موضوعتان را بگویید، در چند ثانیه به وکیلِ در دسترس میرسید
لطفاً اتصال اینترنت خود را بررسی کنید.
اعتبار مبایعهنامه دستنویس بدون امضای خریدار پس از تصرف طولانیمدت ملک چقدر است؟
پرسیده شده ۱ ماه پیش
۳۹ پاسخ ثبت شده
مبایعهنامهای با دستخط، امضا و اثر انگشت فروشنده تنظیم شده است. زمین موضوع این مبایعهنامه حدود ۵۰ سال در تصرف خریدار و وراث او بوده، اما خریدار آن را امضا نکرده است. یکی از وراث خریدار، یک پلاک از ملک را با مبایعهنامه عادی به شخص ثالثی فروخته و آن شخص برای دریافت سند رسمی درخواست داده است. فروشندهی اصلی (مالک رسمی) نیز در ادارهی ثبت برای آن خریدار جدید امضا زده است. آیا مبایعهنامهی اولیه قابل خدشه است؟
جمعبندی پاسخ وکلاهوش مصنوعی
اکثر وکلا معتقدند صرف نبود امضای خریدار، مبایعهنامه را بیاعتبار نمیکند و تصرف ۵۰ ساله همراه با امضا و اثر انگشت فروشنده اماره قوی بر وقوع بیع است؛ اما عدهای دیگر همین وضعیت را در برابر سند رسمی جدید قابل خدشه و قابل ابطال از طریق دادگاه میدانند.
زهرا فرجآنلاینوکیل پایه یک مرکز وکلای قوهقضاییه·۵٫۰
پاسخ هوشمند بنیاد وکلاهوش مصنوعی
بر پایهٔ نظر بیشتر وکلا، صرف نداشتن امضای خریدار در مبایعهنامه موجب بیاعتباری آن نیست، بهویژه وقتی امضا و اثر انگشت فروشنده وجود دارد و تصرف خریدار و وراث او حدود ۵۰ سال ادامه داشته است؛ این وضعیت امارهای قوی بر وقوع بیع تلقی میشود. با این حال فروش بعدی یک پلاک توسط یکی از وراث به شخص ثالث و امضای مالک رسمی در ادارهٔ ثبت برای آن خریدار جدید، وضعیت را پیچیده میکند و برخی وکلا این وضعیت را در برابر سند رسمی جدید قابل خدشه میدانند. تعیین دقیق نتیجه منوط به بررسی این است که امضای مالک رسمی در ثبت چه ماهیتی داشته و آیا وارث فروشنده فقط سهم خودش را منتقل کرده یا نه. در هرحال خدشه به مبایعهنامهٔ اولیه معمولاً فقط با اثبات جعل، فقدان قصد یا صوریبودن معامله ممکن است، نه صرفاً نبود امضای خریدار.
منابع: قانون مدنی، مواد ۱۹۱، ۱۹۳، ۲۲۳، ۳۳۹ و ۳۵؛ قانون ثبت، ماده ۲۲
این پاسخ بهصورت خودکار تولید شده و جای مشاورهی حقوقی با وکیل را نمیگیرد؛ پاسخهای وکلا در ادامه آمده است.
عدم امضای مبایعهنامه از سوی خریدار، بهتنهایی موجب بیاعتباری یا عدم تحقق عقد بیع نمیگردد؛ بلکه با توجه به دستخط، امضا و اثر انگشت منتسب به فروشنده، در کنار تصرفات مستمر و بلامنازع خریدار و متعاقبا وراث وی به مدت حدود ۵۰ سال، این اوضاع و احوال میتواند بهعنوان اماره قوی دال بر وقوع بیع و تسلیم مبیع مورد استناد قرار گیرد.
انتقال بعدی یکی از پلاکهای مورد بحث توسط احدی از وراث به ثالث، و نیز امضای مالک رسمی در اداره ثبت در خصوص خریدار جدید، فینفسه موجب زوال یا بیاعتباری معامله مقدم نمیگردد. تعیین اثر حقوقی این اقدامات منوط به احراز دقیق ماهیت و مفاد سند یا صورتجلسهای است که مالک رسمی در اداره ثبت آن را امضا نموده و اینکه آیا امضای مزبور متضمن اقرار به انتقال، تنفیذ معامله یا صرفا اقدامی اداری در فرآیند ثبتی بوده است یا خیر.
درود بر شما؛
صرف امضا نشدن مبایعهنامه از سوی خریدار، لزوما موجب بیاعتباری معامله نیست؛ زیرا مطابق مواد ۱۹۱ و ۱۹۳ قانون مدنی، انشای عقد میتواند با هر فعل دال بر قصد و رضا، از جمله قبض و تصرف، محقق شود. تصرف مستمر حدود ۵۰ ساله، همراه با سایر قرائن و ادله، میتواند در احراز وقوع بیع مؤثر باشد.
با این حال، امضای فروشنده بهتنهایی اثباتکننده قطعی وقوع بیع نیست و باید قبول و قصد انشای طرفین از مجموع ادله احراز شود. اصل صحت موضوع ماده ۲۲۳ قانون مدنی نیز پس از احراز اصل قرارداد قابل استناد است. نظریه مشورتی شماره ۷/۹۶/۴۴۶ مورخ ۱۳۹۶/۰۲/۲۶ نیز بر همین مبنا صادر شده است.
اگر ملک دارای سابقه ثبتی باشد، وضعیت سند رسمی و اقدام اخیر مالک رسمی اهمیت اساسی دارد؛ مواد ۲۲، ۴۶، ۴۷ و ۴۸ قانون ثبت و رای وحدت رویه شماره ۴۳ مورخ ۱۳۶۵/۱۰/۱۵ و رای وحدت رویه شماره ۶۷۲ مورخ ۱۳۸۳/۱۰/۰۱ در تعیین مسیر دعوا مؤثرند. همچنین قانون الزام به ثبت رسمی معاملات اموال غیرمنقول مصوب ۱۴۰۳ باید با لحاظ تاریخ ایجاد معامله و مقررات انتقالی آن بررسی شود.
بنابراین، مبایعهنامه اولیه قابل خدشه است اما صرف عدم امضای خریدار یا صرف تصرف طولانیمدت، بهتنهایی موجب بیاعتباری آن نیست؛ در مقابل، امضای مالک رسمی برای انتقال به شخص ثالث میتواند قرینه مهمی علیه ادعای معامله نخست باشد و باید دقیقا مشخص شود این امضا در چه سند و با چه مفادی انجام شده است.
آیا مالک رسمی، وقوع معامله ۵۰ سال قبل را در هیچ سند یا نوشتهای تایید کرده و مبایعهنامه اولیه، مدارک پرداخت ثمن، شهود و مستندات تصرف در اختیار است؟ پاسخ این جزئیات، تعیین میکند دعوای اثبات وقوع بیع، الزام به تنظیم سند رسمی، ابطال معامله یا سند انتقال بعدی و اقدامات ثبتی، کدامیک قابلیت طرح و شانس موفقیت بیشتری دارد.
معاملات ملکی فی نفسه نیاز به پذیرش و امضای خریدار نداشته و صرف امضای فروشنده میتواند وقوع بیع را اثبات نماید . در کنار این موضوع مساله تصرف سالیان مدید از سوی خریدار و عدم اعتراض فروشنده یا اقدام قانونی وی میتواند وقوع بیع را محرز نماید .
با این حال برای پاسخگویی دقیق به سئوال شما باید مدارک و بیع نامه استنادی به همراه جزئیات مطالعه و بررسی شود تا امکان راهنمایی دقیق و ارائه طریق وجود داشته باشد .
درود
مبایعهنامهای که فقط امضای فروشنده را دارد، بهتنهایی برای اثبات معامله کافی نیست، زیرا قانون، قصد و رضایت طرفین را شرط اساسی صحت هر معامله میداند و امضا مهمترین نشانه تحقق این رضایت است.
با این حال، مبایعهنامه اولیه بهطور کامل بیاعتبار نیست و در صورت وجود قرائن و دلایل دیگر که رضایت خریدار را اثبات کند (مانند تحویل ثمن یا تصرف ۵۰ ساله)، دادگاه میتواند آن را بپذیرد.
اما تغییر وضعیت ملک (فروش به شخص ثالث، امضای فروشنده اصلی در اداره ثبت و درخواست سند رسمی) دعوای شما را با پیچیدگی جدی مواجه میکند، زیرا فرد جدید با استناد به سند رسمی (که از اعتبار بالاتری برخوردار است) از حق خود دفاع خواهد کرد.
بنابراین، مبایعهنامه اولیه قابل خدشه است، اما برای احقاق حق، باید هرچه سریعتر دادخواست ابطال معامله دوم یا اثبات مالکیت را در دادگاه مطرح کنید و بر ادله تصرف ۵۰ ساله و سایر قرائن تاکید نمایید.
سلام بله احتمالا قابل خدشه است، اما صرف امضانکردن خریدار بهتنهایی موجب بیاعتباری مبایعهنامه نیست.
در عقد بیع، طبق مواد ۱۹۰، ۱۹۱، ۳۳۸ و ۳۳۹ قانون مدنی، تحقق معامله منوط به وجود قصد و تراضی طرفین است؛ بنابراین اگر بتوان احراز کرد که خریدار معامله را قبول کرده و تصرف ۵۰ساله او و وراث نیز مؤید وقوع معامله بوده، عدم امضای او لزوما معامله را از بین نمیبرد.
فروش ملک توسط یکی از وراث به ثالث و امضای مالک رسمی در اداره ثبت میتواند قرینهای مهم درباره پذیرش وضعیت معاملاتی ملک باشد، اما بهتنهایی ثابت نمیکند مبایعهنامه اولیه حتما صحیح و قطعی بوده است.
با اوصافی که گفتید، مبایعهنامه اولیه بهسادگی قابل بیاعتبار کردن نیست و تصرف طولانی، امضا و اثر انگشت فروشنده و رفتار بعدی مالک رسمی میتواند ادله مهمی برای اثبات وقوع معامله باشد؛ اما عدم امضای خریدار یک نقطه قابل مناقشه است و باید از طریق قرائن و ادله دیگر جبران شود.
باسلام
بله، مبایعهنامه اولیه قابل خدشه است، اما صرف امضانکردن خریدار لزوما آن را بیاعتبار نمیکند. در پروندهای با این مشخصات، چند موضوع باید از هم تفکیک شود؛ مخصوصا اینکه زمین ظاهرا دارای مالک رسمی است و مالک رسمی نیز بعدا در اداره ثبت برای خریدار جدید امضا کرده است.
با توجه به اینکه شخص ثالث همین الان برای گرفتن سند اقدام کرده، موضوع را نباید صرفا به یک دعوای اثبات اعتبار مبایعهنامه موکول کنید. باید پرونده ثبتی و درخواست سند شخص ثالث فورا بررسی و در صورت وجود مبنای قانونی، اعتراض ثبتی/قضایی مناسب مطرح شود تا در صورت امکان، از صدور سندی که با حقوق شما تعارض دارد جلوگیری شود.
سلام
با توجه به اظهارات شما و بر اساس قانون ، سند برای اینکه دارای اعتبار باشد باید دارای امضا و یا اثرانگشت باشد سند تنظیم شده برای اینکه در مراجع قضایی قابل استناد باشد باید دارای امضا انتقال دهنده باشد پس شما نمی توانید به این سند تنظیم شده که دارای امضا و یا اثر انگشت نیست استناد نمایید
حال اگر شما مدعی خرید زمین در سال های قبل توسط مورث خود هستید شما باید اعلام و اثبات نمایید که این زمین را به صورت شفاهی خریداری کرده اید و حدود ۵۰ سال زمین تجت تصرف شما بوده است شما می بایست دادخواست اثبات وقوع عقد بیع شفاهی و اثبات مالکیت را مطرح نمایید شما باید با معرفی شهود ادعای خود را اثبات نمایید
برای اینکه فعلا سند مالکیت صادر نگردد شما باید ابتدا به اداره ثبت مراجعه و نسبت به صدور سند مالکیت به اسم شخص ثالث اعتراض نمایید و بلافاصله دادخواست حقوقی خود را ثبت نمایید و
سلام پیرو سوال شما، صرف اینکه خریدار اولیه مبایعهنامه را امضا نکرده، لزوما موجب بیاعتباری آن نیست؛ اگر فروشنده آن را با امضا و اثرانگشت تایید کرده و تصرف حدود ۵۰ ساله خریدار و وراث نیز مؤید معامله باشد، اصل صحت قراردادها قابل استناد است. اما اینکه یکی از وراث بعدا ملک را به شخص ثالث فروخته و مالک رسمی نیز در اداره ثبت امضای انتقال را انجام داده، میتواند وضعیت را پیچیده کند و باید مشخص شود انتقال جدید دقیقا با چه عنوان و مستندی انجام شده است؛ بهویژه ماده ۲۲ قانون ثبت، مالک رسمی را ملاک شناسایی مالک میداند. بنابراین مبایعهنامه اولیه قابل خدشه هست ولی صرفا به علت نداشتن امضای خریدار باطل محسوب نمیشود؛ برای تعیین موضع دقیق باید تاریخ و نحوه تنظیم سند، مالک رسمی، وراث و مدارک انتقال به شخص ثالث بررسی شود.
با سلام
قابل خدشه و انکار از سوی وراث خریدار نیست صرفا به این دلیل که خریدار آن را امضا نکرده است؛ اما باید اعتبار آن بررسی شود.
اگر مبایعهنامه دارای دستخط، امضا و اثر انگشت فروشنده باشد و حدود ۵۰ سال تصرف نیز مؤید انتقال باشد، میتواند دلیل مهمی بر وقوع معامله باشد. عدم امضای خریدار بهتنهایی معامله را باطل نمیکند، بهویژه اگر قبول و تصرف او از قرائن قابل اثبات باشد.
اما اگر فروشنده یا وراث نسبت به سند ادعای جعل، الحاق، یا عدم انتساب کنند، موضوع کارشناسی خط و امضا و بررسی اصل سند اهمیت زیادی دارد. همچنین امضای مالک رسمی در اداره ثبت به نفع خریدار جدید، میتواند در ارزیابی زنجیره معاملات مؤثر باشد، ولی لزوما معامله اولیه را از بین نمیبرد.
خیر؛ صرف نبودن امضاء خریدار، بهتنهایی مبایعهنامه را بیاعتبار نمیکند. با توجه به اینکه ایجاب از سوی فروشنده بهصورت مکتوب و با امضا و اثر انگشت اعلام شده و قبول نیز میتواند بهصورت عملی و از طریق رفتارهایی مانند تصرف و قبض و اقباض محقق شود(مطابق مواد ۱۹۱، ۱۹۳ و ۳۳۹ قانون مدنی)، تصرف حدود ۵۰ ساله خریدار و وراث و اقدامات بعدی آنان میتواند قرینهای جدی بر قبول معامله باشد. بنابراین، مبایعهنامه اولیه صرفا به دلیل عدم امضای خریدار قابل خدشه نیست و مجموعه قرائن و رفتارهای بعدی طرفین باید مورد بررسی قرار بگیرد ....
باسلام
خبر معامله اولیه قابل خدشه نیست
دلایل قاطع حقوقی بر این امر عبارتند از:
۱. عدم لزوم قبول لفظی یا کتبی (امضا): طبق مواد ۱۹۱، ۱۹۳ و ۳۳۹ قانون مدنی، قبول در عقد بیع تشریفاتی نبوده و نیازمند لفظ یا امضا نیست؛ تصرف مبیع و پرداخت ثمن انشای قبول را محقق و عقد را منجز و لازم گردانیده است.
۲. حجیت اماره تصرف:تصرف ممتد ۵۰ ساله خریدار و وراث وی بر اساس ماده ۳۵ قانون مدنی، قویترین اماره بر مالکیت است.
۳. اقرار ضمنی و عملی مالک رسمی: امضای فروشنده اولیه در اداره ثبت به نفع منتقلالیه، اقرار قاطع به صحت سلسله ایادی و اسقاط هرگونه ادعا نسبت به بیع نخستین است.
صرف عدم وجود امضاء خریدار از موارد خدشه به مبایعه نامه اول میتواند باشد ، لیکن با فرض سوال که فروشنده با خط خود مبایعه نامه ای را نگارش و امضاء نموده و ثمن دریافت داشته و سبق تصرفات ۵۰ ساله خریدار و عدم اعتراض فروشنده و امضاء فروشنده در اسناد فروش یکی از ورثه خریدار ، همگی حکایت از وقوع بیع داشته و علی فرض عدم وجود امضاء خریدار با اثبات وقوع عقد بیع شفاهی حتی قابل اثبات است .
اگر مبایعهنامه خط، امضا و اثرانگشت فروشنده را داشته و وقوع معامله با قرائن دیگری مثل تصرف ۵۰ساله، شهادت، پرداخت ثمن و اقرارها قابل اثبات باشد، فقدان امضای خریدار لزوما معامله را باطل نمیکند؛ زیرا بیع با ایجاب و قبول واقع میشود. مواد ۳۳۸ و ۳۳۹ قانون مدنی.
فروشنده رسمی که اکنون برای خریدار جدید در اداره ثبت امضا کرده، بهتنهایی معامله اولیه را بیاعتبار نمیکند؛ بلکه تاریخ و نحوه انتقالها باید بررسی شود.
با سلام کاربر گرامی
امضا ذیل یک سند دال بر صدور آن سند میباشد و طبق قانون مدنی عقد محقق میشود به قصد انشا به شرط مقرون بودن به چیزی که دلالت بر قصد نماید یعنی قصد طرفین باید در معامله دخالت داشته باشد
همچنین با توجه به تحویل ثمن و تصرف ۵۰ ساله خود دلالت بر مالکیت دارد توصیه میشود هرچه سریعتر نسبت به ابطال سند ثالث و اثبات مالکیت نسبت به مبایعه نامه خود اقدامات نمایید
مبایعهنامه صرفا به دلیل نداشتن امضای خریدار باطل نیست. امضا و اثر انگشت فروشنده، تصرف حدود ۵۰ ساله خریدار و وراث و سایر قرائن میتواند وقوع معامله را اثبات کند.
اما چون ملک سند رسمی دارد، برای جلوگیری از انتقال به شخص ثالث باید وضعیت ثبتی و اقدامات مالک رسمی بررسی شود. امضای فروشنده اصلی در اداره ثبت برای شخص ثالث نیز میتواند مهم و مؤثر باشد، ولی لزوما معامله اولیه را از بین نمیبرد.
سلام، صرف نبود امضای خریدار مبایعهنامه را بیاعتبار نمیکند؛ مطابق مواد ۱۹۱ و ۲۲۳ قانون مدنی، تصرف پنجاهساله، تحویل ملک و امضای بعدی مالک رسمی در اداره ثبت، قرائن قوی قبول عملی و تایید معاملهاند. خدشه فقط با اثبات جعل، فقدان قصد، صوریبودن یا ابهام اساسی ممکن است. البته وارث اصولا فقط به میزان سهم خود حق انتقال دارد، مگر تقسیم یا رضایت سایر وراث ثابت شود.
امضای فروشنده و تصرف طولانی میتواند قرائن مهمی بر وقوع معامله باشد، اما نبود امضای خریدار، اثبات انتساب قرارداد به او را دشوار میکند. فروش بعدی وارث و امضای مالک رسمی نیز بهتنهایی مبایعهنامه نخست را باطل نمیکند و باید زنجیره انتقال و قصد طرفین بررسی شود
باسلام، صرف امضا نشدن مبایعهنامه توسط خریدار، لزوما موجب بیاعتباری معامله نیست؛ زیرا مطابق مواد ۱۹۱ و ۱۹۳ قانون مدنی، عقد میتواند با هر فعل دال بر قصد و رضا، از جمله قبض و تصرف، محقق شود. تصرف مستمر حدود ۵۰ ساله نیز در کنار سایر قرائن و ادله، میتواند در اثبات وقوع بیع مؤثر باشد.
با سلام
مبایعهنامه دستنویس بدون امضای خریدار بهتنهایی اعتبار کامل ندارد، اما با تصرف ۵۰ ساله خریدار و وراث + امضای مالک رسمی در اداره ثبت برای خریدار جدید، معامله تقریبا قابل اثبات است و بهسختی قابل خدشه خواهد بود.
بااحترام.مبایعه نامه ای که فروشنده ان را امضا کرده و خریدار امضا نکرده به خودی خود ناقص هست و قابلیت اثبات ندارد و باطل هست و برای تثبیت اعتبار باید دعوای اثبات وقوع بیع یاالزام به تنظیم سند رسمی مطرح کنید و تمام مدارک و شواهد را پیوست کنید
خیر مبایعه نامه اولیه به دلیل تصرف پنجاه ساله و امضا و اثر انگشت فروشنده معتبر است و عدم امضای خریدار خللی به صحت عقد وارد نمیکند انتقال ملک به ثالث فضولی و باطل است و وراث میتوانند دادخواست تنفیذ قرارداد و ابطال سند ثالث بدهند
سلام و احترام
با توجه به اینکه مبایعه نامه اولیه ، امضای خریدار را ندارد در واقع فاقد اعتبار است و خریدار نهایی یک پلاک از آن مجموعه قطعات زمین باید علیه مالک اولیه که سند رسمی دارد و ایادی بعدی دادخواست الزام به تنظیم سند رسمی کند
علی اکبر میرزائی
۱ ماه پیش
وکیل پایه یک کانون وکلای دادگستری
۴٫۹·۵۳ مشاوره موفق
سلام در خصوص اعتبار یا عدم اعتبار مبایعه نامه با دادگاه است ولی بیع واقع شده صحیح است چرا که قصدطرفین در زمان وقوع عقد بر بیع بوده است ولی شما باید عقد را با اثبات وقوع بیع محرز کنید
سلام صرف امضا نکردن خریدا مشکلی ایجاد نمیکند وقتی شما سالهای زیادی هست ملک رو در تصرف دارین و از ملک استفاده میکنند می تواند دلیل بر اثبات عقد بیع باشد
با سلام
کاربر گرامی در کل میتوان خدشه دار بودن بیع نامه را فرض کرد اما با توجه به توضیحات شما واستمرار ۵۰ساله و ید تسلیط خریدار و تایید فروشنده در اداره ثبت همگی میتواند دلالت بر صحیح بودن معامله نماید و جایی برای ابهام باقی نمی ماند و قبول ضمنی خریدار میسر گردیده است و اگر نیاز به مدرک قانونی و استحکام ادله از جمله بیع نامه فاقد امضا باشید میتوانید در دادگاه صالح اقدام به ثبت دادخواست اثبات وقوع بیع فی مابین و اثبات مالکیت نمایید و بیع نامه را قانونی و بر اساس مدارک مستندسازی نمایید.
مبایعه نامه با وجود عدم امضای خریدار قابل خدشه نیست زیرا همینطور که توضیح دادید زمین ۵۰ سال در تصرف خریدار و وراث وی بوده و ماده ی ۳۵ قانون مدنی ایشان را مالک فرض میکند
درود
با توجه به امضاء و اثر انگشت فروشنده ، همچنین تصرف مستمر ۵۰ ساله خریدار و وراث و عدم اعتراض فروشنده به این موضوع دلیلی بر وقوع معامله می باشد
در ضمن انتقال یک پلاک از ملک به ثالث توسط ورثه خریدار و امضای فروشنده اصلی بی اعتباری برای معامله اول ایجاد نمی کند
ولیکن می بایست به اداره ثبت مراجعه کرده و تصرف ۵۰ ساله خریدار را ذکر نمایید همچنین به مالکیت ثالث اعتراض کنیدتا سند مالکیت به نامش ثبت نگردد
عرض سلام و احترام
با توجه به توصیفات حضرتعالی کلیه ارکان بیع قویا محقق شده و صرف عدم امضا، هیچ خدشه ای بر صحت بیع واقع شده وارد نمی آورد. خصوصا اینکه به صورت عملی، موضوع مبایعه نامه سال ها در تصرف خریدار بوده است.
در نتیجه اگر چه احتمال دارد امکان ایراد خدشه بر خود سند عادی مبایعه نامه وود داشته باشد، لیکن اصل بیع و تملیک واقع شده کاملا قطعی و محقق بوده و از طرق دیگر وقوع آن قابل اثبات است.
در پناه حضرت حق باشید
سلام، با توجه به اینکه مبایعهنامه اولیه فاقد امضای خریدار است، از نظر قانونی عقد بیعی تشکیل نشده و اعتبار چندانی ندارد. با این حال، تصرف ۵۰ ساله میتواند مبنای دعوای اثبات مالکیت باشد، اما در مقابل، سند رسمی جدید که به نام خریدار ثالث صادر شده، طبق ماده ۲۲ قانون ثبت، دلیل قطعی مالکیت محسوب میشود و اعتبار مبایعهنامه اولیه را با چالش جدی مواجه میکند. موفق باشید
با اجرایی شدن قانون جدید الزام به ثبت اسناد اموال غیر منقول برای جلوگیری از اختلافات بعدی بهتر است تقاضای تنظیم سند رسمی نسبت به اموال ادعایی نمایید.
برای راهنمایی دقیق مشاوره بگیرید
مبایعهنامه اولیه خدشه پذیر نیست و خریدار بعدی که هم از انتقال گیرنده و هم از مالک رسمی (فروشنده) امضاء گرفته، برای صدور سند رسمی اقدام مشروع انجام داده است.