قراردادها

خیار عیب در قانون مدنی

مقدمه

ماده ی ۳۹۶ را قانون گذار در ذیل مبحث پنجم قانون مدنی و در ذیل فقره ی اول در خیارات ذکر کرده است.

ماده ی ۳۹۶ مقرر داشته است:

نوشته های مشابه

خیارات از قرار ذیل اند:

  1. خیار مجلس
  2. خیار حیوان
  3. خیار شرط
  4. خیار تاخیر ثمن
  5. خیار رؤیت و تخلف وصف
  6. خیار غبن
  7. خیار عیب
  8. خیار تدلیس
  9. خیار تبعض صفقه
  10. خیار تخلف شرط.

خیار عیب

 ماده ی ۴۲۲ قانون مدنی:

اگر بعد از معامله ظاهر شود که مبیع معیوب بوده، مشتری مختار است در قبول مبیع معیوب با اخذ ارش یا فسخ معامله.

یعنی خیار عیبی را که قانونگذار قرار داده است دو تا حالت برایش در نظر گرفته است:

  1. یکی اینکه فرد می تواند مبیع معیوب را با گرفت ارش قبول کند.
  2. یکی هم اینکه می تواند کلا معامله را فسخ کند.

مبنای خیار عیب چیست؟

مبنای خیار عیب این است که عیب در هنگام انعقاد عقد در مبیع یا در ثمن عین معین وجود داشته باشد و مشتری نسبت به آن علم نداشته باشد.

منشا خیار عیب بنای عرف در معاملات است، یعنی چیست؟

بعضی از این مطلب به شرط ضمنی ارتکازی تعبیر کردند؛ یعنی مرتکز عرفی است.

بنای عرف بر این است وقتی که کسی می خواهد کالایی را از دیگری خریداری کند، مبنا را بر سالم بودن کالا می گذارد؛ یعنی اصل این است که می خواهد کالای سالم خریداری کند نه معیب.

در تشخیص عیب

تشخیص عیب به چه صورت است؟ تشخیص عیب به عرف زمان و مکان خاص بستگی دارد.

ماده ی ۴۲۶ قانون مدنی مقرر داشته:

تشخیص عیب بر حسب عرف و عادت می شود و بنابراین ممکن است برحسب ازمنه و امکنه، مختلف شود.

یک کالایی مثلا اگر ناقص شده باشد یا عیب پیدا کرده باشد ممکن است در یک عرف زمانی خاص آن عیب، عیب محسوب نشود اما در جای دیگر مثلا عیب محسوب بشود.

ارش به چه معناست؟

مابه التفاوت صحیح و معیب را ارش می گویند.

منتها بحثی که در این جا مطرح است و مهم هم هست ماهیت ارش است.

ماهیت ارش چیه؟

یک عده از حقو قدانان قائل به این هستند که، ارش قسمتی از ثمن است.

عده ای دیگر می گویند نه، ارش صرفا یک وسیله برای جبران ضرر است.

این دو تا نظریه ثمره ی حقوقی خاص خودش را دارد.

اگر قائل به این باشیم که ماهیت ارش یعنی قسمتی از ثمن، در این جا اگر ثمن جنس باشد، خریدار می تواند قسمتی از آن را به عنوان ارش پس بگیرد، اما اگر معتقد باشیم که ارش صرفا وسیله ای برای جبران ضرر است.

در این صورت خریدار، نمی تواند فرو شنده را مجبور کند به ا ین که قسمتی از ثمن عین معین را به او تسلیم کند.

نظر بهتر هم همین نظر هست؛ براساس این نظر نهایت این است که ما شک می کنیم که آیا بایع موظف است قسمتی از ثمن عین معین را برگرداند یا نه؟ می رویم سراغ اصول عملیه.

اصل برائت را در رابطه با الزام فروشنده نسبت به برگرداندن قسمتی از مبیع اجرا می کنیم.

شرایط خیار عیب

 خیار عیب بایستی شرائطی داشته باشد، عیب باید مخفی باشد و در هنگام عقد هم موجود باشد.

  • شرط اول، عیب باید مخفی باشد:

منظور از مخفی بودن عیب چیه؟ آیا به این معناست که عیب یعنی پوشیده باشد یا این که بگوییم نه مخفی بودن به معنای این است که، خریدار ازش اطلاع نداشته باشد، حال اعم از این که این عیب پوشیده باشد و خریدار نبیند، و یا این که این عیب پوشیده نباشد.

ملاک عدم اطلاع خریدار از عیب است؛ این را در ا صطلاح می گویند عیب مخفی باشد یعنی خریدار علم به عیب ندا شته باشد.

  • دومین شرط این است که عیب در هنگام انعقاد عقد موجود باشد.

البته یک نکته ای در این جا وجود دارد، عیبی که بعد از بیع و قبل از تسلیم در مبیع به وجود می آید در حکم عیب سابق است.

در این جا هم فردی که خیار برایش به وجود آمده است می تواند ارش بگیرد و کالای معیب را نگاه دارد و یا اینکه می تواند معامله را فسخ کند.

ماده ۴۲۳: خیار عیب وقتی برای مشتری ثابت می شود که عیب مخفی و موجود در حین عقد باشد.

آن وقت تفسیر این ماده (عیب وقتی مخفی محسوب است که مشتری در زمان بیع عالم  به آن نبوده است؛ اعم از این که این عدم علم ناشی از آن باشد که عیب واقعا مستور بوده است یا این که ظاهر بوده ولی مشتری ملتفت آن نشده است).

نکته اش ماده ی ۴۲۵ (عیبی که بعد از بیع و قبل از قبض در مبیع حادث شود، در حکم عیب سابق است).

خیار عیب در رابطه با عین معین و کلی در معین قابل اعمال است، اما اگر مبیع ما، کالای ما کلی ما فی الذمه باشد، دیگر قراردادن خیار عیب معنائی ندارد، چون وقتی مبیع کلی فی الذمه است و معیوب دربیاید این جا فروشنده ملزم به تسلیم فرد سالمی از افراد مبیع خواهد بود.

پس بنابراین دیگر معنا ندارد که خیار عیب را در این مورد لازم بدانیم.

در رابطه ی با اعمال خیار عیب قانونگذار دو تا راه برای ما پیشنهاد کرده است:

  1. یکی، فسخ معامله
  2. یکی، نگه داشت کالای معیب و انتخاب ارش.

شرط سقوط خیار عیب

اما یک وقت هست که سقوط حق فسخ یا خیار عیب را در ضمن معامله شرط می کنند یا این که بعد از انعقاد معامله خیار عیب را اسقاط می کنند، آیا خریدار در این جا هم حق گرفت ارش را ندارد؟

یک عده ی از حقوقدانان گفتند مشتری در این جا می تواند ارش بگیرد، به خاطر این که وقتی حق فسخ را اسقاط می کنند این حق فسخ حق ارش را دربرنمی گیرد.

اما به عقیده ی من وقتی که در ضمن معامله دارند حق فسخ یا خیار عیب را اسقاط می کنند در حقیقت هم حق فسخ و هم حق ارش را اسقاط کردند، به چه خاطر؟

به خاطر این که خیار عیب را قانون گذار برای ما مشخص کرده است و گفته است دو تا راه حل می توانید دا شته باشید به هر حال خیار عیب به وجود آمده است.

حالا نحوه ی اعمالش به دو صورت است:

  1. یا اینکه معامله را فسخ کند کلا
  2. یا اینکه مبیع معیوب را نگه دارد و ارش بگیرد.

به هرحال، هردوی اینها شامل خیار عیب هستند وقتی فرد دارد خیار عیب را اسقاط می کند؛ یعنی جلوی راه هایی را که قانونگذار بهش پیشنهاد داده است دارد می بندد.

میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۲ رای

یک دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا