آیا مایل هستید اعلانات مربوط به گفتگوهای آنلاین خود را روی دستگاه
خود دریافت کنید؟
در پنجره باز شده روی دکمه Allow کلیک کنید...
لطفاً اتصال اینترنت خود را بررسی کنید.
تلفن تماس:
شما میتوانید درخواست ارزیابی حقوقی خود را بطور مستقیم برای ارسال کنید و در کوتاهترین زمان ممکن از ایشان پاسخ
بگیرید.
لطفا دقت داشته باشید، شما در هر روز تنها
میتوانید ۳
درخواست ارزیابی حقوقی رایگان ویا ارتباط مستقیم با متخصص ثبت نمایید.
همچنین دقت داشته باشید درصورت عدم انتخاب متخصص، پیام شما برای تمامی متخصصان ارسال شده و ایشان
می توانند ارزیابی خود را از درخواست شما مطرح نمایند.
سلام و عرض ادب. خیلی شرمنده شدم سوالم زیاد شد من را ببخشید.
اگر موضوع شکایت شاکی ضرب و جرح عمدی باشد و گواهی پزشکی قانونی و گزارش ضابط قضایی وجود داشته باشد و رای دادسرا به دلیل فقدان ادله کافی قرار منع تعقیب صادر شود و نیز دادگاه کیفری ۲ دادگستری با رای قطعی آن را ابرام و تایید کند و بعد از آن دلیل و مدرک و مستند جدیدی به استناد ماده ۲۷۸ قانون آیین دادرسی کیفری کشف شود مثل شهادت شهود، در این صورت اگر شاکی دلیل موجهی مبنی بر اینکه شهود من در زمان تحقیقات دادسرا در آن زمان در خدمت سربازی بودند و نتوانستند شهادت بدهند و الان آماده ادای شهادت هستند، بایستی شهود شاکی که سرباز وظیفه هستند از یگان خدمتیشان نامه بیاورند و اگر شهود شاکی در آن زمان توسط ادارهای در ماموریتی با مسافت دور بوده باشند، آنها هم بایستی از اداره مربوطه نامه ماموریتی بیاورند وگرنه دادستان و دادگاه کیفری ۲ دادگستری نقض قرار منع تعقیب و رای برائت را قبول نمیکنند. حالا سه حالت خیلی دشوار برای شاکی پیش آمده است:
حالت اول: شهود شاکی به دلیل ترس از تهدیدات و ایجاد ناامنی از جانب مشتکیعنه در آن زمان حاضر به دادن شهادت به نفع شاکی نشدند. آیا شهود صرفا بگویند که مشتکیعنه ما را تهدید کرد و ما هم ترسیدیم که اتفاق بدی برای ما بیفتد و ایجاد ناامنی برای ما کرد کافی است و یا اینکه شاکی باید با مدارک و مستنداتی ترس از تهدید و ایجاد ناامنی از جانب مشتکیعنه را اثبات کند و چه مدارک و مستنداتی لازم است؟
حالت دوم: شاکی دلیل بیاورد که اصولا از وجود چنین شهودی و یا اینکه آنها شاهد ماجرا بودهاند در آن محل بیاطلاع بوده است. آیا شاکی صرفا با گفتن آن کفایت میکند یا اینکه بایستی آن را با مدارک و مستنداتی اثبات کند و چه مدارک و مستنداتی لازم است؟
حالت سوم: اگر شاکی دلیلی مبنی بر بیاطلاعی و عدم آگاهی شهود از وظیفه قانونیشان بیاورد، آیا شاکی صرفا با گفتن آن کفایت میکند یا اینکه بایستی آن را با مدارک و مستنداتی اثبات کند و چه مدارک و مستنداتی لازم است؟
با توجه به ماده ۲۷۸ قانون آیین دادرسی کیفری، در صورتی که دلیل و مدرک جدیدی کشف شود که میتواند در نتیجه پرونده تأثیرگذار باشد، شاکی میتواند درخواست تجدیدنظر کند.
در حالت اول، شاکی باید با ارائه مدارک و شواهدی معتبر نشان دهد که شهود به دلیل تهدید و ایجاد ناامنی از سوی مشتکیعنه حاضر به شهادت نبودهاند. این مدارک میتواند شامل اظهارنامههای کتبی از سوی شهود، گزارشهای پلیس یا هر مدرک دیگری که نشاندهنده تهدید و ناامنی باشد، باشد.
در حالت دوم، شاکی باید اثبات کند که تا زمان دریافت اطلاعات جدید از وجود شهود بیاطلاع بوده است. این میتواند شامل ارائه مدارک مستندات و یا شهادت دیگر افراد باشد که نشان دهد شاکی به تازگی از وجود شهود آگاه شده است.
در حالت سوم، شاکی باید مدارکی ارائه دهد که نشان دهد شهود از وظایف قانونی خود بیاطلاع بودهاند. این میتواند شامل اظهارنامههای کتبی از سوی شهود، اسناد آموزشی یا هر مدرکی که نشاندهنده عدم آگاهی شهود از وظایف قانونیشان باشد، باشد.
این پاسخ توسط هوش مصنوعی تولید شده است. لطفاً
توجه
داشته باشید که ممکن
است اطلاعات
ارائهشده
بهطور کامل دقیق
یا قابل اعتماد نباشد. توصیه میشود برای تأیید صحت اطلاعات، به مشاوره وکلای مجرب مراجعه کنید.
با سلام و احترام،
درک میکنم که با وضعیت پیچیده و دشواری روبرو هستید. موضوع اعمال ماده ۲۷۸ قانون آیین دادرسی کیفری پس از صدور قرار منع تعقیب قطعی، یکی از مباحث تخصصی حقوقی است.
در ادامه، به تحلیل هر یک از سه حالتی که مطرح فرمودید، بر اساس قوانین و رویههای قضایی میپردازم.
اصل کلی در خصوص ماده ۲۷۸ این است که پس از صدور قرار منع تعقیب به دلیل فقدان یا عدم کفایت ادله و قطعی شدن آن، تعقیب مجدد متهم تنها برای یک بار و به شرط کشف دلیل جدید امکانپذیر است. «دلیل جدید» به مدرکی گفته میشود که قبلا در پرونده وجود نداشته و مورد بررسی مقام قضایی قرار نگرفته باشد. صرف ادعای شاکی برای بازگشایی پرونده کافی نیست و دادستان باید ابتدا اعتبار و جدید بودن دلیل ارائهشده را احراز کند.
در تمام حالات زیر، تصمیم نهایی به نظر و «علم قاضی» بستگی دارد. علم قاضی یعنی یقینی که برای او از طریق مستندات و شواهد معتبر در پرونده حاصل میشود. بنابراین، هرچند ممکن است ارائه یک مدرک قطعی دشوار باشد، اما شاکی باید تلاش کند با مجموعهای از قرائن و شواهد، اعتبار ادعای خود را برای مقام قضایی به اثبات برساند.
حالت اول: ترس شهود از تهدیدات مشتکیعنه
در این حالت، صرفا ادعای شهود مبنی بر اینکه "ترسیدهایم" ممکن است کافی نباشد، زیرا مقام قضایی باید قانع شود که این ترس، واقعی و به اندازهای جدی بوده که مانع از شهادت آنها در زمان تحقیقات اولیه شده است. معیار تشخیص تهدید، ایجاد ترس و هراس در یک فرد متعارف است، نه لزوما ترسیدن خود شخص.
آیا صرف گفتن کافی است یا نیاز به مدرک است؟
صرف گفتن شروع کار است، اما برای تقویت اعتبار این ادعا و قانع کردن مقام قضایی، بهتر است شواهد و مدارک زیر (در صورت وجود) ارائه شود:
شهادت دقیق خود شهود: شهود باید با جزئیات کامل توضیح دهند که تهدید چگونه، در چه زمانی، در کجا و توسط چه کسی (یا کسانی) صورت گرفته است. هماهنگی و عدم تناقض در اظهارات آنها بسیار مهم است.
طرح شکایت تهدید: بهترین و محکمترین دلیل، آن است که شهود در همان زمان، شکایت جداگانهای تحت عنوان «تهدید» علیه مشتکیعنه ثبت کرده باشند. حتی اگر این شکایت به نتیجه نرسیده باشد، نشاندهنده حسن نیت و واقعیت داشتن ادعای ترس است.
مدارک جانبی: هرگونه مدرکی که بتواند تهدید را ثابت کند، حتی به عنوان قرینه، به علم قاضی کمک میکند. این مدارک میتواند شامل موارد زیر باشد:
پیامک، ایمیل یا پیامهایی در شبکههای اجتماعی که حاوی تهدید باشد.
صدای ضبط شده از مکالمه تهدیدآمیز (اگرچه صدای ضبط شده به تنهایی دلیل قطعی محسوب نمیشود، اما یک اماره و قرینه قوی برای اقناع قاضی است).
شهادت فرد دیگری که شاهد عمل تهدیدآمیز بوده است.
اگر هیچکدام از این مدارک وجود نداشته باشد، شهادت محکم و با جزئیات شهود در نزد قاضی، تنها راهکار موجود خواهد بود و اعتبار آن به تشخیص نهایی مقام قضایی بستگی دارد.
حالت دوم: بیاطلاعی شاکی از وجود شهود
این ادعا که شاکی از وجود شاهدان بیاطلاع بوده است، یکی از مواردی است که اثبات آن با سند و مدرک تقریبا غیرممکن است، زیرا یک امر عدمی (اثبات ندانستن) است. در چنین مواردی، تمرکز بر روی اعتبار و منطقی بودن ادعا است.
آیا صرف گفتن کافی است یا نیاز به مدرک است؟
در اینجا نیز صرف گفتن کافی نیست و شاکی باید بتواند یک روایت منطقی و قابل قبول برای مقام قضایی ارائه دهد:
توضیح نحوه کشف شهود: شاکی باید به طور دقیق توضیح دهد که چگونه و در چه زمانی از وجود این شهود مطلع شده است. این توضیح باید منطقی باشد. برای مثال، ممکن است به طور اتفاقی در صحبت با اهالی محل یا دوستان، متوجه حضور آنها در صحنه جرم شده باشد.
شهادت خود شهود: شهود جدید نیز باید تایید کنند که پیش از این با شاکی ارتباطی نداشتهاند و یا به هر دلیلی موضوع را با او در میان نگذاشته بودند.
بررسی شرایط صحنه جرم: قاضی شرایط را میسنجد. برای مثال، اگر جرم در یک مکان عمومی و شلوغ رخ داده باشد، ادعای شاکی مبنی بر نشناختن همه حاضران، قابل قبولتر است تا زمانی که جرم در یک مکان خصوصی و با حضور افراد محدود رخ داده باشد.
در این حالت، هیچ «مدرک» مشخصی مانند نامه اداری وجود ندارد. موفقیت شاکی به میزان توانایی او در ارائه یک داستان منسجم، منطقی و باورپذیر برای دادستان و دادگاه بستگی دارد تا «علم» و یقین برای قاضی حاصل شود.
حالت سوم: بیاطلاعی شهود از وظیفه قانونی خود
این دلیل، ضعیفترین و پرریسکترین دلیل در میان سه حالت است. در نظام حقوقی، اصلی وجود دارد به نام «جهل به قانون رافع مسئولیت نیست». یعنی ناآگاهی از یک وظیفه قانونی، معمولا به عنوان یک عذر موجه پذیرفته نمیشود.
آیا صرف گفتن کافی است یا نیاز به مدرک است؟
حتی اگر شهود واقعا از وظیفه خود برای ادای شهادت بیاطلاع بوده باشند، اثبات این موضوع بسیار دشوار است و از نظر حقوقی جایگاه محکمی ندارد.
عدم پذیرش به عنوان عذر موجه: دادگاهها معمولا از شهروندان انتظار دارند که وظایف قانونی اولیه خود مانند همکاری با نظام قضایی برای کشف جرم را بدانند.
تضعیف اعتبار شهود: این ادعا ممکن است اعتبار خود شهود را نیز نزد قاضی زیر سؤال ببرد و این تصور را ایجاد کند که آنها به دنبال بهانهای برای توجیه عدم حضور خود در مرحله تحقیقات هستند.
تکیه بر این دلیل به تنهایی به هیچ وجه توصیه نمیشود و احتمالا توسط دادستان یا دادگاه به عنوان یک «دلیل موجه» برای عدم حضور در تحقیقات مقدماتی پذیرفته نخواهد شد. بهتر است اگر دلایل دیگری مانند ترس از تهدید یا عدم اطلاع شاکی وجود دارد، روی آنها تمرکز شود.