خانوادهمهریه

صلح و انتقال مهریه در حقوق ایران

مهر یا صداق که به فارسی کابین گفته شده است ، مالی است که زن بر اثر ازدواج مالک قانونی آن می گردد و مرد ملزم به دادن آن به زن می شود.

نهاد مهر در حقوق ایران مبتنی بر سنت و مذهب است و نظیر آنرا در حقوق غربی نمیتوان یافت و مقررات راجع به مهر در مواد ۱۰۷۸ تا ۱۱۰۱(۲۴ ماده ) قانون مدنی آمده است که همگی از فقه امامیه گرفته شده است که هر کدام شرایط و احکام خاصی دارد و ماهیت مهر دلالت بر اطلاق مالی دارد که ممکن است عین معین باشد یا منفعت و ممکن است عمل (کار) باشد و یا ممکن است حتی حق باشد، شامل حق دینی و حق عینی و حق خیار و غیره …

حال با وصف فوق در این پژوهش و پایان نامه می خواهیم بررسی نماییم که آیا اصل مهر یک حق مالی و از نظر قانون مدنی یک مال تلقی می شود.

نوشته های مشابه

آیا می توان آن را مورد معامله یا صلح قرار داد و یا قابل انتقال و واگذاری از انواع عقود ناقله شامل بیع و صلح و اجاره و دیگر عقود قانونی میباشد یا خیر؟ و از طرفی هم آیا شرایط اساسی صحت معاملات در مهر هم باید ساری و جاری باشد و به عبارتی شرایط عمومی معامله باید در آن رعایت شود.

با توجه به اینکه منطوق ماده ۱۰۸۲ قانون مدنی که یکی از شاخصه های مالکیت در مهر را صراحتا بیان می دارد، این سوال پیش می آید که آیا هر نوع از انواع مهر شامل مهر عین معین یا کلی یا منفعت یا حق را می توان مورد معامله قرارداد؟

در زمانی که مهر عین معین باشد با تحقق نکاح آن عین به مالکیت زن در می آید و اگر سایر گونه های مهر هم باشد زن می تواند تصرف مالکانه در آن نماید، البته با اجرا و اعمال حقوق فوق ما مانع قانونی و حقوقی بر اساس اطلاق ماده ۱۰۹۲ قانون مدنی مواجهیم که نسبت به نصف مهر مالکیت زن را متزلزل می نماید که به نوعی تزاحم و تعارضی با ماده ۱۰۸۲ دقانون مدنی می نماید که می توان از سایر قواعد عمومی معاملات این مشکل را حل نمود که نمونه آن در معاملات خیاری است که انجام معامله خیاری مانع معامله نخواهد بود، هر چند که منافی خیار نباشد و با این وحدت ملاک می توان مالکیت متزلزلی را برای زن به رسمیت شناخت.

میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا