قراردادها

لیزینگ چیست؟ راهنمای جامع

به‌ عنوان وکیلی که سال‌ها قراردادهای مالی و بانکی را در دادگاه و اتاق مذاکره دیده‌ام، در این راهنما روشن می‌کنم لیزینگ در حقوق و عمل ایران دقیقا چه معنایی دارد، بر چه ساز و کارهایی استوار است و چگونه با نهادهای نزدیک به خود از اجاره به شرط تملیک تا فروش اقساطی تفاوت پیدا می‌کند.

اهمیت مطالعه این مقاله از آن‌جاست که یک امضای شتاب‌زده پای قرارداد لیزینگ می‌تواند هزینه‌های پنهان و تعهدات سنگینی را متوجه متعاملین کند؛ از نرخ موثر واقعی (که گاه با عنوان‌های کارمزد، هزینه پردازش، بیمه و جریمه تاخیر خود را پنهان می‌کند) تا شروط یک‌طرفه درباره تسریع مطالبات، حقّ فسخ یک‌جانبه یا ضبط ودیعه و امکان توقیف مال موضوع قرارداد در صورت نکول. در نبود شناخت دقیق از مبانی، خریدار میان انتفاع فوری و انتقال مالکیت موجل سرگردان می‌ماند، شرکت لیزینگ با ریسک‌های انتظامی و مالیاتی مواجه می‌شود، و هر دو طرف در معرض دعاوی انحلال، مطالبه خسارت یا حتی اختلافات کیفری ناشی از تفسیر نادرست قرارداد قرار می‌گیرند.

دعوتتان می‌کنم ادامه مطلب را دنبال کنید؛ در بخش‌های پیش رو، ابتدا تعریف عملیاتی لیزینگ و تمایز آن با وام و فروش اقساطی را می‌کاوم، سپس به مبانی حقوقی و مقررات ناظر بر شرکت‌های واسپاری و قراردادهای مربوط می‌پردازم، جایگاه اجاره به شرط تملیک در نظام حقوقی ایران را توضیح می‌دهم و الزامات کلیدی چون تضمین‌ها، بیمه، نرخ‌گذاری، تعهدات متقابل و شیوه انتقال مالکیت را تشریح می‌کنم.

آشنایی با مفهوم لیزینگ

در این بخش، به زبان حقوق و با تکیه بر تجربه عملی، چارچوب مفهومی لیزینگ را باز می‌کنم تا بدانید این نهاد در معاملات ایران چگونه کار می‌کند، در کدام قالب‌های قراردادی می‌نشیند و نسبتش با نهادهای نزدیک به‌ ویژه اجاره به شرط تملیک و فروش اقساطی چیست.

آشنایی با مفهوم لیزینگ

لیزینگ چیست؟

من وقتی از لیزینگ سخن می‌گویم، مقصودم ساز و کاری است که در آن شرکت واسپاری (لیزر) مال مورد نیاز مشتری را تهیه می‌کند، منافع آن را برای مدتی معین و با اقساط منظم در اختیار وی می‌گذارد و انتقال نهایی مالکیت را به تحقق شرایطی مانند ایفای کامل اقساط، پرداخت هزینه‌های تبعی و گاه اعمال گزینه خرید موکول می‌سازد.

از نظر تحلیل حقوقی در ایران، رایج‌ترین صورت اجرای لیزینگ همان اجاره با شرط تملیک است؛ یعنی بهره‌برداری مشتری از مال در قالب اجاره، همراه با شرطی که پس از وفای به عهد، مالکیت عین را در پایان دوره به نام او منتقل می‌کند.

به همین دلیل، مرزگذاری میان لیزینگ و فروش اقساطی حیاتی است: در فروش اقساطی، مالکیت عین غالبا از ابتدا به خریدار منتقل می‌شود و اقساط، قسمت‌های باقیمانده ثمن‌اند؛ اما در لیزینگ مبتنی بر اجاره، مالکیت تا انتهای دوره نزد شرکت می‌ماند و تنها منافع به مشتری واگذار می‌شود، مگر آنکه شرط تملیک محقق گردد.

این تمایز، آثار مهمی بر ریسک هلاک مال، ضمان ید، بیمه اجباری و نیز شیوه اجرای تعهدات دارد.

مبانی و منابع حقوقی لیزینگ در ایران

به‌ عنوان وکیل دادگستری، مبنای نخست را اصل حاکمیت اراده می‌دانم که در حقوق ما ذیل ماده ۱۰ قانون مدنی تجسد یافته است. لیزینگ، تا جایی که با قوانین آمره تعارض نداشته باشد، می‌تواند به‌صورت قرارداد خصوصی مشروع و نافذ منعقد شود. در عمل نیز مفاد قانون مدنی درباره اجاره و تعهدات قراردادی به‌صورت مستقیم یا از طریق شروط تکمیلی، چارچوب حقوقی این روابط را شکل می‌دهد.

برای آنکه شالوده حقوقی روشن باشد، متن کامل مواد کلیدی زیر را که در دعاوی لیزینگ مکرر به آنها استناد می‌کنم می‌آورم:

  • ماده ۱۰ قانون مدنی: قراردادهای خصوصی نسبت به کسانی که آن را منعقد نموده‌اند در صورتی که مخالف صریح قانون نباشد نافذ است.
  • ماده ۱۹۰ قانون مدنی: برای صحت هر معامله شرایط ذیل اساسی است: ۱- قصد طرفین و رضای آنها ۲- اهلیت طرفین ۳- موضوع معین که مورد معامله باشد ۴- مشروعیت جهت معامله.
  • ماده ۲۱۹ قانون مدنی: عقودی که بر طبق قانون واقع شده باشد بین متعاملین و قائم‌مقام آنها لازم‌الاتباع است مگر اینکه به رضای طرفین اقاله یا به علت قانونی فسخ شود.
  • ماده ۲۲۰ قانون مدنی: عقود نه فقط متعاملین را به اجرای چیزی که در آن تصریح شده است ملزم می‌نماید بلکه متعاملین به تمام نتایجی هم که به موجب عرف و عادت یا به موجب قانون از عقد حاصل می‌شود ملزم می‌باشند.
  • ماده ۲۲۱ قانون مدنی: اگر کسی تعهد اقدام به امری را بکند یا تعهد نماید که از انجام امری خودداری کند در صورت تخلف، مسئول خسارت طرف مقابل است مشروط بر اینکه جبران خسارت تصریح شده یا تعهد عرفا به منزله تصریح باشد یا بر حسب قانون، موجب ضمان باشد.
  • ماده ۲۲۵ قانون مدنی: متعارف بودن امری در عرف و عادت به‌طوریکه طرفین معامله عادتا آن را داخل در قرارداد می‌دانند در حکم ذکر در قرارداد است اگرچه در عقد صراحتا ذکر نشده باشد.
  • ماده ۴۶۴ قانون مدنی: اجاره عقدی است که به موجب آن مستاجر مالک منافع عین مستاجره می‌شود.

با این مبنا، اگر قرارداد لیزینگ به‌ صورت اجاره با شرط تملیک تنظیم شود، قواعد باب اجاره در خصوص انتقال منافع، تسلیم عین، انتفاع متعارف، نگهداری و استرداد در پایان مدت، به اضافه شروط قراردادی درباره انتقال مالکیت نهایی، بر رابطه حاکم خواهد بود.

در سطح نظارتی و صنفی نیز شرکت‌های واسپاری تابع مقررات ناظر پولی و بانکی و دستورالعمل‌های تخصصی فعالیت هستند، اما در چارچوب این مقاله حقوقی، تمرکز را بر قواعد عام قانون مدنی و آثار توافقات قراردادی می‌گذارم تا خواننده بداند حتی بدون ورود به جزئیات بخشنامه‌ای، چگونه می‌توان متن قرارداد را تحلیل و از حقوق خود صیانت کرد.

تعهدات و حقوق طرفین در قراردادهای لیزینگ

در قراردادهای لیزینگ رایج، تعهدات و حقوق طرفین از تلفیق قواعد عام قراردادها، قواعد اجاره و شروط تکمیلی به‌ دست می‌آید.

به‌ طور عملی، نخستین رکن، تسلیم عین موضوع لیزینگ در وضعیتی قابل انتفاع است؛ شرکت باید مالی را تحویل دهد که استفاده مورد انتظار قراردادی از آن ممکن باشد.

شرط کیفیت، گارانتی سازنده یا فروشنده، و پوشش بیمه‌ای معمولا به‌صورت صریح در متن می‌آید تا هرگونه ابهام برطرف شود.

در کنار تسلیم، شرکت لیزینگ غالبا حق دارد برای حفظ مالکیت تا زمان تحقق شرط، قیود کنترلی مقرر کند؛ از جمله منع انتقال منافع به غیر بدون اذن، الزام به بیمه تمام‌خطر به نفع مالک، و حق بازرسی دوره‌ای.

چنین شروطی، مادامی‌که مخالف قانون آمره و نظم عمومی نباشد، تحت ماده ۱۰ نافذ است و در صورت تخلف، به استناد ماده ۲۲۱، مسئولیت جبران خسارت یا اعمال ضمانت‌اجراهای توافقی مانند وجه‌التزام را توجیه می‌کند.

در سوی مقابل، مشتری (متعامل/مستاجر) متعهد به پرداخت اقساط در مواعد مقرر، نگهداری متعارف از مال و استفاده مطابق منظور قراردادی است. اگر متن قرارداد تصریح کند که ریسک هلاک و عیب حادث در دوره استفاده جز در موارد قوه قاهره بر عهده استفاده‌کننده است و بیمه به‌نفع مالک برقرار شده، در عمل اختلافات مربوط به تلف و نقص با رجوع به بیمه و شروط جبران مدیریت می‌شود.

هم‌زمان، مشتری از حقوقی برخوردار است که نباید نادیده گرفته شود: حق انتفاع آرام و بی‌معارض از مال، حق مطالبه رفع عیب یا تبدیل/تعویض مطابق ضمانت‌های قراردادی، حق آگاهی از نرخ موثر و اجزای هزینه (کارمزد، هزینه پردازش، بیمه، مالیات‌ها) و در نهایت حق تملک عین در صورت ایفای کامل تعهدات و تحقق شرط تملیک.

اگر شرکت بخواهد به استناد شرط تسریع همه اقساط آتی را در اثر یک نکول حالّ کند یا مال را بازپس گیرد، باید نشان دهد شرط به‌گونه‌ای روشن و منصفانه گنجانده شده و با قواعد حاکم بر اسقاط حقوق آینده یا شروط خلاف انصاف تعارض آشکار ندارد؛ در غیر این‌صورت، امکان کنترل قضایی شرط و تحدید آثار آن فراهم است.

از حیث جبران خسارت، درج وجه‌التزام تاخیر یا تخلف از ابزارهای رایج است. هرگاه در قرارداد میزان خسارت پیشاپیش تعیین شده باشد، دادگاه به استناد ماده ۲۲۱ و اصل لزوم قراردادها (ماده ۲۱۹) آن را ملاک قرار می‌دهد، مگر اینکه اوضاع و احوال به‌ گونه‌ای باشد که دادگاه بر پایه قواعد عام تحدید خسارت غیرمنصفانه یا سوء‌استفاده از حق، در میزان اجرایی آن مداخله کند.

همچنین، اگر شرکت از انجام تعهد اصلی مانند تسلیم به‌ موقع یا رفع عیب خودداری کند، مشتری می‌تواند الزام به ایفای تعهد، فسخ در حدود مقررات و شروط، و مطالبه خسارات را تعقیب نماید؛ همان‌گونه که در فرض نکول جدی مشتری، شرکت قادر است با تکیه بر شروط قراردادی و مالکیت خود بر عین، نسبت به استرداد مال و وصول مطالبات اقدام کند.

در تجربه من، نقطه‌های اصطکاک معمولا از سه منبع برمی‌خیزد: ابهام در تمایز اجاره با شرط تملیک و فروش اقساطی و در نتیجه اختلاف بر سر مالکیت و ریسک؛ عدم شفافیت در نرخ موثر و اجزای هزینه که منجر به ادعای غرر یا تدلیس می‌شود؛ و شروط سنگین یک‌طرفه درباره تسریع دیون، ضبط مبالغ و استرداد فوری مال.

علاج همه اینها، تکیه بر مواد صریح قانون مدنی که در بالا نقل شد، نگارش دقیق شرط تملیک و روشن‌کردن تمامی متعلقات هزینه و ضمانت‌اجراها است تا اگر اختلاف به دادرسی کشید، قاضی بتواند با خواندن متن قرارداد و اوضاع و احوال، اراده مشترک طرفین را بی‌کم‌وکاست اجرا کند.

انواع قراردادهای لیزینگ

در این بخش، گونه‌های اصلی قراردادهای لیزینگ را شرح می‌دهم تا خواننده بتواند میان مدل‌های مختلف، انتخابی آگاهانه انجام دهد.

لیزینگ عملیاتی

در لیزینگ عملیاتی، آنچه در کانون رابطه قرار می‌گیرد انتفاع است نه تملک. شرکت واسپاری مالکیت عین را نزد خود نگه می‌دارد و مشتری صرفا برای مدت معین و در برابر اقساط مبتنی بر کاربری واقعی، از منافع مال استفاده می‌کند. این مدل در تجهیزاتی که عمر اقتصادی کوتاه یا تکنولوژی سریعی دارند مانند تجهیزات فناوری اطلاعات یا ماشین‌آلاتی که نیاز کسب‌وکار فصلی دارند کاربردی‌تر است.

از حیث تحلیل حقوقی در ایران، لیزینگ عملیاتی به قواعد باب اجاره نزدیک‌تر است و من به استناد ماده ۴۶۴ قانون مدنی، آن را چنین تحلیل می‌کنم که مشتری مالک منافع می‌شود و با پایان مدت، عین به مالک بازمی‌گردد مگر آنکه شرط تمدید یا جایگزینی عین درج شده باشد.

در این ساختار، ریسک استهلاک عادی و ریسک قیمت بازار بیشتر با مالک می‌ماند؛ لذا اقساط معمولا کمتر از لیزینگ مالی و انعطاف‌پذیری فسخ یا تعویض مال بیشتر است.

در مقابل، قیود کنترلی شرکت برای حفظ ارزش باقیمانده عین، پررنگ‌تر می‌شود؛ مانند محدودیت کاربری، سقف کیلومتر یا ساعات کارکرد، الزام به سرویس دوره‌ای در نمایندگی مجاز، و حق بازرسی.

هر جا اختلافی درباره کیفیت انتفاع پیش آید، بازگشت به متن قرارداد و استانداردهای نگهداری مورد توافق، راهگشا خواهد بود و اگر تعهد شرکت به تسلیم عین قابل انتفاع محل مناقشه شود، من به مواد ۲۱۹ و ۲۲۱ قانون مدنی استناد می‌کنم تا لزوم وفای به عهد و مسئولیت در صورت تخلف، روشن بماند.

لیزینگ مالی یا اعتباری

لیزینگ مالی یا اعتباری در عمل برای تامین مالی خرید دارایی‌های سرمایه‌ای به‌کار می‌رود و اقساط به‌گونه‌ای تعیین می‌شود که بخش اعظم بهای تمام‌شده و هزینه سرمایه در طول دوره بازگردد. از نظر ساختار، مالکیت عین غالبا تا پایان دوره نزد شرکت می‌ماند اما قرارداد یک مسیر تملیک روشن دارد؛ یا با شرط انتقال قهری پس از ایفای کامل تعهدات، یا با اختیار خرید به مبلغی که معمولا نمادین یا کمتر از ارزش بازار است.

در دادرسی‌ها، من به عنوان مشاوره حقوقی بارها دیده‌ام که نزاع اصلی، اشتباه در تشخیص این قالب با بیع اقساطی است؛ اگر مالکیت در ابتدا منتقل شده باشد، دیگر سخن از لیزینگ مالی به معنای حقوقی آن در میان نیست.

در این نوع، ریسک هلاک و عیب حادث در دوره استفاده، حسب قرارداد و بیمه‌نامه، معمولا بر عهده استفاده‌کننده قرار می‌گیرد و شرکت برای صیانت از مالکیت، شروطی مانند منع انتقال به غیر، حق فسخ و استرداد عین در نکول، و تسریع دیون درج می‌کند.

دادگاه‌ها در مواجهه با شرط تسریع، به شفافیت و انصاف آن می‌نگرند؛ اگر شرط مبهم یا ناعادلانه باشد، امکان تحدید آثار آن وجود دارد.

درج وجه‌التزام تاخیر و هزینه‌های پیگیری نیز مرسوم است و با اتکا به مواد ۲۲۰ و ۲۲۱ قانون مدنی قابل پیگیری خواهد بود.

مشتری نیز در برابر، حق انتفاع بی‌مزاحمت، حق مطالبه کیفیت مطابق قرارداد، و در نهایت حق تملک پس از وفای کامل به تعهدات را دارد؛ هر شرطی که این حق را بدون سبب موجه و قانونی ساقط کند، در معرض کنترل قضایی قرار می‌گیرد.

اجاره به شرط تملیک و تفاوت با بیع اقساطی

اجاره به شرط تملیک، شالوده رایج اجرای لیزینگ در ایران است: ابتدای رابطه، انتقال منافع است و پایان رابطه، با تحقق شرط، انتقال عین.

بدین ترتیب، تا زمانی که شرط تملیک محقق نشده، مشتری مالک منافع است نه مالک عین، و حقوق وی در برابر ثالث نیز در همین چارچوب تحلیل می‌شود.

در مقابل، بیع اقساطی اگر به معنای دقیق انتقال مالکیت در زمان انعقاد و تقسیط ثمن به کار رود رابطه‌ای کاملا متفاوت پدید می‌آورد: خریدار از همان ابتدا مالک عین است و فروشنده صرفا دینی بر ذمه خریدار دارد.

این تمایز آثار مهمی دارد. در اجاره به شرط تملیک، شرکت می‌تواند در فرض نکول اقساط، با اتکا به مالکیت خود، استرداد عین را از مسیر قراردادی و سپس قضایی پیگیری کند و هم‌زمان مطالبات معوق و وجه‌التزام را بخواهد، اما در بیع اقساطی، استرداد عین جز از مسیر فسخ یا اعمال شروط خاص ممکن نمی‌شود و فروشنده باید به سراغ مطالبه ثمن و خسارات برود.

در فرض تلف عین، مرجع حل‌وفصل اختلاف معمولا بیمه و شروط جبران است؛ حال آنکه در بیع اقساطی، چون مالکیت از ابتدا منتقل شده، آثار تلف بر عهده خریدار خواهد بود مگر خلاف آن شرط شده باشد.

به همین دلیل، من همیشه در جلسات مشاوره حقوقی قرارداد توصیه می‌کنم متن شرط تملیک، زمان و کیفیت انتقال نهایی، و آثار نکول بر انتقال یا عدم انتقال، با صراحت و بدون ابهام تنظیم شود تا اختلاف به تشخیص قالب و آثار ناخواسته نینجامد.

فروش و اجاره مجدد

فروش و اجاره مجدد زمانی رخ می‌دهد که مالک یک دارایی، آن را به شرکت واسپاری می‌فروشد و بلافاصله همان دارایی را در قالب لیزینگ (عمدتا مالی) از همان شرکت اجاره می‌کند. کارکرد این سازوکار، آزادسازی نقدینگی نهفته در دارایی‌های ثابت و تبدیل آن به نقد قابل استفاده در کسب‌ و کار است، بی‌آنکه استفاده عملی از دارایی متوقف شود.

از منظر حقوقی، با دو عقد مستقل روبه‌روییم: عقد بیع نخست که مالکیت را به شرکت منتقل می‌کند و عقد اجاره (با یا بی‌شرط تملیک) که منافع را دوباره به متعامل سابق بازمی‌گرداند.

برای جلوگیری از اتهام فرار از دین یا معاملات صوری، باید ارکان بیع نخست کامل و واقعی باشد؛ ثمن باید پرداخته شود، تسلیم و قبض حقوقی محقق گردد و بیمه و ریسک‌ها مطابق نقش‌های جدید بازتنظیم شود.

در اجاره بعدی، قیود کنترلی شرکت، همانند سایر لیزینگ‌ها، اعمال می‌شود. اگر در دادرسی‌ها ادعای صوری بودن مطرح شود، من با اتکا به شواهد پرداخت واقعی، جریان وجوه، تنظیم بیمه به نام مالک جدید و آثار مالیاتی معاملات، اصالت عقدین را اثبات می‌کنم. ابزارهای قراردادی مانند حق خرید مجدد در پایان دوره نیز اگر دقیق تنظیم شوند، می‌توانند تعادل منافع را حفظ کنند.

لیزینگ مستقیم یا غیرمستقیم

در لیزینگ مستقیم، شرکت واسپاری دارایی را از فروشنده خریداری می‌کند و در قالب لیزینگ به مشتری واگذار می‌کند؛ توافق‌ها دو جانبه‌اند، اما در عمل پیوست فروشنده و ضمانت‌های سازنده در متن لیزینگ درج می‌شود تا در صورت عیب یا تاخیر تسلیم، مسئولیت‌ها روشن باشد.

در لیزینگ غیرمستقیم یا سه‌جانبه، فروشنده از ابتدا در ساختار قرارداد حضور حقوقی دارد؛ مثلا قرارداد سه‌جانبه‌ای که در آن فروشنده تعهد می‌کند در صورت نکول مشتری، به درخواست شرکت، خدمات پس‌گارانتی، بازخرید یا تعویض را انجام دهد. این ساختار، تخصیص ریسک را دقیق‌تر می‌کند ولی نگارش آن حساس‌تر است، زیرا تعهدات فروشنده باید به‌گونه‌ای تنظیم شود که با قواعد آمره و حقوق ثالث تعارض نیابد.

در تجربه من، کلید موفقیت در قراردادهای سه‌جانبه، تعیین دقیق نقاط تحویل (تحویل حقوقی به شرکت و تحویل عملی به مشتری)، انتقال ریسک در هر نقطه، و پیوند خوردن ضمانت‌های کیفی با مسئولیت فروشنده است.

هرگاه دعوا بر سر عیب یا تاخیر شکل بگیرد، پیوست‌های فنی و گواهی‌های تحویل، دلیل اصلی تصمیم قاضی خواهد بود.

اگر فروشنده ضمانت‌های صریحی داده باشد، بر پایه مواد ۲۲۰ و ۲۲۱ قانون مدنی، اجرای آنها قابل مطالبه است؛ حتی اگر ضمانت‌ها در قرارداد اصلی لیزینگ درج شده و فروشنده آن را امضا کرده باشد.

لیزینگ صوری ممنوع و مرزهای صحت معامله

گاهی با قراردادهایی روبه‌رو می‌شوم که صورت لیزینگ دارند ولی قصد واقعی طرفین چیز دیگری است؛ مثلا پوشاندن یک بیع نقد همراه با سود اضافی، یا ایجاد ظاهری برای انتقال صوری دارایی به‌ منظور پنهان‌ کردن آن از دسترس طلبکاران.

در این‌گونه موارد، هرچند ماده ۱۰ قانون مدنی اصل حاکمیت اراده را به رسمیت می‌شناسد، اما معامله‌ای که خلاف صریح قانون یا مخالف نظم عمومی باشد، نافذ نیست. اگر دادگاه به صوری‌بودن برسد، آثار عقد بر روابط طرفین بار نمی‌شود و ممکن است از حیث کیفری نیز مباحثی مانند فرار از دین یا کلاهبرداری مطرح شود.

مرزهای صحت در لیزینگ را با چند شاخص عملی تشخیص می‌دهم. نخست، تحقق واقعی ارکان عقد: تسلیم عین، جریان وجوه، تنظیم بیمه به نفع مالک قانونی، و امکان انتفاع واقعی. دوم، شفافیت نرخ‌ها و هزینه‌ها؛ اگر قرارداد به‌گونه‌ای تنظیم شده باشد که نرخ موثر و تعهدات اصلی در ابهام بماند، زمینه ادعای غرر یا تدلیس فراهم می‌شود. سوم، تناسب ضمانت‌اجراها با هدف مشروع قرارداد؛ شروطی که به‌ طور ناموجه حق اساسی یکی از طرفین را منتفی سازند، در معرض کنترل قضایی قرار دارند.

در استدلال‌های دادگاهی، من به مواد ۱۹۰، ۲۱۹ و ۲۲۱ قانون مدنی رجوع می‌کنم تا نشان دهم قصد و رضا، موضوع معین و مشروعیت جهت، واقعا محقق بوده یا نه؛ و هرجا صوری‌بودن یا جهت نامشروع احراز شود، قرارداد از حمایت حقوقی محروم خواهد بود.

ارکان و طرفین در قرارداد لیزینگ

در این بخش چارچوب بازیگران یک قرارداد لیزینگ را ترسیم می‌کنم و نقش، تعهد، منافع و مخاطرات هر کدام را از منظر عمل و حقوق توضیح می‌دهم.

ارکان و طرفین در قرارداد لیزینگ

لیزر (شرکت لیزینگ)، لیزینگ‌گیرنده (مشتری)، تامین‌کننده یا سازنده

من در متن قرارداد، لیزر را صاحب منافع و تا تحقق شرط تملیک مالک عین می‌نشانم؛ متعهد به تامین مال، تسلیم به‌ موقع و قابل‌انتفاع، و حفظ امکان انتفاع آرام مشتری در طول دوره.

شرکت در مقام لیزر، باید از ابتدا فرآیند ارزیابی اعتبار و احراز هویت مالی مشتری را اجرا کند، نرخ موثر، اجزای کارمزد، بیمه و مالیات‌ها را شفاف کند و در صورت اتکاء به شرط تملیک، مسیر انتقال نهایی مالکیت را دقیق بنویسد.

از آن سو، لیزینگ‌گیرنده بهره‌بردار قراردادی مال است؛ او اقساط را در مواعد می‌پردازد، نگهداری متعارف را رعایت می‌کند، از تغییر کاربری یا واگذاری منافع بدون اجازه خودداری می‌کند و هر اخلالی در کیفیت را مطابق ضمانت‌های قراردادی به شرکت یا فروشنده اعلام می‌کند. تعارض دائمی این دو نقش مالکیت نزد شرکت و انتفاع نزد مشتری با طراحی دقیق بیمه، شرط تملیک، شرط تسریع و حق استرداد عین در نکول، مدیریت می‌شود.

وقتی تامین‌کننده یا سازنده وارد می‌شود، اختلاف میان تعهدات کیفیتی و زمان تحویل، به نقطه اصطکاک بدل می‌گردد. راه‌حل عملی من این است که ضمانت‌های سازنده و خدمات پس از فروش به سود هر دو طرف، صریحا در قرارداد لیزینگ یا پیوست سه‌جانبه درج شود تا اگر عیبی پیش آمد، مشتری درگیر خلا تعهدی نماند و شرکت نیز به‌ عنوان مالک عین، مسیر رجوع روشن داشته باشد.

نقطه تحویل حقوقی به شرکت و تحویل عملی به مشتری باید تفکیک و هر کدام با گواهی روشن شود؛ انتقال ریسک از این نقاط عبور می‌کند و در دادرسی‌ها، همین برگه‌های تحویل، کلید تصمیم قاضی خواهد بود.

ضامن یا وثیقه‌گذار، بیمه‌گر، کارگزار فروش

در عمل، ضامن یا وثیقه‌گذار همان حلقه‌ای است که ریسک اعتباری مشتری را برای شرکت قابل‌پذیرش می‌کند. اگر ضامن باشد، تعهد او معمولا تضامنی یا دست‌کم به میزان معین در قرارداد تعریف می‌شود و با نکول مشتری، مسیر رجوع شرکت به او باز است.

اگر وثیقه‌گذار باشد، مال معینی را در رهن یا وثیقه می‌گذارد و شرکت می‌تواند در صورت تخلف مشتری، مطابق قرارداد و قانون، به اجرای وثیقه اقدام کند.

من توصیه می‌کنم در متن قرارداد، قلمرو تعهد ضامن، حدود تضمین، ترتیب رجوع، و استقلال تعهد او از دعوای میان شرکت و مشتری روشن شود تا بعدا با ایرادهای عدم اطلاع از تغییرات یا توسعه ناموجه مسئولیت مواجه نشویم. در کنار این، تصریح به امکان تقسیط بدهی پس از نکول و نحوه تاثیر آن بر مسئولیت ضامن، از اختلافات رایج می‌کاهد.

