آیاعواملی همچون وسواس فکری شدید، بدبینی، خساست، بد دهنی زوج و ...باعث بوجود آمدن حق طلاق برای زوجه میشود؟
سلام ۱۸ ساله ازدواج کردم. همسرم ۵۴ سالشه دیپلمه اس و کارمند یک شرکت خودروسازیه و فرزند بزرگ خانوادس. زمانی که با هم ازدواج کردیم هیچی نداشت نه خونه نه ماشین هیچی. دو خواهر ۵۱ و ۵۳ ساله مجرد داره. یک برادر ۴۹ ساله داره که فقط یک ساله ازدواج کرده و در شهر دیگه ای زندگی میکنه. همسرم خیلی نسبت به خونوادش احساس مسولیت داره و بدون اونا نفس نمیکشه. در طول زندگی مشترکمون هیچوقت با هم مسافرت نرفتیم مگر به همراه خونوادش. حتی یکبار باهم پارک یا رستوران نرفتیم. با اینکه سه سال پیش با هزینه شخصیم یه ماشین خریدم ماشینو به نام خودش زد و به من اجازه رانندگی نمیده. اجازه رفت و آمد با فامیل و دوستانم رو بمن نمیده. دو سه دفعه با هماهنگی با خودش با خونوادم به سفر رفتم که بازم سفرو برام مثل زهر مار تلخ کرد طوری که اصلا به من خوش نگذشت خودشم اصلا حاضر نیست به همراه خونواده من سفر کنه. رفت و آمدش با خونواده من فقط سالی یکبار اونم عید نوروزه که هر دفعه خون به جیگر من میکنه و میاد. بچه دار نشدیم چون خودخواهانه هیچوقت حاضر نشد برای درمان به متخصص مراجعه کنیم. فقط یکبار با گریه و التماس من بعد از ۸_۷ سال از شروع زندگیمون دکتر اومد و آزمایش داد که معلوم شد تو نمونه اسپرمی وجود نداره و دیگه حاضر به ادامه درمان نشد. منو خیلی تحقیر میکنه و بد دهنه و خسیسه و بدبینه و وسواس داره. تو هیچ کاری من اختیار ندارم حتی در چیدمان خونه و پختن غذا و شستشو و نظافت خونه و ... با اینکه دست به سیاه و سفید نمیزنه ولی تو همه چی هم مداخله میکنه. اصلا تو زندگیمون کاری برای من نمیکنه نه عید سال نو نه سالگرد ازدواج نه تولدم نه روز زن و نه هیچ... ولی تا میتونه از من میکنه همین امسال من عیدی براش کت خریدم اما اون هیچی. بازم زبونش درازه به من توهین میکنه و بی ادبه و بد دهنه حتی جلوی خونوادشم منو تحقیر میکنه. حاضرم نیست پیش مشاور بیاد. خیلی وقتا به طلاق فکر میکنم. چیکار کنم؟ تو رو خدا منو راهنمایی کنید.