
در این نوشته قرار است مسیر صفر تا صد ثبت اختراع را روایت کنم؛ از سنجش ابتدایی قابلیت ثبت و جستجوی سوابق پیشین، تا تنظیم اظهارنامه، پیگیری ماهوی و شکلی در اداره ثبت، پاسخگویی به اخطارها، انتشار آگهی، دریافت گواهینامه و سپس صیانت از حق از طریق قراردادهای بهرهبرداری و اقدامهای حقوقی.
اگر این مسیر را بدون نقشه حقوقی طی کنید، خطرهای ملموسی در کمین است: رد اظهارنامه بهدلیل فقدان گام ابتکاری، از دست رفتن مهلتها و کانلمیکن شدن تقاضا، افشای زودهنگام ایده و سلب امکان ثبت، یا ثبت ناقص که بعدها در دعوای نقض، حق شما را بیدفاع میگذارد. در مقابل، مطالعه این مقاله به شما کمک میکند پیش از نخستین قدم، خروجی نوآوریتان را با معیارهای قانونی تطبیق دهید، در تنظیم مدارک و توصیف ادعاها حرفهای عمل کنید و با شناخت حقوق و تعهدات ناشی از گواهینامه اختراع، ارزش اقتصادی دستاوردتان را به تنظیم قرارداد و درآمد تبدیل نمایید.
دعوتتان میکنم با دقت تا انتها همراه من بمانید؛ تلاش کردهام آنچه را واقعا در پروندههای عملی اثر میگذارد، به زبان اجرایی و با تکیه بر قانون بنویسم.
آشنایی با مفهوم ثبت اختراع
در این بخش، مبانی نظری و حقوقی ثبت اختراع را به زبان اجرایی باز میکنم: اینکه اختراع دقیقا در حقوق ایران چه تعریفی دارد، ثبت از منظر حقوقی چه میکند و چرا بدون آن، ابتکار شما در بازار و در دادگاهها قابل اتکا نیست.

ثبت اختراع چیست؟
از نظر حقوقی، ثبت اختراع فرآیند رسمی شناسایی و حمایت است که در اداره کل مالکیت صنعتی انجام میدهم و طی آن پس از احراز ابتکار جدید و کاربرد صنعتی برای نتیجه فکرِ مخترع گواهینامه صادر میشود تا حق انحصاری ساخت، استفاده، عرضه برای فروش، فروش یا واردات آن در مدت معین به نام او برقرار گردد.
وقتی از اختراع سخن میگویم، مرادم صرفا ایدهای خام یا الهامی لحظهای نیست؛ در حقوق ایران، اختراع نتیجه تفکر سامانمند است که به فرآورده یا فرآیندی عینی و قابل بهکارگیری منتهی میشود و معضلی واقعی را در یک حوزه حرفهای یا صنعتی حل میکند. ثبت نیز ساز و کار رسمی شناسایی و حمایت از این نتیجه فکری است؛ با ثبت، دولت به شما گواهینامهای میدهد که برای مدت معین، حق انحصاری بهرهبرداری و منع دیگران از ساخت، استفاده، عرضه برای فروش، فروش یا واردات موضوع اختراع را به رسمیت میشناسد. این حق، نه یک احترام نمادین، که ابزاری کارآمد برای کنترل بازار، مذاکره تجاری و اقدام حقوقی است.
برای آ نکه از همان ابتدا بر مدار قانون حرکت کنیم، به متن دو ماده بنیادین استناد میکنم و آن را عینا نقل مینمایم. نخست، تعریف خود اختراع در ماده ۱ قانون ثبت اختراعات، طرحهای صنعتی و علائم تجاری مصوب ۱۳۸۶ چنین آمده است:
اختراع نتیجه فکر فرد یا افراد است که برای اولین بار فرآیند یا فرآوردهای خاص را ارائه میکند و مشکلی را در یک حرفه، فن، فناوری، صنعت و مانند آنها حل مینماید.
بر مبنای این تعریف، سه ستون دیده میشود: نو بودن از حیث ارائه فرآیند یا فرآورده، خاصبودن و رفع یک مشکل مشخص.
به تجربه میدانم بسیاری از ایدهها در مرحله ارزیابی اولیه، دقیقا روی همین ستونها میلغزند؛ یا خاص نیستند و در حد بهبود جزئی آشکار باقی میمانند، یا مشکل را به روشنی هدف نمیگیرند و مرز میان بهبود عادی و نوآوری اصیل گم میشود.
ثبت اختراع جایی معنا دارد که خروجی شما به عنوان یک راهحل با هویت فنی روشن قابل ارائه و آزمون باشد، نه صرفا طرحی ذهنی یا دستورالعملی کلی.
گام بعدی، پاسخ به این پرسش است که چه چیزی قابل ثبت است. قانونگذار در ماده ۲ همین قانون معیارهای ثبتپذیری را بیان کرده و من برای آن که در ادامه مسیر هیچ ابهامی باقی نماند، متن ماده را کامل میآورم:
اختراعی قابل ثبت است که حاوی ابتکار جدید و دارای کاربرد صنعتی باشد. ابتکار جدید عبارت است از آنچه که در فن یا صنعت قبلی وجود نداشته و برای دارنده مهارت عادی در فن مذکور معلوم و آشکار نباشد و از نظر صنعتی، اختراعی کاربردی محسوب میشود که در رشتهای از صنعت قابل ساخت یا استفاده باشد.
مراد از صنعت، معنای گسترده آن است و شامل مواردی نظیر صنایعدستی، کشاورزی، ماهیگیری و خدمات نیز میشود.
در عمل، این ماده دو شرط را همزمان طلب میکند: گام ابتکاری و کاربرد صنعتی. گام ابتکاری یعنی راهحل شما از منظر یک اهلفن، بدیهی و آشکار نباشد؛ اگر متخصص متوسط حوزه بتواند با نگاه نخست، با تکیه بر سوابق فن، به همان راهحل برسد، شرط ابتکار مخدوش است.
کاربرد صنعتی نیز به این معناست که اختراع در دنیای واقعی حرفه و صنعت قابلیت ساخت یا استفاده داشته باشد؛ صرف نظریه علمی یا الگوریتم ذهنی، بیآنکه در قالبی فنی قابل اجرا شود، برای ثبتپذیری کفایت نمیکند.
در ارزیابی پروندههای عملی، عموما همزمانی این دو شرط را با جستوجوی پیشینه، گزارش فنی نمونه آزمایشگاهی یا نمونه اولیه و تشریح نحوه کارکرد به زبان اهلفن احراز میکنیم.
مزایای ثبت اختراع
در مقام عمل، انگیزه ثبت اختراع تنها افتخار نیست؛ مزیتها عینی و قابل سنجشاند.
- نخستین مزیت، انحصار قانونی است. وقتی گواهینامه اختراع صادر میشود، شما قدرت حقوقی مییابید که دیگران را از ساختن، استفاده کردن، عرضه برای فروش، فروش یا وارد کردن محصول اختراعی یا فرآیند اختراعی شما منع کنید. این قدرت حقوقی به معنای کنترل واقعی بازار و تبدیل نوآوری به موقعیت رقابتی است. در قراردادهای لیسانس، همین انحصارْ اهرم مذاکره اصلی شماست؛ طرف مقابل میداند که بدون رضایت شما، حق ورود به میدان را ندارد و ارزش حقالامتیاز را بر مبنای همین انحصار میسنجد.
- مزیت دوم، امکان ارزشگذاری دارایی نامشهود است. در صورتبندی مالی شرکتهای فناور، ثبت اختراع آنها را از ادعا به حق تبدیل میکند؛ حقی که میتوان بر آن وثیقه گذاشت، آن را منتقل کرد، یا در قالب موافقتنامههای لیسانس، مشارکت در سود، و سرمایهگذاری مشترک به جریان درآمدی تبدیل نمود. سرمایهگذاران جسورانه و صندوقهای پژوهش و فناوری در ارزیابی ریسک، میان نوآوریهای ثبتنشده و گواهینامههای ثبتشده تفکیک جدی قائلاند؛ دومی قابلیت دفاع حقوقی دارد و مسیر خروج را روشنتر میکند.
- مزیت سوم، جذب سرمایه و تسهیل تجاریسازی است. در مذاکرات با سرمایهگذار، ثبت اختراع بهمثابه سپر حقوقی و نقشه مالکیت فکری شما عمل میکند. از منظر من که بارها در کنار تیمها پشت میز مذاکره نشستهام، ارائه اظهارنامه ثبتشده یا گواهینامه صادره، اضطراب نشت ایده و کپیبرداری را فرو مینشاند و به طرف مقابل این پیام را میدهد که دارایی فکری شما هم مستند است و هم قابل اعمال. در مراحل بعدی، همین ثبت، فرآیند ورود به بازارهای صادراتی را نیز تسهیل میکند؛ زیرا در چارچوب نظامهای بینالمللی و موافقتنامههای دو و چندجانبه، مسیر حمایت متقابل از حقوق اختراع هموارتر است، هرچند باید دقت کرد که ثبت در ایران بهخودیخود حمایت در خارج ایجاد نمیکند و برای هر حوزه قضایی باید ساز و کار خاص آن را رعایت نمود.
- از زاویهای دیگر، ثبت اختراع نقش پیشگیرانه دارد. وقتی حق شما بهروشنی ثبت و منتشر شود، بسیاری از رقبا به محض جستجوی سوابق، از ورود به محدوده ادعاهای شما صرفنظر میکنند و بهجای دعوا، به سراغ مذاکره برای اخذ مجوز میروند. همین موضوع ریسک تعارضهای آینده را کاهش میدهد و هزینههای حقوقی ناخواسته را کم میکند. در شرکتهای در حال رشد، این صرفهجویی مستقیم در هزینههای آتی، خود یک شاخص ارزشگذاری است.
جایگاه حقوقی ثبت اختراع در نظام حقوقی ایران
برای آنکه جایگاه ثبت اختراع را دقیق ببینیم، باید آن را در منظومه قواعد آمره و تکمیلی حقوق مالکیت فکری ایران بنشانیم. ستون اصلی این منظومه قانون ثبت اختراعات، طرحهای صنعتی و علائم تجاری مصوب ۱۳۸۶ و آییننامه اجرایی آن است.
این قانون، تعریف اختراع، معیارهای ثبتپذیری، تشریفات شکلی و ماهوی رسیدگی، حقوق دارنده گواهینامه، و برخی ضمانتاجراهای حقوقی و کیفری نقض را مقرر میکند.
از دید وکیل قرارداد، اهمیت این قانون در دو نکته است: نخست آنکه برای نخستینبار تعاریف و شرایط اصلی بهزبان روشن در سطح قانون عادی آمده و دوم آنکه حلقه اتصال میان اداره ثبت و محاکم را از حیث دعوای ابطال، جبران خسارت و توقیف کالاهای ناقض فراهم کرده است.
برای استحکام بحث، دوباره بر همین دو ماده بنیادین تکیه میکنم که چارچوب مفهومی و شرطی را تعیین میکنند و پیشتر متنشان را آوردیم. ماده ۱ با تعریف اختراع، موضوع حمایت را معین میسازد و ماده ۲ با بیان ابتکار جدید و کاربرد صنعتی، مرز میان ایدههای صرفا نظری و راهحلهای ثبتپذیر را روشن میکند.
در عمل، مقام اداری در اداره کل مالکیت صنعتی، اظهارنامه را هم از حیث شکلی (صحت مندرجات، ضمائم، توصیف و نقشهها، طبقهبندی) و هم از حیث ماهوی (وجود گام ابتکاری و کاربرد صنعتی در پرتو پیشینه فن) ارزیابی میکند. نتیجه این ارزیابی یا صدور اخطار رفع نقص و ابهام است، یا در نهایت پذیرش و انتشار آگهی و صدور گواهینامه.
از حیث جایگاه، ثبت اختراع حق عینی تبعی مبتنی بر گواهینامه است که در زمره حقوق مالی قابل نقل و انتقال قرار میگیرد و میتواند موضوع قراردادهای انتقال، لیسانس انحصاری یا غیرانحصاری، رهن و نیز واگذاری در فرآیندهای سرمایهگذاری باشد.
دادگاههای عمومی حقوقی در رسیدگی به دعاوی نقض، جبران خسارت، توقیف و ابطال گواهینامه صلاحیت دارند و اقدامات تامینی نظیر دستور موقت برای منع ادامه نقض، بر پایه قواعد عام آیین دادرسی مدنی و به پشتوانه حق انحصاری ناشی از ثبت قابل مطالبه است.
تجربه نشان داده است که هرچه توصیف اختراع و ادعاها دقیقتر و با زبان فنی منطبق بر معیار اهلفن نگاشته شده باشد، دفاع در برابر دعوای ابطال و اقامه دعوای نقض در محاکم، مسیر روشنتری خواهد داشت.
در کنار این، باید به نسبت ثبت اختراع با سایر ابزارهای حمایت نیز توجه کرد. اسرار تجاری، طرحهای صنعتی و حق مولف، هر یک قلمرو خاص دارند و انتخاب ابزار نادرست، میتواند فرصت حمایت را بسوزاند. اگر فرآیند یا محصول شما بدون افشا قابل بهرهبرداری نیست و رازآلودگی آن پایدار نمیماند، ثبت اختراع ابزار مناسبتری است.
اگر وجه غالب، شکل و ظاهر صنعتی محصول است، شاید طرح صنعتی راه درستتری باشد. این تفکیکها را در مراحل بعدی مقاله، با نمونههای عملی باز خواهم کرد.
از منظر سیاستگذاری حقوقی، ثبت اختراع حلقه اتصال دانشگاه، صنعت و سرمایه است. قانونگذار با اعطای حق انحصاری و انتشار عمومی اطلاعات فنی پس از ثبت، توازن میان انگیزه نوآور و دسترسی جامعه به دانش را تنظیم میکند.
شما با ثبت، در ازای افشای کامل اختراع، برای مدت معینی انحصار میگیرید. بهمحض انقضای مدت، دانش افشاشده وارد حوزه عمومی میشود و این چرخ نوآوری را به گردش میاندازد.
در ایران، مدت اعتبار گواهینامه اختراع بیست سال از تاریخ تسلیم اظهارنامه است؛ این قاعده به عنوان چارچوب برنامهریزی تجاری باید از روز نخست در محاسبات شما وارد شود، زیرا استراتژی قیمتگذاری، زمانبندی انتشار نسخههای بهبودیافته و نیز طراحی سبد دارایی فکری، با چشمانداز زمانی انحصار پیوند دارد.
شرایط اختراع قابل ثبت
در این بخش، میکوشم معیارهای قانونی ثبتپذیری را با زبان اجرایی توضیح بدهم: از نوآوری و سنجههای دادرسیپسند آن، تا گام ابتکاری در محک شخص ماهر، و از کاربرد صنعتی تا مرزهای ممنوعهای که قانونگذار برای نظم عمومی و اخلاق حسنه یا به سبب ماهیت معرفتی موضوع، از دایره اختراع بیرون گذاشته است.
نوآوری و معیارهای ارزیابی
در ادبیات پرونده، نوآوری تنها به معنای تا به حال ندیدهام نیست. نوآوری در محک اداری و قضایی یعنی آنچه شما ادعا میکنید، در سوابق فن حاضر نباشد یا به شکل صریح و بیابهام از مجموع آن سوابق برنیاورد.
من در ارزیابی اولیه همیشه از تیم میخواهم نسخهای از مسئله و راهحل را در یک صفحه فنی خلاصه کند و سپس با ترازوی سهکفهای بسنجیم: اسناد ثبتشده پیشین، مقالات علمی و استانداردهای فنی، و نهایتا محصولات بازار. اگر ادعای شما در این سه کفه همسنگ سابقهای قابل استناد باشد، نوآوری در ریسک است و باید یا دامنه ادعا را ظریفتر کنید یا هسته فنی را ارتقا دهید.
نو بودن با تفاوت ظاهری یکی نیست. تغییرات صرف ابعادی، مواد شناختهشده بدون اثر فنی جدید، یا جابهجاییهای بدیهی اجزا، معمولا نزد ارزیاب، نوآوری را نجات نمیدهند. آنچه لازم است، اثر فنی قابل تبیین است؛ اثری که در توصیف و مثالهای اجراییتان خود را نشان بدهد.
به عنوان وکیل، هرجا تردید احساس کنم، روی مستندسازی آزمایشهای مقایسهای و نمودارهای عملکردی وسواس به خرج میدهم؛ این مستندات بعدا، هم در اداره ثبت و هم در دادگاه، حیاتبخش نوآوریاند.
گام ابتکاری و آزمون شخص ماهر
گام ابتکاری قلب تپنده پرونده شماست. معیار آن هم نه شگفتی عموم مردم، بلکه داوری شخص ماهر در فن است؛ کسی فرضی با دانش و مهارت متوسط در حوزه مرتبط که با سوابق فن آشناست اما نابغه یا مبتکر خارقالعاده نیست.
آزمون عملی این است: اگر آن شخص با مرور اسناد موجود و بدون نیاز به نبوغ، بهسادگی به راهحل شما میرسید، گام ابتکاری مخدوش است.
در نگارش ادعاها و توصیف، هرچه مسیر استدلال فنی شما از سوابق فن ناچسبتر باشد، پروندهتان ایمنتر میشود. به همین دلیل، من در جلسات مشاوره حقوقی قرارداد همیشه توصیه میکنم در بخش مشکل فنی دقیق باشید، اثر فنی غیرمنتظره را اگر واقعا وجود دارد با داده نشان دهید و از کلیگویی بپرهیزید.
ترکیب صرف دو جزء شناختهشده بدون تعامل فنی تازه، از منظر شخص ماهر معمولا بدیهی تلقی میشود؛ اما اگر نشان دهید که این ترکیب به رفتار جدید یا بازه عملکردی غیرمنتظره انجامیده، آزمون ابتکار را بهتر طی میکنید.
قابلیت کاربرد صنعتی
شرط سوم این است که اختراع قابل ساخت یا استفاده در صنعت باشد؛ صنعت را هم قانون در معنای کشادهاش فهمیده است: از صنایع تولیدی تا کشاورزی، شیلات و حتی خدمات.
در پروندههای نرمافزاری یا الگوریتمی، آنچه این شرط را برمیآورد، اتصال ادعا به کارکرد فنی قابل تحقق است؛ یعنی باید نشان بدهید که راهحل، بر یک سامانه فنی اثر میگذارد، کارایی را ارتقا میدهد، منابع را متفاوت به کار میگیرد یا رفتار یک ماشین یا شبکه را به نحو قابل اندازهگیری تغییر میدهد.
صرف فرایندهای ذهنی، یا قواعد انتزاعی اداره کسب و کار، فاقد این شرطاند؛ اما وقتی همان الگوریتم، در معماری مشخص رایانشی مستقر و اثر فنیاش اندازهگیری شد، میتواند ذیل کاربرد صنعتی دیده شود.
استثنائات عدم ثبت (کشفیات، نظریات علمی، روشهای درمان، طرحها و قواعد ریاضی، مغایر نظم عمومی و اخلاق حسنه)
در کنار شروط مثبت، قانونگذار مرزهایی سلبی هم نهاده است. در عمل، بسیاری از تقاضاها دقیقا بهسبب ورود به این مرزها رد میشوند. برای پرهیز از هر ابهام، متن ماده مربوط به استثنائات را نقل میکنم تا تکلیف روشن باشد. مطابق ماده ۴ قانون ثبت اختراعات، طرحهای صنعتی و علائم تجاری مصوب ۱۳۸۶:
موارد زیر از حیطه حمایت از اختراع خارج است و قابل ثبت نمیباشد:
- کشفیات، نظریههای علمی و روشهای ریاضی؛
- طرحها و قواعد یا روشهای انجام کارهای تجاری و سایر فعالیتهای ذهنی و اجتماعی؛
- روشهای تشخیص و معالجه بیماریهای انسان یا حیوان؛
- آنچه که استفاده از آن خلاف موازین شرع یا نظم عمومی و اخلاق حسنه باشد.
این ماده به روشنی میگوید که دانش صرف یا قاعده انتزاعی قابل ثبت نیست؛ آنچه حمایت میشود راهحل فنی عینی است. همچنین، در حوزه پزشکی، محصول (مثل دارو یا ابزار) بالقوه قابل ثبت است، اما روش درمان برای حفاظت از دسترسی عمومی به خدمات سلامت از حمایت اختراع کنار گذاشته شده است.
نهایتا، محدوده شرع، نظم عمومی و اخلاق حسنه را جدی بگیرید؛ هرجا خطر تعارض با این حدود باشد، حتی اگر نو و مبتکرانه هم باشید، اداره ثبت به استناد ماده ۴ پرونده را متوقف میکند و در دادگاه نیز بختی نخواهید داشت.
اقدامات لازم قبل از ثبت اختراع
در این بخش، به گامهای هوشمندانهای میپردازم که پیش از فشردن کلید تسلیم اظهارنامه باید بردارید: جستجوی پیشینه با روش درست، انتخاب آگاهانه میان ثبت اختراع و نگهداشت به عنوان اسرار تجاری، و مدیریت افشا از طریق محرمانگی و توافقنامه (NDA). این گامها در ظاهر اداریاند، اما در واقع بخشی از استراتژی حقوقی و تجاری شما هستند.

جستجوی پیشینه اختراع و منابع
هیچ چیز بهاندازه یک جستجوی پیشینه دقیق، شما را از سرنوشت تلخ رد ماهوی نجات نمیدهد. من همیشه به موکلانم میگویم جستجوی حرفهای، صرفا نوشتن چند کلیدواژه در پایگاهها نیست؛ باید زبان ادعای خود را به واژگان اهلفن ترجمه کنید و با ترکیب مترادفها، ردهبندیهای بینالمللی اختراع (طبقههای IPC) و ساختار ادعا، شبکهای از جستجو بسازید.
در عمل، یک راهبرد کارآمد این است که ابتدا مسئله فنی را دقیق شرح دهید، سپس عناصر راهحل را استخراج و برای هر عنصر، خانواده واژگانی ممکن را تدوین کنید.
بعد، با رجوع به طبقههای موضوعی، نتایج را محدود و نزدیک میکنید و در مرحله پایانی، پروندههای نزدیک را سطر به سطر با راهحل خود مقایسه مینمایید.
خروجی این جستوجو باید دو چیز باشد: نخست، نقشهای روشن از آنچه هست تا ادعاهایتان پای روی مین نگذارد؛ دوم، فهرستی از تمایزهای فنی قابل دفاع که قرار است در توصیف و مثالهای اجرایی برجسته شوند. هرجا شک دارید، آزمایشهای مقایسهای را پیش از ثبت انجام دهید و نتایج را نزد خود نگه دارید؛ بعدها در پاسخ به اخطار ماهوی یا در دعوای ابطال، همین دادهها برگ برنده شما خواهند بود.
انتخاب بین ثبت اختراع و اسرار تجاری
همه چیز را نباید ثبت کرد. گاهی اسرار تجاری محافظ بهتری است؛ بهویژه آنجا که ارزش شما در چگونگی انجام کار نهفته است و رقبا با مهندسی معکوس به سادگی به آن دست نمییابند یا چرخه نوآوریتان آنقدر سریع است که انحصار ۲۰ساله اهمیتی کمتر از حفظ راز در چهارچوب قراردادهای داخلی و کنترلهای دسترسی دارد.
معیار تصمیم، پاسخ صادقانه به چند پرسش است: آیا محصول یا فرآیند پس از ورود به بازار بهسادگی قابل کشف و کپی است؟ آیا اجرای راهحل، نشانههای قابل مشاهدهای بر جا میگذارد؟ آیا تیم شما توان نگهداشت مسلط و طولانیمدت محرمانگی را دارد؟ اگر پاسخها به نفع افشا و کپی آسان است، ثبت اختراع ارجح است؛ چون با انتشار کنترلشده و انحصار قانونی، در برابر تقلید سپر میگیرید.
اگر برعکس، راز بهسختی کشفپذیر است و ارزش شما در یک فرمول یا پارامتر نهفته است، نگهداشت به عنوان اسرار تجاری میتواند عاقلانهتر باشد.
به عنوان وکیل، من معمولا یک تحلیل دوبخشی ارائه میکنم: بخش قابل ثبت را جدا و برای آن اظهارنامه مینویسم، و بخش حساس غیرضروری برای افشا را در لایه اسرار تجاری نگه میدارم.
این تفکیک باید در اسناد داخلی، رویههای فنی و قراردادهای منابع انسانی شما بازتاب دقیق داشته باشد تا بعدها ادعای محرمانهبودن فقط یک عبارت در پاورپوینت نباشد.
مدیریت محرمانگی و NDA پیش از افشا
بزرگترین خطایی که بارها دیدهام، شتاب برای ارائه محصول یا جذب سرمایه، پیش از چیدن ساز و کارهای محرمانگی است. هرگونه افشا برای عموم یا حتی دایرهای گسترده از اشخاص، میتواند علیه شما به عنوان سابقه فن استفاده شود.
پس تا پیش از تسلیم اظهارنامه یا حداقل تثبیت تاریخ اظهار در یک حوزه قضایی مناسب، دو کار را همزمان انجام دهید: افشا را به نیاز به دانستن محدود کنید و هر تعاملی را ذیل توافقنامه محرمانگی (NDA) سامان بدهید.
NDA باید دقیق و متناسب با موضوع نوشته شود: تعریف اطلاعات محرمانه را روشن کند، دامنه استفاده مجاز را محدود، مدت تعهد را معین، راهکار بازگرداندن یا امحای اسناد را مشخص و ضمانت اجرا برای نقض بگذارد. در تعامل با سرمایهگذاران، میدانم که گاهی امضای NDA پیش از جلسه ممکن نیست.
در این حالت، ارائه را طوری طراحی کنید که راز عملیاتی فاش نشود؛ مسئله و مزیت را توضیح دهید اما پارامترهای حساس و پیکربندیهای کلیدی را نگه دارید. اگر هم ناچار به افشای فنی هستید، با تسلیم سریع اظهارنامه (حتی نسخهای موقت و تکمیلی بعدی) تاریخ خود را تثبیت کنید تا افشا به ضررتان نشود.
مدیریت محرمانگی فقط قرارداد نیست؛ انضباط داخلی میطلبد. دسترسیها را طبقهبندی کنید، مخازن کد و اسناد فنی را با کنترل هویت و ثبت وقایع مدیریت نمایید، از برچسبگذاری و سیاستهای واضح استفاده کنید و آموزش دورهای بدهید.
هرچه امروز دقیقتر باشید، فردا که نیاز به استناد به ماهیت محرمانه اطلاعات پیدا کنید، مدارک قانعکنندهتری در دست خواهید داشت.
نگارش حرفهای اسناد اختراع
در این بخش میخواهم از منظر یک وکیل پروندهدیده نشان بدهم سند اختراعی که در اداره ثبت قانعکننده باشد و در روز دعوای نقض یا ابطال هم دوام بیاورد، چگونه ساخته میشود.
اصول نگارش توصیف و کفایت افشا
توصیف برای من پلی است میان آزمایشگاه و اداره ثبت. هر چه این پل محکمتر و روشنتر باشد، عبور از ارزیابی ماهوی سادهتر است و احتمال ایراد افشای ناکافی کاهش مییابد. من نگارش توصیف را با قابگیری مسئله آغاز میکنم.
مسئله باید واقعی و فنی شرح داده شود؛ یعنی نشان دهید در وضعیت موجود چه گلوگاهی باعث کاهش کارایی، افت پایداری، افزایش مصرف یا خطای غیرقابلقبول شده است. این قابگیری وقتی موثر است که مخاطب حرفهای در همان پاراگرافهای نخست حس کند با درد صنعت مواجه است نه صرفا آرزوی بهبود.
سپس هسته راهحل را باز میکنم. راهحل صرفا نامگذاری یک جزء تازه یا افزودن یک برچسب نیست؛ باید روشن شود چه اجزایی با چه رابطهای اثر فنی مطلوب را ایجاد میکنند و چرا. اگر کاهش مقاومت یا افزایش بازده از تغییر هندسه ناشی است، ساز و کار فیزیکی یا محاسباتی را به اندازهای که یک شخص ماهر در فن بتواند پیادهسازی کند شرح میدهم.
در موضوعات نرمافزاری نیز کافی نیست بگوییم دقت بیشتر شد یا سرعت افزایش یافت؛ باید اتصال اثر به سامانه فنی نشان داده شود، مثلا تغییر در سیاست کش حافظه، شکلدهی ترافیک شبکه، معماری ثباتها یا تعامل با حسگر.
همین اتصال است که کاربرد صنعتی را زنده میکند و سایه روشهای صرفا ذهنی را از پرونده دور نگه میدارد.
پس از بیان ساز و کار، نوبت به اجرا است. نمونههای اجرایی را با جزئیات معنادار میآورم؛ پارامترهای عملیاتی، بازههای ترجیحی، مواد یا پیکربندیهای ممکن و بهویژه نمونههای مقایسهای که نشان دهد اثر فنی ادعایی نسبت به وضعیت پیشین غیرمنتظره یا دستکم قابل توجه است.
هر جا امکان دارد بهترین روش اجرا را مینویسم؛ این کار نشان میدهد اختراع صرف ایده نیست و قابلیت ساخت یا استفاده دارد.
البته توصیف را بیجهت به یک تجسد خاص قفل نمیکنم. اگر چند ماده یا چند معماری میتواند همان اثر را ایجاد کند، فضا را باز میگذارم تا ادعاها ناخواسته محدود نشوند. در ادبیات، از صفات نسبی بیپایه دوری میکنم. بهطور قابلتوجه، زیاد یا کم بدون معیار سنجش، برای ارزیاب دلیلی نمیآورد.
هرجا صفت نسبی ناگزیر است، معیار را معرفی میکنم؛ مثلا کاهش تلفات دستکم ده درصد در بازه دمایی معین یا بهبود نسبت سیگنال به نویز به میزان مشخص.
همزبانی دقیق میان توصیف و ادعاها حیاتی است. هر اصطلاحی که در ادعا میآید باید در توصیف یا تعریف شده باشد یا بهقدر کافی تشریح شود. اگر ادعایی به سطح زبر ارجاع دارد، در توصیف باید زبری را با شاخصی مانند Ra یا Rz و روش اندازهگیری مشخص کرده باشم. اگر مدول الاستیسیته مهم است، روش آزمون یا استاندارد ارجاعی را ذکر میکنم.
این هماهنگی باعث میشود در پاسخ به اخطار ماهوی، بتوانم با اتکا به توصیف، مرز ادعا را دقیق نشان بدهم و از ایراد ابهام برهمان ابتدای کار عبور کنم. در نهایت، توصیف را بهگونهای مینویسم که یک شخص ماهر در فن، بدون اختراع دوباره و بدون آزمایشهای نامتعارف، قادر به ساخت و استفاده از موضوع باشد؛ این معنای عملی کفایت افشاست و قلب پویای ماده ۲.
معماری ادعاها
ادعاها سند مالکیت شما هستند. آنچه واقعا حمایت میشود نه عنوان و نه چکیده، بلکه همین جملات حسابشده است. معماری ادعا را به صورت یک قیف طراحی میکنم.
در راس قیف، یک یا چند ادعای مستقل هستهای قرار میگیرد که جوهره راهحل را با حداقل عناصر ضروری در بر میگیرد.
اینجا وسوسه گسترش دامنه همیشه وجود دارد، اما باید هر قید را با دو پرسش بیازمایم: آیا این قید برای تمایز از سوابق فن ضروری است؟ و آیا پشتیبانی کافی در توصیف دارد؟ اگر پاسخ هر دو مثبت نباشد، آن قید دامنه را بیجهت میبندد و بعدها رقبا با یک تغییر کوچک از کنار شما عبور خواهند کرد.
در ادامه قیف، ادعاهای وابسته را میچینم تا تجسدهای ارزشمند، بازههای ترجیحی، مواد مطلوب، آرایشهای بهینه و ترکیبات خاص را پوشش دهم. منطق این کار دو سویه است.
نخست در رسیدگی اداری، اگر ادعای مستقل به سابقهای نزدیک برخورد کرد، با محدود کردن معقول یا جابهجایی به ادعای وابسته، میتوانم دامنهای هنوز سودمند و قابل دفاع حفظ کنم. دوم در دعوای نقض، تنوع وابستهها امکان انطباق با محصول ناقض را افزایش میدهد و به قاضی نشان میدهد که حق شما یک نقطه شکننده نیست، بلکه محدودهای منطقی و طراحیشده است.
هنگام نگارش، از اصطلاحات کلی که معیار ندارند پرهیز میکنم. وسیله اتصال مناسب، ماده مناسب یا سرعت کافی بدون تعریف عملی، دریچه ابهام است. اگر لازم است کلیت را حفظ کنم، در توصیف معیار را میآورم و در ادعا واژه را به آن معیار گره میزنم تا هم دامنه غیرضروری محدود نشود و هم از ایراد ابهام در امان باشم.
نکتهای که در پروندههای فناوریبالا بسیار کمک میکند، تفکیک لایههای سامانه در ادعاست. گاهی ادعای مستقل را بر محصول یا دستگاه مینویسم و ادعای دیگری را بر فرآیند ساخت یا روش بهرهبرداری تا در آینده، اگر رقیب با واردات قطعات یا برونسپاری ساخت بخواهد از دامنه بگریزد، یکی از لایهها او را در بر گیرد.
در حوزه نرمافزار و رایانش نیز، چنانچه اثر فنی واقعی بر سامانه روشن باشد، ادعاهایی با محور سامانه رایانهای پیکربندیشده برای انجام… یا حامل داده خوانا توسط رایانه مشتمل بر دستورالعملهایی که موجب … میشود میتواند دامنه را از حیث اجراهای متنوع پوشش دهد، به شرط آنکه توصیف بهقدر کفایت، ساز و کار و اتصال اثر به سامانه فنی را روشن کرده باشد.
در همه حالات، مراقب افراط در کلیگویی و غفلت از پشتیبانی هستم؛ دامنهای که در توصیف پشتوانه ندارد، در نخستین باد مخالف فرو میریزد.
تهیه نقشهها و ارجاعات استاندارد
نقشهها زبان دوم پروندهاند؛ زبان بیحاشیه و بیابهام. هدف از نقشه نه زیباسازی بلکه فهمافزایی است. هر عنصر که در متن نام بردهام باید در شکل با شماره مرجع مشخص باشد و این شمارهها در تمام اشکال یکنواخت بماند.
هر جا از یک جزء یا گره یا لایه صحبت میکنم، در پرانتز شماره مرجع آن را میآورم تا ذهن ارزیاب میان متن و شکل رفت و برگشت کمهزینهای داشته باشد.
در نمایش دستگاهها، نماهای منفجره و مقاطع طولی یا عرضی اختلاف برداشت را بسیار کاهش میدهد. در فرآیندها، فلوچارتهایی که گامهای کلیدی را بدون ادعای انتزاعی زائد نشان میدهند، به توصیف جان میدهند و جایگاه هر پارامتر را در زنجیره روشن میکنند.
خوانایی را قربانی تراکم نکنید. شکلهای شلوغ با نوشتههای طولانی روی خود تصویر، بیشتر موجب ابهاماند تا روشنگری. جای توضیح، متن توصیف است و جای نمایش، شکل استاندارد. مقیاسها را واقعنما و ثابت نگه دارید، اما اگر بهدلایل فنی ناچارید مقیاس را تغییر دهید یا برخی اجزا را اغراق کنید، در زیرنویس همان شکل توضیح دهید تا برداشت نادرست ایجاد نشود.
هرگاه اندازهگیری یا مشخصهای مانند زبری سطح، قطر، مدول، مقاومت یا فرکانس در فهم اثر فنی نقشی اساسی دارد، در شکلها از علائم و نشانهگذاری رایج استفاده میکنم تا ارزیاب در یک نگاه بداند کجا و چه چیزی سنجیده شده است.
تجربه نشان داده است که نقشههای تمیز و یکدست، حتی پیش از ورود ارزیاب به متن تفصیلی، اثر مثبت روانی بر برداشت اولیه میگذارد و مسیر رسیدگی را هموارتر میکند.
اشتباهات پرتکرار در نگارش و راه پرهیز
بیشتر پروندههای متزلزل را نه ضعف نوآوری، که ضعف نگارش میلرزاند. چهار لغزشگاه را همیشه به مخترعان و تیمهای فنی گوشزد میکنم.
نخست ابهام در تعریف مسئله فنی است. وقتی معلوم نباشد دقیقا چه مشکلی در صنعت هدف گرفتهاید، راهحل شما هم در چشم اهلفن به سختی غیرآشکار جلوه میکند. راه پرهیز آن است که از همان آغاز، وضعیت موجود و محدودیتهای آن را با داده و منطق نشان دهید و جایگاه اثر فنی نو را دقیق مشخص کنید. دوم، استفاده از واژگان نسبی بدون معیار است.
بهبود قابل توجه، سرعت بالا، پایداری مطلوب تا معیار نیاید، چیزی را اثبات نمیکند. با تعریف شاخصها و بازههای قابل سنجش، این لغزش را از ریشه میبندم.
سومین خطا، گره زدن غیرضروری ادعا به تجسدهای محدود است. وقتی ادعای مستقل را با قیودی پر میکنید که برای تمایز از سوابق لازم نیست، در عمل راه گریز رقبا را باز کردهاید. راه درست آن است که ادعای مستقل را بر عناصر واقعا ضروری بنا کنید و جزئیات ترجیحی را به ادعاهای وابسته بسپارید تا دامنه هم قابل دفاع باشد و هم انعطافپذیر.
چهارمین خطا، ناهمزبانی متن و نقشههاست. شمارهگذاریهای ناهماهنگ، ارجاعهای غلط، یا شکلهایی که با متن حرف واحدی نمیزنند، اقبال پرونده را کم میکنند. با ایجاد یک واژگاننامه کوچک داخلی پیش از تسلیم و بازبینی نهایی تطبیقی میان متن و اشکال، این ریسکها را بهسادگی مهار میکنم.
لغزش مهم دیگری نیز هست که کمتر به آن توجه میشود: نادیده گرفتن شخص ماهر در فن در تمام طول نگارش. هر جملهای را که مینویسم، از خود میپرسم آیا برای شخص ماهر بدیهی مینماید یا نه؛ اگر بدیهی است و به تمایز کمکی نمیکند، جای آن در توصیف اصلی نیست مگر برای اتصال منطقی.
برعکس، هرجا اثر فنی غیرمنتظره وجود دارد، با آزمایشهای مقایسهای و نمودارهای عملکردی آن را برجسته میکنم تا آزمون غیرآشکار بودن بهتر طی شود. همچنین مراقب هستم که ادعاها پشتوانه کافی در توصیف داشته باشند. افزودن ویژگیهایی که در توصیف شرح نشده، در پاسخگویی به اخطار عدم پشتیبانی دست شما را خالی میگذارد.
هماهنگی میان این سه رکن توصیف، ادعا و نقشه اگر از روز نخست به دست بیاید، در تمام مسیر رسیدگی و سپس در بازار و دادگاه به شما وفادار خواهد ماند.
فرآیند ثبت داخلی یا ملی اختراع
در این بخش مسیر واقعی ثبت ملی اختراع را قدمبهقدم روایت میکنم؛ از ساخت حساب کاربری و آمادهسازی زیرساختهای هویتی، تا تکمیل اظهارنامه و بارگذاری مدارک فنی، پرداخت هزینهها و دریافت رسید رسمی، عبور از ایستگاههای بررسی شکلی و ماهوی، مدیریت مکاتبات اداری و پاسخ به ابلاغیهها، و در پایان، صدور گواهینامه و آغاز حیات حقوقی اختراع در بازار و دادگاه.

ایجاد حساب کاربری و ثبت در سامانه
برای تسلیم اظهارنامه اختراع، نخست باید حساب کاربری در سامانه الکترونیکی اداره کل مالکیت صنعتی ایجاد شود. اطلاعات هویتی متقاضی (شخص حقیقی یا حقوقی) با دقت کامل ثبت میشود؛ نام و شناسه ملی یا کد ملی، نشانی دقیق برای ابلاغ، ایمیل معتبر و شماره تماس. اگر چند متقاضی دارید، سهم هرکدام و روال امضای متقاضیان مشترک را همان ابتدا تعیین کنید.
از دید من، این مرحله صرفا فرمپرکنی نیست؛ تصمیمی حقوقی درباره اینکه حق اختراع در آینده در ترازنامه چه کسی مینشیند و چه کسی اختیار مذاکره و انتقال دارد.
در پروندههای شرکتی، همزمان باید وضعیت حقوقی رابطه مخترع یا مخترعان با شرکت روشن شود؛ اگر اختراع به موجب قرارداد کار یا پیمان توسعه ایجاد شده، سند انتقال حق از مخترع به کارفرما یا صورتجلسه هیاتمدیره برای اختیار نمایندگی را از همین حالا آماده کنید تا در لحظه صدور گواهینامه دچار وقفه نشوید.
معرفی نماینده قانونی (وکیل دادگستری) در سامانه به شما این مزیت را میدهد که تمام مکاتبات، پاسخها و پیگیریها با زبان حقوقی و در مهلتهای دقیق انجام شود. بهعلاوه، تنظیم استراتژی ادعاها و پاسخ به اخطارهای ماهوی در بسیاری از پروندهها نیازمند تلفیق نگاه فنی و حقوقی است؛ اینجا نقش وکیل آشنا با پروندههای اختراع تعیینکننده میشود.
نکته ظریف دیگر، تعیین زبان و ادبیات یکنواخت از همان آغاز است: هر واژه فنی که بعدا در ادعاها میآید، باید در توصیف تعریف شود و در نقشهها با شماره ارجاع یکسان نمایش یابد. من معمولا پیش از هر بارگذاری، یک واژگاننامه داخلی برای تیم تدوین میکنم تا این یکنواختی حفظ شود.
تکمیل فرم اظهارنامه و بارگذاری مدارک
اظهارنامه اختراع مجموعهای منسجم از عنوان، چکیده، توصیف، ادعاها، نقشهها و اطلاعات هویتی متقاضی و مخترع است. عنوان باید فنی، نوعی و ناظر به جوهره راهحل باشد؛ از عبارات تبلیغاتی و نتیجهمحور پرهیز کنید.
چکیده، خلاصهای موجز از موضوع، دامنه و کارکرد اختراع است تا ارزیاب تصویر اولیهای دقیق بیابد. توصیف، قلب پرونده است؛ در آن باید مسئله فنی موجود، کاستیهای راهحلهای پیشین و ساز و کار اثر فنی راهحل شما تشریح شود و نمونههای اجرایی کافی برای کفایت افشا ارائه گردد.
بر مبنای ماده ۲ قانون، که شرط ابتکار جدید و کاربرد صنعتی را مقرر میکند، منطق فنی باید تا حد لازم بازگو شود تا شخص ماهر در فن بتواند بدون آزمونهای نامعقول، اختراع را بسازد و بهکار گیرد. متن ماده ۲، برای یادآوری، چنین است:
اختراعی قابل ثبت است که حاوی ابتکار جدید و دارای کاربرد صنعتی باشد. ابتکار جدید عبارت است از آنچه که در فن یا صنعت قبلی وجود نداشته و برای دارنده مهارت عادی در فن مذکور معلوم و آشکار نباشد و از نظر صنعتی، اختراعی کاربردی محسوب میشود که در رشتهای از صنعت قابل ساخت یا استفاده باشد.
مراد از صنعت، معنای گسترده آن است و شامل مواردی نظیر صنایعدستی، کشاورزی، ماهیگیری و خدمات نیز میشود.
ادعاها سند مالکیت شما هستند. ادعای مستقل باید جوهره راهحل را با حداقل عناصر ضروری در بر گیرد و ادعاهای وابسته، تجسدهای ترجیحی، بازهها، مواد و آرایشهای خاص را پوشش دهند. هر قیدی که در ادعا میآید باید در توصیف پشتیبانی شده باشد؛ افزودن ویژگیهای بیپشتوانه در نخستین اخطار ماهوی آسیبزا خواهد شد.
نقشهها، زبان دوم پروندهاند؛ شمارهگذاری یکنواخت عناصر، مقاطع خوانا، فلوچارتهای دقیق برای فرآیندها و پرهیز از شلوغی بصری، ارزیاب را با متن همزبان میکند.
در بخش هویتی، مشخصات دقیق مخترع یا مخترعان، نسبت آنها با متقاضی و در صورت وجود، اسناد انتقال حق باید بارگذاری شود. اگر قصد ادعای حق تقدم دارید، مدارک مربوط به اظهارنامه پیشین و تاریخ آن را دقیق درج کنید؛ بینظمی در بارگذاری یا ترجمه ناقص سند تقدم، در ادامه مسیر شما را با اخطار شکلی یا از دست رفتن حق تقدم روبهرو میکند.
در پروندههای شرکتی، افزون بر وکالتنامه، صورتجلسه اعطای اختیار امضا و تفویض نمایندگی نیز پیوست میشود. تجربه من نشان داده است که تطبیق عنوان و دامنه موضوع در تمام اسناد از توصیف و ادعا تا وکالتنامه بسیاری از سوءتفاهمهای اداری را از ابتدا خنثی میکند.
پرداخت هزینهها و دریافت رسید
پس از تکمیل اظهارنامه و پیوستها، هزینههای مرحله تسلیم از طریق درگاههای تعیینشده پرداخت میشود و رسید رسمی الکترونیکی صادر میگردد. این رسید، سند حیات پرونده شماست؛ شماره پیگیری، تاریخ و کد رهگیری را در سامانه داخلی خود بایگانی و در تمام مکاتبات بعدی دقیقا همان را بهکار ببرید.
بسته به تعداد ادعاها، صفحات نقشه و اقدامات بعدی (انتشار آگهی، صدور گواهینامه)، پرداختهای تکمیلی نیز در ایستگاههای بعدی مطالبه میشود. در مشاوره حقوقی به موکلانم توصیه میکنم از همان ابتدا نقشه مالی پرونده را تدوین کنند: برآورد هزینههای شکلی، احتمال هزینههای ماهوی (در صورت نیاز به جستجوی پیشینه تکمیلی یا اصلاحات) و هزینههای پس از پذیرش (انتشار و صدور).
تاخیر در پرداخت، گاهی به تعلیق گردش پرونده و حتی کانلمیکن شدن اقدامات منتهی میشود؛ بنابراین سامانه پیگیر داخلی هرچند ساده برای یادآوری موعدهای پرداخت ضروری است.
حفظ اعتبار گواهینامه پس از صدور نیز منوط به پرداختهای دورهای است. هرچند این مرحله بیرون از فرآیند تسلیم اولیه است، اما از همین روز اول باید در برنامه مالی دیده شود.
بسیاری از شرکتها گواهینامهای ارزشمند را صرفا بهسبب غفلت از یک پرداخت دورهای در معرض کاهش اعتبار قرار دادهاند؛ این را بهشدت جدی بگیرید.
نوبتدهی، بررسی شکلی و محتوایی
پس از ثبت و پرداخت، پرونده وارد صف بررسی میشود. نخستین ایستگاه، بررسی شکلی است: انطباق قالب فایلها، کامل بودن ضمائم، امضاها، همخوانی تعداد ادعاها با پرداخت، وجود شماره ارجاع در نقشهها، و نظایر آن. ایرادهای این مرحله با ابلاغیه رفع نقص اعلام میشود و مهلت محدودی برای ترمیم دارید.
من همیشه پیش از تسلیم، یک بازبینی تقاطعی میان توصیف، ادعا و نقشه انجام میدهم تا ایرادهای شکلی از همان ابتدا حذف شوند؛ عبور بینقص از این ایستگاه، زمان رسیدگی را بهطور محسوس کوتاه میکند.
ایستگاه بعدی، بررسی ماهوی است؛ در اینجا ارزیاب در پرتو سوابق فن، وجود ابتکار جدید و کاربرد صنعتی را میسنجد. یادآوری متن ماده ۱، که تعریف اختراع را ارائه میکند، مفید است: اختراع نتیجه فکر فرد یا افراد است که برای اولین بار فرآیند یا فرآوردهای خاص را ارائه میکند و مشکلی را در یک حرفه، فن، فناوری، صنعت و مانند آنها حل مینماید.
