موضوعتان را بگویید، در چند ثانیه به وکیلِ در دسترس میرسید
لطفاً اتصال اینترنت خود را بررسی کنید.
آیا شکایتهای کیفری متعدد زوج علیه زوجه میتواند دلیل عسر و حرج باشد؟
پرسیده شده ۲ ماه پیش
۵۱ پاسخ ثبت شده
آیا پروندههای متعدد کیفری و حقوقی که زوج علیه زوجه مطرح کرده — از جمله شکایتهایی مانند توهین، تهدید، رابطه نامشروع، ضرب و شتم و خیانت در امانت — میتواند دلیل عسر و حرج زوجه محسوب شود؟ آیا در صورتی که زوجه در این پروندهها متهم باشد (نه شاکی)، باز هم عسر و حرج قابل اثبات است و زوجه میتواند با بذل مهریه طلاق بگیرد؟
جمعبندی پاسخ وکلاهوش مصنوعی
طرح شکایتهای کیفری و حقوقی متعدد علیه زوجه میتواند از مصادیق سوءرفتار و عسر و حرج باشد، بهویژه اگر این اتهامات بیاساس بوده و به برائت یا منع تعقیب ختم شده باشند. با این حال صرف شکایت کافی نیست و تشخیص غیرقابلتحمل شدن زندگی و تأثیر بذل مهریه با دادگاه است.
مریم حاج منوچهریآنلاینوکیل پایه یک مرکز وکلای قوهقضاییه·۴٫۹
پاسخ هوشمند بنیاد وکلاهوش مصنوعی
اثبات عسر و حرج با شکایات واهی زوج
شکایتهای متعدد و متوالی زوج علیه زوجه، حتی در صورتی که زوجه در آنها متهم باشد، در صورت بیاساس بودن و منتهی شدن به برائت میتواند از مصادیق سوءرفتار مستمر و عسر و حرج تلقی شود. صرف طرح شکایت یا تعداد پروندهها به خودی خود کافی نیست و باید نشان داده شود که این اقدامات با هدف آزار بوده و ادامه زندگی مشترک را با مشقت شدید همراه کرده است. بذل مهریه نیز به تنهایی دلیل صدور حکم طلاق نیست اما میتواند قرینهای برای اثبات کراهت و شدت عسر و حرج در نظر دادگاه باشد. در نهایت، تشخیص اینکه آیا این فشارها ادامه زندگی را غیرممکن ساخته بر عهده قاضی رسیدگیکننده است.
قانون مدنی، ماده ۱۱۳۰
این پاسخ بهصورت خودکار تولید شده و جای مشاورهی حقوقی با وکیل را نمیگیرد؛ پاسخهای وکلا در ادامه آمده است.
از نظر حقوقی، صرف رد شدن شکایت های زوج علیه زوجه، به تنهایی و به طور خودکار برای اثبات عسر و حرج و صدور حکم طلاق کافی نیست. با این حال، چنانچه زوج به طور مکرر و بدون دلیل موجه، شکایاتی از قبیل توهین، تهدید یا عناوین مشابه علیه زوجه مطرح کند و این شکایات نهایتا به صدور قرار منع تعقیب یا حکم برائت منتهی شود، این امر می تواند در کنار سایر اوضاع و احوال پرونده، از جمله فشارهای روحی، هتک حیثیت، رفت و آمدهای مکرر به مراجع قضایی و اخلال در زندگی شخصی و خانوادگی زوجه، از مصادیق سوء رفتار مستمر و عسر و حرج تلقی شود.
بنابراین، اگر زوجه بتواند نشان دهد که طرح این شکایات صرفا وسیله ای برای آزار، فشار یا بی اعتبار کردن وی بوده و ادامه زندگی مشترک را برای او با مشقتی خارج از حد متعارف همراه ساخته است، می تواند با استناد به مجموع این دلایل، دادخواست طلاق به علت عسر و حرج تقدیم کند.
تشخیص نهایی تحقق عسر و حرج و صدور حکم طلاق، با دادگاه خانواده خواهد بود.
صرف اینکه زوج پروندههای متعدد کیفری و حقوقی علیه زوجه مطرح کرده باشد، بهتنهایی برای اثبات عسر و حرج کافی نیست؛ اما اگر تعدد و تکرار این پروندهها، بهویژه در کنار سایر رفتارهای زوج، نشاندهنده فشار روانی، آزار مستمر، تهدید، تحقیر، سوءرفتار یا غیرقابلتحمل شدن ادامه زندگی مشترک باشد، میتوان از مجموع این موارد برای اثبات عسر و حرج استفاده نمود.
اینکه زوجه در این پروندهها متهم بوده و نه شاکی، مانع طرح دعوای عسر و حرج نیست. ملاک اصلی این است که آیا ادامه زندگی برای زوجه به حدی از مشقت رسیده که تحمل آن عرفا دشوار و غیرقابلتحمل باشد یا خیر. البته اگر زوجه در برخی پروندهها محکومیت قطعی داشته باشد، باید موضوع هر پرونده جداگانه بررسی شود و نمیتوان صرفا از تعداد شکایتها نتیجه گرفت که عسر و حرج محقق شده است.
اگر در تعدادی از پروندهها برای زوجه قرار منع تعقیب یا حکم برائت صادر شده باشد، یا شکایتها تکراری و فاقد نتیجه مؤثر بوده باشند، این موارد میتواند در کنار سایر دلایل، برای اثبات فشار و آزار ناشی از رفتار زوج مورد استناد قرار گیرد.
همچنین بذل مهریه میتواند در روند طلاق مورد استفاده قرار بگیرد، اما بذل مهریه بهتنهایی به معنی اثبات عسر و حرج نیست.
صرف تعدد شکایتها و پروندههای کیفری که زوج علیه زوجه مطرح کرده، بهتنهایی موجب تحقق عسر و حرج نیست؛ ملاک، ماده ۱۱۳۰ قانون مدنی است و باید برای دادگاه ثابت شود که ادامه زندگی مشترک برای زوجه واقعا موجب مشقت و غیرقابلتحمل شدن شرایط زندگی شده است. در این ارزیابی، دادگاه به مجموع اوضاعواحوال، از جمله تعداد و ماهیت شکایتها، نحوه طرح آنها، نتیجه پروندهها و تاثیر آنها بر زندگی مشترک توجه میکند. حتی در رویه قضایی نیز صرف صدور حکم تمکین مانع بررسی عسر و حرج دانسته نشده و تعدد دعاوی زوج علیه زوجه میتواند یکی از قرائن مؤثر در ارزیابی وضعیت زندگی باشد.
اما در فرضی که زوجه در این پروندهها متهم بوده و محکومیت قطعی پیدا کرده است، موضوع متفاوت و حتی میتواند در ارزیابی عسر و حرج به ضرر او باشد؛ زیرا صرف اینکه زوج علیه او شکایتهای متعدد مطرح کرده، بدون توجه به علت و نتیجه آنها، دلیل عسر و حرج نیست. اگر مثلا محکومیتهای قطعی متعدد زوجه ناشی از رفتارهای مجرمانه خود او باشد، باید ارتباط این وضعیت با مشقت ناشی از ادامه زوجیت و سایر اوضاع زندگی اثبات شود. بذل مهریه نیز بهتنهایی حق قطعی برای طلاق ایجاد نمیکند؛ بذل مهریه بیشتر در طلاق خلع مطرح است و اگر زوج طلاق ندهد، زوجه برای طلاق قضایی همچنان باید یکی از مبانی قانونی مانند عسر و حرج موضوع ماده ۱۱۳۰ را اثبات کند. بنابراین پاسخ نهایی کاملا وابسته به نتیجه قطعی پروندههای کیفری، محتوای آنها و تاثیر واقعی آنها بر زندگی مشترک است.
بله، ممکن است مجموعه پروندههای متعدد کیفری و حقوقی علیه زوجه، حتی اگر زوجه در آنها متهم باشد، در کنار سایر قرائن از عوامل ایجاد عسر و حرج محسوب شود؛ ملاک، نتیجه و تعداد پروندهها بهتنهایی نیست، بلکه باید نشان دهد ادامه زندگی عرفا غیرقابلتحمل شده است.
اگر بیشتر این شکایتها به محکومیت قطعی زوجه منتهی شده باشند، اتفاقا میتواند در ارزیابی رفتار و وضعیت زندگی مشترک علیه او هم مورد توجه قرار گیرد؛ اما صرف طرح شکایت یا حتی اتهام، بدون بررسی نتیجه و کیفیت آن، بهتنهایی عسر و حرج را ثابت یا رد نمیکند.
در مورد طلاق با بذل مهریه نیز بذل مهریه شرط قانونی مطلق برای طلاق عسر و حرج نیست، ولی بذل تمام یا بخش عمده مهریه میتواند قرینهای بر شدت کراهت و وضعیت زوجه باشد.
بنابراین اگر زوجه متهم پروندههای متعدد بوده ولی این پروندهها ناشی از اختلافات مستمر، درگیری، تهدید یا رفتار زوج و فضای غیرقابلتحمل زندگی بودهاند، باید کل مجموعه وقایع و نه صرف عنوان اتهامها بررسی شود؛ دادگاه میتواند بر اساس مجموع قرائن عسر و حرج را احراز کند.
با سلام
طرح شکایات متعدد توسط زوج علیه زوجه به تنهایی دلیلی بر عسر و حرج نیست و مجوزی برای صدور حکم به طلاق محسوب نمیشود اما اگر سوء رفتار زوج و یا شرایط دیگر که حاکی از آن باشد ادامه زندگی مشترک برای زوجه غیرقابل تحمل و با عسر و حرج همراه است وجود داشته باشد، این موضوع نیز در کنار سایر ادله میتواند موثر واقع شود. همچنین در صورت صدور حکم برائت و یا قرار منع تعقیب در پرونده های کیفری مور اشاره، میتواند قرینه ای بر سوء رفتار زوج و عسر و حرج زوجه باشد ولی توجه داشته باشید اگر پرونده های کیفری مورد اشاره منجر به صدور رای قطعی مبنی بر محکومیت زوجه شده باشد در این صورت باید در استناد به این موارد باید احتیاط کرد و توصیه میشود این پرونده ها مستند قرار نگیرد.
بذل مهریه نیز عسر و حرج زوجه را ثابت نمی نمایند و صرف بذل مهریه منجر به صدور حکم طلاق نمی گردد. بذل مهریه ویژه زمانی است که زوجه به دلیل کراهت شدید میخواهد اقدام به طلاق نماید که در این صورت هم تشخیص موضوع و شرایط به عهده قاضی رسیدگی کننده است.
البته در صورت اثبات عسر و حرج بذل بخشی از مهریه میتواند قرینه ای بر عسر و حرج محسوب گردد.
توصیه میشود در خصوص موضوع با وکیل دادگستری مشورت نمایید.
با سلام
متهم بودن زوجه در این پروندهها مانع قانونی طرح یا اثبات عسر و حرج نیست؛ زیرا عسر و حرج به وضعیت واقعی زندگی مشترک و دشواری ادامه آن مربوط است، نه صرفا به اینکه زوجه شاکی باشد یا متهم. بااینحال:
اگر پروندهها صرفا در حد شکایت و اتهام باشند، بدون صدور رای قطعی یا وجود قرائن معتبر، ارزش اثباتی محدودی دارند.
اگر طرح مکرر و بیاساس شکایتها، احضارها، تهدید به تعقیب، انتشار اتهامات یا فشارهای ناشی از آن استمرار داشته و زندگی را برای زوجه غیرقابلتحمل کرده باشد، میتواند در کنار سایر دلایل در احراز عسر و حرج مؤثر باشد.
اگر زوجه در برخی پروندهها محکومیت قطعی داشته باشد، همان پروندهها معمولا بهتنهایی به نفع اثبات عسر و حرج نیستند؛ مگر آنکه شرایط کلی زندگی و رفتار زوج، مستقل از آن محکومیتها، مشقتبار و غیرقابلتحمل باشد.
برای احراز عسر و حرج، ارائه حکم قطعی کیفری در همه موارد الزامی نیست و دادگاه خانواده میتواند با گواهی پزشکی قانونی، شهادت، پیامها، گزارشهای رسمی، سوابق پروندهها و سایر قرائن موضوع را بررسی کند.
باسلام، صرف طرح پروندههای متعدد کیفری و حقوقی از سوی زوج علیه زوجه، بهتنهایی برای اثبات عسر و حرج کافی نیست؛ اما چنانچه تعدد و تکرار این اقدامات، همراه با رفتارهایی مانند تهدید، تحقیر، آزار مستمر و فشار روانی موجب غیرقابلتحمل شدن ادامه زندگی مشترک شده باشد، مجموع این موارد میتواند در اثبات عسر و حرج مؤثر باشد. متهم بودن زوجه در این پروندهها نیز مانع طرح دعوای عسر و حرج نیست و معیار اصلی، احراز مشقت شدید و غیرقابلتحمل بودن ادامه زندگی است. در صورت وجود محکومیتهای قطعی زوجه، باید هر پرونده بهطور مستقل بررسی شود؛ در مقابل، قرارهای منع تعقیب یا احکام برائت و شکایتهای تکراری و بینتیجه نیز میتوانند در کنار سایر ادله، قرینهای بر فشار و آزار مستمر باشند. همچنین بذل مهریه میتواند در فرآیند طلاق مورد استفاده قرار گیرد، اما بهتنهایی دلیل اثبات عسر و حرج محسوب نمیشود.
طرح دعاوی متعدد کیفری و حقوقی توسط زوج علیه زوجه، بهویژه در صورت عدم اثبات اتهامات، میتواند از مصادیق عسر و حرج زوجه باشد.حتی اگر زوجه در این پروندهها متهم باشد، در صورتی که این دعاوی ناشی از سوءرفتار زوج بوده و سبب ایجاد مشقت برای او شده باشد، قابل استناد است.برای طلاق بر اساس عسر و حرج، اثبات آن بر عهده زوجه است و بذل مهریه برای اخذ طلاق الزامی نیست، هرچند میتواند مؤثر باشد.توصیه میشود با جمعآوری مستندات پروندهها و ارائه آنها به دادگاه، برای اثبات عسر و حرج اقدام کنید.
بله، اقامه پروندههای متعدد کیفری توسط زوج علیه زوجه (حتی در مقام متهم بودن زوجه)، خود بهتنهایی مصداق عسر و حرج است، مشروط بر اینکه:
· این شکایتها بیاساس یا مکرر باشند و حیثیت و آبروی زوجه را تخریب کنند.
· زوجه با ارائه رای برائت یا قرار منع تعقیب در اکثر پروندهها، سوءنیت زوج را اثبات کند.
در این صورت، دادگاه میتواند حکم طلاق را صادر کند، حتی اگر زوجه بذل مهریه نکند (با توجه به تبصره ماده ۱۱۳۰ قانون مدنی). اما برای طلاق با بذل مهریه، نیازی به اثبات عسر و حرج ندارید و خود زوجه میتواند با دادن مهریه، طلاق خلعی بگیرد.
صرف تعدد شکایات و پروندههای مطرحشده از سوی زوج، حتی اگر متعدد و مستمر باشند، بدون احراز سوءرفتار یا صدور محکومیت مؤثر، بهتنهایی اثباتکننده عسروحرج زوجه نیستند؛ خصوصا زمانی که زوجه در این پروندهها متهم بوده باشد. البته سوابق پروندهها، نحوه طرح آنها، نتایج رسیدگی و سایر قرائن میتواند در مجموع مورد ارزیابی دادگاه قرار گیرد. بذل مهریه نیز بهتنهایی موجب تحقق طلاق عسروحرجی نخواهد شد و احراز عسروحرج نیازمند بررسی همه ادله و اوضاعواحوال زندگی مشترک است؛ لذا مشورت با وکیل توصیه میگردد ....
با سلام
بله طرح پروندههای متعدد کیفری و حقوقی علیه زوجه با این اتهامات میتوانددلیلی بر ایجاد عسر و حرج باشه. چون زندگی مشترک رو تبدیل به جهنم میکنه و ادامهش غیرممکن میشه.
حتی اگر زوجه در این پروندهها متهم باشه نه شاکی باز هم تعدد پروندهها و فشاری که بهش میادمیتونه عسر و حرج رو ثابت کنه.در مورد بذل مهریه وقتی عسر و حرج ثابت میشه زوجه میتونه با بخشیدن تمام یا قسمتی از مهریه طلاق خلع بگیرد.
باسلام
پروندههای متعدد کیفری و حقوقی زوج علیه زوجه میتواند در مجموع یکی از قرائن اثبات عسر و حرج باشد، اما صرف تعداد پروندهها بهتنهایی کافی نیست. نکته بسیار مهمتر این است که نتیجه آن پروندهها چه بوده، چرا مطرح شدهاند و آیا نشان میدهند ادامه زندگی برای زوجه عملا مشقتبار و غیرقابلتحمل شده است یا خیر
با سلام
بله، تعدد دعاوی و شکایتهای زوج علیه زوجه میتواند یکی از قرائن عسر و حرج باشد؛ اما صرف تعداد پروندهها کافی نیست.
اگر زوجه در این پروندهها متهم بوده، باید بررسی شود پروندهها به چه نتیجهای رسیدهاند. محکومیتهای قطعی، بهویژه بابت جرایم سنگین، میتواند حتی علیه ادعای عسر و حرج مؤثر باشد.
در صورت اثبات عسر و حرج، زوجه میتواند تقاضای طلاق کند و بذل مهریه نیز میتواند در قالب طلاق توافقی یا خلع مطرح شود؛ اما بذل مهریه بهتنهایی حق طلاق ایجاد نمیکند.
صرف تعدد پروندهها به تنهایی عسر و حرج را ثابت نمیکند و چون زوجه در این پروندهها متهم بوده باید دید آیا شکایتهای مکرر و رفتار زوج عملا زندگی را برای او غیرقابل تحمل کرده یا خیر اگر عسر و حرج اثبات شود زوجه میتواند با بذل تمام یا بخشی از مهریه برای طلاق اقدام کند اما صرف بذل مهریه جایگزین اثبات عسر و حرج نیست
بله، طرح متعدد پروندهها میتواند در کنار سایر قرائن، نشانه اختلاف شدید و ایجاد عسر و حرج باشد؛ حتی اگر زوجه در پروندهها متهم بوده باشد، اما صرف «متهم بودن» کافی نیست و باید وضعیت کلی زندگی و غیرقابلتحمل شدن ادامه زوجیت احراز شود. ماده ۱۱۳۰ ق.م. مصادیق را محدود نکرده است.
بذل مهریه هم میتواند مؤثر باشد، ولی بهتنهایی حق طلاق ایجاد نمیکند؛ اگر عسر و حرج ثابت شود، زوجه میتواند تقاضای طلاق قضایی کند و بذل مهریه میتواند در نوع طلاق و ارزیابی دادگاه مؤثر باشد.