بیمه‌گر رکن دیگر مدیریت ریسک است؛ بیمه تمام‌خطر یا حداقل بیمه بدنه یا مسئولیت بسته به نوع دارایی باید به نفع مالک قانونی برقرار شود و ذی‌نفع خسارت در طول دوره، شرکت لیزینگ باشد. اما در قرارداد تصریح می‌کنم که مشتری متعهد به پرداخت حق بیمه و اجرای تکالیف قراردادی با بیمه‌گر است؛ زیرا او بهره‌بردار واقعی مال است و هر اهمال در اعلام خطر یا نگهداری، نخست به زیان خود او تمام می‌شود.

هرجا بحث تلف یا عیب حادث بالا می‌گیرد، مسیر حقوقی عموما از بیمه آغاز می‌شود و سپس به ضمانت‌اجراهای قراردادی می‌رسد؛ درج دقیق ترتیبات اعلام خسارت، کارشناسی و تعمیر یا جایگزینی، اختلافات را کوتاه می‌کند.

کارگزار فروش یا بازاریاب، گرچه طرف اصلی قرارداد لیزینگ نیست، اما در مسئولیت‌های پیش‌قراردادی نقش مهمی دارد. اگر او اطلاعات نادرست درباره نرخ موثر، شرایط تملیک یا کیفیت مال به مشتری داده باشد و این اطلاعات در متن قرارداد اصلاح نشده باشد، امکان طرح ادعای تدلیس یا مسئولیت مدنی مطرح می‌شود.

روش من این است که در قرارداد تصریح کنم هیچ‌گونه تضمین مازاد بر مندرجات قرارداد از سوی کارگزار نافذ نیست، مگر آنکه به امضای صاحبان امضای مجاز شرکت برسد؛ و در عین حال، دستورالعمل داخلی شرکت را به‌گونه‌ای طراحی کنم که محتوای اطلاع‌رسانی بازاریاب محدود و کنترل‌پذیر باشد.

نمایندگی، اختیارات و حدود مسئولیت هر یک

در لیزینگ‌های سازمان‌یافته، اشخاصی از سوی شرکت یا حتی از سوی مشتری به‌ عنوان نماینده یا وکیل قرارداد در انجام تشریفات معرفی می‌شوند: برای خرید از فروشنده، ترخیص، ثبت بیمه، تحویل، نصب، یا حتی پیگیری‌های اداری.

محور اختلافات معمولا از اینجا آغاز می‌شود که نماینده از حدود اختیارات فراتر رفته یا مشتری ادعا می‌کند نماینده شرکت قولی داده که در متن قرارداد نیامده است.

راه علاج، هم در مرحله نگارش و هم در مرحله دفاع، تحدید روشن نمایندگی است: اختیار نماینده باید موضوع‌محور، زمان‌مند و تشریفات‌دار باشد و هر قولی خارج از متن، غیرنافذ اعلام شود مگر به امضای صاحبان امضا برسد.

در تبیین حقوقی حدود اختیارات و مسئولیت‌ها، باز به قواعد عام می‌ایستم؛ زیرا در نظام ما اصل، رضایی بودن و آزادی در تنظیم وکالت و نمایندگی است، اما اثر نهایی را متن قرارداد و عرف می‌سازد.

هرگاه نماینده شرکت، خارج از اختیار اعلام‌شده تعهدی بیافریند، من نخست به متن قرارداد و سپس به قرائن عرفی مراجعه می‌کنم تا نشان دهم چنین تعهدی داخل در وکالت نبوده است.

در مقابل، اگر شرکت در عمل، قول‌های نماینده را امضا یا اجرا کرده باشد، یا به‌گونه‌ای رفتار کرده که مشتری به‌طور متعارف بر اختیار او تکیه کرده است، امکان استناد مشتری به ظهور اختیار و لزوم وفای شرکت به قول ایجادشده تقویت می‌شود.

فرآیند عملی انعقاد لیزینگ

در این بخش مسیر واقعی یک معامله لیزینگ را از لحظه طرح نیاز توسط مشتری تا تحویل، نصب یا راه‌اندازی و تنظیم صورتجلسه تحویل، گام‌به‌گام روایت می‌کنم.

درخواست مشتری، اعتبارسنجی و ارزیابی توان بازپرداخت

از نظر عملی، نخستین نقطه تماس، درخواست کتبی مشتری است که باید حاوی مشخصات هویتی و مالی، شرح نیاز، نوع دارایی موردنظر و دوره استفاده باشد. من همواره تاکید می‌کنم این درخواست، صرفا پیشنهاد ورود به مذاکره است نه عقد؛ زیرا به‌ موجب قواعد عمومی معاملات، عقد تنها زمانی شکل می‌گیرد که قصد انشاء و قبول مقرون به دلالت بر قصد تحقق یافته باشد.

شرکت لیزینگ در ادامه وارد فرایند اعتبارسنجی می‌شود: بررسی سوابق بانکی، نسبت بدهی به درآمد، سابقه نکول، وضعیت مالیاتی و بیمه‌ای، و در معاملات شرکتی، تحلیل جریان‌های نقدی و صورت‌های مالی. نتیجه این مرحله باید در قالب گزارش ارزیابی اعتبار و تصمیم اصولی ثبت شود تا در آینده، ادعاهای تبعیض یا عدم شفافیت، با سند پاسخ داده شود.

اعتبارسنجی صرفا احتیاط اقتصادی نیست؛ پیامد حقوقی دارد. اگر شرکت بدون بررسی متعارف، قراردادی با مشتری فاقد توانایی منعقد کند و سپس برای اعمال ضمانت‌اجراها به سختی بیفتد، در دعاوی متقابل، دادگاه به رفتار متعارف حرفه‌ای نیز می‌نگرد.

از سوی دیگر، مشتری باید از ابتدا بداند که ارائه اطلاعات خلاف واقع در این مرحله، در کنار آثار قراردادی، می‌تواند مسئولیت مدنی ناشی از تدلیس ایجاد کند.

انتخاب دارایی و مذاکره با فروشنده

پس از تایید اصولی اعتبار، گام دوم انتخاب دقیق دارایی و فروشنده است. در اینجا دو رابطه توامان شکل می‌گیرد: رابطه خرید میان شرکت لیزینگ و فروشنده، و رابطه اجاره با شرط تملیک یا لیزینگ میان شرکت و مشتری.

تلاقی این دو رابطه، محل بروز ابهام‌های حقوقی است؛ لذا من همواره نقطه تحویل حقوقی به شرکت و تحویل عملی به مشتری را تفکیک و در اسناد تصریح می‌کنم.

در مذاکره با فروشنده، باید کیفیت، مدل، شماره سریال، استانداردها، زمان تحویل، آموزش، نصب و خدمات پس از فروش به‌ طور روشن در پیش‌فاکتور و قرارداد خرید بیاید و ضمانت‌های کیفی سازنده به نفع شرکت و مشتری عینا قابل استناد باشد. هرگاه عیب یا تاخیر رخ دهد، رجوع موثر به فروشنده تنها با همین پیش‌بینی‌ها ممکن است.

انعقاد پیش‌ قرارداد

میان تایید اعتبار و عقد نهایی، معمولا پیش‌قرارداد یا تفاهم‌نامه تنظیم می‌شود. این سند در نگاه من باید کارکرد روشنی داشته باشد: تعیین شروط تعلیقی (مانند اخذ بیمه‌نامه، ارائه تضمین یا وثیقه، واریز پیش‌پرداخت)، حفظ نرخ‌ها برای مدت معین، و تعیین تکلیف هزینه‌های لغو در صورت انصراف هر یک از طرفین.

اگر می‌خواهیم این سند تعهدآور باشد، باید قصد انشاء و قبولی صریح در آن نمایان باشد؛ در غیر این‌صورت، صرفا چارچوب مذاکره است. پیش‌فاکتور فروشنده نیز باید به سند مذاکره پیوست شود تا بعدا در عقد اصلی و اسناد تحویل، مسیر رجوع به فروشنده باز بماند.

در عقد اصلی، ستون فقرات رابطه نوشته می‌شود: توصیف دقیق مال، دوره لیزینگ، اقساط و سررسیدها، نرخ موثر و اجزای هزینه، شرط تملیک و زمان انتقال عین، قیود کاربری، بیمه به نفع مالک، شرط تسریع در نکول، حق استرداد عین، وجه‌التزام تاخیر، و سازوکار حل اختلاف.

تحویل، نصب یا راه‌اندازی و صورتجلسه تحویل

نقطه‌ای که بیشترین اختلاف‌ها از آن می‌جوشد، تحویل است؛ زیرا از این لحظه، معمولا ریسک انتفاع، آغاز محاسبه اقساط و تعهدات نگهداری بر ذمّه مشتری می‌نشیند و در عین حال، راه رجوع به ضمانت‌های فروشنده نیز فعال می‌شود.

برای پرهیز از هر ابهام، من دو سند کلیدی را الزام می‌کنم: گواهی تحویل حقوقی به شرکت و صورتجلسه تحویل عملی/ نصب/ راه‌اندازی به مشتری.

در اولی، فروشنده اقرار می‌کند عین مطابق مشخصات، به مالکیت شرکت درآمده است؛ در دومی، مشتری اذعان می‌کند مال نصب و قابل انتفاع است یا عیوب و نواقص در قالب فهرست کسری‌ها و معایب صورت‌برداری شده و مهلت رفع آن تعیین گردیده است. اگر نیاز به آموزش بهره‌برداری وجود دارد، زمان و کیفیت آن باید در همین سند قید شود.

موضوع قرارداد و دارایی‌های قابل لیز

در این بخش محدوده موضوع معامله را روشن می‌کنم؛ اینکه چه اموالی در عمل قابل لیزینگ هستند، برای هر دسته چه ظرایف فنی و حقوقی باید در قرارداد بیاید، و کجاها به‌ ویژه در اموال غیرمنقول با ملاحظات ویژه مواجه می‌شویم.

موضوع قرارداد و دارایی‌های قابل لیز

خودرو سبک یا سنگین، ماشین‌آلات و تجهیزات صنعتی

در بازار ایران، لیزینگ خودرو و ماشین‌آلات صنعتی معمول‌ترین مصداق‌هاست. وقتی دارایی یک خودروی سواری، کامیون، یا تجهیزات خط تولید است، متن قرارداد باید مشخصات فنی را به‌ دقت در خود جای دهد؛ مدل، سال ساخت، شماره شاسی و موتور، کد رهگیری فروشنده، وضعیت کارکرد، استانداردهای محیط‌زیستی یا ایمنی، گارانتی سازنده و برنامه سرویس دوره‌ای باید در سند اصلی یا پیوست فنی بنشیند.

من همواره نقطه تحویل حقوقی به شرکت لیزینگ را از تحویل عملی به مشتری تفکیک می‌کنم: فروشنده ابتدا عین را به مالکیت شرکت منتقل می‌کند و سپس، شرکت منافع را به‌صورت لیزینگ در اختیار مشتری می‌گذارد. این تفکیک، در صورت بروز عیب یا حادثه بین این دو نقطه، مسیر رجوع قراردادی و بیمه‌ای را روشن می‌کند.

در خودروهای سنگین و ماشین‌آلاتی که نصب و راه‌اندازی دارند، صورتجلسه نصب، آموزش بهره‌برداری و تایید عملکرد اولیه ضروری است. اگر استفاده فصلی یا پرفشار پیش‌بینی شده، شرط حداکثر کارکرد و الزام سرویس در نمایندگی مجاز به سود هر دو طرف است؛ شرکت ارزش باقیمانده دارایی را حفظ می‌کند و مشتری از تعهدات مبهم در نگهداری رها می‌شود.

تجهیزات پزشکی، IT و زیرساخت – اموال غیرمنقول و ملاحظات خاص آن

در تجهیزات پزشکی و فناوری اطلاعات، حساسیت اصلی روی استانداردها و تطابق با مقررات تخصصی است.

دستگاه‌های پزشکی باید دارای مجوزهای لازم، شماره سریال، تاریخ کالیبراسیون، و شبکه خدمات پس از فروش باشند؛ در غیر این صورت، مشتری با خطر توقف بهره‌برداری و شرکت با ریسک استنکاف از پرداخت اقساط مواجه می‌شود. در حوزه IT و زیرساخت‌های نرم‌افزاری یا سخت‌افزاری، جداسازی لایسنس نرم‌افزار از عین تجهیزات مهم است.

اگر لایسنس غیرقابل انتقال است، باید پیشاپیش تکلیف استفاده مشتری مشخص شود و از درج تعهداتی که عملا غیرقابل اجراست پرهیز گردد. در این گروه، بند پشتیبانی و به‌روزرسانی و سطح خدمات را در پیوست فنی می‌گنجانم تا هر ادعای کاهش کارایی، مسیر رسیدگی روشن داشته باشد.

در مورد اموال غیرمنقول، اصل امکان‌پذیری لیزینگ از حیث حقوقی در قالب انتفاع و سپس انتقال عین به شرط تحقق تعهدات وجود دارد، اما تشریفات ثبتی و مالیاتی آن به‌ خاطر ویژگی‌های ملک، پیچیده‌تر است.

انتقال نهایی مالکیت در پایان دوره، نیازمند تنظیم سند رسمی و رعایت مقررات ثبتی و مالیاتی است و نمی‌توان به صرف قرارداد عادی اکتفا کرد. بنابراین اگر موضوع لیزینگ ملک باشد، مسیر قرارداد را دوسویه می‌نویسم: مرحله انتفاع در قالب قرارداد اجاره با شروط کنترلی روشن، و مرحله انتقال عین با پیش‌نویس سند رسمی که شروط تحقق آن دقیقا ذکر شده است.

تعیین وضعیت حقوقی ملک از قبیل بازداشت نبودن، نبود حقوق ارتفاقی موثر یا طرح‌های شهری خاص باید با استعلام‌های پیشینی و درج تضمین‌های فروشنده یا مالک پیشین در متن پوشش داده شود. در غیر این‌صورت، هر مانع ثبتی، انتقال نهایی را متوقف می‌کند و رابطه طرفین را فرساینده می‌سازد.

شرایط فنی، استانداردها و اصالت یا مالکیت پیشین

هر دارایی که برای لیزینگ انتخاب می‌شود، باید قابل تعیین و دارای مشخصات یکتا باشد؛ زیرا در دادرسی، این مشخصات است که مالکیت شرکت و مسیر تملک نهایی مشتری را اثبات می‌کند.

من مشخصات فنی، شماره سریال، گواهی مبدا، کارت گارانتی و برگه‌های تست را پیوست می‌کنم و فروشنده را ملتزم می‌سازم که اصالت کالا و نبود تعهد یا رهن قبلی را تضمین کند. اگر دارایی دست‌دوم یا بازسازی‌شده است، سطح کیفیت و تعهدات تعمیر یا تعویض باید روشن باشد؛ در غیر این صورت، ادعای غرر یا تدلیس قابل طرح می‌شود و می‌تواند لایه‌ای از بی‌اعتمادی را به معامله تحمیل کند.

از منظر حقوقی، موضوع معین و قابلیت انتفاع متعارف دو ستون این بخش‌اند. به استناد ماده ۱۹۰ قانون مدنی، موضوع معامله باید معین باشد؛ و به استناد ماده ۴۶۴، منفعت باید قابل تسلیم به مشتری باشد.

اگر دارایی در زمان تحویل با مشخصات مندرج منطبق نباشد یا عیب مانع انتفاع داشته باشد، مشتری حق دارد به ضمانت‌های قراردادی و قاعده مسئولیت ناشی از تخلف از تعهد (ماده ۲۲۱) استناد کند و تا رفع عیب یا اعمال حقوق جایگزین، الزامات متن را فعال کند. من برای بستن راه اختلاف، صورتجلسه تحویل یا نصب را با فهرست کسری‌ها و مهلت رفع، لازمه آغاز اقساط قرار می‌دهم تا هم حقوق مشتری محفوظ بماند و هم شرکت با ادعای کلی، غافلگیر نشود.

تضمینات و وثایق در قراردادهای لیزینگ

در عمل، نخستین لایه تضمین همان مالکیت شرکت بر عین موضوع لیزینگ تا زمان تحقق شرط تملیک است. این مالکیت به شرکت حق می‌دهد در صورت نکول جدی مشتری، استرداد عین را طبق قرارداد و از مسیر قضایی تعقیب کند و هم‌زمان مطالبات معوق را نیز بخواهد. اما چون ارزش باقیمانده دارایی ممکن است کل مطالبات را پوشش ندهد، لایه‌های مکمل ضروری است.

متعارف‌ترین آنها ضمانت شخص ثالث و وثیقه‌گذاری اموال است. ضمانت را به‌گونه‌ای می‌نویسم که قلمرو آن روشن باشد؛ تضامنی یا محدود، مدت‌دار یا تا تسویه کامل، قابل افزایش با تغییرات قرارداد یا نیازمند رضایت مجدد.

مبهم‌ گذاشتن این حدود، منشا ایرادهای اساسی در دادرسی خواهد شد و ممکن است مسئولیت ضامن را به‌نحو غیرمترقبه کاهش دهد.

وثیقه‌گذاری بسته به نوع مال می‌تواند نسبت به اموال منقول یا غیرمنقول انجام شود. در دارایی‌های منقول مانند خودرو یا ماشین‌آلات، باید تکلیف قبض حقوقی یا کنترلی و منع انتقال بدون اذن روشن باشد و اگر ثبت در سامانه‌های موضوعی یا اسناد خاص لازم است، همان ابتدا انجام گیرد تا حق تقدم شرکت محفوظ بماند.

در اموال غیرمنقول، تشریفات رسمی‌بودن سند و ثبت آن شرط کارایی تضمین است؛ وثیقه غیررسمی در مواجهه با اشخاص ثالث تاب نمی‌آورد و شرکت را در معرض خطر ازدست‌رفتن حق تقدم می‌گذارد.

تجربه عملی به من آموخته است که حتی برای سپرده‌های بانکی یا اوراق بهادار نیز باید قاعده قابلیت نقدشوندگی سریع و بدون نزاع را رعایت کنیم؛ یعنی وثیقه‌ای انتخاب شود که در فرض نکول، نیازمند تشریفات زمان‌بر یا تفسیرپذیر نباشد.

در کنار وثیقه و ضمان، بیمه به نفع مالک رکن حیاتی است. بیمه تمام‌خطر یا متناسب با ماهیت دارایی باید به‌گونه‌ای برقرار شود که ذی‌نفع پرداخت خسارت در طول دوره، شرکت لیزینگ باشد و پرداخت‌ها مستقیما به ترمیم دارایی یا تسویه مطالبات اختصاص یابد.

اگر بیمه به نام مشتری ولی به نفع شرکت تنظیم شود، در پرونده‌های خسارت، از تعارض منافع جلوگیری می‌شود و مسیر جبران روشن خواهد بود. هر ادعای تلف یا عیب حادث، نخست باید از مسیر بیمه پیگیری شود و قرارداد نیز باید مراحل اعلام، ارزیابی، تعمیر یا جایگزینی را دقیق تعیین کند.

شرط تسریع و وجه‌التزام از دیگر ابزارهای قراردادی‌اند. شرط تسریع به شرکت اجازه می‌دهد در صورت تحقق مصادیق تعریف‌شده نکول مثلا عدم پرداخت متوالی چند قسط یا نقض تعهدات اساسی نگهداری اقساط باقیمانده را حالّ کند. کارایی این شرط وابسته به صراحت و انصاف آن است؛ شرط مبهم یا نامتعارف، در دادرسی ممکن است محدود یا بی‌اثر شود.