در عمل، ادبیات توصیف شما باید نشان دهد مشکل فنی چیست، راهحل چگونه آن را برطرف میکند و چرا این راهحل برای شخص ماهر در فن بدیهی و آشکار نبوده است. اگر ارزیاب سوابق نزدیکی بیابد، با اخطار ماهوی، اسناد یا دلایل خود را اعلام میکند و شما باید در چارچوب مهلت قانونی، پاسخ مستدل بدهید.
قدرت پاسخ در این است که تفاوتهای فنی را دقیق و با زبان مشترک نشان دهید: گاهی تغییر ظریفی در آرایش اجزا که به اثر فنی غیرمنتظره انجامیده است، کلید عبور از ایراد بدیهی بودن است؛ گاهی نیز لازم است معماری ادعاها را محدود و از ادعای وابستهای دفاع کنید که هنوز ارزش تجاری دارد.
مکاتبات اداری و ابلاغیهها
مکاتبات اداری در سامانه بهصورت ابلاغیههای رسمی ثبت و به نشانی الکترونیکی اعلامشده ارسال میشود. هر ابلاغیه، مهلت مشخصی دارد و بیاعتنایی یا پاسخ دیرهنگام، پرونده را به سمت رد یا کانلمیکن شدن میبرد. من برای هر پرونده پرونده مکاتبات مستقلی نگه میدارم: هر اخطار را با تاریخ، مهلت، موضوع و استراتژی پاسخ مستندسازی میکنم.
در پاسخ به ایراد شکلی، عموما ترمیم صرف کافی است؛ اما در ایراد ماهوی، راهبرد حقوقی اهمیت دارد. اگر سوابق فن اعلامی واقعا نزدیک است، به جای انکار کلی، تفاوتهای فنی و اثر ناشی از آنها را روی میز بگذارید.
اگر ایراد افشای ناکافی مطرح شده، در محدوده مجاز و بدون افزودن جوهره فنی جدید، توصیف را روشنتر کنید. و اگر ایراد بدیهی بودن است، منطق غیرمنتظره بودن اثر یا پیشداوریهای فنی اهلفن را با دادهها و قیاسهای دقیق برجسته کنید.
اصلاح ادعاها ابزار دیگری است که باید با وسواس استفاده شود. هر اصلاحی باید در چهارچوب توصیف اولیه انجام شود؛ افزودن جوهره جدید ممنوع است و به رد میانجامد.
من معمولا یک نقشه دفاعی چندسطحی طراحی میکنم: ادعای مستقل را تا حد امکان حفظ، و در صورت ناگزیری، به ادعاهای وابستهای عقبنشینی میکنم که هنوز دامنهای اقتصادی و قابل اجرا دارند.
در تمام این مسیر، لحن حرفهای، تمرکز بر نکته تماس ایراد و پرهیز از جدلهای غیرمرتبط، کیفیت پاسخ را بالا میبرد. فراموش نکنید که هر سطر پاسخ شما بعدها میتواند در دادگاه نیز مورد استناد قرار گیرد؛ پس انسجام و دقت الفاظ، صرفا یک آداب مکاتبه نیست، سرمایه آینده دعواست.
تصمیمگیری و صدور گواهینامه
اگر مرجع رسیدگی اقناع شود، فرآیند پذیرش آغاز و آگهی مربوط منتشر میشود. پس از طی تشریفات مقرر و پرداخت هزینههای انتشار و صدور، گواهینامه اختراع صادر میشود.
از این تاریخ، حق انحصاری شما در چارچوب ادعاهای پذیرفتهشده رسمیت مییابد و ابزارهای حقوقی الزامآور برای منع ساخت، استفاده، عرضه برای فروش، فروش یا واردات موضوع اختراع در اختیار شماست.
متن ماده ۱ قانون که روح حمایت را بیان میکند حل یک مشکل در فن یا صنعت در این مرحله معنای عملی پیدا میکند: شما اکنون حق دارید از بازار بخواهید به این حل مسئله احترام بگذارد.
اما کار در این نقطه پایان نمییابد. نخست، نگهداری گواهینامه با پرداختهای دورهای و بهروزرسانیهای اطلاعاتی در صورت تغییر مالک یا انتقال حقوق باید با دقت انجام شود. دوم، شما باید یک برنامه رصد بازار داشته باشید؛ چه با ابزارهای فنی، چه با شبکه فروش و چه با پایش نمایشگاهها و کاتالوگها، هر نشانهای از نقض را به موقع شناسایی کنید.
من معمولا پس از صدور، به موکلانم نقشه بهرهبرداری میدهم: آیا راهبرد اصلی لیسانس انحصاری است یا غیرانحصاری؟ آیا بازار داخلی هدف است یا باید به فکر ثبت در حوزههای قضایی دیگر نیز بود؟ آیا بهتر است با کتابچه فنی غیرمحرمانه مزیت را به بازار معرفی کنیم تا مذاکرههای لیسانس تسهیل شود؟ و در صورت مشاهده نقض، از کجا شروع کنیم اخطار رسمی، مذاکره، دستور موقت یا طرح دعوای جبران خسارت؟
اگر تصمیم مرجع رسیدگی به رد منتهی شود، هنوز راه حقوقی بسته نیست. امکان پیگیری در چارچوب مراجع صالح و طرح استدلالهای تکمیلی وجود دارد؛ اما واقعیت این است که شانس موفقیت در این مرحله تابع کیفیت پرونده اولیه و استحکام پاسخهای ماهوی شماست.
به همین دلیل از روز اول باید طوری بنویسیم و بارگذاری کنیم که اگر کار به مرحله اعتراض کشید، ستونهای استدلالیمان از پیش بنا شده باشد.
مدیریت پس از ثبت اختراع
در این بخش میخواهم از زاویه عملگرای یک وکیل دادگستری که هم تجربه اداره پروندههای اختراع را داشته و هم در دادگاهها برای اجرای حق انحصاری جنگیده است، به حیات پس از ثبت بپردازم.

تمدید و پرداخت سالانه یا دورهای حقوق
اگر بخواهم بیپرده بگویم، بیشترین پروندههایی که بیدلیل از دست میروند، قربانی بیانضباطی مالی هستند. گواهینامه اختراع پس از صدور، برای حفظ اعتبار، به پرداختهای دورهای نیاز دارد؛ پرداختهایی که در عرف مالکیت صنعتی از آنها به حقالثبت سالانه یا هزینههای نگهداری تعبیر میشود.
من همیشه به موکلانم گوشزد میکنم که روز صدور گواهینامه، باید تقویم نگهداری همزمان ساخته شود؛ یعنی در سیستم داخلی شرکت یا حتی یک تقویم شخصی امن، تاریخهای دقیق سررسید، مهلتهای ارفاقی و پیامدهای تاخیر ثبت گردد.
پرداختها معمولا سالانهاند و تاخیر میتواند نخست به تعلق جریمه و سپس به زوال حق منتهی شود. این واقعیت تلخ را بارها دیدهام که اختراعی با ارزش بازار بالا، صرفا بهخاطر یک غفلت اداری، به ورطه انقضا کشیده شده و احیای آن اگر اساسا ممکن باشد هزینه و مخاطرهای به مراتب بیش از خود پرداخت سالانه داشته است.
در شرکتهای فناور، بهترین روش آن است که از ابتدای سال مالی، بودجه نگهداری پرتفوی اختراعات در ردیف هزینههای الزامی دیده شود. اگر چند گواهینامه دارید، آنها را برحسب اهمیت تجاری طبقهبندی کنید تا اگر ناگزیر به اولویتبندی شدید، داراییهای کلیدی حفظ شوند.
من توصیه میکنم یک مسئول پرتفوی مالکیت فکری تعیین کنید؛ حتی اگر سازمان کوچک است، همین تعیین مسئولیت، احتمال فراموشی را به شدت کاهش میدهد. از منظر حقوقی، پرداخت به موقع فقط نگهداریشدن یک سند نیست؛ این پرداخت، پیشنیاز استفاده از ابزارهای الزامآور در برابر ناقضان است.
قاضی در دعوای نقض پیش از هر چیز میپرسد آیا گواهینامه معتبر است؟ و اعتبار، دقیقا نتیجه همین انضباط دورهای است.
ثبت تغییرات
گواهینامه اختراع، یک سند زنده است و باید با واقعیتهای حقوقی و هویتی روزآمد بماند. هر تغییری در نام یا نشانی مالک، هر انتقال حق (اعم از کلی یا جزئی)، هر اعطای مجوز بهرهبرداری (لیسانس) و هر تبدیل شخصیت حقوقی مثل ادغام یا تغییر نوع شرکت باید در مرجع ثبت، ثبت تغییرات شود تا در مواجهه با اشخاص ثالث، قابلیت استناد داشته باشد.
اینجا با جملهای روشن تکلیف را معلوم کنم: در دعوای نقض یا حتی در مذاکره تجاری، طرف مقابل فورا به دفتر ثبت نگاه میکند تا ببیند چه کسی واقعا مالک یا ذینفع حق است.
اگر تغییرات شما ثبت نشده باشد، هم در مقام مطالبه حق دچار تزلزل میشوید و هم ممکن است قراردادهای لیسانس یا انتقال، به سبب عدم ثبت، اثر کامل خود را در برابر ثالث نداشته باشند.
روش کار را بهصورت اجرایی توضیح میدهم. اگر فقط نشانی یا نام تغییر کرده، با ارائه مدارک هویتی و مستندات تغییر، درخواست اصلاح سوابق میکنیم تا ابلاغها به آدرس درست برود و سند با واقعیت منطبق بماند. اگر مالکیت منتقل شده، قرارداد انتقال یا سند قطعی (با رعایت تشریفات شکلی و مالیاتی مربوط) همراه درخواست ثبت انتقال ارائه میشود.
در اعطای مجوز بهرهبرداری، توصیه میکنم مفاد اصلی دامنه فنی، قلمرو جغرافیایی، مدت، انحصاری یا غیرانحصاری بودن، حقالامتیاز و ضمانت اجرا در قرارداد با دقت تدوین و سپس ثبت لیسانس درخواست شود تا طرف مجاز، در برابر ثالث نیز بتواند به حق خود استناد کند.
در تجربه من، بسیاری از اختلافات لیسانس از یک بیدقتی ساده زاده میشود: عدم تصریح دامنه ادعاهایی که مجوز بر آنها اعطا شده، یا سکوت درباره بهبودهای آتی. این ظرایف را باید پیش از ثبت لیسانس مهندسی کرد تا در پرونده ثبت، تصویر روشنی از حقهای جاری وجود داشته باشد.
تقسیم، ادغام، اصلاحات پس از ثبت و محدودسازی ادعا
حیات تجاری یک اختراع همیشه خطی نیست. گاه در مسیر توسعه بازار متوجه میشوید که مجموعه ادعاهای گواهینامه، برای همه محصولات شما لازم نیست یا از سوی دیگر، برای دفاع بهتر در برابر یک سابقه تازه کشفشده، باید دامنه را هوشمندانه محدود کنید. محدودسازی ادعا ابزاری است که به شما اجازه میدهد بدون از بین بردن هسته حمایت، مرزها را با واقعیت فنی و سوابق فن بهتر منطبق کنید.
این اقدام اگر به موقع و دقیق صورت گیرد، در دعوای ابطال هم نقشی نجاتبخش دارد؛ چرا که به قاضی نشان میدهد دامنهای که مطالبه میکنید، به قدر لازم خاص و قابل دفاع است و از ادعای اولیه اگر بیش از حد گسترده بوده به منطقه مطمئنتری عقب نشستهاید.
اصلاحات پس از ثبت، فقط محدودسازی نیست. ممکن است در توصیف یا نقشهها خطایی جزئی رخ داده باشد که نیاز به تصحیح اداری دارد؛ اینجا باید مراقب باشید که اصلاح، جوهره فنی جدید وارد نکند و صرفا ابهام یا اشتباه ظاهری را برطرف کند.
من معمولا پیش از هر اصلاح، تطبیق دقیق میان ادعا، توصیف و نقشه انجام میدهم و هر تغییری را با این پرسش میسنجم که آیا رقیب میتواند مدعی شود تغییر، مرز حمایت را جابهجا کرده است یا نه.
هر جا احتمال چنین ادعایی باشد، راهبرد درست، درخواست محدودسازی معقول و مستند به توصیف اولیه است، نه اصلاح ظاهری که زمینه سوءظن فراهم میکند.
درباره تقسیم و ادغام نیز باید بدانید که ساختار پرتفوی شما میتواند بازآرایی شود. گاهی به مصلحت است موضوعات فرعی یا بهبودهای مستقل را از پیکره اصلی جدا کنید و بهصورت پروندههای مجزا نگه دارید تا از یکسو بار دفاعی بر یک گواهینامه بیش از حد سنگین نشود و از سوی دیگر، انعطاف تجاری در اعطای مجوز برای بخشهای متفاوت افزایش یابد.
برعکس، اگر در عمل میبینید چند حق پراکنده شما برای یک محصول واحد بهکار میرود و اداره آنها به صورت پرتفوی پراکنده هزینهزا شده، میتوان با بازنگری در سبد و تجمیع حقوق مرتبط، مدیریت و چانهزنی تجاری را سادهتر کرد.
این تصمیمها حقوقی صرف نیست؛ باید با تیم فنی و واحد کسب و کار بنشینیم و واقعیت تولید، زنجیره تامین، استراتژی صادرات و نقشه رقبا را در کنار جدول سوابق فن ببینیم تا معلوم شود بهترین معماری حقوقی کدام است.
ابطال، بیاعتباری و درخواست اصلاح اشتباهات اداری
هیچ گواهینامهای مصون از چالش نیست. رقبا میتوانند با طرح دعوای ابطال در دادگاه صالح، اعتبار اختراع شما را به چالش بکشند.
دلایل معمول ابطال را از نزدیک دیدهام: فقدان نو بودن یا گام ابتکاری در پرتو سابقهای که هنگام رسیدگی دیده نشده، عدم کفایت افشا به این معنا که شخص ماهر در فن با خواندن توصیف نمیتواند بدون آزمونهای نامتعارف اختراع را بسازد یا بهکار گیرد، شمول موضوع بر استثنائات غیرقابل ثبت، یا تعارض دامنه ادعا با توصیف.
مواجهه حرفهای با دعوای ابطال دو بال میخواهد: اول، پروندهای که از روز نخست با منطق و داده ساخته شده باشد همان کفایت افشا، همزبانی توصیف و ادعا، و نقشههای شفاف و دوم، آمادگی برای دفاع پویا، یعنی در صورت لزوم پیشنهاد محدودسازی دامنه به منطقهای که در توصیف پشتوانه محکم دارد و نسبت به سوابق فن، تمایز روشن نشان میدهد.
من در عمل به موکل توضیح میدهم که گاهی پیروزی واقعی، حفظ هسته اقتصادی دامنه است نه لزوما دفاع از وسیعترین نسخه ممکن ادعا.
در کنار دعوای ابطال، نهاد بیاعتباری در معنای عملی نیز مطرح است؛ به این معنی که اگر گواهینامه از حیث نگهداری اداری، دچار نقصانهایی مانند عدم پرداخت بهموقع یا عدم ثبت انتقال شده باشد، در مقام اجرا با تزلزل روبهرو میشود.
راهکار، همان انضباطی است که در ابتدا گفتم: ثبت تغییرات و پرداخت بهموقع، پیشنیاز قابلیت اجرا است. اما اگر اشتباه از سوی مرجع اداری رخ داده مثلا در درج نام یا شماره ادعا یا ارجاع نقشه میتوان با درخواست اصلاح اشتباهات اداری ورود کرد.
این درخواست باید دقیق، مستند و محدود به اشتباهات شکلی باشد؛ هرجا اصلاح بهسمت تغییر معنای فنی یا جابهجایی مرز حمایت برود، خطر مخالفت جدی است.
من قبل از طرح چنین درخواستی، نسخهای حاشیهنویسیشده از گواهینامه، ادعا و نقشهها تهیه میکنم تا نشان دهم تصحیح فقط برای زدودن یک لغزش اداری است و هیچ جوهره جدیدی وارد نمیکند.
مالکیت و حقوق مخترع
در این بخش، از منظر یک وکیل دادگستری که سالها پروندههای ثبت و بهرهبرداری از اختراع را در اداره مالکیت صنعتی و محاکم تعقیب کردهام، به اینکه مالک واقعی حق اختراع چه کسی است و حقوق او دقیقا چیست میپردازم.
مخترع منفرد، مخترعان مشترک و تعیین سهم
در حقوق ایران مخترع کسی است که در هسته ابتکاری راهحل نقشی خلاق و موثر داشته است؛ نقشهای مدیریتی، تامین مالی، نظارت اداری یا اجرای صرف آزمایشها حتی اگر حیاتی در زمره اختراع محسوب نمیشود مگر آنکه به جوهره ابتکار مدد رسانده باشد.
از همین رو در تیمهای چندنفره باید با وسواس، نقشه مشارکت فنی ترسیم شود: چه کسی مسئله را قاب کرده، کدام شخص ساز و کار فنی را گشوده، چه کسی پارامترهای کلیدی را یافته و کدام افراد تنها در پیادهسازی مشارکت کردهاند.
من در عمل، پیش از تسلیم اظهارنامه، جلسهای رسمی و ثبتمحور برگزار میکنم و با صورتجلسهای دقیق، نام مخترعان و سهم هر یک را در هسته ابتکاری تثبیت مینمایم؛ این سند همراه اظهارنامه بایگانی میشود تا بعدتر، دعوای الحاق نام یا حذف نام بهحداقل برسد.
در حالت مخترعان مشترک، دو پرسش حیاتی است:
- آیا مالکیت ثبت به طور مشترک به نام همه مخترعان انجام میشود یا اختراع به شخص حقوقی یا کارفرما منتقل و تنها ذکر نام برای مخترعان باقی میماند؟
- اگر مالکیت مشترک است، سهمها چگونه تعیین میشود و حق اقدام هر شریک در بهرهبرداری یا انتقال چیست؟
قاعدهای که من به موکلانم توصیه میکنم، جداسازی حق معنوی ذکر نام از حق مالی بهرهبرداری است. ذکر نام مخترعان، در غیاب تقلب، حقی است که حتی با انتقال مالکیت نیز زایل نمیشود؛ اما بهرهبرداری و انتقال، نیازمند تعیین سهم و حدود اختیار است.
اگر توافقی در اینباره نباشد، کوچکترین تصمیم تجاری به محل نزاع بدل میشود. پس پیش از ثبت، توافقنامه داخلی درباره سهمها، حدود اختیارات، نحوه حل اختلاف و تکلیف بهبودهای آتی تنظیم و امضا شود.
اختراعات کارمندی و دانشگاهی
در فضای حرفهای، بسیاری از اختراعات بر بستر قرارداد کار یا پروژه شکل میگیرد: پژوهشگر استخدامشده در شرکت، دانشجوی دکتری در طرح مشترک با صنعت، یا تیم استارتاپی که از امکانات سازمان مادر بهره میبرد.
اصل راهنما در حقوق ایران، قاعده آزادی قراردادهاست؛ به موجب ماده ۱۰ قانون مدنی: قراردادهای خصوصی نسبت به کسانی که آن را منعقد نمودهاند در صورتی که مخالف صریح قانون نباشد نافذ است.
بر این مبنا، بهتر است پیش از آغاز پژوهش، سیاست مالکیت فکری در روابط کار یا پروژه صریح شود: چه چیزی اختراع مرتبط با کار تلقی میشود، تکلیف آفرینشهای خارج از ساعات کار چیست، اگر از تجهیزات سازمان استفاده شود سهم سازمان چیست، و در نهایت، آیا حق ثبت و بهرهبرداری متعلق به کارفرماست یا به مخترع و سپس انتقال مییابد. در شرکتهای حرفهای، معمولا قرارداد کار شامل شرط انتقال حقوق اختراع مرتبط با وظایف شغلی است و در ازای آن، مزایای مالی یا سهم از منافع آتی برای مخترع پیشبینی میشود.
در فضای دانشگاهی، آییننامههای موسسات و قراردادهای طرحهای پژوهشی باید روشن کند که حق اختراعات ناشی از طرح، متعلق به دانشگاه است یا پژوهشگر یا مشترک، و سهم هر طرف از لیسانس یا انتقال چگونه تعیین میشود.
نباید فراموش کنیم که حتی اگر حق مالی اختراع به کارفرما یا دانشگاه منتقل شود، حق معنوی ذکر نام همچنان برای مخترع باقی است و حذف نام او جز در موارد تقلب یا جعل، پذیرفتنی نیست.
در مقام دعوا، دادگاهها به مستندات قراردادی، صورتجلسات پژوهشی، گزارشهای فنی و مسیر تصمیمهای علمی توجه ویژه دارند؛ پس از همان ابتدا، مستندسازی دقیق سهمها و وظایف، بهترین سپر در برابر اختلافات آتی است.
تعارضات احتمالی و حل و فصل داخلی
شایعترین تعارضات داخلی در سه محور رخ میدهد: الحاق یا حذف نام مخترع، تعیین سهمهای مالی و حدود اختیار، و تعارض میان منافع شخصی و سازمانی (برای نمونه، مخترعی که همزمان عضو هیئتعلمی است و در شرکت خصوصی نیز نقش مدیریتی دارد).
راهبرد حرفهای من این است که در ساختار حاکمیت شرکتی یا پژوهشی، یک کمیته مالکیت فکری با آیینکار روشن تعریف شود؛ کمیتهای که پیش از تسلیم اظهارنامه، اختلافها را رسیدگی و رای مستدل صادر کند. رای کمیته، همراه ادله فنی و صورتجلسات، ضمیمه پرونده شود تا بعدها در اداره ثبت یا دادگاه، مسیر روشن باشد.
اگر با وجود این ساز و کار، اختلاف پابرجا ماند، از ساز و کارهای حل و فصل کمهزینهتر مثل میانجیگری تخصصی استفاده کنید.
در قراردادهای داخلی نیز شرط داوری با داور فنی-حقوقی میتواند مانع کشیدهشدن اختلاف به دعاوی پرهزینه شود. اما هر ساز و کاری که برمیگزینید، اصل طلایی را فراموش نکنید: توضیح نقش فنی هر شخص، زود، دقیق و مستند. ابهام، دشمن صلح پایدار است.
انتقال و بهرهبرداری حق اختراع
در این بخش، به چگونه پولسازی حرفهای از گواهینامه میپردازم: انتقال قطعی (واگذاری)، اعطای مجوز بهرهبرداری (لیسانس) و بهرهگیری از حق اختراع به عنوان وثیقه و دارایی قابل ارزشگذاری.

واگذاری و شرایط شکلی ثبت انتقال
انتقال حق اختراع، قراردادی است که بهموجب آن مالک، حقوق ناشی از گواهینامه را کلا یا جزئا به دیگری واگذار میکند.
بر مبنای ماده ۱۰ قانون مدنی، چارچوب این قرارداد تابع تراضی طرفین است، اما دو نکته شکلی را باید جدی گرفت: اول، تعیین دقیق موضوع انتقال (شماره گواهینامه، عنوان، دامنه ادعاها، بهبودهای وابسته و حقوق در جریان ثبت)؛ دوم، ثبت انتقال در مرجع ثبت تا در برابر اشخاص ثالث قابل استناد باشد.
عدم ثبت انتقال حتی اگر بین طرفین نافذ باشد در مقام اجرا و در برابر ثالث شما را با ریسک روبهرو میکند؛ طرف مقابل میتواند به دفتر ثبت استناد کند و مالکیت را محل تردید بنماید.
در تنظیم قرارداد انتقال، بندهای زیر برای کاهش ریسک حیاتی است: تضمینهای مالکیتی (اینکه حقوق مورد انتقال در رهن یا وثیقه نباشد مگر با اعلام)، وضعیت پرداختهای دورهای و عدم انقضای اعتبار گواهینامه، تعهد به همکاری در اصلاحات اداری، تکلیف دعاوی جاری یا بالقوه نقض یا ابطال، و نهایتا شرط حل و فصل اختلاف.
اگر انتقال جزئی است مثلا انتقال در قلمرو جغرافیایی یا حوزه کاربردی خاص لزوم دقت در همنشانی این انتقال با لیسانسهای پیشین دوچندان میشود تا منجر به تعارض و ادعای نقض تعهد انحصار نشود.
لیسانس انحصاری یا غیرانحصاری و شروط کلیدی قرارداد مجوز
لیسانس، راهی است برای تبدیل حق به جریان درآمد، بدون از دست دادن مالکیت. انحصاری یعنی فقط دارنده مجوز حق بهرهبرداری در دامنه تعیینشده را دارد و حتی مالک نیز از همان دامنه کنار میرود، مگر عکس آن در قرارداد شرط شود.
غیرانحصاری یعنی مالک میتواند به اشخاص متعدد مجوز بدهد. در عمل، دامنه لیسانس باید با چهار محور تعریف شود: قلمرو فنی (کدام ادعاها یا کدام کاربردها)، قلمرو جغرافیایی (ایران یا حوزههای قضایی دیگر)، مدت (همخوان با مدت گواهینامه) و مدل درآمدی (حقالامتیاز ثابت، درصدی از فروش، پیشپرداخت، حداقل تضمینی).
شروط کلیدی که من در هر قرارداد لیسانس میگذارم عبارت است از:
- شرط حداقل عملکرد برای مجوزگیرنده در لیسانسهای انحصاری (تا بازار معطل نماند)؛
- تکلیف بهبودها و حق دسترسی متقابل؛
- حق زیرلیسانس و حدود آن؛
- استانداردهای کیفیت و بازرسی؛
- محرمانگی و مدیریت دانش فنی مکمل؛
- ساز و کار حسابرسی و گزارشدهی فروش؛
- تقسیم بار دفاع از حق در برابر ناقضان (چه کسی اخطار میدهد، چه کسی دعوا میکند، هزینهها و منافع چگونه تقسیم میشود)؛
- شرایط فسخ و اثرات پس از فسخ (اتمام فروش موجودی، بازگرداندن اسناد، خاتمه استفاده از علائم وابسته).
از حیث شکلی، ثبت لیسانس در مرجع ثبت اهمیت مضاعف دارد. این ثبت، نه تنها حق مجوزگیرنده را در برابر ثالث تثبیت میکند، بلکه در دعاوی نقض نیز جایگاه او را برای مطالبه خسارت یا ورود ثالث روشن میسازد. در لیسانسهای فرامرزی، همواره مراقب هماهنگی با مقررات ارزی یا گمرکی و تعهدات انتقال دانش فنی باشید.
وثیقهگذاری و ارزشگذاری داراییهای فکری
اختراع ثبتشده یک دارایی مالی است و میتواند برای تامین مالی به وثیقه گذاشته شود یا در ترازنامه ارزشگذاری گردد.
راهبرد من در وثیقهگذاری سهپلهای است: نخست، ارزشگذاری فنی-بازاری حق (تا معلوم شود بانک یا سرمایهگذار با چه دارایی روبهرو است)؛ دوم، قالب حقوقی وثیقه (رهن حق اختراع با قابلیت اجرا، همراه با ثبت در مرجع ثبت و اطلاعرسانی به اشخاص ثالث)؛ سوم، پیمان نگهداری که مالک را به پرداختهای دورهای و حفظ اعتبار گواهینامه ملزم کند تا وثیقه سوخت نشود.
برای ارزشگذاری، سه رهیافت استاندارد به کار میبرم: بازار محور (مقایسه با معاملات مشابه)، درآمدی (تخفیف جریانهای نقدی) و هزینهای (هزینه ایجاد یا جایگزینی).
انتخاب روش، تابع بلوغ بازار و دسترسی به دادههای معاملاتی است. در قرارداد رهن، بندهای مهم عبارتاند از: حق نظارت مرتهن بر حفظ اعتبار، اختیار ورود مرتهن در پرداختهای دورهای در صورت قصور مالک و تبدیل آن به دین، حدود انتقال یا لیسانسدهی در مدت رهن، و ساز و کار اجرا در صورت نکول.
حواستان باشد که هرگونه انتقال، لیسانس یا وثیقه، بدون ثبت تغییر در دفتر ثبت، در برابر ثالث پرریسک است. بهلحاظ حقوقی، این ثبت همان نقشی را دارد که در اموال غیرمنقول ثبت رسمی ایفا میکند: ایجاد قابلیت استناد و اولویتبخشی حقوق در تعارضات بعدی.
حمایت و اجرای حق ثبت اختراع
در این بخش، از منظر یک وکیل دادگستری که سالها در پروندههای نقض و اجرای حقوق اختراع درگیر بودهام، مسیر عملی صیانت از گواهینامه را ترسیم میکنم: چگونه تشخیص میدهیم که محصول یا فرآیند رقیب ناقض ادعاهای شماست، با چه ابزارهایی شواهد را حفظ و فورا جلوی ادامه نقض را میگیریم، دعوای خسارت را چگونه میچینیم و عدد خسارت را با کارشناسی معتبر به کرسی مینشانیم، و سرانجام، در مرزهای ورودی و خروجی کشور چگونه همسو با گمرک عمل میکنیم تا کالاهای ناقض وارد بازار نشوند.
مصادیق نقض و آزمون تطبیقی ادعا با محصول یا فرآیند متهم
برای اثبات نقض، نقطه شروع خود ادعاهای ثبتشده است؛ توصیف و نقشهها پشتوانهاند، اما معیار انطباق، متن ادعاست. من همیشه کار را با یک جدول انطباق ادعا آغاز میکنم: هر عنصر ادعای مستقل را در ستون چپ مینشانم و در ستون راست، جزء متناظر را در محصول یا فرآیند متهم با سند (عکس، فیلم، کاتالوگ، نمونه فنی، تست آزمایشگاهی، اسناد خرید قطعات) نشان میدهم.
اگر همه عناصر ادعای مستقل در محصول حاضر باشد، نقض محقق است؛ اگر یکی کم باشد، به ادعاهای وابسته میرویم و همان آزمون را تکرار میکنیم. این کار باید با زبان اهلفن و بدون تعبیرهای مبهم انجام شود؛ چون همین جدول، بعدا مبنای اخطار رسمی، درخواست دستور موقت و گزارش کارشناسی در دادگاه خواهد بود.
در صناعاتی که رقیب سعی میکند با تغییر نام قطعات یا جابهجایی ظاهری از دامنه بگریزد، آزمون معادل فنی اهمیت پیدا میکند: اگر جزء جایگزین، در مقام اجرا همان کارکرد را با همان راه و نتیجه به دست میدهد، امکان استناد به نقض مبتنی بر معادل وجود دارد؛ بهویژه وقتی توصیف شما اثر فنی و منطق راهحل را روشن کرده باشد.
در پروندههای فرآیندی که دسترسی به خط تولید رقیب دشوار است، باید به قرائن بیرونی (کیفیت محصول نهایی، زمانبندی تولید، ردپاهای تامین، تبلیغات فنی) اتکا و از دادگاه دسترسی کنترلشده یا بازدید کارشناس مطالبه کرد تا آزمون تطبیقی کامل شود.
از سوی دیگر، همیشه احتمال دارد طرف مقابل با استناد به عدم شمول دفاع کند: مثلا بگوید عنصر M در ادعا، در محصول او بهمعنای فنی ادعا حضور ندارد، یا اساسا ادعا بیشازحد گسترده بوده و باید ابطال شود.
اینجاست که دقت نگارش ادعاها و همزبانی آنها با توصیف به کمک میآید؛ هرچه اصطلاحات شما در توصیف تعریف و مصادیق اجراییشان نشان داده شده باشد، میدان مانور برای بازی با واژهها کمتر میشود.
توقیف محصولات ناقض
در دعوای نقض، زمان دشمن شماست: کالاها فروخته میشوند، خطوط تولید تغییر میکند و شواهد محو میشود. بنابراین سه ابزار را باید همزمان در نظر گرفت: تامین دلیل، دستور موقت و توقیف.
من معمولا بلافاصله پس از تهیهی جدول انطباق اولیه، برای حفظ شواهد به دادگاه درخواست تامین دلیل میدهم تا کارشناس رسمی با بازدید، صورتبرداری، نمونهبرداری و تنظیم گزارش فنی، وضعیت فعلی را ثبت کند. این گزارش، مبنای بلامنازع بسیاری از تصمیمها در ادامه مسیر است.
برای متوقفکردن سریع نقض، دستور موقت میخواهم: منع تولید، منع عرضه یا فروش، منع ورود یا خروج، یا توقیف موقت محصولات متهم.
در این درخواست، باید فوریت، منشا حق (گواهینامه معتبر) و قرائن نقض را روشن و قابل اتکا نشان دهید. هرچه جدول انطباق ادعا قویتر و گزارش تامین دلیل روشنتر باشد، شانس صدور دستور موقت بیشتر است. تعهد خسارت احتمالی (تودیع تامین) معمولا لازم میشود؛ آن را به عنوان سرمایهگذاری برای جلوگیری از فرسایش بازار ببینید، نه هزینهای زائد.
پس از صدور، پیگیری اجرای دستور در محل کارخانه، انبار، فروشگاه یا گمرک با هماهنگی ضابطان و کارشناس، اهمیت حیاتی دارد.
توقیف کالاهای ناقض، چه در انبار داخلی و چه در مرز، نیازمند متن روشن دستور است: مشخصات محصول، برند یا مدل، کد تعرفه تا امکان کتمان یا جابهجایی کاهش یابد. در رویه عملی، هرچه مشخصات فنی و ظاهری کالا را دقیقتر در دستور بیاورید، اجرای میدانی کماشتباهتر خواهد بود.
اگر رقیب ادعا کند کالاها غیرناقض شدهاند، دوباره ابزار تامین دلیل و کارشناسی را فعال کنید تا رفع توقیف، منوط به احراز واقعی تغییرات باشد نه صرف ادعا.
دعوای جبران خسارت
پس از مهار فوری نقض، وقت حساب و کتاب است. سه رهیافت برای محاسبه خسارت در عمل بهکار میبرم: سود ازدسترفته مالک، حقالامتیاز متعارف در فرض لیسانس اجباری، و انتفاع نامشروع ناقض در حدودی که قواعد مسئولیت مدنی اجازه میدهد.
انتخاب رهیافت، تابع مدارک شماست: اگر بازار و ظرفیت تولید شما نشان میدهد که فروش ناقص را میتوانستید جذب کنید، رهیافت نخست عملی است؛ اگر نه، به سمت حقالامتیاز متعارف میرویم و با مقایسههای بازار (معاملات لیسانس مشابه، حاشیه سود محصول، سهم اختراع در ارزش محصول) نرخ را میسازیم.
در برخی صنایع که ردیابی سود ناقض ممکن است، از رهیافت سوم بهره میگیریم و با کارشناسی هزینه یا درآمد، منفعت حاصل از نقض را استخراج میکنیم.
اقدامات مرزی و همکاری با گمرک
بازار امروز مرز نمیشناسد؛ کالاهای ناقض میتوانند از مبادی ورودی وارد شوند یا محصولات ناقض به مقصد صادراتی بروند. تجربه عملی من نشان میدهد که اقدام مرزی زودهنگام، از بسیاری دعواهای فرساینده داخلی جلوگیری میکند. راهبرد کارآمد، ترکیبی از سه محور است:
- آمادهسازی پرونده فنی برای مرز: چکیده ادعاهای کلیدی، مشخصات ظاهری یا فنی محصول قانونی، نشانههای شناسایی نسخههای ناقض (کد قطعه، ترکیب مواد، الگوی بستهبندی، کدهای فنی در نرمافزار یا سختافزار)، و جدول انطباق مختصر. این بسته را در اختیار واحدهای حقوقی و بازرسی گمرک قرار میدهم تا در صورت مشاهده محمولههای مشکوک، بتوانند سریعا تشخیص اولیه بدهند.
- پیوند قضایی با مرز: هرگاه قرائن کافی از ورود یا خروج کالای ناقض وجود داشته باشد، همزمان با دادخواست یا حتی پیش از آن، درخواست دستور موقت بهمنظور توقیف محموله در گمرک مطرح میکنم. کلید موفقیت، تعیین دقیق کالا و ارائه ادلهای است که گمرک بتواند با آن کار عملیاتی انجام دهد از کد تعرفه تا تصاویر و مشخصات فنی تمایزبخش. پس از دستور، مکاتبه با گمرک و همکاری نزدیک برای اجرای آن ضروری است؛ زمان در محوطه گمرکی فشرده است و هر تعلل، به ترخیص یا جابهجایی میانجامد.
- همکاری مستمر و آموزش: اگر پرتفوی شما بزرگ و کالاهایتان پرمصرف است، ارزش دارد با گمرک جلسات آموزشی برگزار کنید و راهنمای تشخیص سریع تهیه نمایید. در برخی صنایع، یک چکلیست میدانی با عکس و مشخصات، برای ماموران اجرایی بسیار کارآمد است. هر بار که پروندهای به نتیجه میرسد، بازخورد اجرایی را مستندسازی کنید تا در پروندههای بعدی از همان ابتدا مسیر کوتاهتر شود.
نکات تکمیلی درباره ثبت اختراع
در این بخش پایانی، میخواهم تمام جزئیات کاربردی را که در عمل سرنوشت یک پرونده اختراع را تعیین میکند کنار هم بگذارم؛ از مسیرهای بینالمللی ثبت و مدیریت حق تقدم گرفته تا زمانبندیها و مهلتهای حساس، از حوزههای فنی پرریسک تا نسبت ثبت اختراع با سایر حقوق مالکیت فکری، و نیز برآورد واقعگرایانه هزینهها و خطاهایی که بیش از هر چیز باعث رَد، تحدید دامنه یا حتی بیاعتبار شدن گواهینامه میشوند.

مسیرهای بینالمللی ثبت
در عمل، حمایت از اختراع در خارج از کشور یا باید از مسیر حق تقدم کنوانسیون پاریس پیگیری شود یا با ورود به معاهده همکاری ثبت اختراع (PCT) مدیریت گردد.
فلسفه هر دو ساز و کار شفاف است: به شما فرصت میدهند پس از تسلیم نخستین اظهارنامه (در ایران یا هر کشور عضو)، ظرف مهلتهای معین، همان پرونده را به حوزههای قضایی دیگر توسعه دهید بیآنکه نو بودنتان را از دست بدهید.
راه پاریس بر یک پنجره ۱۲ماهه استوار است؛ یعنی از تاریخ تسلیم نخستین اظهارنامه، دوازده ماه فرصت دارید همان اختراع را در سایر کشورها یا دفاتر منطقهای تسلیم کنید و به حق تقدم استناد نمایید.
راه PCT به شما امکان میدهد با یک اظهارنامه بینالمللی، تاریخ یکپارچهای برای اختراع تثبیت کنید و بعد، تا مهلت ملی یا منطقهای (عموما ۳۰ یا ۳۱ ماه از تاریخ نخستین تسلیم)، وارد مرحله ملی کشورهایی شوید که بازار هدف شما هستند.
ارزش راه PCT فقط تمدید زمان نیست؛ گزارش جستوجوی بینالمللی و نظر مقدماتی ماهوی، در طراحی استراتژی ادعا و انتخاب کشورها کمک بزرگی است.
در تصمیمگیری میان این دو مسیر، من سه سنجه را مبنا میگذارم: سرعت تجاریسازی (آیا باید زود وارد چند کشور کلیدی شویم؟)، بودجه ترجمه و هزینههای مرحله ملی (تعداد کشورها، زبانهای لازم، تعرفهها)، و نقشه رقبا یا تامینکنندگان (کدام بازارها حقیقیاند، کجا خطر کپی بالاست، و کجا ارزش دفاع حقوقی بالا میرود).
اگر محصول شما چرخه عمر کوتاه دارد و دو یا سه بازار کلیدی بیشتر مطرح نیست، مسیر پاریس مستقیم به همان کشورها میتواند اقتصادیتر باشد. اگر هنوز در حال اعتبارسنجی بازار، جذب سرمایه یا تکمیل نمونه صنعتی هستید، تثبیت تاریخ از طریق اظهارنامه ملی و سپس ورود به PCT برای خریدن زمان و دریافت بازخورد فنی یا حقوقی، عموما منطقیتر است.
زمانبندیها و مهلتهای کلیدی در پروسه ثبت اختراع
در پروندههای واقعی، مدیریت زمان از خود نوآوری مهمتر میشود. نخستین خط قرمز همان افشاهای پیش از تسلیم است: هرگونه انتشار عمومی مقاله، نمایشگاه، کاتالوگ، سخنرانی، انتشار کد یا محصول میتواند نو بودن را از بین ببرد.
پس اول اظهارنامه، بعد معرفی عمومی. دومین خط حساس، مهلتهای پاسخگویی به ابلاغیههاست؛ این مهلتها کوتاه و قاطعاند و بینظمی در مدیریت آنها به کانلمیکن شدن تقاضا یا رَد ماهوی میانجامد.
سومین زمان راهبردی، ۱۲ ماه حق تقدم در مسیر پاریس و ۳۰ یا ۳۱ ماه مرحله ملی PCT است؛ هر تصمیم توسعه بینالمللی باید حول این دو محور برنامهریزی شود. چهارمین محور، پرداختهای دورهای برای حفظ اعتبار گواهینامه است؛ عدم پرداخت بهموقع، عملا گواهینامه را از کار میاندازد و در دعوای نقض دست شما را خالی میگذارد. من همیشه یک تقویم مشترک فنی-حقوقی میسازم که همه این مهلتها در آن با یادآور چندمرحلهای ثبت شده باشد و مسئول مشخص داشته باشد.
ثبت اختراع در حوزههای خاص و موضوعات حساس
همه حوزهها به یک اندازه ثبتپذیر یا خطرپذیر نیستند. آنجا که مرز میان راهحل فنی و قاعده انتزاعی باریک میشود، باید در نگارش و استراتژی ادعا وسواس بیشتری داشت.
نرمافزار و هوش مصنوعی نمونه روشناند: اگر اثر ادعا صرفا بر قواعد ذهنی یا روشهای کسبوکار باشد، خطر رَد بالاست؛ اما وقتی الگوریتم با یک سامانه فنی پیوند میخورد و اثر فنی قابل اندازهگیری بر پردازش، شبکه، حافظه یا حسگر ایجاد میکند، مسیر ثبتپذیری هموارتر میشود.
در حوزه پزشکی، روشهای تشخیص و معالجه بهطور سنتی از شمول حمایت اختراع خارجاند، اما محصولات و دستگاهها و ترکیبات در صورت احراز نو بودن، گام ابتکاری و کاربرد صنعتی قابل ثبتاند. زیستفناوری نیز میدان ظریفی است: ادعاهای مربوط به توالیها، مسیرهای بیوسنتزی و کاربردهای دارویی باید با دادههای کافی و توصیف روشن پشتیبانی شوند تا با ایراد افشای ناکافی مواجه نشوند.
در فناوریهای امنیتی، رمزنگاری و دوکاربردی، علاوه بر معیارهای ثبتپذیری، ملاحظات حاکمیتی یا صادراتی هم باید از ابتدا در طراحی دامنه ادعا و مسیر بازار لحاظ شود تا بعدا با مانع مقرراتی روبهرو نشوید.
ارتباط ثبت اختراع با سایر حقوق مالکیت فکری
ثبت اختراع را هرگز نباید در خلا دید. یک نوآوری موفق معمولا سبدی از حمایتها میخواهد: بخش هسته فنی که باید ثبت اختراع شود؛ بخش چگونگیهای ریز و فرمولها یا پارامترهای پنهان که بهتر است به عنوان اسرار تجاری نگهداری شود؛ ظاهر کالا که با طرح صنعتی محافظت میشود؛ نام و هویت تجاری که علامت پوشش میدهد؛ و محتوای نرمافزاری یا مستندسازی که ذیل حق مولف قرار میگیرد.
هنر ما این است که مرزها را درست بکشیم: اگر چیزی پس از عرضه به بازار بهسادگی مهندسی معکوس میشود، باید ثبت اختراع شود؛ اگر کشفپذیر نیست و ارزش رقابتیاش در پنهانماندن است، در سبد اسرار تجاری بماند. همافزایی این ابزارها قدرت چانهزنی شما را چندبرابر میکند؛ برای نمونه، ترکیب یک گواهینامه با علامت و طرح صنعتی، رقبا را وادار میکند حتی اگر از دام ادعا بگریزند، در برندینگ و طراحی زمینگیر شوند.
در این میان یادآوری دو قاعده عمومی حقوقی خالی از فایده نیست. ماده ۱۰ قانون مدنی: قراردادهای خصوصی نسبت به کسانی که آن را منعقد نمودهاند در صورتی که مخالف صریح قانون نباشد نافذ است.
این قاعده به شما امکان میدهد با قراردادهای لیسانس، انتقال، عدم افشا، عدم رقابت و تحقیق مشترک، سبد مالکیت فکری را دقیق مهندسی کنید.
ماده ۳۰ قانون مدنی نیز میگوید: هر مالکی نسبت به مایملک خود حق همه گونه تصرف و انتفاع دارد مگر در مواردی که قانون استثناء کرده باشد.
به اتکای این اصل، پس از صدور و ثبت تغییرات لازم، شما حق بهرهبرداری، انتقال، رهن و اقامه دعوای نقض دارید، مگر آنجا که قانون خاص یا نظم عمومی محدودیتی نهاده باشد.
ریسکها و خطاهای رایج هنگام ثبت اختراع
پروندههای شکستخورده غالبا قربانی چند خطای تکراریاند. افشای زودهنگام، نخستین و کشندهترین آنهاست: نمایش در رویداد، ارسال کاتالوگ، انتشار مقاله یا بارگذاری ویدئو پیش از تسلیم اظهارنامه، نو بودن را میکشد.
نگارش توصیف ناکافی دومین آفت است: وقتی مسئله فنی دقیق قاب نشده، اثر فنی به زبان اهلفن توضیح داده نشده یا بهترین روش اجرا با نمونههای معنادار پشتیبانی نشده، ایراد افشای ناکافی دیر یا زود سر برمیآورد. ادعاهای بدساختار سومین دام است: یا آنقدر وسیع که به سوابق فن میخورد، یا آنقدر تنگ که رقبا بهآسانی از کنار آن عبور میکنند، یا بدون پشتیبانی کافی در توصیف که با نخستین باد مخالف فرو میریزد.
خطای چهارم، بیانضباطی در مهلتهاست: پاسخ دیرهنگام به ابلاغیه، از دست دادن پنجره ۱۲ماهه حق تقدم یا مهلت ۳۰ یا ۳۱ماهه مرحله ملی، و بیتوجهی به هزینههای دورهای.
خطای پنجم، مالکیت مبهم است: نبود قرارداد انتقال از مخترع به شرکت، عدم ثبت تغییرات، یا تعارض منافع در تیم؛ اینها بعدها در مذاکره و دادگاه شما را زمینگیر میکند. و نهایتا، بیتوجهی به همافزایی حقوق؛ یعنی اتکای صرف به گواهینامه بدون تقویت با اسرار تجاری، طرح صنعتی و علامت، که نتیجهاش کاهش قدرت دفاع و چانهزنی در بازار است.
برای کاستن از این ریسکها، من همیشه یک نقشه عملیاتی پیشنهاد میکنم که از همان روز نخست اجرا شود: تسلیم بهموقع اظهارنامه پیش از هر افشا؛ جستجوی پیشینه جدی و مستندسازی آزمایشهای مقایسهای؛ واژگاننامه داخلی برای یکنواختی متن و نقشه؛ تقویم مهلتها با مسئول مشخص؛ قراردادهای روشن با مخترعان، کارمندان، دانشگاه و شرکای فناور؛ و در نهایت، طراحی سبد مالکیت فکری متوازن با ترکیب اختراع-اسرار تجاری-طرح صنعتی-علامت.




