتونه هم اقرار رسمی والدین مادر به تعلق اموال مادر به خودشون باشه و هم صلح حقوق احتمالی و اختلافات میان وراث تلقی بشه
اگر در سند به طور روشن سهدانگ ملک یا حقوق ناشی از اون تعیین شده باشه به موجب مواد ۷۵۲ و ۷۶۰ قانون مدنی صلحی معتبر و لازمه و اقرارکنندگان هم بر اساس مواد ۱۲۷۵ و ۱۲۸۷ قانون مدنی ملزم به مفاد اقرار رسمی خودشون هستن
پس از فوت اونها هم وراثشون فقط همون حقوقی رو به ارث میبرن که مورث در زمان فوت داشته و نمیتونن بیش از اون ادعا کنن
سلام؛ ماهیت حقوقی این سند، «اقرار و صلح» است که در آن وراث بر سر تقسیم ترکه و تعیین مالکیت اموال باقیمانده توافق کردهاند؛ برای مؤثر دانستن این سند در برابر وراث پدر که اکنون مدعی سهدانگ ملک هستند، باید ثابت کنید که این اقرار صرفا در مورد اموال متعلق به پدر بوده و از ابتدا شامل سهدانگ ملک (که متعلق به مادر بوده) نمیشده است، زیرا در حقوق ایران، وراث نمیتوانند با اقرار خود، مال متعلق به شخص ثالث (در اینجا سهدانگ مادر) را به نفع خود تصاحب کنند و اگر این سهدانگ طبق ارث به وراث پدر نیز رسیده باشد، این سند در بخش مربوط به آن ملک، فاقد مشروعیت است؛ لذا برای پاسخ به استعلام قاضی، باید با ارائه اسناد مالکیت مادر و اثبات اینکه سهدانگ مذکور خارج از محدوده اموال پدر بوده، مالکیت وراث مادری را مجزا و مستقل از ادعای وراث پدر ثابت کنید.
با سلام
۱. با توضیحی که دادید، سند مذکور صرفا «اقرارنامه» نیست؛ چون در آن حقوق فرضی نیز با صلح خاتمه یافته، میتواند حسب متن دقیق سند، ترکیبی از اقرار و صلح و در واقع تعیین تکلیف حقوق وراث باشد. بنابراین عنوان دقیق آن را باید از مفاد خود سند استخراج کرد.
۲. اگر والدین پدر خودشان سند را امضا کرده و نسبت به حقوق مربوط به ملک اقرار یا صلح کرده باشند، فوت بعدی آنان اصولا تعهد و آثار سند را از بین نمیبرد و وراثشان قائممقام آنان هستند. اما برای استناد در پرونده دستور فروش، ابتدا باید زنجیره مالکیت و اثر همین سند بر سهدانگ ملک اثبات شود؛ سپس میتوان آن را علیه وراث فعلی مطرح کرد.
بنابراین اظهارنظر قاضی مبنی بر اینکه ابتدا مالکیت باید اثبات شود، در اصل قابل دفاع است؛ احتمالا باید ابتدا دعوای اثبات مالکیت/اثبات آثار صلح و اقرار سند مطرح شود و بعد بر مبنای آن درباره فروش ملک اقدام شود. متن رسمی سند و سوابق ثبتی در این پرونده تعیینکننده است.
از سوال چنین استنباط میشود که در آن حادثه پدر بعد از مادر فوت میکند و درنتیجه از سه دانگ مادر پدر و مادر آن مرد ارث میبرند دو سال بعد طی سندی اظهار میدارند اموال مادر از آن ورثه ی مادر و اموال پدر از آن ورثه ی پدر است ماهیت سند رسمی اقراری است که طرفین به نفع دیگری ابراز داشتند زیرا ماده ی ۱۲۵۹ قانون مدنی اقرار را اخبار حق به ضرر خود و به نفع دیگری تعریف مینمایددر خصوص قسمت دیگر سوال هرگونه اسناد و مدارکی که دال بر مالکیت سه دانگ آن مرحومه وجود دارد و در دسترس است در اثبات مالکیت ورثه ی پدر موثر است مثلا سابقه ی تصرف، سند مالکیت، قبوض آب برق و مدارک دیگر. در نتیجه ایشان باید با کمک وکیل با استناد به همین مدارک با طرح دادخواستی درخور و مناسب، نخست مالکیت خود را اثبات کنند و سپس با استناد به دادنامه ی صادره دعاوی بعدی را اقامه کنند
سلام
این سند، با توضیحی که دادهاید، احتمالا ترکیبی از اقرار رسمی و صلح حقوق است و اگر در دفترخانه تنظیم شده باشد، ارزش اثباتی بالایی دارد.
فوت بعدی امضاکنندگان، سند را بیاعتبار نمیکند و وراث آنان اصولا قائممقام حقوقی ایشان هستند.
اما اگر وراث پدر اکنون نسبت به سهدانگ ملک ادعا دارند، دادگاه در پرونده دستور فروش ابتدا باید مالکیت سهم مورد اختلاف را احراز کند. بنابراین بهتر است ابتدا با استناد به همان سند رسمی، مالکیت سهدانگ و آثار صلح را اثبات کنید و سپس دستور فروش را پیگیری نمایید.
اگر متن سند را بفرستید، میتوان دقیقا تعیین کرد اقرارنامه است، صلحنامه است یا سندی با آثار هر دو.
با سلام؛ با توجه به توضیحات مطروحه، ماهیت سند منوط به مفاد دقیق آن است؛ اگر سند علاوه بر اقرار، متضمن صلح و تعیین تکلیف قطعی حقوق و ادعاهای ارثی باشد، میتوان آن را صلحنامه و لازمالاجرا دانست. در این صورت، وراث بعدی والدین پدر اصولا نمیتوانند بیش از حقوقی که مورثشان داشته ادعا کنند؛ با این حال، برای استناد به سند در پرونده دستور فروش، ابتدا باید مالکیت و سهم هر یک از طرفین بر اساس سند، گواهیهای انحصار وراثت و سوابق ثبتی احراز شود. بنابراین پیشنهاد میشود اصل سند رسمی مزبور و مدارک ارث و مالکیت حتما توسط وکیل متخصص بررسی شود تا عنوان دقیق دعوا و نحوه استناد به سند مشخص گردد ...
باسلام این سند با توضیحات موجود، احتمالا یک سند رسمی شامل اقرار و صلح حقوق ارثی است و صرفا گواهی یا تقسیمنامه نیست. اعتبار سند رسمی طبق مواد ۱۲۸۷ و ۱۲۹۲ قانون مدنی اصل است و ادعای بیاعتباری آن نیازمند اثبات جعل یا یکی از جهات قانونی است. ابتدا باید مالکیت سهدانگ در زمان فوت مادر مشخص شود؛ اگر متعلق به مادر بوده، این سهدانگ وارد ترکه او شده و سهم وراث طبق قانون ارث تعیین میشود. همچنین با توجه به اختلاف مالکیت، ابتدا باید وضعیت مالکیت و آثار سند رسمی مشخص و سپس درخواست دستور فروش پیگیری شود. متن دقیق سند برای تعیین نوع آن و میزان حقوق وراث فعلی ضروری است.
سلام
با توجه به توضیحات شما ، ماهیت سند تنظیم شده در قالب اقرارنامه است اقرار به وجود ماترک و تعلق ماترک به تمام ورثه حین فوت
با توجه به اینکه سند مالکیت سه دانگ به اسم زوجه بوده است پس تمام ورثه حین فوت زوجه ، به نسبت سهم الارث ، سهم خواهند داشت
بر اساس قانون اگر زوج و زوجه در یک زمان فوت کرده باشند و تاریخ فوت هیچکدام مشخص نباشد و مقدم و ماخر بودن تاریخ فوت هیچ کدام مشخص نباشد زوج و زوجه از یکدیگر ارث نخواهند برد مگر اینکه سبب فوت غرق و هدم باشد
بمباران و فوت وارث و مورث به صورت همزمان ، جز هدم محسوب نخواهد شد و
با سلام
ماهیت این اسناد اقرارنامه نیست. مطابق قانون اقرار عبارت است از اظهار و اخبار حقی به نفع دیگری و به ضرر خود. مطلبی که شما بیان کردید در برگیرنده نفع دیگری و ضرر خود نیست. ثانیا باید مندرجات آن اسناد دقیقا بررسی شود تا معلوم شود چه حقوقی متصور است. وراث با استفاده از گواهی حصر وراثت می توانند نسبت به قدرالسهم خود طرح دعوی کنند. مشروط بر آنکه شرط وراثت یعنی تقدم زمانی فوت مورث از وارث رعایت شود.
اگر هر چهار نفر در یک حادثه و تقریبا همزمان فوت کردهاند و تقدم و تاخر فوت قابل اثبات نیست، طبق ماده ۸۷۳ قانون مدنی، متوفیان از یکدیگر ارث میبرند؛ در نتیجه ابتدا سهم مادر از سهدانگ ملک در ترکه خودش محاسبه میشود و سپس این سهم از طریق زنجیره ارث به ورثه نهایی منتقل میگردد. اما برای محاسبه دقیق سهم پدر، مادر و دو دختر و سهم نهایی جد و جدههای پدری و مادری، باید مشخص باشد آیا هرکدام از جد و جدهها در زمان حادثه زنده بودهاند و پدر و مادر هر یک از والدین دقیقا چه کسانی بودهاند.
این سند صرفا «اقرارنامه» نیست؛ با توجه به اینکه در آن حقوق فرضی طرفین با صلح خاتمه یافته، ماهیت اصلی آن را باید صلحنامه رسمی ناظر به ترکه و تعیین تکلیف حقوق و ادعاهای متقابل دانست؛ اقرارهای مندرج در آن نیز نسبت به مقرین دارای اثر اقراری است.
بنابراین اگر والدین مادر در زمان تنظیم سند، سهم خود از ترکه دخترشان را در برابر والدین پدر صلح کرده باشند یا بالعکس، آثار آن تابع مفاد دقیق سند است؛ عنوان سند بهتنهایی تعیینکننده نیست و باید متن و عبارات آن دقیقا بررسی شود.
اول: این سند، «صلح نامه» با ماهیت تقسیم ترکه و اسقاط حقوق فرضی است.
دوم: این سند نسبت به وراث پدر (که غایب و فوت شدهاند) مؤثر نیست، چون آنها در تنظیم سند حضور نداشته و اقرار نکردهاند. برای اثبات مالکیت سهدانگ در برابر آنها، باید:
· دادخواست اثبات مالکیت یا تقسیم ترکه به طرفیت وراث آنها تقدیم کنید.
· سند را فقط بهعنوان اقرار والدین مادر علیه خودشان استناد کنید، نه علیه وراث غایب.
اگر سند حاوی صلح قطعی حقوق و سهمالارث باشد، میتواند سند صلح لازمالاجرا محسوب شود؛ اما صرف «اقرار به تعلق اموال» لزوما مالکیت سهدانگ را منتقل نمیکند و باید مفاد دقیق سند بررسی شود. در برابر وراث پدر، اصل بر این است که باید ابتدا اعتبار و اثر سند نسبت به ترکه مادر اثبات شود؛ سپس میتوان از آن برای اثبات مالکیت و ادامه دستور فروش استفاده کرد.
با سلام،مشخص است مالکیت بصورت دقیق تعیین نگردیده که دستور فروش با بن بست مواجه شده،لذا حسب مدارک اعم از اقرارنامه،گواهی انحصار وراثت( و احتمالا صلحنامه)؛ اثبات مالکیت در دادگاه صورت گیرد و پس از احراز دقیق و بدون ابهام مالکیت نسبت به دستور فروش از طریق مالک یا مالکان مشاعی اقدام صورت پذیرد.
با سلام کاربر گرامی
سند و ماهیت آن نسبت به توضیحات شما به و احتمالا مفاد آن اقرارنامه به صورت رسمی همراه با صلح حقوقی ارث فقط نسبت به حقوق و ترکهای که قانونا به آنان تعلق داشته است
که شرعا و قانوا معتبر بوده و اقرار آنان نسبت به حق متعلق به دیگری نافذ نیست
ماهیت این نوشته اقرار نیست. چرا که در اقرار مفرد مقر علیه خود موضوعی را مطرح میکند و به نحوی اقدام علیه خود میکند. این که دو طرف ذی نفع هستند و طبعا اعلام میکنند اموال برای قریب نسبی خودشان است صرفا یک شهادت محسوب از جانب ذینفع محسوب میشود.
سلام و احترام
سند تنظیمی صلح نامه محسوب میشود
با توجه به اینکه پدر رسما مالی نداشته و اظهار کردید «...سه دانگ به نام مادر بوده ، اما پدر مالی نداشته ...»
بنابراین وراث ابتدا باید مالکیت پدر را بر هر مالی اثبات نمایند سپس در صورت صدور حکم مالکیت، نسبت به آن دعوای تقسیم یا فروش مطرح کنند
درود
این سند یک سند رسمی و محکم است که با استناد به ماهیت اقرار و صلح، میتواند در برابر ادعای وراث پدر (بهعنوان قائممقام او) بهخوبی از آن دفاع کرد.
با سلام پس از تقسیم ترکه و روشن شدن وضعیت مالکیت ، در صورت مشاع بودن ملک می توان نسبت به درخواست فروش مال مشاع اقدام کرد
کاربر بنیاد وکلا
۲ ماه پیش
سلام این سند با توجه به مفادش میتواند اقرارنامه همراه با صلح حقوق ارثی تلقی شود
برای اثرگذاری علیه وراث فعلی پدر باید ابتدا زنجیره انتقال حقوق و مالکیت سهدانگ اثبات شود
اگر صلح در سند رسمی و قطعی باشد مستند بسیار قوی است و میتوانید تنفیذ صلح یا اثبات مالکیت را مطرح کنید سپس دستور فروش بخواهید
پس ابتدا مالکیت را اثبات کنید چون بدون آن دستور فروش قابل اتکا نیست
ماهیت حقوقی این سند اظهار است/ اقرار بر علیه خود است و اظهار به نفع خود/ والدین نسبت به حصه فرزند خود اظهار حق کرده اند ولی نسب به حقوق فرضی صلح کرده اند./ سوال دوم شما مربوط به ادعای وراث والدین پدر است/ اگر ادعای حقی دارند باید ادعای خود را اثبات کنند