آیا مایل هستید اعلانات مربوط به گفتگوهای آنلاین خود را روی دستگاه
خود دریافت کنید؟
در پنجره باز شده روی دکمه Allow کلیک کنید...
لطفاً اتصال اینترنت خود را بررسی کنید.
تلفن تماس:
شما میتوانید درخواست ارزیابی حقوقی خود را بطور مستقیم برای ارسال کنید و در کوتاهترین زمان ممکن از ایشان پاسخ
بگیرید.
لطفا دقت داشته باشید، شما در هر روز تنها
میتوانید ۳
درخواست ارزیابی حقوقی رایگان ویا ارتباط مستقیم با متخصص ثبت نمایید.
همچنین دقت داشته باشید درصورت عدم انتخاب متخصص، پیام شما برای تمامی متخصصان ارسال شده و ایشان
می توانند ارزیابی خود را از درخواست شما مطرح نمایند.
با سلام خدمت وکلای گرامی. ببخشید، از افرادی شکایت متقابل کردم و دو پرونده با هم ادغام شد تا به شکایت هر دو طرف پیش یک قاضی رسیدگی شود. قاضی برای بنده دستور کتبی داد که برای پیگیری و احضار متهمین و تحقیقات به عنوان شاکی به کلانتری مراجعه کنم تا تحقیقات نسبت به ادعای من آغاز شود. همه متهمین احضار شدند و اظهارشان اخذ شد ولی یکی از متهمین به نام زهرا (متهم) به بهانه کسالت در کلانتری حاضر نشد و به کلانتری نیامده. مادرشان که خود یکی از دیگر متهمان بود در اظهارات خود نزد افسر بازجو کلانتری ادعا کرده که علت عدم حضور زهرا ابتلا به کسالت است و با قاضی شعبه دادیاری به صورت شفاهی هماهنگ کردند که عدم حضور زهرا بلامانع است. در حالی که طبق دستور قضایی صادره از این قاضی، متهمین باید احضار میشدند. حال از یک طرف دستور قضایی جدید مبنی بر عدم ضرورت حضور متهم در پرونده نیست و از طرف دیگر مستنداتی که اثبات کند زهرا واقعا کسالت داشت هم در پرونده موجود نیست.
حال دو فرض مطرح است:
۱. اگر قاضی در جریان این ادعای متهم نباشد، یعنی متهم به ضابط دادگستری دروغ گفته و به نفع بنده است.
۲. اگر واقعا متهم طبق گفته خودش به صورت شفاهی با قاضی هماهنگ کرده است که زهرا به کلانتری نیاید و قاضی قبول کرده است، قاضی دستور قبلی خودش را نقض کرده است.
آیا این اقدام قاضی یعنی دستور شفاهی دادن به متهم خلاف آیین دادرسی کیفری و رسیدگی عادلانه نیست و مشمول تخلف انتظامی نمیشود؟
در پاسخ به سوال شما، باید توجه داشت که طبق ماده ۲۱۱ قانون آیین دادرسی کیفری، تمامی دستورات قضایی باید به صورت مکتوب و در چارچوب قانونی صادر شوند. دستور شفاهی قاضی بدون ثبت در پرونده و بدون مستندات قانونی ممکن است تخلف محسوب شود.
در فرض اول، اگر قاضی در جریان نباشد و متهم به ضابط دادگستری دروغ گفته باشد، این موضوع میتواند به نفع شما باشد و باید مستندات مربوطه جمعآوری و به مراجع قانونی ارائه شود.
در فرض دوم، اگر قاضی به صورت شفاهی دستور داده و این دستور در پرونده ثبت نشده باشد، این موضوع میتواند به عنوان تخلف انتظامی قاضی مورد بررسی قرار گیرد. بهتر است این شرایط را با وکیلی که به پرونده شما آشناست مطرح کنید تا بتوانید اقدامات لازم را انجام دهید.
این پاسخ توسط هوش مصنوعی تولید شده است. لطفاً
توجه
داشته باشید که ممکن
است اطلاعات
ارائهشده
بهطور کامل دقیق
یا قابل اعتماد نباشد. توصیه میشود برای تأیید صحت اطلاعات، به مشاوره وکلای مجرب مراجعه کنید.
با سلام
دستور قضایی باید کتبی و مستند باشد،صدور دستور شفاهی بدون ثبت رسمی و مستندات، بهویژه اگر موجب نقض دستور قبلی شود، میتواند تخلف انتظامی محسوب گردد.
با سلام و احترام،
با توجه به توضیحات شما، موضوع را از منظر حقوقی و بر اساس قوانین و مقررات مربوطه، بهویژه قانون آیین دادرسی کیفری، بررسی میکنیم. نگرانی شما در مورد روند رسیدگی و احتمال نقض قانون کاملا قابل درک است. در ادامه، جوانب مختلف مساله و پاسخ به پرسشهای شما ارائه میشود.
اصل بر کتبی بودن دستورات قضایی است
مطابق قانون آیین دادرسی کیفری، اصل بر این است که دستورات مقام قضایی به ضابطان دادگستری (مانند کلانتری) باید به صورت کتبی، صریح و با قید مهلت صادر شود.
با این حال، قانونگذار یک استثنا قائل شده است:
دستور شفاهی در موارد فوری: در شرایطی که «فوری» تلقی شده و صدور دستور کتبی ممکن نباشد، قاضی میتواند دستور را به صورت شفاهی صادر کند.
الزام به ثبت دستور شفاهی: در صورت صدور دستور شفاهی، ضابط دادگستری موظف است ضمن اجرای دستور، مراتب را در صورتجلسه قید کرده و در اسرع وقت و حداکثر ظرف ۲۴ ساعت، آن را به امضای مقام قضایی برساند.
با توجه به پرونده شما، عدم حضور متهم برای بازجویی معمولا مصداق «مورد فوری» که صدور دستور کتبی را غیرممکن سازد، محسوب نمیشود. علاوه بر این، اگر چنین دستوری صادر شده بود، باید گزارشی از آن در پرونده ثبت و به امضای قاضی میرسید.
بررسی دو فرض مطرح شده
با عنایت به توضیحات فوق، هر دو فرضی که شما مطرح کردهاید، قابل بررسی است:
فرض اول: قاضی در جریان نیست و متهم به دروغ متوسل شده است
این فرض محتملتر به نظر میرسد. در این حالت، مادر متهم برای توجیه عدم حضور دخترش (زهرا)، به افسر تحقیق کلانتری اطلاعات نادرستی داده است. از آنجایی که هیچ دستور جدید کتبی یا صورتجلسهای مبنی بر موافقت شفاهی قاضی در پرونده وجود ندارد، از نظر قانونی، متهم (زهرا) «بدون عذر موجه» غیبت کرده است.
اقدام شما در این فرض: شما میتوانید با تنظیم یک لایحه کتبی خطاب به قاضی، موضوع را به اطلاع ایشان برسانید. در این لایحه، به دستور کتبی اولیه خود قاضی مبنی بر لزوم احضار همه متهمین اشاره کرده و اعلام کنید که متهم مذکور حاضر نشده و هیچ مستند قانونی یا گواهی پزشکی برای توجیه غیبت وی در پرونده موجود نیست. در ادامه میتوانید درخواست کنید که با توجه به عدم حضور بدون دلیل موجه، قاضی دستور جلب وی را صادر نماید.
فرض دوم: قاضی واقعا دستور شفاهی داده است
اگر فرض کنیم قاضی واقعا به صورت شفاهی با عدم حضور متهم موافقت کرده باشد، این اقدام میتواند از چند جهت محل اشکال باشد:
نقض دستور کتبی پیشین: قاضی دستور کتبی خود را که به صورت رسمی صادر و ابلاغ شده، با یک توافق شفاهی غیررسمی نقض کرده است.
عدم رعایت تشریفات قانونی: همانطور که ذکر شد، دستور شفاهی صرفا در موارد فوری مجاز است و باید ثبت و امضا شود. عدم رعایت این موارد، تخطی از قانون آیین دادرسی کیفری است.
نقض اصل رسیدگی عادلانه: موافقت با عدم حضور یک متهم بدون ارائه دلیل موجه و ثبت آن در پرونده، میتواند حقوق طرف مقابل (شاکی) را تضییع کرده و شائبه عدم بیطرفی را ایجاد کند.
آیا این اقدام قاضی تخلف انتظامی است؟
بله، در صورتی که فرض دوم صحیح باشد، این اقدام میتواند مصداق تخلف انتظامی قاضی قرار گیرد. بر اساس قانون نظارت بر رفتار قضات، موارد زیر از جمله تخلفات انتظامی محسوب میشوند:
صدور دستورات متعارض، مبهم یا کلی.
اهمال در انجام وظایف محوله.
رفتار خارج از نزاکت حین انجام وظیفه یا ارتکاب هرگونه رفتاری که موجب هتک حرمت و حیثیت شغل قضا شود.
هرگونه تخلف از قوانین که برای آن مجازات تعیین نشده باشد، بسته به اهمیت موضوع، میتواند موجب محکومیتهای انتظامی از درجه دو تا پنج شود.
دستور شفاهی برای لغو یک دستور کتبی، بدون وجود شرایط اضطراری و عدم ثبت آن، قطعا تخطی از مقررات آیین دادرسی کیفری است و میتواند به عنوان یک تخلف انتظامی قابل پیگیری باشد.
پیشنهاد و راهکار عملی
بهترین و مؤثرترین اقدام برای شما در این مرحله، تمرکز بر فرض اول و پیگیری موضوع از طریق مجاری قانونی پرونده است:
اطمینان حاصل کنید: ابتدا پرونده را به دقت مطالعه کنید تا مطمئن شوید هیچ لایحه، گواهی پزشکی یا صورتجلسهای در مورد غیبت متهم «زهرا» ضمیمه نشده باشد.
تنظیم لایحه: یک لایحه مستدل و محترمانه به قاضی پرونده بنویسید.
محتوای لایحه:
به دستور کتبی اولیه قاضی مبنی بر احضار متهمین اشاره کنید.
اعلام کنید که متهم مذکور در کلانتری حاضر نشده است.
ذکر کنید که بر اساس اظهارات یکی دیگر از متهمان (مادر وی)، ادعا شده که این غیبت با هماهنگی شفاهی شما بوده است، اما هیچ مستندی دال بر این هماهنگی یا عذر موجه (مانند گواهی پزشکی) در پرونده موجود نیست.
درخواست کنید تا ضمن رسیدگی به این موضوع، جهت تکمیل تحقیقات و اجرای عدالت، دستور مقتضی جهت حضور متهم غایب (از طریق احضار مجدد یا صدور دستور جلب) صادر گردد.
این رویکرد هم حرفهای است و هم بدون وارد شدن به تقابل مستقیم با قاضی، حقوق شما را پیگیری میکند و قاضی را ملزم به شفافسازی و تصمیمگیری بر اساس مستندات پرونده مینماید. در صورتی که پس از این اقدام، احساس کردید روند رسیدگی همچنان ناعادلانه است، میتوانید موضوع شکایت انتظامی را با یک وکیل متخصص در میان بگذارید.