وجه‌التزام تاخیر یا تخلف نیز باید با توجه به اوضاع و احوال و نه به‌ صورت گزاف تعیین شود؛ عددی که آشکارا نامعقول است، زمینه مداخله قضایی برای تعدیل را فراهم می‌کند.

بیمه در قراردادهای لیزینگ

در لیزینگ چه عملیاتی و چه مالی اصل بر این است که بیمه متناسب با ماهیت مال برقرار شود و زمان آغاز و پایان پوشش دقیقا با نقاط تحویل حقوقی به شرکت و تحویل عملی به مشتری هماهنگ گردد.

برای خودرو و ماشین‌آلات متحرک، بیمه بدنه و شخص‌ثالث یا مسئولیت مدنی کف لازم است؛ در پروژه‌های صنعتی و تجهیزات حساس، بیمه تمام‌خطر یا حداقل پوشش شکست ماشین‌آلات، آتش‌سوزی و حوادث فنی ضرورت دارد.

در تجهیزات پزشکی و IT، علاوه بر خطرات فیزیکی، باید به پوشش وقفه در کسب‌وکار و مسئولیت ناشی از کارکرد معیوب نیز توجه کرد، تا تاخیر در تعمیر یا جایگزینی هزینه‌های آتی را پوشش دهد.

در لیزینگ مالی، تا زمان تحقق شرط تملیک، مالک عین شرکت لیزینگ است؛ بنابراین ذی‌نفع بیمه باید شرکت باشد و در بیمه‌نامه ولو بیمه‌گذار مشتری باشد ذی‌نفع به‌طور صریح شرکت تعیین شود.

این چینش دو نتیجه عملی مهم دارد: نخست آن‌که خسارت پرداختی مستقیما صرف ترمیم عین یا تسویه مطالبات شرکت می‌شود؛ دوم آن‌که در صورت نکول مشتری، بیمه‌گر حق ندارد به استناد روابط داخلی شرکت و مشتری از پرداخت به ذی‌نفع مصرح خودداری کند.

برای جلوگیری از تعارض منافع، من ساز و کاری دو مسیره می‌گذارم: اگر خسارت قابل تعمیر است، وجه خسارت به تعمیرگاه طرف قرارداد بیمه‌گر پرداخت و گواهی بازگشت به سرویس اخذ شود؛ اگر تلف کلی رخ دهد، وجه خسارت ابتدا به تسویه مطالبات شرکت اختصاص یابد و مازاد احتمالی برابر صورت‌جلسه تسویه به مشتری پرداخت شود.

در لیزینگ عملیاتی، چون فلسفه قرارداد انتفاع است و مالکیت نزد شرکت می‌ماند، ریسک‌های اساسی ناشی از استهلاک معمول یا نوسان ارزش متعارفا با شرکت است؛ در مقابل، ریسک استفاده نامتعارف یا تقصیر در نگهداری با مشتری.

در لیزینگ مالی، عرف و قراردادها غالبا ریسک تلف و عیب حادث در دوره استفاده را به مشتری منتقل می‌کنند، اما این انتقال بدون بیمه کارآمد، تعادل را بر هم می‌زند. به همین دلیل، من در متن قرارداد نقطه انتقال ریسک را به‌ صراحت تعیین و آن را با زمان آغاز پوشش بیمه هماهنگ می‌کنم.

شروط مهم قراردادی در لیزینگ

در این بخش، مهم‌ترین شروطی را که در عمل سرنوشت قرارداد لیزینگ را رقم می‌زنند توضیح می‌دهم: شرط تملیک نهایی یا اختیار خرید و شیوه قیمت‌گذاری انتقال، شروط فسخ و تعلیق و تسریع و وجه‌التزام، ممنوعیت انتقال منفعت یا عین بدون اذن، و نهایتا ساز و کار فورس‌ماژور، تغییر قانون و تعدیل.

شروط مهم قراردادی در لیزینگ

  • شرط تملیک نهایی یا خرید اختیاری، قیمت‌گذاری انتقال: قلب تپنده لیزینگ مالی شرط تملیک است. من این شرط را به‌ گونه‌ای می‌نویسم که زمان تحقق، تشریفات انتقال و آثار نکول را بی‌ابهام روشن کند: اگر شرط، انتقال قهری مالکیت پس از ایفای کامل تعهدات است، باید زمان دقیق انتقال و سند لازم ذکر شود؛ اگر اختیار خرید در پایان دوره پیش‌بینی شده، قیمت اعمال اختیار و ملاک محاسبه آن ثابت، فرمول‌محور یا وابسته به کارکرد باید صریح باشد. هرگونه ابهام در این‌جا، مناقشات سنگینی بر سر مالکیت و ارزش باقیمانده می‌آفریند.
  • شرط فسخ، تعلیق، تسریع در سررسید و وجه‌التزام: برای مدیریت نقض‌ها، سه ابزار قراردادی همواره کنار هم می‌نشیند: حق فسخ در نقض‌های اساسی، تعلیق در اوضاع موقت، و شرط تسریع برای حالّ کردن اقساط در نکول‌های معین. کارآمدی این شروط به صراحت مصادیق، اخطارها، مهلت‌های رفع نقض و آثار اعمال شرط وابسته است. من در متن، نقض اساسی را برای نمونه عدم پرداخت متوالی چند قسط یا منع دسترسی شرکت به دارایی تعریف می‌کنم، برای تسریع، شرایط و پیامدها را دقیق می‌نویسم، و برای تعلیق، محدوده زمانی و اثر بر جدول اقساط را تعیین می‌کنم.
  • ممنوعیت انتقال منفعت یا مال بدون اذن لیزر: از آن‌جا که در اکثر ساختارها، شرکت تا پایان دوره مالک عین است، ممنوعیت انتقال منافع یا ایجاد هرگونه حق نسبت به مال از اجاره‌به‌غیر تا رهن و صلح منافع بدون اذن قبلی شرکت باید صریحا درج شود. این ممنوعیت، از جنس شرط ضمن عقد معتبر ذیل ماده ۱۰ است و در صورت نقض، علاوه بر امکان فسخ یا تسریع، ضمانت‌اجراهای خاصی مانند حق استرداد فوری مال و مطالبه خسارت قابل پیش‌بینی است. درج تکلیف اعلام هر تعرض ثالث و عدم تغییر مکان نصب یا بهره‌برداری بدون اجازه نیز از اختلافات رایج می‌کاهد و مسیر دفاع از مالکیت شرکت را در برابر طلبکاران مشتری هموار می‌کند.
  • فورس‌ماژور، تغییر قانون و ساز و کار تعدیل: هیچ قراردادی از حوادث قهری و دگرگونی‌های مقرراتی مصون نیست. من بند فورس‌ماژور را با سه عنصر می‌نویسم: تعریف محدود و دقیق از مصادیق غیرقابل‌دفع، تشریفات اعلام و اثبات، و آثار قراردادی مانند تعلیق تعهد، تمدید مدت یا حق فسخ در صورت طولانی‌شدن.

در کنار فورس‌ماژور، تغییر قانون و مقررات الزامی مانند وضع مالیات‌های نو یا محدودیت‌های ارزی می‌تواند هزینه‌های قرارداد را جابه‌جا کند. راه‌حل حرفه‌ای، درج بند تعدیل است: هر تغییری که مستقیم و غیرقابل‌اجتناب بر هزینه‌های اجرای قرارداد اثر بگذارد، پس از ارائه مستندات، موضوع مذاکره برای تعدیل اقساط یا تمدید مدت قرار گیرد و اگر توافق حاصل نشد، ارجاع به کارشناس مرضی‌الطرفین یا داور برای تعیین اثر عادلانه تغییر پیش‌بینی شود.

چون چنین بندهایی مبتنی بر حاکمیت اراده‌اند، نقل ماده ۱۰ و ماده ۲۲۰ قانون مدنی در کنار آنها، پشتوانه حقوقی لازم را فراهم می‌کند.

با چنین چینشی، قرارداد لیزینگ نه‌فقط در روز آرامش، بلکه در روز حادثه نیز نقشه راه دارد: می‌دانیم چه کسی ذی‌نفع بیمه است، خسارت از کجا جبران می‌شود، در نکول چه می‌کنیم، در تغییر قانون چگونه تعدیل می‌کنیم و در فورس‌ماژور کدام تعهد معلق و کدام حق محفوظ می‌ماند.

منطق حقوقی شفاف، زبان صریح قرارداد و ذکر کامل مواد قانونی همان‌گونه که در این بخش نقل شد به شما کمک می‌کند از تله‌های رایج بگریزید و اگر هم پای دادرسی به میان آمد، با دست پُر دفاع کنید.

نقض تعهد و راهکارهای آن در قراردادهای لیزینگ

تاخیر، همیشه اتفاق می‌افتد؛ هنر قرارداد این است که آن را مدیریت کند. من درجه‌بندی تاخیر می‌گذارم: تاخیر عادی که با جریمه متعارف و اخطار رفع می‌شود، و تاخیر موثر (مثلا عدم پرداخت متوالی چند قسط) که مصداق نکول و فعال‌کننده شرط تسریع است.

برای ترمیم رابطه، پروتکل بازپرداخت می‌نویسم: تبدیل معوقات به قسط‌بندی جدید، بخشودگی وجه‌التزام در صورت پایبندی به برنامه اصلاحی، و ثبت توافق تکمیلی با حفظ تضمینات. مبنای اجرای این ترتیبات، همان اصل لزوم و مسئولیت قراردادی است که پیش‌تر نقل شد (مواد ۲۱۹ و ۲۲۱).

چون در لیزینگ مالی مالکیت عین تا پایان دوره نزد شرکت است، در نکول آشکار، استرداد عین مسیر طبیعی است. من سه نکته را در قرارداد برجسته می‌کنم: تعریف روشن موارد استرداد، تشریفات ملازم (اخطار، مهلت رفع، تنظیم صورتجلسه برداشت/تحویل)، و نسبت استرداد با مطالبات معوق (حسابداری وصول از محل ارزش روز دارایی و مانده قابل مطالبه).

در برابر، مشتری باید بداند تسویه زودهنگام حق اوست اما قواعد دارد: محاسبه ارزش فعلی اقساط باقیمانده، کسر هزینه‌های ثابت واقعا تحقق‌یافته، و تعیین جریمه خروج فقط در حد پوشش هزینه‌های واقعی قرارداد. هر عددی که ظاهر تنبیهی پیدا کند، در معرض تحدید قضایی است.

استفاده نامتعارف، نگهداری ناقص یا تغییر کاربری می‌تواند ارزش باقیمانده دارایی را پایین بیاورد. من در قرارداد، معیارهای عینی می‌گذارم: کارکرد مجاز، استانداردهای سرویس، محدودیت‌های محیطی، و الزام به استفاده از قطعات اصلی.

اگر در پایان دوره یا پس از استرداد، کاهش ارزش فراتر از استهلاک متعارف رخ داده باشد، خسارت آن باید بر پایه گزارش کارشناسی رسمی و جداول مرجع صنعت محاسبه شود.

ضامن و وثیقه برای همین روزهاست. من ترتیب اعمال تضمین را مرحله‌به‌مرحله می‌نویسم: اعلام نکول، اعلام آماده‌به‌اجرا بودن تضامین، مهلت کوتاه برای ایفاء، و سپس اجرای وثیقه یا رجوع به ضامن. در مورد ضامن، قلمرو تعهد باید روشن باشد تضامنی یا محدود، مدت‌دار یا تا تسویه کامل، شامل تغییرات قرارداد یا نیازمند رضایت مجدد تا در دادگاه با ایراد توسعه ناموجه تعهد روبه‌رو نشویم. باز هم ستون حقوقی، همان قواعد عام است که پیش‌تر آوردیم (مواد ۲۱۹، ۲۲۰ و ۲۲۱) و بر مبنای آنها، ضامن متعهد، در صورت نکول مضمون‌عنه، پاسخ‌گوی خسارت‌های مورد توافق خواهد بود.

اختلاف اگر رخ داد، مسیر باید روشن باشد: مذاکره مدیریت‌شده در سطح کارشناسی و مدیران ارشد، ارجاع اختلافات فنی به کارشناس مرضی‌الطرفین، و در نهایت داوری یا دادگاه. من در قراردادهای لیزینگ، شرط داوری را جدی توصیه می‌کنم؛ داوری تخصصی با قواعد زمان‌بندی کوتاه و امکان دستور موقت برای حفظ مال، هزینه و زمان را به‌ طور معناداری کاهش می‌دهد.

در کنار داوری، به‌ویژه در اختلافات مربوط به استرداد عین یا منع نقل‌وانتقال، پیش‌بینی امکان درخواست دستور موقت و تامین خواسته در متن قرارداد، ابزارهای موثری برای حفظ وضعیت موجود است تا رای نهایی بی‌اثر نشود. و البته هرجا حق با شماست، مواد ۲۱۹، ۲۲۰ و ۲۲۱ که متن کاملشان در این نوشتار آمد به‌مثابه ستون‌های استدلال قراردادی، شما را تا مرحله اجرا همراهی می‌کند.

من از تجربه دادگاه می‌دانم که قرارداد منظم و هم‌سو با الزامات مقرراتی، غالبا اختلاف را پیش از رسیدن به محکمه حل می‌کند؛ و اگر هم به محکمه برسد، همان نظم، مسیر رسیدگی را کوتاه، قابل پیش‌بینی و کم‌هزینه می‌سازد.

خاتمه، تمدید و انتقال قرارداد لیزینگ

در این بخش مسیر پایان‌دهی یا تداوم رابطه لیزینگی را توضیح می‌دهم: این‌که در انتهای دوره، مشتری دقیقا چه گزینه‌هایی پیش‌رو دارد، تسویه‌حساب نهایی چه اجزایی دارد و چه آثاری بر مالکیت و تضمین‌ها می‌گذارد، و اگر قصد انتقال قرارداد به ثالث باشد، از منظر حقوقی چه شرایطی باید احراز و چه محدودیت‌هایی رعایت شود.

اتمام دوره و گزینه‌های مشتری

در لیزینگ مالی، لحظه پایان دوره، گره‌خورده با شرط تملیک یا اختیار خرید است. اگر شرط تملیک را به‌صورت انتقال قهری پس از ایفای همه تعهدات نوشته باشیم، با پرداخت آخرین قسط و انجام تکالیف تبعی از جمله رفع هر نوع تعهد معوق، تسلیم اسناد بیمه و صورتجلسه وضع دارایی زمان انتقال عین فرامی‌رسد و شرکت مکلف است تشریفات انتقال را آغاز کند.

اگر اختیار خرید پیش‌بینی شده باشد، مشتری باید در مهلت مقرر اعلام اراده کند و قیمت اعمال اختیار مطابق فرمول یا عدد مصرح پرداخت شود. چنانچه مشتری به‌ جای تملیک بخواهد از دارایی همچنان منتفع باشد، تمدید دوره انتفاع با اجرت جدید و تعیین تکلیف ارزش باقیمانده، راه حل متعارف است.

در فرض سوم، مشتری می‌تواند دارایی را مسترد کند؛ در این حالت، وضعیت فنی و ظاهری با معیار استهلاک متعارف سنجیده می‌شود و هر کاهش ارزش فراتر، در چارچوب قرارداد و با گزارش کارشناسی، مبنای مطالبه قرار می‌گیرد.

اساس حقوقی این تصمیم‌ها بر اصل لزوم قرارداد و نتایج عرفی آن استوار است و یادآوری می‌کنم که لیزینگ در قالب اجاره با شرط تملیک، انتقال منافع را در طول دوره تضمین می‌کند و انتقال عین را به تحقق شرط موکول می‌سازد.

تسویه‌حساب نهایی و آثار حقوقی

تسویه‌حساب نهایی بیانیه‌ای مالی–حقوقی است که در آن تمامی اقلام باز، روشن می‌شود: مانده اقساط، وجه‌الالتزام‌های مستند و معقول، هزینه‌های واقعی نصب یا بازبرداشت، بیمه، مالیات‌های مستقیم و غیرمستقیم مرتبط، خسارت‌های احراز‌شده بابت کاهش ارزش فراتر از استهلاک متعارف، و همچنین بستانکاری‌های احتمالی مشتری مانند ودایع، مانده‌های قابل استرداد بیمه یا هزینه‌هایی که به‌موجب قرارداد باید به او عودت شود.

پرداخت یا دریافت این مانده، اثر حقوقی مهمی دارد: با امضای صورت‌جلسه تسویه و اجرای مفاد آن، ذمه طرفین نسبت به تعهدات قراردادی موضوع لیزینگ بری می‌شود، مگر تعهداتی که به‌ صراحت پس از خاتمه باقی می‌ماند؛ مانند تعهد به انتقال رسمی در اموال غیرمنقول یا تعهدات گارانتی سازنده در مهلت مقرر.

برای تثبیت آثار تسویه، من همواره به دو قاعده کلیدی استناد می‌کنم: ظهور در عدم تبرع در پرداخت‌ها و مسئولیت قراردادی در صورت تخلف از اجرای تسویه.

در اموال غیرمنقول، اثر تسویه، مقدمه انتقال رسمی است و باید بلافاصله به تنظیم سند در دفتر اسناد رسمی بینجامد؛ در اموال منقول، قبض و تحویل اسناد مالکیت یا اسناد شناسایی (کارت خودرو، اسناد گمرکی و…) با صورتجلسه تحویل–تملیک تکمیل می‌شود.

آزادسازی وثایق و تضمین‌ها نیز باید به‌صورت روشن در متن تسویه درج شود تا ضامن یا وثیقه‌گذار پس از ایفای کامل، بی‌جهت در معرض مطالبه باقی نماند.

انتقال قرارداد به ثالث

انتقال قرارداد لیزینگ به ثالث، از منظر حقوقی غالبا جانشینی در طرف قرارداد است نه صرف انتقال دین یا طلب؛ لذا اصل بر لزوم موافقت پیشینی و کتبی شرکت لیزینگ است.

من در متن قرارداد، انتقال را مشروط به احراز هویت و اعتبارسنجی انتقال‌گیرنده، تسویه اقلام باز انتقال‌دهنده، اخذ رضایت‌های لازم از ضامن یا جایگزینی تضمین‌ها، و امضای الحاقیه سه‌جانبه می‌نویسم تا زنجیره مسئولیت قطع نشود و ریسک اعتباری شرکت مدیریت گردد.

اگر قرارداد ممنوعیت انتقال بدون اذن را پیش‌بینی کرده باشد، هرگونه انتقال یک‌جانبه در برابر شرکت نافذ نیست و می‌تواند مصداق نقض تعهد و فعال‌کننده ضمانت‌اجراها از جمله تسریع و حق استرداد باشد.

به‌ علاوه، اگر در قرارداد ضامن حضور دارد، انتقال تنها با رضایت صریح او نسبت به ادامه ضمان در قبال انتقال‌گیرنده یا با جایگزینی تضمین معتبر ممکن است؛ در غیر این‌صورت، توسعه مسئولیت ضامن بدون رضایت، در دادرسی قابل ایراد خواهد بود.

از منظر عملی، الحاقیه انتقال باید تکلیف بیمه، ظهرنویسی یا انتقال اسناد شناسایی دارایی، و به‌روزرسانی قیود کاربری و بازرسی را نیز روشن کند تا انتقال فقط نامی نباشد، بلکه تمام لوازم حقوقی و اجرایی آن نیز واقعا محقق شود.

نکات تکمیلی در قراردادهای لیزینگ

در این بخش بر جزئیاتی دست می‌گذارم که در عمل سرنوشت یک معامله لیزینگ را تعیین می‌کند؛ از آثار مالیاتی و عوارض گرفته تا منطق قیمت‌گذاری و ساختار مالی اقساط، نسبت لیزینگ با نهادهای مجاور، حوزه‌های تخصصی قابل پوشش و نهایتا شیوه‌های تامین مالی خود شرکت‌های لیزینگ.

نکات تکمیلی در قراردادهای لیزینگ

مالیات و عوارض در قراردادهای لیزینگ

در معاملات لیزینگ مبتنی بر اجاره با شرط تملیک، دو لایه هزینه عمومی باید از ابتدا شفاف شود: مالیات‌ها و عوارض مرتبط با تملک یا انتفاع دارایی، و مالیات‌ها و عوارض مرتبط با ارائه خدمت لیزینگ. در خودرو و اموال منقول، هزینه‌هایی مانند عوارض شماره‌گذاری، بیمه‌های اجباری و مالیات‌های نقل و انتقال اولیه معمولا در پیش‌فاکتور فروشنده منعکس می‌شود و باید در قرارداد تعیین تکلیف گردد که پرداخت آنها در ابتدای کار با کدام طرف است و آیا در اقساط سرشکن می‌شود یا خیر.

در دوره انتفاع، هرگونه مالیات یا عوارض دوره‌ای مرتبط با بهره‌برداری به‌ویژه در ناوگان حمل‌ونقل یا تجهیزات خاص باید به‌ صراحت بر عهده استفاده‌کننده قرار گیرد، مگر آنکه شرکت در ازای دریافت کارمزد مدیریت، خود متعهد به پرداخت و سپس دریافت از مشتری شود.

در اموال غیرمنقول، انتقال نهایی مالکیت در پایان دوره تابع تشریفات و هزینه‌های رسمی است؛ بنابراین من معمولا پیش‌نویس سند رسمی انتقال نهایی را با بند تفصیلی تخصیص هزینه‌های ثبتی و مالیاتی ضمیمه می‌کنم تا در روز انتقال، تفسیر دوپهلو باقی نماند.

ساختار مالی و قیمت‌گذاری در لیزینگ

قیمت‌گذاری در لیزینگ، تصویر ساده‌ای از قسط × تعداد اقساط نیست؛ مفهومی چندبُعدی است مرکب از بهای تمام‌شده دارایی، هزینه سرمایه، ریسک اعتباری، هزینه‌های بیمه و خدمات، و کارمزد مدیریت. منطق حقوقی ما حکم می‌کند که این اجزا در قرارداد تفکیک‌پذیر و قابل ردیابی باشد تا اگر اختلافی پدید آمد، قاضی بتواند تشخیص دهد طرفین بر چه چیزی رضایت داده‌اند.

در عمل، من جدول اقساط را با ستون‌های جداگانه برای اصل بهای دارایی، بخش هزینه سرمایه، بیمه و خدمات و مالیات‌های قابل انتساب تنظیم می‌کنم و در متن می‌نویسم که اقساط قابل پیش‌پرداخت چگونه محاسبه می‌شود، تسویه زودهنگام با چه فرمول ارزش فعلی انجام می‌گیرد، و جریمه خروج صرفا در حد جبران هزینه‌های واقع شده قابل مطالبه است، نه بیش‌تر.

مقایسه لیزینگ با نهادهای مجاور

بسیاری از اختلافات ناشی از خلط لیزینگ با نهادهای نزدیک است. فروش اقساطی در معنای دقیق حقوقی آن، انتقال مالکیت عین در زمان انعقاد و تقسیط ثمن است؛ درحالی‌که در لیزینگ، مالکیت عین تا تحقق شرط تملیک نزد شرکت می‌ماند و مشتری تنها مالک منافع است.

اجاره ساده انتفاع را می‌دهد بی‌آنکه مسیر انتقال عین پیش‌بینی شده باشد؛ رهن ایجاد حق عینی تبعی برای تضمین دین است نه واگذاری منافع.

من در قرارداد با صراحت می‌نویسم که رابطه ما اجاره با شرط تملیک است و آثار آن از جمله حق استرداد عین در نکول و تعیین ذی‌نفع بیمه به نفع مالک قابل اجرا خواهد بود.

حوزه‌های تخصصی لیزینگ

لیزینگ در همه دارایی‌ها یکسان نیست. در حوزه خودروهای سنگین و ناوگان، موضوعاتی مانند کاربری مجاز، سقف کیلومتر یا ساعات کارکرد، سرویس دوره‌ای و الزام به استفاده از قطعات اصلی باید مفصل در پیوست فنی بیاید.

در تجهیزات پزشکی، استانداردها، مجوزهای وزارت بهداشت، تاریخ کالیبراسیون و شبکه خدمات پس از فروش حیاتی است و بدون آنها، انتفاع مشروع به خطر می‌افتد.

در فناوری اطلاعات و زیرساخت، جداسازی لایسنس نرم‌افزار از عین سخت‌افزار و تعیین تکلیف حقوق بهره‌برداری موضوعیت دارد؛ گاه لایسنس قابل انتقال نیست و باید به‌جای تملیک نهایی، حق استفاده بلندمدت پیش‌بینی شود. در اموال غیرمنقول، انتفاع موضوع اجاره با شرط تملیک تا حد زیادی تابع مقررات ثبتی و شهری است و انتقال نهایی نیازمند سند رسمی خواهد بود.

به‌ همین دلیل، من همیشه پیوست‌های تخصصی را بخشی از عقد قرار می‌دهم و در متن اصلی تصریح می‌کنم که این پیوست‌ها از حیث الزام‌آوری هم‌ارز قرارداد هستند، تا در روز اختلاف، به بهانه فرعی‌بودن، کنار گذاشته نشوند.

تامین مالی شرکت‌های لیزینگ

نکته‌ای که کمتر درباره‌اش صحبت می‌شود، سازوکار تامین مالی خود شرکت لیزینگ است. اگر پشتوانه مالی پایدار نباشد، قراردادهای خوب نیز در اجرا دچار وقفه می‌شوند.

راه‌های معمول تامین مالی عبارت است از استفاده از سرمایه پرداخت‌شده و افزایش سرمایه، خط اعتباری از بانک‌ها، انتشار اوراق بدهی با پشتوانه جریان اقساط، و فروش و اجاره مجدد دارایی‌های در تملک شرکت برای آزادسازی نقدینگی.

هر کدام از این روش‌ها، الزاماتی برای قراردادهای لیزینگ تحمیل می‌کند؛ مثلا در اوراق مبتنی بر مطالبات، باید قابلیت انتقال و توثیق مطالبات در قرارداد پیش‌بینی شود و مشتری از ابتدا به امکان انتقال مطالبات به نهاد مالی ثالث آگاه و ملتزم باشد.

در فروش و اجاره مجدد، اصالت دو عقد بیع و اجاره باید واقعی و مستند باشد تا شبهه صوری‌بودن یا فرار از دین شکل نگیرد.

پرسش‌های متداول

لیزینگ دقیقا چیست؟

از نظر حقوقی عمدتا اجاره با شرط تملیک است؛ شرکت (لیزر) مال را تملک می‌کند و منافعش را در قبال اقساط به مشتری می‌دهد و اگر تعهدات به‌طور کامل ایفا شد، عین نیز منتقل می‌شود. مبنا ماده ۱۰ و ۴۶۴ قانون مدنی است.

تفاوت لیزینگ با فروش اقساطی چیست؟

در فروش اقساطی، مالکیت عین از ابتدا به خریدار منتقل و ثمن به اقساط پرداخت می‌شود؛ در لیزینگ، تا پایان دوره مالکیت نزد شرکت می‌ماند و مشتری فقط مالک منافع است مگر شرط تملیک محقق شود. این تفاوت بر بیمه، ریسک تلف و شیوه اجرا اثر مستقیم دارد.

در صورت تاخیر یا نکول چه اتفاقی می‌افتد؟

معمولا شرط تسریع و حق استرداد عین فعال می‌شود و وجه‌الالتزام تاخیر قابل مطالبه است. با این حال اجرای شروط باید مطابق متن قرارداد، اخطارها و مهلت رفع نقض انجام شود و ارقام غیرمتعارف می‌تواند در محکمه محدود شود.

بیمه در لیزینگ چگونه تنظیم می‌شود و ذی‌نفع کیست؟

پوشش متناسب با مال (بدنه یا تمام‌خطر یا مسئولیت) الزامی است و تا زمان تملیک نهایی، ذی‌نفع بیمه معمولا شرکت لیزینگ است تا خسارت صرف تعمیر/جایگزینی یا تسویه مطالبات شود. هم‌زمان، مشتری مکلف به رعایت نگهداری و تشریفات اعلام خسارت است.

آیا می‌توان قرارداد لیزینگ را به شخص ثالث منتقل کرد یا زودتر تسویه نمود؟

انتقال به ثالث بدون موافقت کتبی شرکت نافذ نیست و منوط به اعتبارسنجی انتقال‌گیرنده و تعیین تکلیف تضمین‌هاست. تسویه زودهنگام ممکن است، اما محاسبه آن بر مبنای ارزش فعلی اقساط باقیمانده و هزینه‌های واقعی قرارداد انجام می‌شود؛ جریمه خروج باید معقول و مستند باشد.

میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا