عمومی

دعوای متقابل در دادگاه

دعوای متقابل یکی از روش‌های مرسوم در خلال دادرسی است که فردی که به عنوان خوانده در دعوای اولیه ظاهر شده است حالا در برابر خواهان طرح دعوای متقابلی می‌کند و این به نوعی دفاع محسوب می‌شود.

واکنش دادگاه در برابر طرح دعوای متقابل در حالت‌های مختلف خواهد بود. توصیه می‌شود برای اقدام به طرح دعوای متقابل حتما از دانش یک وکیل دادگستری کمک بگیرید.

نقش دادگاه در دعوای متقابل

حالت اول: دادگاه صلاحیت ذاتی برای رسیدگی به دعوای متقابل را نداشته باشد.

در این صورت بر اساس ماده ۲۸ قانون آیین دادرسی مدنی: دادگاه باید قرار عدم صلاحیت صادر کرده و پرونده برای رسیدگی به دادگاه صالح ارجاع کند یا برای تعیین مرجع صالح به دیوان عالی کشور ارسال کند.

اگر رسیدگی به پرونده اصل منوط به رسیدگی به پرونده متقابل باشد، مطابق ماده ۱۹ قانون آیین دادرسی مدنی دادگاه باید قرار اناطه صادر کرده رسیدگی به پرونده اصلی را تا تعیین تکلیف پرونده متقابل متوقف کند.

طرح دعوای متقابل

حالت دوم: دادگاه صلاحیت محلی برای رسیدگی به دعوای متقابل را نداشته باشد.

مطابق ماده ۱۷ قانون آیین دادرسی مدنی: رسیدگی به دعوای متقابل اصولا در صلاحیت محلی دادگاهی است که دعوای اصلی در آن جا اقامه شده است.

به عبارت دیگر هر دو دعوا باید یکجا رسیدگی شوند، حتی اگر دادگاه رسیدگی کننده به دعوای اصلی فاقد صلاحیت محلی برای رسیدگی باشد و صلاحیت ذاتی برای رسیدگی توامان کافی است، پس بنابراین صلاحیت محلی دادگاه رسیدگی کننده به دعوای متقابل همان صلاحیت محلی دادگاهی است که به دعوای اصلی رسیدگی می‌کند.

ماده ۱۷ ـ هر دعوایی كه در اثنای رسیدگی به دعوای دیگر از طرف خواهان یا خوانده یا شخص ثالث یا از طرف متداعیین اصلی بر ثالث اقامه شود دعوای طاری نامیده می‌شود. این دعوا اگر بادعوای اصلی مرتبط یا دارای یك منشاء باشد، در دادگاهی اقامه می‌شود كه دعوای اصلی در آن جا اقامه شده است.

ماده ۱۹ ـ هرگاه رسیدگی به دعوا منوط به اثبات ادعایی باشد كه رسیدگی به آن در صلاحیت دادگاه دیگری است، رسیدگی به دعوا تا اتخاذ تصمیم از مرجع صلاحیتدار متوقف می‌شود.

در این مورد، خواهان مكلف است ظرف یك ماه در دادگاه صالح اقامه دعوا كند و رسید آن را به دفتر دادگاه رسیدگی كننده تسلیم نماید، در غیر این صورت قرار رد دعوا صادر می‌شود و خواهان می‌تواند پس از اثبات ادعا در دادگاه صالح مجددا اقامه دعوی نماید.

ماده ۲۸ ـ هرگاه بین دادگاه‌های عمومی، نظامی و انقلاب در مورد صلاحیت اختلاف محقق شود، همچنین در مواردی كه دادگاه‌ها اعم از عمومی، نظامی و انقلاب به صلاحیت، مراجع غیرقضایی از خود نفی صلاحیت كنند و یا خود را صالح بدانند پرونده برای حل اختلاف به دیوان عالی كشور ارسال خواهد شد. رای دیوان عالی كشور در خصوص تشخیص صلاحیت لازم الاتباع می‌باشد. دعوا به صورت متقابل اقامه نشده اما دادگاه شرایط دعوای متقابل را احراز نمی‌کند.

در این صورت اگر پرونده از صلاحیت ذاتی و محلی دادگاه خارج نباشد، دادگاه به این پرونده به صورت مستقل و جداگانه رسیدگی می‌کند، اما اگر از صلاحیت ذاتی و محلی دادگاه خارج باشد با صدور قرار عدم صلاحیت پرونده را به دادگاه صالح ارسال می‌کند یا جهت تعیین مرجع صالح به دیوانعالی کشور ارسال می‌کند.

اگر دعوای متقابل خارج از مهلت قانونی اقامه شود دادگاه باید به صورت جداگانه به آن رسیدگی کند. البته اگر صلاحیت ذاتی آن را داشته باشد، مگر آنکه شرایط ماده ۱۰۳ قانون آیین دادرسی مدنی برقرار باشد.

بر اساس این ماده از این جهت که دو دعوا با هم ارتباط دارند و سرنوشت آن‌ها در هم موثر است نه از باب دعوای متقابل محسوب شدن یکی از آن‌ها، دادگاه قرار رسیدگی توامان صادر کرده و باید به هر دو دعوا رسیدگی کند.

دادگاه با ملاحظه دادخواست متقابل، شرایط قانونی برای آن را احراز کرده و باید به هر دو دعوا رسیدگی کند. دادخواست کامل هست و اگر دادخواست کامل نیست، نقص آن بر طرف بشود.

در این صورت  دو فرض محقق می‌شود:

  1. فرض اول: طرح دادخواست قبل از جلسه اول دادرسی بوده است و فرصت کافی برای ابلاغ دادخواست متقابل بر خوانده متقابل و رعایت مواعد قانونی وجود دارد، در این صورت دفتر دادگاه همان وقت رسیدگی به دعوای اصلی را برای دعوای متقابل هم منظور می‌کند و دادخواست و ضمائم آن را برای خوانده متقابل ارسال کرده و طرفین دعوا را برای روز دادرسی دعوت می‌نماید.
  2. فرض دوم: دادخواست متقابل زمانی مطرح می‌شود که فرصت کافی برای ابلاغ و رعایت مواعد قانونی وجود ندارد یا اینکه دادخواست متقابل در جلسه دادرسی مطرح می‌شود و در نتیجه خوانده متقابل هم آمادگی دفاع ندارد، در این صورت دفتر دادگاه دادخواست متقابل را ثبت کرده و پرونده اصلی نزد دادگاه می‌فرستد. دادگاه هم در جلسه اول دادرسی شرایط دادخواست متقابل را احراز کرده و در صورت ناقص بودن آن را برای رفع نقص می‌فرستد و اگر هم کامل بود زمان دیگری برای رسیدگی واحد و دعوا تعیین می‌کند و طرفین را برای جلسه بعدی دعوت می‌کند.

دادخواست دعوای متقابل

تاثیر دعوای اصلی و متقابل با یکدیگر

بعد از اینکه دادگاه دو پرونده اصلی و متقابل را مورد رسیدگی قرار داد و پرونده‌ها آماده صدور رای شدند، دادگاه باید با لحاظ کردن اثری که هر کدام از این پرونده‌ها ممکن است در دیگری داشته باشد، در مورد دعوای اصلی و متقابل به صورت جداگانه و در ضمن یک رای تصمیم‌گیری کند.

با لحاظ اثری که هر کدام از اینها ممکن هست بر دیگری داشته باشد و به عنوان مثال در همان رابطه موجر و مستاجر که مطرح شد، اگر خاهان اصلی دعوایی را علیه مستاجر خودش به خواسته مطالبه اجور معوقه تقدیم کرد و خوانده اصلی یعنی خواهان متابل و مستاجر هم دادخواستی به خواسته مطالبه هزینه‌های انجام شد، علیه خواهان اصلی و موجر خودش تقدیم کرد، دادگاه به هر دو رسیدگی می‌کند.

اگر هر دو موضوع را احراز کرد با در نظر گرفتن تاثیری که طلب هر کدام بر دیگری خواهد داشت و با هر میزانی که تهاتر خواهد شد در خصوص هر دو تصمیم گیری خواهد کرد.

اگر دادخواست اصلی توقیف شود یا دعوای اصلی زایل شود، این موضوع چه تاثیری بر دادخواست متقابل خواهد شد.

اصولا دادخواستی که تقدیم شده و دادرسی که شروع شده بعد از اینکه شروع شده ممکن است به دلایلی توقیف شود و توقیف در ماده ۱۰۵ قانون آیین دادرسی مدنی مطرح شده است و یا اینکه خواهان اصلی بعد از اینکه دعوا را اقامه کرد دعوایش را مسترد کند یا دادخواست خودش را مسترد بکند یا از دعوای خودش صرف نظر بکند یا دعوای اصلی خواهان به یک طریقی از بین برود و زائل بشود.

مثلا حق اصلی اش از بین رفته باشد، در این صورت سوال این است که توقیف شدن به دادرسی در دعوای اصلی چه تاثیری بر دادرسی در دعوای متقابل خواهد داشت یا زوال دعوای اصلی چه تاثیری بر دعوای اصلی خواهد داشت.

در مورد توقیف دادرسی

از آن جا که توقیف دادرسی دارای جهات مشترک در دعوای اصلی و متقابل است (مانند فوت خواهان یا خوانده) اگر دعوای اصلی توقیق شود، دعوای متقابل هم توقیق می‌شود.

یکی از جهات توقیف دادرسی فوت خواهان یا خوانده است خواهان یا خوانده دعوای اصلی اگر فوت بکنند، در دادخواست متقابل نیز تاثیر گذار است؛ چون برای توقیف دادرسی فرقی نمی‌کند که خواهان فوت کند یا خوانده فوت کند خواهان و خوانده در دعوای اصلی همان اصحاب دعوا در دادخواست متقابل هستند.

در نتیجه اگر خواهان دعوای اصلی فوت بکند این خواهان همان خوانده دعوای متقابل است و اگر خوانده دعوای اصلی فوت بکند، همان خواهان دعوای متقابل فوت کرده و در نتیجه فرقی نمی‌کند چه خواهان فوت کند و چه خوانده فوت کند هر کدام که فوت کند، در دعوای اصلی دعوای متقابل هم توقیف خواهد شد و هر دو دعوا یکجا توقیف خواهند شد.

اگر دعوای اصلی زایل شود: مانند اینکه دادخواست و دعوا مسترد شود، دادخواست با ابطال و دعوا با قرار رد مواجه شود. این موارد چه در خصوص دعوای اصلی چه دعوای متقابل تأثیری بر پرونده دیگر نخواهد داشت؛ چون این دو دعوا، دو دعوای مستقل هستند که قانونگذار تحت شرایطی اجازه داده که اینها در ضمن یک رسیدگی و یک فرایند رسیدگی قرار بگیرند بدون آن که از بین رفتن آن‌ها تاثیری در از بین رفتن دیگری داشته باشد.

پس بنابراین اگر دعوای اصلی زائل شد دادخواست ابطال شد، دادخواست مسترد شد یا دعوا با استرداد مواجه شد تاثیری بر دعوای متقابل نخواهد داشت و همین طور دعوای متقابل اگر با این عوامل و همین طور در دعوای متقابل اگر با این عوامل مواجه شود تاثیری در دادخواست اصلی نخواهد داشت.

در صورت نیاز به طرح دعوای متقابل در خلال دادرسی از مشاوره حقوقی تخصصی بنیاد وکلا بهره‌مند شوید.

میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا