- درخواستنامه باید نام و مشخصات متوفی و همهٔ ورثه، اقامتگاه آنها و نسبت هر وارث با متوفی را داشته باشد (ماده ۳۶۰ قانون امور حسبی).
- چون بهای ترکه بیش از نصاب ماده ۳۶۴ است، درخواست یک نوبت آگهی میشود و گواهی پس از گذشت یک ماه از نشر آگهی صادر میگردد (مواد ۳۶۱ و ۳۶۲).
- اگر کسی در این یک ماه اعتراض کند، مرجع جلسهٔ رسیدگی تعیین میکند و رأیِ آن جلسه قابل تجدیدنظر است (ماده ۳۶۲).
چه زمانی به این درخواست نیاز دارید؟
- ترکهای که ارزش آن از نصاب گذشته استمتوفی ملک، خودرو، سهام یا موجودی بانکی قابل توجهی بهجا گذاشته و مجموع بهای ترکه از نصاب ماده ۳۶۴ بیشتر است. در این حالت رسیدگی بدون آگهی ممکن نیست و باید مسیر آگهی و یک ماه انتظار طی شود.
- انتقال ملکِ بهجامانده در ادارهٔ ثبتمیخواهید ملکی را که به نام متوفی ثبت شده به نام ورثه ثبت کنید. ادارهٔ ثبت گواهی حصر وراثتی میخواهد که سهم هر وارث در آن معین شده باشد (ماده ۳۷۴)، پس درخواست باید از ابتدا شامل تعیین سهام باشد.
- آزادسازی حساب بانکی و مطالبات متوفیبانک، شرکت یا بدهکار متوفی حاضر نیست وجه را به ورثه بدهد. با گواهی انحصار وراثت میتوانید ترکه و مطالبات را مطالبه کنید و پرداختکننده هم در برابر مدعیان بعدی بری میشود (ماده ۳۷۰).
- ورثهٔ ساکن شهرهای مختلفورثه پراکندهاند و همه نمیتوانند حاضر شوند. درخواست را یکی از ورثه یا هر ذینفع دیگر میدهد (ماده ۳۶۰)، اما فهرست ورثه باید کامل باشد؛ جاافتادن یک وارث بعدها اعتراض و ابطال گواهی را در پی دارد.
گواهی انحصار وراثت چیست و با تقسیم ترکه چه فرقی دارد؟
گواهی انحصار وراثت — که در قانون «تصدیق انحصار وراثت» نامیده شده — سندی است که مرجع قضایی در آن اعلام میکند فلان شخص فوت کرده، ورثهٔ او منحصر به این افراد است و نسبت هر کدام با متوفی چیست. طبق ماده ۳۶۰ قانون امور حسبی، هر یک از ورثه یا هر شخص ذینفع دیگر میتواند با یک درخواستنامهٔ کتبی شامل مشخصات درخواستکننده، متوفی و ورثه، اقامتگاه آنها و نسبت میان آنها، این گواهی را بخواهد.
این گواهی مالکیت را جابهجا نمیکند؛ فقط ورثه و سهم آنها را اعلام میکند. مرحلهٔ بعد جداست: اگر ورثه بر سر تقسیم اموال به توافق نرسند، باید دادخواست تقسیم ترکه بدهند؛ اگر نگران از بین رفتن اموال باشند، مهر و موم ترکه و تحریر ترکه راههای جداگانهای هستند. همچنین طبق ماده ۸۶۸ قانون مدنی مالکیت ورثه بر ترکه مستقر نمیشود مگر پس از پرداخت دیون و حقوقی که به ترکه تعلق گرفته است؛ ترتیب این پرداختها در ماده ۸۶۹ آمده: هزینهٔ کفن و حقوق متعلق به اعیان ترکه، سپس دیون و واجبات مالی متوفی، سپس وصیت تا یکسوم ترکه.
رسیدگی به این درخواست از جنس امور حسبی است؛ یعنی طبق ماده ۱ قانون امور حسبی مرجع قضایی بدون آنکه اختلاف و منازعهای در میان باشد و بدون آنکه «خواندهای» وجود داشته باشد، تکلیف دارد تصمیم بگیرد. به همین دلیل در این پرونده کسی را طرف دعوا قرار نمیدهید.
«بیش از نصاب مقرر» یعنی چه و چرا مسیر پرونده را عوض میکند؟
ماده ۳۶۴ قانون امور حسبی ترکهها را بر اساس بهایشان به دو گروه تقسیم کرده است. اگر بهای ترکه از نصاب مقرر در آن ماده بیشتر نباشد، مرجع بدون انتشار آگهی به دلایل درخواستکننده رسیدگی میکند و درخواست را میپذیرد یا رد میکند. اما اگر بهای ترکه بیش از آن نصاب باشد — که موضوع همین صفحه است — مسیر عمومی طی میشود.
خودِ رقم نصاب ثابت نیست: ذیل ماده ۳۶۴ اجازه داده شده این مبلغ هر سه سال یکبار با تصویب رئیس قوهٔ قضائیه و با توجه به شاخص قیمتها و هزینهٔ زندگی تغییر کند. پس بهجای حفظکردن عدد، باید بهای روزِ ترکه را با نصاب جاری سنجید؛ این نخستین قضاوتی است که وکیل در پروندهٔ شما انجام میدهد، چون انتخاب مسیر اشتباه یعنی از دست دادن هفتهها زمان.
در مسیر «بیش از نصاب» دو تفاوت عملی وجود دارد. نخست، طبق ماده ۳۶۱ مرجع رسیدگیکننده درخواست را یک نوبت در روزنامهٔ کثیرالانتشار یا محلی آگهی میکند؛ در جاهایی که روزنامه دایر نیست، بهجای آن، آگهی به تعداد لازم و به هزینهٔ متقاضی تهیه و در معابر همان محل الصاق میشود. دوم، طبق ماده ۳۶۲ گواهی زودتر از یک ماه پس از تاریخ نشر آگهی صادر نمیشود. برای ورثهٔ روستاییان هم ماده ۳۶۴ راه سادهتری گذاشته است: الصاق آگهی برای یک بار در معابر و اماکن عمومی روستای محل اقامت متوفی و سپس رسیدگی پس از یک ماه.
یک استثنا را از دست ندهید: ماده ۳۶۵ میگوید اگر پیشتر به دلیل معلوم نبودن ورثه یا برای تصفیهٔ ترکه آگهی شده باشد، صدور گواهی نیازی به آگهی جدید ندارد. اگر پروندهٔ ترکه سابقهای از این دست دارد، همین یک ماه هم حذف میشود.
درخواست را به کدام مرجع و کدام شهر بدهیم؟
دو پرسش را از هم جدا کنید: کدام نوع مرجع و کدام شهر.
- نوع مرجع: طبق بند ۶ ماده ۱۲ قانون شوراهای حل اختلاف مصوب ۱۴۰۲، «حصر ورثه، تحریر ترکه، مهر و موم و رفع آن» در صلاحیت دادگاه صلح است. همان قانون در ماده ۱۴ تصریح کرده از تاریخ لازمالاجرا شدن آن، به امور مندرج در قانون در دادگاه صلح رسیدگی میشود و شورای حل اختلاف صرفاً کار صلح و سازش را انجام میدهد. پس اگر در جایی خواندهاید که این درخواست به شورای حل اختلاف داده میشود، آن توضیح مربوط به وضع پیش از این قانون است.
- شهر: طبق ماده ۱۶۳ قانون امور حسبی، امور راجع به ترکه با دادگاهی است که آخرین اقامتگاه متوفی در ایران در حوزهٔ آن بوده است؛ و اگر متوفی در ایران اقامتگاه نداشته، دادگاهی که آخرین محل سکنای او در حوزهٔ آن بوده. اگر نه اقامتگاه و نه محل سکنایی در ایران نداشته، طبق ماده ۱۶۴ دادگاهی صالح است که ترکه در آنجا واقع شده و اگر ترکه در جاهای مختلف باشد، دادگاهِ محل وقوع مال غیرمنقول.
نکتهٔ عملی: محل فوت ملاک نیست و محل سکونت ورثه هم ملاک نیست. بسیاری از پروندهها فقط به این دلیل با قرار عدم صلاحیت برمیگردند که ورثه درخواست را در شهر خودشان ثبت کردهاند، نه در شهر آخرین اقامتگاه متوفی. اگر متوفی سالهای آخر را جای دیگری زندگی میکرده، همین را در شرح پرونده برای وکیل بنویسید.
مدارکی که برای تنظیم و ثبت این درخواست لازم است
- گواهی فوت متوفی صادره از ادارهٔ ثبت احوال.
- شناسنامهٔ باطلشدهٔ متوفی و کارت ملی او.
- شناسنامه و کارت ملی همهٔ ورثه — نه فقط درخواستکننده؛ نسبت هر کدام با متوفی باید از روی همین مدارک قابل احراز باشد (ماده ۳۶۰).
- سند ازدواج اگر همسر متوفی جزو ورثه است، چون طبق ماده ۸۶۴ قانون مدنی هر یک از زوجین که در زمان فوت دیگری زنده باشد به سبب ارث میبرد.
- استشهادیه در فرم مخصوص، با امضای شاهدان و گواهی امضای آنها در دفتر اسناد رسمی. ماده ۳۶۲ تصریح دارد که مرجع، ادله و اسناد درخواستکننده «از برگ شناسنامه و گواهی گواه و غیره» را در نظر میگیرد و ماده ۳۶۳ اجازه میدهد گواهان احضار و گواهی آنان استماع شود.
- وصیتنامه اگر متوفی وصیتنامهای گذاشته است، چون وصیت تا یکسوم ترکه بر سهم ورثه اثر میگذارد (ماده ۸۶۹ قانون مدنی).
- ثبتنام در سامانهٔ ثنا برای درخواستکننده، چون همهٔ ابلاغها از این مسیر میآید.
- رسید یا مستندات مربوط به تشکیل پروندهٔ مالیات بر ارث؛ در رویهٔ اداری، ادارهٔ ثبت و دفاتر اسناد رسمی هنگام انتقال اموال آن را میخواهند.
مراحل ثبت و رسیدگی به درخواست گواهی انحصار وراثت
- ۱تنظیم درخواستنامهمتن درخواست با مشخصات کامل متوفی، تاریخ فوت، آخرین اقامتگاه او و فهرست همهٔ ورثه با نسبتشان نوشته میشود. اگر تعیین سهم هر وارث را هم میخواهید، باید همینجا درخواست شود (ماده ۳۷۳).
- ۲ثبت در دفتر خدمات الکترونیک قضاییبا کارت ملی و مدارک به دفتر خدمات مراجعه میکنید؛ درخواست و ضمائم اسکن و به مرجع صالح ارجاع میشود و از آن پس ابلاغها از طریق سامانهٔ ثنا به شما میرسد.
- ۳انتشار آگهیچون بهای ترکه بیش از نصاب است، مرجع رسیدگیکننده درخواست را یک نوبت در روزنامهٔ کثیرالانتشار یا محلی آگهی میکند و هزینهٔ آگهی از درخواستکننده گرفته میشود (مواد ۳۶۱ و ۳۷۷).
- ۴گذشتن یک ماه از تاریخ نشریک ماه از تاریخ نشر آگهی فرصت اعتراض است. در این مدت کاری از شما خواسته نمیشود، اما نسخهٔ روزنامه و تاریخ دقیق نشر را نگه دارید؛ گاهی برای اثبات انقضای مهلت لازم میشود.
- ۵رسیدگی به ادله یا به اعتراضاگر معترضی نبود، مرجع ادله و اسناد را بررسی و گواهی را صادر میکند. اگر اعتراضی رسید، جلسهای برای رسیدگی تعیین و به معترض و درخواستکننده اطلاع داده میشود و پس از رسیدگی حکم صادر میگردد (ماده ۳۶۲).
- ۶دریافت گواهی و استفاده از آنگواهی با تعیین تعداد ورثه و نسبت آنها با متوفی صادر میشود؛ نسبت هر وارث از متروکات به نحو اشاعه در آن معین میگردد (ماده ۳۷۲) و رونوشت گواهیشدهٔ آن را برای بانک، ادارهٔ ثبت و دفترخانه لازم خواهید داشت.
هزینهٔ این درخواست از چه چیزهایی تشکیل میشود؟
سه قلم هزینه را از هم جدا کنید:
- هزینهٔ رسیدگی: ماده ۳۷۵ قانون امور حسبی هزینهٔ رسیدگی به امور حسبی را محدود به موارد معینی کرده که «درخواست تصدیق انحصار وراثت» یکی از آنهاست. این هزینه مقطوع است و به ارزش ترکه ربطی ندارد؛ رقم آن در تعرفهٔ سالانه بهروز میشود، پس عدد آن را از دفتر خدمات قضایی در همان روز ثبت بپرسید.
- هزینهٔ آگهی: طبق ماده ۳۷۷، هزینهٔ آگهی تصدیق انحصار وراثت از درخواستکننده گرفته میشود. این قلم فقط در مسیر «بیش از نصاب» وجود دارد و به تعرفهٔ روزنامه بستگی دارد.
- دستمزد وکیل: جدا از دو قلم بالاست و خودِ وکیل آن را پیش از پرداخت، در همان گفتوگو اعلام میکند. اگر وکیل در جریان پرونده هم وکالت را بر عهده بگیرد، ابطال تمبر وکالتنامه هم به هزینهها اضافه میشود.
دو قلم دیگر جزو این پرونده نیست ولی در ادامهٔ کار به آن برمیخورید: هزینهٔ گواهی امضای استشهادیه در دفترخانه، و مالیات بر ارث که در ادارهٔ امور مالیاتی و بر پایهٔ اظهارنامهٔ ورثه رسیدگی میشود. هزینهٔ حفظ و ادارهٔ ترکه و تحریر و تصفیه و تقسیم آن هم طبق ماده ۳۷۷ از خودِ ترکه برداشته میشود، نه از جیب یک وارث.
بعد از صدور گواهی چه کارهایی ممکن میشود؟
گواهی، کلید دسترسی به ترکه است. سه استفادهٔ اصلی آن را قانون مشخص کرده است:
- مطالبهٔ ترکه و مطالبات متوفی: طبق ماده ۳۷۰، کسانی که گواهی گرفتهاند میتوانند ترکه و مطالبات متوفی را از هر کس که مدیون یا متصرف مال متوفی است بخواهند و او مکلف به تسلیم است. نکتهٔ مهم برای طرف مقابل هم همینجاست: کسی که بر اساس گواهی پرداخت کند، در برابر هر مدعی وراثتِ بعدی بری محسوب میشود و آن مدعی فقط حق رجوع به دریافتکننده را دارد. به همین دلیل بانکها و شرکتها بدون گواهی چیزی پرداخت نمیکنند. بدهکار هم حق دارد رونوشت گواهیشدهٔ گواهی را از وارث بخواهد (ماده ۳۷۱).
- ثبت ملک به نام ورثه: اگر میخواهید ملکی را که به نام مورث ثبت شده به نام خودتان ثبت کنید، طبق ماده ۳۷۴ باید گواهی انحصار وراثت یا رونوشت گواهیشدهٔ آن را که مشتمل بر تعیین سهام باشد به ادارهٔ ثبت بدهید. اگر در درخواست اولیه تعیین سهام را نخواسته باشید، اینجا معطل میشوید.
- تعیین سهم هر وارث: در گواهی، نسبت هر وارث از متروکات به نحو اشاعه معین میشود (ماده ۳۷۲) و به درخواست ورثه، مرجع حصهٔ هر یک را هم تعیین میکند (ماده ۳۷۳).
گواهی، اختلاف را حل نمیکند. اگر ورثه بر سر تقسیم به توافق نرسند، مرحلهٔ بعد تقسیم ترکه است؛ و اگر پیش از آن نگران دستدرازی به اموال باشید، مهر و موم ترکه و تحریر ترکه راههای جداگانهای هستند که هر کدام درخواست خود را میخواهند.
اعتراض به گواهی انحصار وراثت و راههای شکایت
اعتراض در مهلت آگهی: کسی که خود را وارث میداند یا از این گواهی متضرر میشود، میتواند در فاصلهٔ یکماههٔ پس از نشر آگهی اعتراض کند. طبق ماده ۳۶۲، در این صورت مرجع جلسهای برای رسیدگی به اعتراض تعیین و به معترض و درخواستکننده اطلاع میدهد و پس از رسیدگی حکم میدهد؛ این حکم برابر مقررات قابل تجدیدنظر است.
اعتراض پس از صدور: ماده ۴۴ قانون امور حسبی عمومیتر است: کسانی که تصمیم مرجع را در امور حسبی برای خود مضر بدانند میتوانند به آن اعتراض کنند و حکمی که در نتیجهٔ این اعتراض صادر میشود قابل تجدیدنظر و فرجام است. پس اگر وارثی از فهرست جا افتاده باشد، کار تمامشده نیست.
رد درخواست: اگر مرجع درخواست شما را رد کند، رأی رد طبق ماده ۳۶۶ قابل شکایت است. توجه کنید که در امور حسبی قاعدهٔ عمومی برعکس دعاوی است: طبق ماده ۲۷ تصمیم در امور حسبی قابل شکایت نیست مگر در مواردی که قانون تصریح کرده باشد — و رد درخواست تصدیق یکی از همین موارد تصریحشده است.
نقش دادستان: طبق ماده ۳۶۷، اگر دادستان تشخیص دهد متوفی بلاوارث بوده یا درخواست بیاساس است، میتواند به درخواست یا به گواهی صادرشده اعتراض کند و از رأی شکایت کند. همچنین تا وقتی برای محجور قیم و برای غایب امین معین نشده، دادستان میتواند به نام آنها اعتراض کند (ماده ۳۶۸). این دو ماده دلیل روشنی است برای اینکه فهرست ورثه را از ابتدا کامل و صادقانه بنویسید.
اشتباههای رایجی که وکیل جلوی آنها را میگیرد
- جاافتادن یک وارث: شایعترین ایراد. فرزند حاصل از ازدواج قبلی، همسر دوم، یا فرزندِ فرزندِ متوفی که طبق ماده ۹۱۱ قانون مدنی قائممقام اولاد است، در فهرست نمیآید. نتیجهاش اعتراض بعدی و بیاعتبار شدن گواهی است.
- انتخاب مسیر اشتباه: ثبت درخواست در مسیر «تا نصاب» در حالی که بهای ترکه بیشتر است، یا برعکس. خودِ گواهی در هر دو مسیر یکی است؛ آنچه فرق میکند تشریفات است — یکی بدون آگهی و کوتاه، دیگری با آگهی و یک ماه انتظار — و انتخاب مسیرِ نادرست یعنی رد درخواست یا تکرار آن. تشخیص را بر پایهٔ نصاب جاری ماده ۳۶۴ بگذارید، نه حدس.
- مراجعه به حوزهٔ قضایی نادرست: ثبت درخواست در شهر محل سکونت ورثه بهجای آخرین اقامتگاه متوفی (ماده ۱۶۳).
- نخواستن تعیین سهام: گواهی بدون تعیین حصه گرفته میشود و بعد ادارهٔ ثبت آن را برای انتقال ملک نمیپذیرد (مواد ۳۷۳ و ۳۷۴).
- استشهادیهٔ ناقص: نبود گواهی امضای شاهدان در دفترخانه، یا شاهدانی که آشناییشان با خانوادهٔ متوفی قابل بیان نیست.
- بیتوجهی به وصیتنامه و دیون: ورثه اموال را تقسیم میکنند در حالی که طبق مواد ۸۶۸ و ۸۷۱ قانون مدنی تا پرداخت دیون متوفی، معاملات آنها نسبت به اعیان ترکه نافذ نیست و طلبکاران میتوانند آن را بر هم بزنند.
- گمکردن تاریخ نشر آگهی: شروع مهلت یکماهه از تاریخ نشر است؛ نگهداشتن نسخهٔ روزنامه کار را ساده میکند.