لطفا اتصال اینترنت خود را بررسی کنید.
فسخ نکاح دائم و موقت

فسخ نکاح دائم و موقت

زوجین در مواردی می‌توانند از زندگی با یکدیگر خودداری کنند. این موارد در مواد قانون مدنی ذکر شده است که در ذیل به آن اشاره خواهم کرد. اما در ابتدا باید گفت که خودداری از زندگی زناشویی فقط طلاق را در برنمی‌گیرد بلکه مواردی در قانون ذکر شده که به آن فسخ نکاح گفته می‌شود و با طلاق تفاوت بارز دارد.

تعریف فسخ نکاح

فسخ نکاح برهم زدن یک‌طرفه رابطه زوجیت است که در آن طرف دیگر حق برهم زدن را نخواهد داشت. اما در طلاق این حق برهم زدن رابطه فقط برای یک طرف نیست و برای زوج و زوجه به طور یکسان برقرار است. فسخ نکاح برعکس طلاق تشریفات خاصی ندارد و ساده‌تر از آن انجام می‌پذیرد و بدون نیاز به گواهی عدم سازش از دادگاه می‌توان به زندگی مشترک خاتمه داد. در این مقاله قصد داریم تا تفاوت‌ها و شباهت‌ها طلاق و فسخ نکاح و چگونگی اعمال این دو مورد را بیان کنیم.

فسخ نکاح چیست؟

قانون‌گذار ما برای جلوگیری از ضرر و زیانی که به زوج یا زوجه ناشی از عیوب طرف مقابل خواهد رسید، نهاد فسخ نکاح را در نظر گرفته است. از آنجایی که عقد نکاح از جمله عقود لازم است، هیچ‌کس حق فسخ آن را ندارد و این مورد استثنایی است که می‌توان برای نکاح در نظر داشت. نکته قابل‌توجه آن است که اگر هریک از زوجین قبل از عقد نکاح از موارد فسخ مطلع باشند و با این حال به عقد نکاح مبادرت ورزند، دیگر حق انحلال نخواهند داشت. موارد فسخ را می‌توان به عیوب زن، عیوب مرد، عیوب مشترک میان زوجین و تخلف از شرط صفت و ... تقسیم کرد.

فسخ نکاح یعنی چه؟

همان‌طور که اشاره شد فسخ نکاح تشریفاتی نداشته و با لفظ یا انجام عملی که بر آن دلالت داشته باشد صورت می‌پذیرد. اما همانند عقد نکاح و طلاق باید پروسه قانونی خود را طی کرده و فرد برای اعمال آن به دادگاه صالح رجوع و دادخواست فسخ نکاح را به دادگاه بدهد. پس از آنکه دادگاه رأی را صادر کرد به دفاتر ازدواج و طلاق مراجعه و آن را به ثبت برساند.

فسخ نکاح و مهریه

فسخ نکاح وابسته به نزدیکی میان زوج و زوجه است. در صورتی که بین آن‌ها نزدیکی واقع شود و طرف مقابل به موارد فسخ نکاح در دادگاه استناد کند و تقاضای فسخ داشته باشد مهریه به زن تعلق خواهد گرفت. زیرا که قبل از آنکه دادگاه حکم و رأی خود را صادر نماید نزدیکی واقع شده ولی درصورتی که نزدیکی واقع نشده باشد زن مستحق هیچ مهریه‌ای نیست.

فسخ نکاح + تدلیس

فریب یا تدلیس در ازدواج بدین معنی است که فرد خود را دارای صفات یا ویژگی‌هایی معرفی کند. مثلاً هنرمند خاصی است یا ثروتمند است. اما پس از نکاح همسرش متوجه شود که تمام ویژگی‌های فرد مذکور دروغی بیش نبوده است در این موارد اگر صفات مذکور از جمله شروط زن یا مرد برای ازدواج بوده باشد، همسر حق فسخ نکاح را دارد.

فسخ نکاح در قانون مدنی

در ماده 1120 قانون مدنی آمده است که عقد دائم به فسخ یا به طلاق و عقد موقت به بذل مدت یا پایان یافتن مدت‌زمان آن منحل خواهد شد. در این ماده ما باید به دو نکته توجه کنیم. اول اینکه عقد موقت با فسخ نمی‌تواند منحل شود و فقط پایان یافتن آن با بذل مهریه و اتمام خود به خودی صورت می‌پذیرد. دومین مسئله این است که عقد دائم به جز طلاق با حق خیار فسخ نیز می‌تواند منحل شود. بدر صورتی که شرایط آن که در قانون مدنی ذکر شده رعایت شده باشد.

فسخ نکاح موقت

فسخ نکاح نیازی به رضایت طرفین ندارد و یک طرف با حق فسخی که دارد می‌تواند به جدایی مبادرت ورزد. این حق فسخ از خیارات فوری است و طرفی که حق فسخ دارد زمانی که از این حق اطلاع یافت باید هرچه سریع‌تر به آن مبادرت ورزد. در غیر این صورت اختیار او از بین خواهد رفت. تشخیص مدت‌زمانی که فرد می‌تواند در آن زمان به فسخ مبادرت ورزد بستگی به عرف و عادت جامعه دارد.
حق فسخ نکاح مانند هر حق دیگری در عالم حقوق قابل اسقاط است و فرد می‌تواند از آن صرف‌نظر کند. اما این حق قابل‌انتقال نیست و به ارث نیز نمی‌رسد و با فوت فرد مختار، ازدواج خود به خود منحل شده و دیگر موردی برای فسخ باقی نمی‌ماند تا آن‌ها بتوانند بعد از مرگ به فسخ مبادرت ورزند. این نکته از آنجا بیان شده است که در فسخ مهریه‌ای به زن تعلق نخواهد گرفت اما در صورت مرگ، از اموال زوج مهریه زن پرداخت خواهد شد.

نمونه رأی فسخ نکاح

در اینجا به عنوان مثال به یکی از موارد فسخ نکاح که از طرف مرد در دادگاه مطرح شده بود اشاره خواهیم کرد.
در دادگاه بدوی مرد علیه زن به دلیل باکره نبودن زن شکایت کرده و خواستار فسخ نکاح بود؛ اما دادگاه دعوی وی را به دلیل اینکه باکره بودن برای زوجه وصف کمال تلقی می‌شود و از عیوب فسخ نکاح تلفی نمی‌شود و دلیلی برای فسخ نکاح نیست، رد نمود. مگر اینکه این وصف در عقد نکاح شرط شده باشد که در این صورت تخلف از شرط صفت است و حق فسخ برای زوج ایجاد می‌کند.

تحقیق فسخ نکاح

طبق ماده 1125 هرگاه بعد از عقد نیز جنون و عنن در مرد حادث شود، موجب حق فسخ برای زن خواهد بود. بنابراین این ماده برای زن حق بیشتری قائل شده و بیان می‌دارد که اگر مرد بعد از ازدواج نیز مجنون شد زن حق فسخ را دارد. اما اگر زن بعد از نکاح مجنون شود مرد حق فسخ نخواهد داشت. ولی در هرحال، هردو طرف حق فسخ نکاح را در صورتی که طرف مقابل قبل از نکاح مجنون بوده و طرف مقابل اطلاعی نداشته باشد، دارا می‌باشند.

مدت‌ زمان فسخ نکاح

برای فسخ نکاح مدت‌زمان معلومی را به طور دقیق نمی‌توان تخمین زد زیرا که این کار جنبه اجرایی داشته و بنا به پرونده‌هایی که در دادگاه مطرح می‌شود متفاوت است. علاوه بر آن مشخص نیست که چه میزان زمان لازم است تا دلیل فسخ ثابت شود یا روند رسیدگی به پرونده سپری شود.

در فسخ نکاح مهریه تعلق می‌گیرد

همان‌طور که اشاره شد در صورتی که نکاح فسخ شود و بین زوجین نزدیکی واقع نشده باشد زن مستحق مهریه نخواهد بود اما در صورتی که فسخ نکاح به دلیل عنن (ناتوانی جنسی مرد) باشد زن مستحق مهریه و یا مهرالمثل خواهد بود.

فسخ نکاح بعد از چند سال

در بعضی موارد زوج یا زوجه مدت‌زمان طولانی را در کنار هم سپری می‌کنند و بعد از چند سال متوجه حق خود برای فسخ نکاح می‌شوند. یا اینکه عیوبی پنهان ظاهر می‌شود و یا حتی از حق خود برای اینکه بتوانند نکاح خود را فسخ کنند آگاهی و اطلاعی نداشته و بعد از مدت طولانی به این امر پی می‌برند.

در این مواقع سؤال این است که آیا می‌توان برای فردی که از عیب همسر خود اطلاعی نداشته حقی قائل شد؟ یا اینکه فردی صفتی را در همسر خود شرط کرده و بعد از چند سال نزدیکی و زندگی زناشویی متوجه شود که فرد از صفت مذکور برخوردار نیست حقی دارد؟ یا اینکه برای فردی بعد از ازدواج متوجه عیب شده اما نمی‌دانسته که حق فسخ دارد، حقی قائل شد؟ آیا می‌توان گفت که می‌تواند حتی بعد از چند سال این حق را اعمال کند؟

در مطالب بالا ذکر کردیم که این حق فوری است و در صورتی که اعمال نشود از بین خواهد رفت و فرد دیگر نمی‌تواند از آن استفاده کند. اما این مورد در صورتی اعمال می‌شود که فرد از حق خود آگاهی داشته و به علاوه متوجه عیب همسر خود شده ولی از استفاده از حق خود امتناع ورزیده باشد. بنابراین اگر فردی حتی بعد از مدت‌زمان طولانی هم متوجه عیب همسر خود شود باز هم می‌تواند از حق فسخ خود استفاده کند به شرطی که مدت‌زمانی که حق استفاده از آن را دارد طبق عرف جامعه رعایت کرده باشد.