بله طرح دعاوی متعدد کیفری و حقوقی توسط زوج علیه زوجه حتی اگر زوجه متهم باشد میتواند مصداق عسر و حرج تلقی شود زیرا ایجاد فضای ناامن روانی و درگیری های مداوم قضایی زندگی مشترک را غیرقابل تحمل میکند به ویژه اگر زوجه در آن پرونده ها تبرئه شده باشد دادگاه این رفتار را آزار و اذیت محسوب کرده و با احراز عسر و حرج حتی بدون رضایت زوج حکم طلاق را صادر میکند و بذل مهریه نیز به تسریع این روند کمک میکند
بله، ممکن است؛ اما صرف تعدد پروندهها بهتنهایی عسر و حرج محسوب نمیشود.
اگر زوج بهطور مستمر علیه زوجه شکایتهای متعدد و بیاساس، تعقیبهای مکرر، تهدید یا فشار قضایی ایجاد کرده و این وضعیت عرفا ادامه زندگی را برای زوجه غیرقابلتحمل کرده باشد، میتواند بهعنوان مجموعه قرائن عسر و حرج مطرح شود؛ چون ماده ۱۱۳۰ معیار را مشقت و دشواری تحمل ادامه زندگی قرار داده است
مفارقت جسمانی و طرح دعاوی متعدد زوجین علیه یکدیگر در گذشته و بذل کلیه حقوق مالی توسط زوجه دلالت بر عسر و حرج زوجه دارد؛ بنابراین دعوای طلاق به استناد عسر و حرج پذیرفته می شود.طرح دعاوی کیفری و حقوقی متعدد زوجین علیه یکدیگر و آمد و شدهای فراوان به مراجع انتظامی و محاکم قضایی نشانه عمق اختلافات آن ها و از مصادیق عسر و حرج برای زوجه است
سلام و احترام
چنانچه زوجه متهم باشد و اتهام، اثبات و قرار جلب به دادرسی صادر شود با توجه به ضرب المثل خود کرده را تدبیر نیست و اینکه عواقب اقدامات خود را باید بر عهده بگیرد ، به هیچوجه باعث اثبات عسر و حرج نخواهد شد و برای اخذ حکم طلاق باید کل مهریه را ببخشد ( اگر ادله قانونی برای اثبات عسر و حرج نداشته باشد مثل ترک انفاق زوج، ضرب و جرح از سوی زوج، اعتیاد شدید زوج و ....)
سلام
با توجه به اظهارات شما ، در صورت اقامه دادخواست طلاق یکطرفه به درخواست زوجه ، زوجه میبایست با استناد به ماده ۱۱۳۰ قانون مدنی عسر و حرج خود را اثبات نماید زوجه می بایست دلیل به دادگاه ارائه نماید عسر و حرج زوجه باید توسط دادگاه احراز گردد اقامه دعاوی متعدد زوجین بر علیه یکدیگر ، می تواند از مصادیق عسر و حرج مندرج در ماده ۱۱۳۰ باشد
صرف اینکه زوج شکایتهای متعدد کیفری مطرح کرده، حتی اگر زوجه متهم بوده باشد، بهتنهایی عسر و حرج را اثبات نمیکند.
اما اگر مجموع رفتارها وضعیت غیرقابلتحملی ایجاد کرده باشد، دادگاه میتواند آنها را بهعنوان قرائن بررسی کند؛ محکومیتهای قطعی زوجه نیز در ارزیابی پرونده مؤثر است.
درود . بله همه ی این موارد مصداق عسر و حرج زوجه میباشد و میتوان با اثبات این موارد و استناد به غیر قابل تحمل بودن ادامه ی زندگی درخواست طلاق نمود.
بذل مهریه شرط مطلق برای طلاق با عسر و حرج نیست
اما به خاطر کراهت زوجه اغلب نصف یا کل مهریه توسط او بذل میشود تا شرایط جدایی تسهیل شود
با سلام و درود .
باید عناوین شکایت کیفری بررسی شود. اگر هر یک از این عناوین منتهی به حکم قطعی و البته اجرای مجازات شده بتشد میتوانید به استناد عقد نامه و بند ۹ آن دادخواست طلاق دهید.
سلام. طرح دعاوی متعدد کیفری و حقوقی بلاوجه علیه زوجه، در صورت اثبات سوءنیت و ایجاد تضییق شدید، میتواند از مصادیق عسر و حرج تلقی شود. در این وضعیت، همراهی بذل کل یا بخشی از مهریه به عنوان قرینه کراهت شدید و عدم امکان ادامه زندگی مشترک، زمینه صدور حکم طلاق را تقویت میکند.
شکایتهای متعدد و پیدرپی زوج علیه زوجه — حتی در پروندههایی که زوجه متهم است نه شاکی — میتواند از مصادیق عسر و حرج شناخته شود، به شرط آنکه دادگاه احراز کند ادامهی زندگی مشترک برای زوجه غیرقابل تحمل است. و در نظریات مشورت و حتی در آرای دیوان عالی کشور هم به آن اشاره شده است.
صرف تعدد شکایتهای زوج علیه زوجه، عسر و حرج را ثابت نمیکند؛ مخصوصا اگر زوجه در پروندهها متهم یا محکوم باشد.
برای طلاق به علت عسر و حرج، باید سوءرفتار یا شرایط غیرقابلتحمل ناشی از زندگی مشترک ثابت شود. بذل مهریه نیز بهتنهایی کافی نیست.
بله، تعدد پروندهها میتواند قرینه عسر و حرج باشد؛ حتی اگر زوجه در آنها متهم بوده باشد، مشروط بر اینکه مجموعه اختلافات و رفتار زوج نشاندهنده فشار، آزار یا غیرقابلتحمل شدن زندگی باشد. صرف طرح شکایت، بدون اثبات سوءرفتار زوج، کافی نیست. 
اگر پروندهها مختومه به محکومیت زوجه شده باشند، اثر آن برعکس و ممکن است علیه ادعای عسر و حرج باشد؛ اما اگر شکایتهای زوج بیاساس، مکرر یا با هدف آزار و فشار بوده و این امر قابل اثبات باشد، میتواند مؤثر باشد.
زوجه میتواند با بذل مهریه طلاق بخواهد، ولی بذل مهریه بهتنهایی عسر و حرج را ثابت نمیکند؛ باید عسر و حرج نیز برای دادگاه احراز شود. 
بنابراین بهترین استدلال، مجموعه پروندهها + نتیجه هر پرونده + رفتار زوج + استمرار اختلافات + آثار روانی و اجتماعی آن بر زوجه است، نه صرف تعداد شکایتها.
طرح این دعاوی متعدد میتواند مصداق عسروحرج زوجه باشد و در رویه قضایی محاکم توجه ویژه ای به این امر دارد مخصوصا زمانی که به قصد ایجاد فشار روانی، آبرو ریزی ، سوء رفتار و...باشد و نهایتا زوجه اعلام کراهت شدید و سوء رفتار را مطرح نماید در پرونده طلاق حتما نتبجه مثبت خواهند گرفت.
سلام
عسر و حرج به معنای مشقت و سختی غیر قابل تحمل می باشد تفاوتی نمیکند که متهم پرونده زوج باشد یا زوجه ،مهم احراز عسر و حرج زوجه می باشد و با توجه به بذل مهریه میزان عسر و حرج به میزان قابل توجهی در اثبات عسر و حرج زوجه تاثیر گذار است
درود
صرف طرح شکایتهای کیفری متعدد نمیتواند دلیلی برای اثبات عسر و حرج باشد. باید دید که علت و موضوع طرح این شکایتها چه بوده و آیا به نحوی هست که زندگی زوجه را با سختی و مشقت همراه کرده باشد یا خیر. موفق باشید
کاربر بنیاد وکلا
۲ ماه پیش
سلام بله تعدد پروندههای کیفری و حقوقی زوج علیه زوجه میتواند در کنار سایر قرائن نشاندهنده اختلاف شدید و ایجاد عسر و حرج باشد اما صرف تعداد پروندهها کافی نیست و باید رفتار زوج و تاثیر آن بر غیرقابل تحمل شدن زندگی احراز شود
اینکه زوجه در پروندهها متهم بوده مانع استناد به آنها نیست ولی اگر اتهامات به محکومیت قطعی زوجه منتهی شده باشد باید با احتیاط استدلال شود چون صرف شکایت یا تشکیل پرونده علیه زوجه دلیل سوءرفتار زوج محسوب نمیشود
بذل مهریه هم به تنهایی موجب طلاق نیست ولی اگر عسر و حرج ثابت شود بذل مهریه میتواند قرینه موید آن باشد
با احترام
بله پرونده های متعدد کیفری و حقوقی که زوج علیه زوجه مطرح کرده **حتی زوجه متهم باشد**با رفتار غیرقابل تحمل زوج که مدام زوجه در حال اذیت شدن است و آرامش روحی روانی در زندگی مشترک ندارد از دلائل عسر و حرج محسوب می شود البته دادگاه تشخیص می دهد که میزان عسر و حرج به حدی باشد که زوجه امنیت جانی نداشته و حیثیت و آبرویش در خطر باشد حکم طلاق را صادر می نماید .در طلاقی که با بذل مهریه همراه است نیازی به اثبات عسر و حرج نیست
سلام ، طرح دعاوی متعدد کیفری و حقوقی از سوی زوج علیه زوجه، به ویژه با عناوینی مانند توهین، تهدید و افترا، در رویه قضایی از مصادیق عسر و حرج زوجه محسوب شده است. این حکم حتی در مواردی که زوجه در این پروندهها متهم بوده نیز صادق است و در خصوص بذل مهریه، اگرچه الزام قانونی ندارد, بذل بخش اعظم آن میتواند اماره قضایی بر صحت ادعای عسر و حرج باشد. با این حال، اثبات نهایی عسر و حرج منوط به تشخیص دادگاه است. موفق باشید
پروندههای متعددی که زوج علیه زوجه مطرح میکند، به خودی خود و به صورت مطلق، دلیل قطعی عسر و حرج نیستند. اما در صورتی که این شکایتها به گونهای باشند که باعث ایجاد سختی و مشقت شدید برای زوجه شوند و یا در نهایت منجر به تبرئه زوجه گردند و ثابت شود که شکایت، واهی و صرفا با هدف آزار و اذیت بوده است، میتوانند به عنوان یکی از دلایل و مستندات اثبات عسر و حرج زوجه مورد استناد قرار گیرند.
بله، طرح دعاوی و شکایات کیفری متعدد و غیرموجه توسط زوج علیه زوجه و ایجاد تنشهای مداوم در مراجع قضایی از مصادیق بارز سوءرفتار و عسر و حرج محسوب میشود. حتی اگر زوجه در این پروندهها متهم باشد و اتهامات رد شود کثرت این شکایات نشاندهنده ناامنی روانی و غیرقابل تحمل شدن زندگی مشترک است و زوجه میتواند با اثبات عسر و حرج و بذل مهریه (در طلاق خلع) تقاضای طلاق کند.
بستگی به تعداد شکایات،و نتیجه آنها دارد.اینکه حکمی علیه زوجه صادر شده یا خیر مؤثر است.اما به هر حال عسر و حرج با ملاحظه کلیه شرایط زوجه توسط دادگاه احراز میشود
با سلام،اگر نشان دهنده شکایتهای بی پایه که منع تعقیب خورده باشد و بنوعی این تکرار شکایات زندگی را برای زوجه سخت و غیر قابل تحمل نموده باشد،بله می تواند از مصادیق عسر و حرج زوجه محسوب گردد