لطفاً اتصال اینترنت خود را بررسی کنید.
از ماهیتِ حقوقیِ این عقدِ ترکیبی و مبنایِ قانونیِ آن تا تعهداتِ طرفین، زمانِ انتقالِ مالکیت، اختلافاتِ رایج و نکاتِ ضروریِ تنظیم — مرحلهبهمرحله و مستند توضیح میدهیم؛ و هر جا لازم شد، وکیلِ قرارداد کنارِ شماست.
هر قدم که با هم پیش میرویم، یک گام به تصمیمِ روشنتر نزدیکتر میشوید — بیایید از قدمِ اول شروع کنیم.
اول روشن کنیم این عقدِ ترکیبی چیست و بر چه مبنای قانونی استوار است.
اجاره به شرطِ تملیک چیست؟ این عقد ترکیبی از «اجاره» و «تعهد یا شرطِ انتقالِ مالکیت» است. در طولِ مدتِ قرارداد، مستأجر از مال استفاده میکند و اقساط میپردازد؛ پس از آخرین قسط (یا با تحققِ شرطِ مندرج)، مالکیت به او منتقل میشود. مبنایِ قانونیِ کلیِ آن مادهٔ ۱۰ قانون مدنی (آزادیِ قراردادها) است که اجازهٔ تنظیمِ عقودِ غیرمعین را میدهد، و مادهٔ ۴۶۶ اجاره را بهعنوانِ پایهٔ عقد تعریف میکند.
اجاره به شرطِ تملیک در دستهٔ «عقودِ ترکیبی» یا «عقودِ غیرمعین» قرار میگیرد. عقودِ معینِ قانون مدنی — مانندِ بیع، اجاره و صلح — شرایطِ خاصِ خود را دارند، اما قانونگذار از طریقِ مادهٔ ۱۰ اجازه داده که طرفین عناصرِ چند عقد را با هم ترکیب کنند، مشروط به اینکه خلافِ نظمِ عمومی یا اخلاقِ حسنه نباشد. در این عقد، بخشِ اجارهای آن مشمولِ قواعدِ عمومیِ اجاره (موادِ ۴۶۶ به بعد قانون مدنی) است و بخشِ تملیکی آن، بسته به آنکه بهصورتِ «شرطِ ضمنِ عقد» یا «تعهدِ مستقل» تنظیم شده باشد، آثارِ متفاوتی دارد.
در نظامِ حقوقیِ ایران، این عقد بهویژه در تسهیلاتِ بانکیِ بدونِ ربا اهمیتِ عملیِ بسیار پیدا کرده است. قانونِ عملیاتِ بانکیِ بدونِ ربا (مصوبِ ۱۳۶۲) و آییننامههای اجرایی مربوطه، اجاره به شرطِ تملیک را بهعنوانِ یکی از ابزارهای مجازِ تأمینِ مالی به رسمیت شناختهاند. بانکها در این قالب، مالی (مانندِ مسکن، خودرو یا دستگاهِ صنعتی) را به مشتری اجاره میدهند و مشتری طیِ اقساطِ معین، هم اجارهبها و هم بخشی از قیمتِ مال را میپردازد تا در پایانِ دوره مالک شود. در لیزینگِ خودرو و تجهیزات نیز همین ساختار بهطورِ گسترده بهکار میرود.
نکتهٔ مهمِ حقوقی آن است که تا پیش از پرداختِ آخرین قسط و تحققِ شرطِ تملیک، مستأجر مالک نمیشود و همهٔ آثارِ مالکیت — از جمله حقِ فروش یا وثیقهگذاری — همچنان نزدِ موجر باقی میماند. این وضعیتِ «نه مالک، نه غیرمالک» است که پیچیدگیهای حقوقیِ خاصِ این عقد را میسازد و تنظیمِ دقیقِ آن را ضروری میکند.
بدانید این قرارداد چه ارکانی دارد، انواعِ تعهدِ تملیک کداماند و ساختارِ مالیِ اقساط چگونه است.
با پرداختِ آخرین قسط، مالکیت خودبهخود منتقل میشود.
موجر تعهد میکند پس از آخرین قسط اقدامِ انتقال را انجام دهد.
بانک بر اساسِ قانونِ عملیاتِ بانکیِ بدونِ ربا مال را خریده و اجاره میدهد.
هر قسط ممکن است از «اجارهبها» و «بخشِ ثمنِ تملیک» تشکیل شود؛ باید صریحاً تفکیک شود.
ارکانِ اجاره به شرطِ تملیک کداماند؟ این عقد، مانندِ هر عقدِ دیگری، نیازمندِ ایجاب و قبول (توافقِ طرفین)، اهلیتِ طرفین، موضوعِ معین (مالِ مشخص) و مشروعیتِ جهت است. علاوه بر ارکانِ عمومیِ عقود (مادهٔ ۱۹۰ قانون مدنی)، باید تمامِ عناصرِ هر دو بخش — اجاره و تملیک — بهروشنی در قرارداد مشخص شوند.
بخشِ اجارهای این عقد باید مشتملِ بر همهٔ ارکانِ اجاره باشد: عینِ مستأجره باید معین و قابلِ استفاده بدونِ از بین رفتنِ عین باشد (مادهٔ ۴۷۱ قانون مدنی)، مدتِ اجاره باید مشخص باشد، و اجارهبها باید بهصورتِ مبلغ یا نحوهٔ محاسبه تعیین شود. نبودِ هر یک از این ارکان میتواند اجاره را باطل کند و در نتیجه کلِ قرارداد را با مشکل روبهرو سازد.
شرطِ تملیک میتواند به چند شکل تنظیم شود:
- شرطِ ضمنِ عقدِ اجاره: تملیک بهعنوانِ یک شرطِ فعل یا نتیجه در متنِ اجاره گنجانده میشود. اگر شرطِ نتیجه باشد، با تحققِ آخرین قسط، مالکیت خودبهخود منتقل میشود؛ اگر شرطِ فعل باشد، موجر تعهد میکند که بعد از پرداختِ آخرین قسط، انتقالِ رسمی را انجام دهد.
- تعهدِ مستقلِ ضمیمه: در کنارِ قراردادِ اجاره، یک توافقِ مستقل (مثلاً قولنامه یا تعهدِ بیع) تنظیم میشود که طبقِ آن، موجر تعهد میکند در صورتِ پرداختِ کاملِ اقساط، مال را به مستأجر بفروشد یا منتقل کند.
- اختیارِ خرید (Option): مستأجر در پایانِ دوره «اختیار» دارد که مال را به قیمتی مقرر بخرد یا نخرد. این شکل در لیزینگِ بینالمللی رایج است اما در حقوقِ داخلیِ ایران کمتر بهصورتِ مستقل شناخته شده و اعتبارِ آن بسته به تفسیرِ دادگاه است.
در اجاره به شرطِ تملیک، هر قسط معمولاً از دو بخش تشکیل میشود: اجارهبها (هزینهٔ استفاده از مال در آن دوره) و بخشی از قیمتِ مال (که گامبهگام در اقساط تقسیم میشود). در قراردادهای بانکی، اجارهبها ممکن است معادلِ کارمزدِ تسهیلات در نظر گرفته شود. درکِ این ساختار برای مستأجر اهمیت دارد تا بداند در صورتِ فسخ یا تأخیر، چه مبالغی قابلِ استرداد است و چه بخشی اجارهبهایِ مصرفشده محسوب میشود.
بدانید موجر و مستأجر چه تعهداتی دارند و زمانِ انتقالِ مالکیت چگونه است.
امتناع از انتقالِ مالکیت پس از پرداختِ کاملِ اقساط، نقضِ تعهدِ قراردادی است.
تأخیر یا توقفِ اقساط میتواند به تعلیق یا سقوطِ حقِ تملیک منجر شود.
در طولِ مدت مستأجر نه مالک است، نه غیرمالک — این وضعِ ویژهای است که باید در قرارداد مدیریت شود.
تعهداتِ موجر و مستأجر چیست؟ موجر باید عینِ مستأجره را در وضعیتِ قابلِ استفاده تحویل دهد، آن را در طولِ مدتِ اجاره در وضعیتِ قابلِ انتفاع نگه دارد، و در پایانِ دوره و با تحققِ شرط، انتقالِ مالکیت را انجام دهد. مستأجر نیز موظف است اقساط را بهموقع بپردازد، از مال در حدودِ مورداجاره استفاده کند، و عینِ مستأجره را صیانت کند تا در صورتِ عدمِ تملیک، قابلِ استرداد باشد.
تعهداتِ موجر در این عقد فراتر از یک موجرِ ساده است:
- تسلیم و نگهداری: عینِ مستأجره را در حالتِ قابلِ استفاده تحویل دهد و در طولِ مدت اگر نیازمندِ تعمیراتِ اساسی شود، مسئول باشد (مگر اینکه در قرارداد برخلافِ آن شرط شده باشد).
- تعهدِ تملیک: پس از پرداختِ آخرین قسط، از انتقالِ مالکیت امتناع نکند. اگر این تعهد بهصورتِ شرطِ ضمنِ عقد باشد، امتناع از آن ضمانتِ اجرایِ قراردادی دارد.
- عدمِ انتقال به غیر: تا پیش از پرداختِ آخرین قسط، هرچند مالکیت نزدِ موجر است، اما انتقالِ مال به شخصِ ثالث با حقوقِ قراردادیِ مستأجر در تعارض است و میتواند موجبِ مطالبهٔ خسارت یا اعلامِ فسخ شود.
- ثبتِ رسمیِ انتقال: در پایانِ دوره باید انتقالِ رسمیِ سند (بهویژه برای اموالِ غیرمنقول) را انجام دهد؛ تعلل در این امر میتواند موضوعِ دعوایِ الزام به تنظیمِ سند باشد.
- پرداختِ منظمِ اقساط: مهمترین تعهدِ مستأجر است. تأخیر یا نقصِ پرداخت میتواند به تعلیق یا سقوطِ حقِ تملیک منجر شود.
- استفادهٔ متعارف: مال را تنها در کاربرد و حدودِ مورداجاره بهکار گیرد.
- نگهداریِ عین: اگر قرارداد تعمیراتِ جزئی را بر عهدهٔ مستأجر گذاشته باشد، باید انجام دهد.
- ممنوعیتِ انتقال بدونِ اذن: مستأجر پیش از تحققِ تملیک نمیتواند مال را به دیگری منتقل کند، مگر اینکه قرارداد صریحاً آن را مجاز دانسته باشد.
انتقالِ مالکیت لحظهای است که بیشترین اختلافاتِ قضایی دربارهاش رخ میدهد. اگر قرارداد ساکت باشد یا عبارتِ آن مبهم، دادگاه باید با تفسیرِ قرارداد و کشفِ ارادهٔ طرفین زمانِ انتقال را معین کند. در عمل، صریحترین روش آن است که در قرارداد نوشته شود: «با پرداختِ آخرین قسط و بدونِ نیاز به اعلامِ جداگانه، مالکیت خودبهخود منتقل میگردد» یا «پس از پرداختِ آخرین قسط، موجر مکلف است ظرفِ … روز نسبت به تنظیمِ سندِ انتقال اقدام کند».
بشناسید رایجترین اختلافات کجاست و مسیرِ حلِ آنها چیست.
رایجترین اختلافاتِ اجاره به شرطِ تملیک کداماند؟ تأخیر یا توقفِ پرداختِ اقساط، امتناعِ موجر از انتقالِ مالکیت، ابهام در زمانِ تملیک، فسخِ قرارداد و اختلاف بر سرِ استرداد، و انتقالِ مال به شخصِ ثالثِ بدونِ اطلاعِ مستأجر از رایجترین دعواهایِ این حوزهاند. راهِ حلِ بسیاری از اینها در تنظیمِ دقیقِ شروطِ قرارداد از ابتداست.
اگر مستأجر یک یا چند قسط را نپردازد، موجر معمولاً میتواند:
- درخواستِ الزامِ مستأجر به پرداختِ اقساطِ معوقه را مطرح کند.
- در صورتِ وجودِ شرطِ فسخ در قرارداد، قرارداد را فسخ و مال را مسترد کند.
- خسارتِ تأخیرِ تعهد را بر اساسِ قواعدِ عمومیِ قانون مدنی مطالبه کند.
اما نکتهٔ مهم آن است که در صورتِ فسخ، اقساطِ پرداختشده چه سرنوشتی دارند؟ اگر قرارداد ساکت باشد، دادگاه باید ارزیابی کند که آیا آن مبالغ صرفاً اجارهبها بوده یا بخشی از قیمتِ مال نیز محسوب میشده. این ابهام یکی از منشأهای اصلیِ اختلاف است.
اگر موجر پس از پرداختِ آخرین قسط از انتقالِ مالکیت امتناع کند، مستأجر میتواند:
- دعوایِ الزام به اجرایِ تعهد طبقِ قواعدِ عمومیِ قانون مدنی اقامه کند (قانون مدنی در موادِ ۲۳۷ تا ۲۳۹ ضمانتِ اجرای تعهدات را پیشبینی کرده است).
- در صورتِ اموالِ غیرمنقول، دعوایِ الزام به تنظیمِ سندِ رسمی طرح کند.
- در صورتِ غیرممکنشدنِ اجرایِ تعهد توسطِ موجر، مطالبهٔ خسارتِ عدمِ اجرا کند.
تشخیصِ اینکه کدام دعوا در چه شرایطی مناسبتر است، بسته به مفادِ قرارداد و نظرِ دادگاه تعیین میشود.
اگر موجر در طولِ مدتِ قرارداد، مال را به شخصِ ثالثِ بدونِ اطلاعِ مستأجر منتقل کند، وضعیتِ حقوقیِ پیچیدهای پیش میآید. در اموالِ منقول، ثالثِ خریدارِ با حسنِ نیت ممکن است حمایتِ قانونی داشته باشد؛ اما مستأجر میتواند بهدلیلِ نقضِ قرارداد از موجر مطالبهٔ خسارت کند. در اموالِ غیرمنقول، اگر حقِ مستأجر رسمی ثبت نشده باشد، انتقالِ رسمیِ بعدی ممکن است مشکلسازتر باشد. پیشگیری: درجِ ممنوعیتِ انتقالِ مال به غیر در متنِ قرارداد و در صورتِ امکان، درخواستِ ثبتِ حقوق.
اگر قرارداد بهروشنی مشخص نکرده باشد که هر قسط چه نسبتی اجارهبها و چه نسبتی «بیعانهٔ تملیک» دارد، در صورتِ فسخ یا اختلاف، محاسبهٔ استرداد پیچیده میشود. توصیه: جدولِ تفکیکِ اقساط به «بخشِ اجارهبها» و «بخشِ ثمنِ تملیک» در ضمیمهٔ قرارداد درج شود.
بدانید قرارداد چه نکاتی باید داشته باشد و چه مدارکی لازم است.
چه مدارکی لازم است و قرارداد چه نکاتی باید داشته باشد؟ تنظیمِ دقیقِ قرارداد، مشخصاتِ کاملِ طرفین و مالِ موضوعِ قرارداد، جدولِ اقساط، نوعِ تعهدِ تملیک، ضمانتِ اجرا، شرطِ فسخ و تکلیفِ سندِ انتقال از عناصرِ اجباریِ این قرارداد است.
- مشخصاتِ کاملِ هر دو طرف (احرازِ هویت، اهلیت، نمایندگیِ قانونی در صورتِ لزوم)
- مشخصاتِ دقیقِ مالِ موضوعِ قرارداد (پلاکِ ثبتی برای غیرمنقول، شمارههای شناساییِ وسیله نقلیه یا تجهیزات)
- سندِ مالکیتِ موجر (تأیید اینکه مال واقعاً متعلق به اوست)
- اسنادِ تسهیلاتِ بانکی در صورتِ لیزینگِ رسمی
- تعریفِ صریحِ تملیک: نوشته شود که آیا انتقالِ مالکیت خودبهخود (شرطِ نتیجه) یا با اقدامِ موجر (شرطِ فعل) رخ میدهد.
- جدولِ اقساط: مبلغ، موعد، نحوهٔ پرداخت و تفکیکِ بخشِ اجارهبها از بخشِ ثمنِ تملیک.
- ضمانتِ اجرایِ تأخیر در پرداخت: خسارتِ تأخیر، مهلتِ تنفس، شرطِ فسخِ خودکار یا مشروط.
- تکلیفِ مستأجر در نگهداری و استفاده: تعمیراتِ جزئی و اساسی بر عهدهٔ کیست؟
- ممنوعیتِ انتقالِ مال به ثالث توسطِ موجر در طولِ دوره.
- تکلیفِ ثبتِ رسمی: ظرفِ چه مدت پس از پرداختِ آخرین قسط باید سندِ انتقال تنظیم شود؟
- تکلیفِ بیمه: مالِ موضوعِ قرارداد باید به نفعِ کدام طرف بیمه باشد؟
- شرطِ داوری یا مرجعِ حلِ اختلاف: برایِ سرعتِ رسیدگی در صورتِ بروزِ اختلاف.
برایِ اموالِ غیرمنقول، انتقالِ مالکیتِ رسمی نیازمندِ تنظیمِ سندِ رسمی در دفترِ اسنادِ رسمی است. اگرچه قرارداد عادیِ اجاره به شرطِ تملیک از نظرِ حقوقی ممکن است معتبر باشد، اما اعتبارِ رسمیِ آن در برابرِ اشخاصِ ثالث و نهادهای دولتی نیازمندِ ثبتِ رسمی است. در لیزینگِ بانکی، این ثبت معمولاً توسطِ بانک انجام میشود.
ببینید اختلافِ این قراردادها چه مراحلی دارد و چقدر زمان و هزینه میبرد.
دعوایِ الزام به تنظیمِ سند در دادگاهِ محلِ وقوعِ ملک؛ سایرِ دعاوی در دادگاهِ مربوطه.
ارزیابیِ مال برای محاسبهٔ خسارت یا استرداد، روندِ رسیدگی را طولانی میکند.
اگر شرطِ داوری در قرارداد باشد، مسیرِ داوری معمولاً سریعتر از دادگاه است.
بازبینیِ قرارداد توسطِ وکیل قبل از امضا، ریسکِ دعاوای گرانقیمت را کاهش میدهد.
اختلافِ اجاره به شرطِ تملیک چقدر هزینه و زمان دارد؟ اینها دعاویِ مالی هستند و هزینهٔ ابطالِ تمبرِ دادخواست بر اساسِ ارزشِ مال یا خواسته تعیین میشود. مدتِ رسیدگی از چند ماه تا بیش از یک سال — بسته به پیچیدگیِ اختلاف — متغیر است. این ارقام تقریبی و مربوط به سالِ ۱۴۰۵ است.
اختلافاتِ ناشی از اجاره به شرطِ تملیک، بسته به ماهیتِ دعوا، به دادگاههای حقوقی ارجاع میشود:
- دعوایِ الزام به پرداختِ اقساط: دادگاهِ حقوقیِ محلِ اقامتِ خوانده یا محلِ انعقادِ قرارداد.
- دعوایِ الزام به تنظیمِ سندِ انتقال (اموالِ غیرمنقول): دادگاهِ حقوقیِ محلِ وقوعِ ملک.
- دعوایِ فسخ و مطالبهٔ استرداد: دادگاهِ حقوقیِ مربوطه.
- دعوایِ خسارتِ عدمِ اجرا: دادگاهِ حقوقیِ مربوطه.
هزینهٔ دادرسیِ دعاویِ مالی بر اساسِ ارزشِ خواسته محاسبه میشود. برای دعاویِ مربوط به اموالِ با ارزشِ بالا (مثلاً لیزینگِ خودرو یا مسکن)، هزینهٔ دادرسی میتواند قابلِ توجه باشد. در صورتِ داشتنِ شرطِ داوری در قرارداد، مسیرِ داوری معمولاً سریعتر اما هزینهٔ آن بستگی به تعرفهٔ داور دارد.
- نیاز به کارشناسیِ ارزیابیِ مال (بهویژه در دعاویِ مربوط به استرداد یا خسارت)
- وجودِ اموالِ غیرمنقول که ثبتِ آنها نیازِ استعلام دارد
- تعددِ دعاوی (مثلاً همزمان الزام به پرداخت و فسخ)
- تجدیدنظرخواهی
بهترین راهِ کاهشِ هزینه و زمانِ رسیدگی، پیشگیری از اختلاف در مرحلهٔ تنظیمِ قرارداد است. درجِ شرطِ داوری، تعریفِ صریحِ تعهدات، جدولِ اقساط و تکلیفِ انتقالِ سند، بسیاری از دعاوی را پیش از وقوع خاموش میکند. بازبینیِ قرارداد توسطِ وکیلِ قرارداد قبل از امضا، سرمایهگذاریِ کمهزینهای است که ریسکِ دعاوای گرانقیمت را کاهش میدهد — بدونِ هیچ تضمینی نسبت به نتیجه.
به انتهای مسیرِ شناخت رسیدید؛ مهمترین قدم باقی مانده — تنها نروید.
پیش از امضای قرارداد، با یک وکیلِ متخصصِ قرارداد آن را بررسی کنید — تلفنی یا آنلاین، در چند دقیقه.
از همان پرسشِ آغاز — «این قرارداد چه ماهیتی دارد و چه زمانی مالک میشوم؟» — تا اینجا که مسیرتان روشن است، یک راه را با هم آمدیم. حالا میدانید اجاره به شرطِ تملیک چیست، چه ارکانی دارد، تعهداتِ طرفین کدام است، اختلافاتِ رایج چگونه حل میشوند و قرارداد باید چه نکاتی داشته باشد. تصمیمِ آخر با شماست؛ و یک وکیلِ قرارداد میتواند همین امروز کنارتان باشد.
در اجارهٔ ساده، مستأجر هرگز مالک نمیشود و پس از پایانِ مدت، مال را مسترد میکند. اما در اجاره به شرطِ تملیک، با پرداختِ کاملِ اقساط و تحققِ شرط، مالکیت به مستأجر منتقل میشود. ماهیتِ اجاره (م.۴۶۶ ق.م) پایهٔ عقد است و تعهدِ تملیک وجهِ تمایزِ آن.
این به مفادِ قرارداد بستگی دارد. اگر تملیک بهصورتِ «شرطِ نتیجه» باشد، با پرداختِ آخرین قسط خودبهخود منتقل میشود؛ اگر «شرطِ فعل» باشد، موجر باید اقدامِ انتقال را انجام دهد. در صورتِ ابهام، دادگاه بر اساسِ ارادهٔ طرفین و تفسیرِ قرارداد تصمیم میگیرد.
بسته به شروطِ قرارداد متفاوت است. ممکن است موجر ابتدا مطالبهٔ پرداخت کند، یا در صورتِ وجودِ شرطِ فسخِ خودکار، قرارداد را فسخ و مال را مسترد کند. در صورتِ فسخ، اقساطِ پرداختشده ممکن است بخشاً بهعنوانِ اجارهبها محسوب و بخشاً مسترد شود — بستگی به شروطِ قرارداد و تفسیرِ دادگاه دارد.
برای اموالِ منقول (مانندِ خودرو یا تجهیزات) قرارداد عادی کافی است اما ثبتِ رسمی اعتبارِ بیشتری میبخشد. برای اموالِ غیرمنقول، انتقالِ نهاییِ مالکیت باید از طریقِ سندِ رسمی ثبت شود و قرارداد عادیِ تنها برایِ انتقالِ مالکیتِ رسمی کافی نیست. در لیزینگِ بانکی، معمولاً بانک خودش سندِ رسمی را مدیریت میکند.
از نظرِ مالکیت، موجر هنوز مالک است؛ اما این انتقال، تعهداتِ قراردادی او با مستأجر را نقض میکند. مستأجر میتواند بهدلیلِ نقضِ قرارداد مطالبهٔ خسارت کند یا دعوای فسخ اقامه کند. پیشگیری با درجِ ممنوعیتِ صریح در متنِ قرارداد ممکن است.
بانکها این روش را برایِ اعطایِ تسهیلاتِ بدونِ ربا بهکار میبرند (بر اساسِ قانونِ عملیاتِ بانکیِ بدونِ ربا). بانک مال را خریده و به مشتری اجاره میدهد؛ مشتری ماهانه قسط میپردازد که شاملِ اجارهبها و بخشی از قیمتِ مال است. در پایانِ دوره، مالکیت به مشتری منتقل میشود. شرایطِ دقیق تابعِ آییننامههای بانکِ مرکزی است.
بستگی به نوعِ تعهدِ تملیک دارد. اگر اختیارِ تملیک (نه تعهدِ اجباری) باشد، ممکن است بتواند انصراف دهد و در این صورت اقساطِ پرداختشده ممکن است اجارهبهایِ صرف محسوب شود. اگر تملیک تعهدِ دوطرفه باشد، انصراف بدونِ توافق میتواند موجبِ مطالبهٔ خسارت از سوی موجر شود.
قانون مدنی تعمیراتِ اساسی را کلاً بر عهدهٔ موجر میداند، مگر اینکه در قرارداد برخلافِ آن شرط شده باشد. اما در قراردادهایِ لیزینگ، اغلب مستأجر مسئولِ نگهداری است. در صورتِ تلفِ عین، قرارداد منفسخ میشود و محاسبهٔ آنچه پرداخت شده و قابلِ استرداد است بستگی به مفادِ قرارداد دارد.