عیوب زن

قانون مدنی در ماده 1120 به تبعیت از فقه امامیه موارد انحلال نکاح را در چند باب محصور کرده است که یکی از این موارد فسخ نکاح است که در ذیل به توضیح موارد آن خواهیم پرداخت.
موارد حق فسخ برای مرد در ماده 1123 قانون مدنی بیان شده است که عبارتند از:

  1. قرن (استخوانی است در فرج که مانع جماع می‌گردد)
  2. جزام (مرض خوره)
  3. برص (نوعی بیماری پوستی که بر اثر آن لکه‌های معمولاً بزرگ و سفید یا سیاه در بدن پدید می‌آید)
  4. افضاء (یکی شدن مجرای بول و حیض)
  5. زمین‌گیری
  6. نابینایی از هردو چشم

موارد بالا حق فسخ را برای مرد در حال عقد به وجود می‌آورد. با این حال اگر مرد قبل از ازدواج از این عیوب مطلع بوده باشد حق او ساقط خواهد شد و همین‌طور اگر این عیوب زن با پیشرفت علم پزشکی درمان شود حق فسخ از بین خواهد رفت.

عیوب مرد

موارد حق فسخ برای زن در مواد 1122 قانون مدنی بیان شده است که عبارتند از:

  1. عنن (ناتوانی مرد در نعوظ به شرط آنکه بعد از یک سال از تاریخ رجوع زن به دادگاه رفع نشود. عنن در صورتی که بعد از عقد نکاح نیز ایجاد شود زن را مستحق حق فسخ خواهد کرد.)
  2. خصاء (عارضه مربوط به اخته شدن مرد)
  3. مقطوع بودن آلت تناسلی به اندازه‌ای که قادر به عمل زناشویی نباشد.
هرگاه مرد بعد از عقد مبتلا به یکی از امراض مقاربتی گردد زن حق دارد از نزدیکی با او امتناع نماید و این خودداری حق نفقه او را از بین نمی‌برد.

عیوب مشترک

در ماده ۱۱۲۱ قانون مدنی تنها مورد مشترکی که برای زوجین می‌تواند حق فسخ ایجاد کند جنون است. با توجه به این ماده جنون به شرط استقرار بعد از عقد نکاح چه به صورت ادواری باشد و چه مستمر، موجب حق فسخ نکاح می‌گردد.

در قانون ما تعریفی از جنون نیامده است اما به اعتقاد علما جنون به اختلال روانی گفته می‌شود که قوه عقل و تمییز را زائل کرده و اختیار فرد را مختل کند.

تفاوت طلاق و فسخ نکاح

طبق ماده ۱۱۳۲ ترتیباتی که برای طلاق مقرر است در فسخ نکاح الزامی نیست. برای مثال در طلاق زن نباید عادت زنانگی داشته و یا در حال نفاس باشد اما در فسخ مشکلی ندارد.
فسخ هم در نکاح دائم رخ می‌دهد و هم در نکاح موقت و منقطع اما طلاق منحصر به نکاح دائم است.

امکان رجوع برای مرد در فسخ وجود ندارد درحالی که در طلاق رجعی مرد حق رجوع به همسر خود را دارا می‌باشد.

در فسخ نکاح قبل از نزدیکی به زن مهریه‌ای تعلق نمی‌گیرد مگر همان‌طور که اشاره شد موجب فسخ عنن باشد که در این صورت مهرالمثل تعلق می‌گیرد اما در طلاق قبل از نزدیکی نصف مهر به زن تعلق می‌گیرد.

با ۳ مرتبه طلاق پی در پی حرمت ابدی میان زن و مرد ایجاد می‌شود اما در فسخ نکاح هرچند بار که انجام گیرد حرمتی ایجاد نمی‌کند.

شباهت طلاق و فسخ نکاح

  1. طلاق و فسخ نکاح علاوه بر اینکه هر دو ایقاع و عمل حقوقی یک‌جانبه حقوقی هستند هردو لازم بوده و هردو باعث انحلال نکاح می‌شوند.
  2. طبق ماده ۱۱۵۱ مدت عده طلاق و فسخ نکاح هردو ۳ طهر است مگر اینکه زن با اقتضای سنش عادت زنانگی نبیند که در این صورت مدت عده او 3 ماه می‌شود.
  3. اصل عطف به ما سبق نشدن هم در طلاق و هم در فسخ نکاح جاری می‌شود. هردو هیچ اثری نسبت به ماقبل خود نداشته و آثار آن‌ها از زمان انعقادشان می‌باشد.

تخلف از شرط صفت

صفتی که نفع عقلایی و شرعی داشته و مرد یا زن ادعای داشتن چنین صفتی را در خود کند اما در واقع فاقد آن باشد، موجبات فسخ نکاح را فراهم می‌آورد. در صورتی که زوج یا زوجه به خاطر چنین صفتی تن به ازدواج با فردی خاص را داده باشد، می‌تواند حق فسخ را به وجود آورد. نکته جالب توجه این است که تفاوتی نمی‌کند که این صفات ظاهری بوده یا معنوی و مادی باشد. تنها تفاوت تخلف از شرط صفت با تدلیس این است که در تدلیس فرد با انگیزه فریب دادن طرف مقابلش، قصد ازدواج با او را دارد اما در تخلف از شرط صفت بدون هیچ انگیزه فریبی، ازدواج رخ می‌دهد.