موضوعتان را بگویید، در چند ثانیه به وکیلِ در دسترس میرسید
لطفاً اتصال اینترنت خود را بررسی کنید.
آیا با وجود محدودیت انتقال در سند صلح عمری، مالک میتواند سهم خود را به دیگری منتقل کند؟
پرسیده شده ۲ ماه پیش
۲۷ پاسخ ثبت شده
پدرم آپارتمانی خریداری کرد و همزمان آن را به من و همسر دومش، بهصورت سهدانگ سهدانگ مشاعی، صلح عمری نمود. برای هر یک از ما سند مالکیت تکبرگ جداگانه صادر شد. در صلحنامهٔ رسمی و همچنین در سند مالکیت قید شده است که حق استفاده از منافع و حق سکونت تا زمان حیات پدرم محفوظ است و متصالحین حق واگذاری یا انتقال به غیر را تا زمان حیات پدر ندارند. آیا همسر دوم پدرم میتواند با وجود این محدودیتهای مندرج در سند رسمی، سه دانگ سهم خود را از طریق صلحنامه یا هبهنامهٔ عادی، یا انتقال صوری در یکی از دفاتر اسناد رسمی، به پسرش منتقل کند؟
جمعبندی پاسخ وکلاهوش مصنوعی
اکثر وکلا معتقدند با درج شرط عدم انتقال تا زمان حیات پدر در سند، همسر دوم اجازه انتقال سهم خود به دیگری را چه با سند عادی و چه رسمی ندارد و این انتقال باطل است. با این حال، برخی وکلا تاکید دارند تعیین اثر دقیق نقض شرط (بطلان یا صرفا تخلف قراردادی) به متن کلمهبهکلمه سند بستگی دارد.
این ممنوعیت کلی است، اما سرنوشت حقوقی معامله به عبارتپردازی دقیق شرط عدم انتقال در سند صلحنامه شما وابسته است.
زهرا فرجآنلاینوکیل پایه یک مرکز وکلای قوهقضاییه·۵٫۰
پاسخ هوشمند بنیاد وکلاهوش مصنوعی
ممنوعیت انتقال سهم در صلح عمری مقید به شرط
با درج شرط منع انتقال تا زمان حیات پدر در صلحنامه رسمی و سند مالکیت، اصل بر این است که همسر دوم حق واگذاری سهم خود را به صورت عادی یا رسمی ندارد. بیشتر وکلا این انتقال را باطل و بیاعتبار دانسته و آن را در دادگاه قابل لغو میدانند. در عین حال، برخی حقوقدانان معتقدند برای تشخیص قطعی اینکه معامله باطل است یا صرفا موجب تخلف قراردادی و ایجاد حق فسخ میشود، باید متن دقیق شرط و تعهدات بررسی گردد. همچنین انتقال صوری نیز در صورت اثبات در مراجع قضایی بیاثر خواهد بود.
این پاسخ بهصورت خودکار تولید شده و جای مشاورهی حقوقی با وکیل را نمیگیرد؛ پاسخهای وکلا در ادامه آمده است.
با توجه به اینکه در سند رسمی صلح صراحتا شرط شده متصالحین تا زمان حیات پدر حق واگذاری یا انتقال سهم خود به غیر را ندارند، همسر دوم پدر اصولا متعهد به رعایت این محدودیت است و نمیتواند با یک صلحنامه یا هبهنامه عادی، شرط صریح سند رسمی را نادیده بگیرد. مطابق مواد ۱۰، ۲۱۹، ۲۲۰ و ۲۲۱ قانون مدنی، شروط و تعهدات قراردادی لازمالاتباع هستند و تخلف از تعهد عدم انتقال میتواند برای متعهد مسئولیت حقوقی ایجاد کند.
اما اینکه انتقال انجامشده خودبهخود باطل باشد یا صرفا برای انتقالدهنده مسئولیت قراردادی ایجاد کند، به متن دقیق شرط و نحوه تنظیم سند بستگی دارد. اگر شرط بهگونهای تنظیم شده باشد که انتقال در این مدت ممنوع و فاقد اثر حقوقی تلقی شود، امکان طرح دعوای ابطال معامله و حسب مورد ابطال سند رسمی انتقال وجود دارد؛ در غیر این صورت، ممکن است انتقال از نظر حقوقی واقع شده باشد ولی متخلف در برابر پدر یا ذینفع شرط، مسئول آثار تخلف و خسارات باشد. بنابراین صرف «صوری بودن» نیز باید اثبات شود و نمیتوان صرف ادعا آن را بیاعتبار دانست. رویه قضایی نیز در برخی موارد، شرط ممنوعیت انتقال را مؤثر در اعتبار انتقال بعدی دانسته است.
در مورد انتقال رسمی در دفترخانه نیز اگر این محدودیت در سند مالکیت و سوابق ثبتی درج شده باشد، دفترخانه اصولا باید وضعیت ثبتی و محدودیتهای موجود را بررسی کند و صرف مراجعه به دفترخانه، شرط را بیاثر نمیکند. اگر احتمال انتقال فوری وجود دارد، بهتر است پیش از هر اقدامی اصل سند صلح و سند مالکیت بررسی و حسب مورد دعوای مناسب و درخواست دستور موقت برای جلوگیری از انتقال مطرح شود. همچنین اگر انتقال به پسر با هدف دور زدن همین شرط و بهصورت صوری انجام شود، اثبات صوری بودن معامله و قصد واقعی طرفین نیز میتواند مبنای دعوای ابطال قرار گیرد.
چنانچه در صلحنامه رسمی و اسناد مالکیت تصریح شده باشد که متصالحین تا زمان حیات مصالح حق واگذاری یا انتقال مورد صلح به غیر را ندارند این شرط، تعهدی قراردادی و لازمالاتباع محسوب و همسر دوم پدرتان نمیتواند برخلاف آن، سهدانگ مشاعی خود را به شخص ثالث، از جمله فرزندش، منتقل کند.
صدور سند مالکیت به نام ایشان، نافی تعهد قراردادی مذکور نیست؛ زیرا مالکیت وی از ابتدا با قید و محدودیت مندرج در سند رسمی ایجاد شده بنابراین، تنظیم صلحنامه یا هبهنامه عادی، بهتنهایی نمیتواند موجب بیاثر شدن شرط عدم انتقال شود و چنین اقدامی، در صورت احراز، تخلف از مفاد سند رسمی و تعهدات ناشی از عقد صلح خواهد بود.
این انتقال ممکن است حسب مورد، قابل ابطال، غیرنافذ، قابل فسخ یا موجب مسئولیت قراردادی، مطالبه خسارت و اعمال سایر ضمانتاجراهای مقرر در سند باشد. صرف تنظیم سند رسمی بعدی نیز لزوما به معنای مصونیت آن از اعتراض و رسیدگی قضایی نیست.
در خصوص انتقال صوری نیز، چنانچه ثابت شود معامله فاقد قصد واقعی انتقال بوده، میتوان نسبت به اعتبار آن ایراد وارد کرد که البته اثبات صوری بودن معامله نیازمند ارائه دلایل و طرح دعوای مقتضی در مرجع صالح قضایی می باشد.
بااحترام خیر. با توجه به اینکه سهدانگ همسر دوم پدرتان با صلحنامه رسمی و سند مالکیت به صورت مشروط منتقل شده و در هر دو سند حق انتقال به غیر تا زمان حیات پدرتان صریحا سلب شده است، پسر او نیز شخص ثالث محسوب میشود و انتقال سهم به وی از طریق صلحنامه یا هبهنامه عادی برخلاف تعهد رسمی خواهد بود. مطابق ماده ۳۰ قانون مدنی مالک فقط در حدود قانون میتواند در مال خود تصرف کند و بر اساس ماده ۲۱۹ همان قانون تعهدات ناشی از قرارداد رسمی برای طرفین لازمالاتباع است. بنابراین تنظیم سند عادی به تنهایی مالکیت رسمی ایجاد نمیکند و دفترخانه نیز نباید برخلاف محدودیت مندرج در سند مالکیت انتقال رسمی را ثبت کند. انتقال صوری نیز به علت فقدان قصد واقعی معامله طبق مواد ۱۹۰ و ۱۹۱ قانون مدنی معتبر نیست و قابل استناد نخواهد بود. اگر با وجود این ممنوعیت انتقالی انجام شود میتوانید با ارائه صلحنامه رسمی و اسناد مالکیت و با توجه به مفاد دقیق شرط قراردادی از دادگاه درخواست بیاعتباری یا ابطال انتقال و در صورت تحقق تخلف از شرط درخواست اعمال ضمانت اجرای قانونی آن را مطرح کنید زیرا ماده ۲۳۷ قانون مدنی شرط فعل منفی را نیز الزامآور میداند. با این حال نتیجه نهایی به عبارت دقیق شرط و نحوه تنظیم سند انتقال بستگی دارد و پیش از هر اقدامی باید رونوشت کامل سند مالکیت و صلحنامه بررسی شود. پیشنهاد میکنم شخصا سند و شروط ذکر شده در آن را برای مطالعه نزد وکیل ببرید تا بازدید و نظردهی کنند موفق باشید 💐
سلام. اگر در صلحنامه رسمی و سند مالکیت صراحتا شرط شده باشد که متصالح تا زمان حیات پدر حق انتقال به غیر ندارد، این شرط باید جدی گرفته شود و همسر دوم پدر نمیتواند صرفا با تنظیم یک صلحنامه یا هبهنامه عادی، برخلاف تعهد قراردادی عمل کند.
انتقال رسمی نیز با وجود چنین محدودیتی، نیازمند بررسی دقیق مفاد سند و وضعیت ثبتی است و صرف اینکه سند مالکیت به نام او صادر شده، لزوما به معنای نادیده گرفتن شرط قراردادی نیست. اسناد رسمی و حقوق و محدودیتهای ثبتشده در آنها دارای اعتبار هستند
اگر انتقال برخلاف شرط انجام شود، بسته به عبارت دقیق شرط و ماهیت آن میتوان موضوع اعتبار معامله و آثار تخلف از شرط را در دادگاه پیگیری کرد.
انتقال عادی ملک ثبتشده بدون رعایت الزامات قانونی، وضعیت خاص خود را دارد
پیشنهاد میکنم اصل صلحنامه و هر دو سند مالکیت توسط وکیل بررسی شود؛ چون برای تشخیص اینکه انتقال ممنوع، غیرنافذ یا صرفا موجب مسئولیت قراردادی است، متن دقیق شرط بسیار تعیینکننده است.
سلام پیرو سوال شما، اگر در صلحنامه رسمی و سند مالکیت صراحتا شرط شده باشد که متصالحین تا زمان حیات پدر حق انتقال یا واگذاری سهم خود به غیر را ندارند، همسر دوم پدر اصولا نمیتواند برخلاف این تعهد، سهم سهدانگی خود را به پسرش منتقل کند؛ این شرط به استناد مواد ۲۱۹ تا ۲۲۱ قانون مدنی برای طرفین و قائممقام آنان لازمالاتباع است. اگر با وجود این شرط، انتقالی در دفترخانه انجام شود، صرف تنظیم سند رسمی لزوما به معنای معتبر بودن انتقال در برابر شما نیست و باید متن دقیق شرط بررسی شود تا مشخص شود ضمانت اجرای آن، بطلان، عدم نفوذ یا صرفا مسئولیت قراردادی و خسارت است. سند رسمی مالکیت نیز تا زمانی که انتقال جدید در دفتر املاک ثبت نشده باشد، وضعیت مالک رسمی را تغییر نمیدهد.
بنابراین اگر نگران انتقال هستید، همین حالا اظهارنامه رسمی ارسال کنید و ممنوعیت قراردادی انتقال را اعلام نمایید و در صورت اقدام به انتقال، حسب مفاد سند، دعوای ابطال سند/معامله و جلوگیری از آثار انتقال را مطرح کنید. همچنین اگر در متن صلحنامه برای تخلف، حق فسخ برای پدر یا شما پیشبینی شده باشد، وضعیت میتواند متفاوت و حتی قویتر باشد.
باسلام
اگر پدر در زمان صلح، مالکیت سهدانگ را به همسرش منتقل کرده ولی در همان عقد رسمی شرط کرده باشد که متصالح تا پایان عمر پدر حق انتقال به دیگری را ندارد، همسر دوم نمیتواند با خیال اینکه سند تکبرگ به نام من است شرط را نادیده بگیرد.
در این وضعیت، انتقال برخلاف شرط میتواند موجب مسئولیت قراردادی و ایجاد حق برای مشروطله (پدر) شود و حسب نحوه تنظیم شرط، آثار حقوقی انتقال بعدی باید توسط دادگاه بررسی شود.
اما این نکته مهم است: صرف درج عبارت حق انتقال ندارد به این معنی نیست که هر انتقالی که برخلاف آن انجام شود خودبهخود از نظر ثبتی باطل و قابل بیاعتبار کردن است. باید متن سند و ماهیت حقوقی شرط بررسی شود.
خیر، همسر دوم پدر شما نمیتواند حتی با صلحنامه یا هبهنامه عادی، یا انتقال صوری در دفترخانه، سهم خود را منتقل کند.
دلیل آن، ممنوعیت صریح مندرج در سند رسمی صلح عمری است که هرگونه انتقال تا زمان حیات پدر را ممنوع کرده است.
هرگونه انتقال در این شرایط، باطل و بیاعتبار است و در صورت شکایت، دادگاه آن را لغو خواهد کرد.
برای اطمینان، شما میتوانید از پدر یا همسر دوم درخواست کنید که انتقال را متوقف کنند، در غیر این صورت از طریق دادگاه اقدام قانونی کنید.
بااحترام اگر در صلحنامه رسمی و سند مالکیت صراحتا حق انتقال یا واگذاری سهم تا زمان حیات پدر سلب شده باشد همسر دوم نمیتواند برخلاف این شرط سهم خود را به دیگری منتقل کند و چنین انتقالی دستکم با ایراد جدی قراردادی مواجه است حتی اگر انتقال به صورت هبه یا صلحنامه عادی یا معامله صوری انجام شود عنوان معامله بهتنهایی محدودیت مندرج در سند رسمی را از بین نمیبرد و در صورت انتقال رسمی نیز امکان اعتراض و درخواست بیاعتباری انتقال برخلاف شرط وجود دارد اما اینکه انتقال رسمی اساسا توسط دفترخانه قابل ثبت باشد یا نه به متن دقیق شرط و نحوه تنظیم آن بستگی دارد و اگر شرط به صورت تعهد یا حق عینی خاصی در سند ثبت شده باشد آثار آن متفاوت است
اگر در صلحنامه رسمی و سند مالکیت صراحتا شرط شده که همسر دوم پدرتان تا زمان حیات پدر حق انتقال یا واگذاری سهم خود به غیر را ندارد، اصل بر این است که باید به این شرط قراردادی و مفاد سند رسمی پایبند باشد.
البته باید متن دقیق صلحنامه مشخص شود که این ممنوعیت «شرط ضمن عقد» است یا بهصورت شرط حق فسخ یا شرط نتیجه یا محدودیت ثبتی درج شده است؛ زیرا اثر حقوقی هرکدام متفاوت است.
قانون الزام به ثبت رسمی نیز انتقال مالکیت و برخی حقوق مربوط به اموال غیرمنقول را در موارد مشمول، تابع ثبت رسمی کرده است. توصیه می شود مشاوره اختصاصی بگیرید.
با سلام
خیر، اگر در صلحنامه رسمی و سند مالکیت، منع انتقال تا زمان حیات پدر بهصورت معتبر درج شده باشد، همسر دوم اصولا نمیتواند برخلاف آن سهم خود را به دیگری منتقل کند.
انتقال عادی یا حتی مراجعه به دفترخانه، این محدودیت قراردادی را از بین نمیبرد و در صورت انجام معامله، میتوانید حسب مفاد سند، ابطال یا بیاعتباری انتقال و جلوگیری از آثار آن را مطالبه کنید.
البته چون سند مالکیت جداگانه صادر شده، باید متن دقیق شرط منع انتقال و ماهیت حق پدر (حق انتفاع یا سکونت) بررسی شود تا مشخص شود ضمانت اجرای نقض شرط دقیقا چیست.
با توجه به درج صریح محدودیت انتقال و واگذاری تا زمان حیات پدر در صلحنامه رسمی و اسناد مالکیت، اصل بر این است که همسر دوم پدر نمیتواند سهم خود را برخلاف این شرط به دیگری، حتی پسرش، منتقل کند اعم از انتقال عادی یا رسمی. بااینحال، تعیین دقیق اعتبار و ضمانت اجرای چنین انتقالی، منوط به بررسی متن کامل صلحنامه، اسناد مالکیت و مفاد شرط مذکور است و پاسخ قطعی و کامل پس از بررسی اسناد و مدارک امکانپذیر خواهد بود ...
خیر. اگر در صلحنامه رسمی و سند مالکیت صراحتا حق انتقال تا زمان حیات پدر سلب شده باشد، همسر دوم نمیتواند این محدودیت را با هبهنامه، صلحنامه عادی یا انتقال صوری دور بزند.
در صورت انتقال، با توجه به متن دقیق شرط و نحوه انتقال، میتوان بیاعتباری یا ابطال معامله و سند انتقال را از دادگاه درخواست کرد.
با توجه به اینکه در صلحنامه رسمی و سند مالکیت صراحتا حق انتقال یا واگذاری سهم تا زمان حیات پدر سلب شده است، همسر دوم پدر اصولا حق انتقال سهدانگ خود به پسرش یا شخص دیگر را، چه با سند عادی و چه رسمی، ندارد و شرط مزبور نسبت به او و قائممقامهای وی لازمالاتباع است. حق عمری و حق سکونت پدر نیز مستقل از مالکیت متصالحین تا زمان حیات او باقی میماند. البته درباره انتقالی که برخلاف شرط عدم انتقال انجام شود، باید متن دقیق شرط بررسی شود؛ ممکن است انتقال از حیث قراردادی تخلف از شرط و قابل پیگیری باشد، اما بطلان یا عدم نفوذ خود معامله لزوما در همه موارد نتیجه قطعی نیست. سند عادی نیز برای انتقال رسمی مالکیت ملک کافی نیست و انتقال صوری، در صورت اثبات صوری بودن، قابل ابطال یا بیاعتباری خواهد بود.
باسلام
در صلحنامه رسمی با درج منع انتقال تا زمان حیات پدر همسر دوم نمیتواند سهم خود را به دیگری منتقل کند.
انتقال عادی یا صوری و در نهایت انجام معامله، می توان نسبت به ابطال و جلوگیری از آثار آن اقدام کنید.
سلام وقت بخیر اگر در صلحنامه رسمی و سند مالکیت صراحتا شرط شده باشد که متصالح تا زمان حیات پدر حق انتقال به غیر ندارد، این شرط باید جدی گرفته شود و همسر دوم پدر نمیتواند صرفا با تنظیم یک صلحنامه یا هبهنامه عادی، برخلاف تعهد قراردادی عمل کند.
با سلام
به نظر می رسد که بتواند آن را واگذار نماید چرا که در متن صلحنامه که شما به صورت مختصر عنوان کردید حق انتفاع به غیر منع شده است اما عنوان نشده که مالیکت به دیگری واگذار شود لذا انتقال مالکیت به نظر ایراد ندارد فقط حق انتقال و تصرف نمی توان به دگیری واگذار شود
خیر اگر در صلحنامه رسمی و سند مالکیت صراحتا شرط شده باشد که متصالحین تا زمان حیات پدر حق واگذاری یا انتقال سهم خود را ندارند این محدودیت باید در بررسی امکان انتقال رعایت شود
درود. در صلح نامه قید شده حق واگذاری و انتقال به غیر در زمان حیات پدر وجود ندارد. پس شما و همسر پدر شما نمیتوانید سهم مشاعی خود را تا وقتی پدر زنده هست با ثبت در دفتر اسناد رسمی منتقل کنید.
خیر، هرگونه انتقال (رسمی، صلح، هبه یا صوری) از سوی همسر دوم به پسرش با توجه به تصریح سند رسمی به منع واگذاری به غیر تا حیات پدر، باطل و غیرقابل استناد است و در دادگاه نیز قابل ابطال خواهد بود.
رعایت مفاد صلح عمری برای طرفین الزام آور است و نمیتوان خلاف مندرجات ذکر شده عمل کرد پس طبیعتا وقتی انتقال سهم منع شده انتقال امکان پذیر نیست و در صورت انتقال باطل است
سلام کاربر گرامی خیر. با توجه به اینکه سهدانگ همسر دوم پدرتان با صلحنامه رسمی و سند مالکیت به صورت مشروط منتقل شده و در هر دو سند حق انتقال به غیر تا زمان حیات پدرتان صریحا سلب شده است
با سلام
از آنجایی که عقد صلح عمری و شروط مندرج در آن الزام آور بوده، منتقل کردن موضوع صلح برخلاف عقد بوده و این انتقال به هرنحوی که باشد چه عادی و چه رسمی، باطل است.