ازدواج موقتخانواده

نکاح موقت و مسائل فقهی و حقوقی آن

نکاح موقت مختص حالتی است که دو نفر زن و مرد تصمیم دارند که بطور موقت و برای مدت حدودی با هم ازدواج کرده و با هم زندگی کنند . پس بنابراین زمان یکی از ارکان مهم در نکاح موقت یا اصطلاحا منقطع است تا جایی که اگر مدت زمان در نکاح موقت بطور واضح و مشخص تعیین نشده باشد  آن نکاح باطل است و این مسئله در قانون مدنی جمهوری اسلامی ایران ذکر شده است .

 

 

 

نکاح موقت که در بین مردم عامه به صیغه هم مشهور است اختصاص به نظام اسلام بویژه مذهب شیعه دارد و در نظام حقوقی ایران نیز پذیرفته شده است . و در هیچیک از نظام های حقوقی جهان قرار نگرفته و حتی در فرهنگ خیلی از کشورها جایی ندارد .

تفاوت های نکاح دائم با نکاح موقت

تفاوت اساسی این دو نوع نکاح در واقع در این است که در نکاح موقت طرفین آزادی عمل بیشتری داردند و میتوانند آزادانه شرایط عقد را از جمله نفقه ،  بچه دار شدن یا نشدن ، در منزل مشترک زندگی کردن یا غیر آن ، نحوه معاشرت  و میزان آن ، نحوه تشریک مساعی در امور خانواده و زندگی مشترک و خیلی مسائل  از این دست ، با هم و با اختیار کامل به توافق برسند . 

اما نکاح دائم محدود شده در یکسری قواعد و قوانین آمره ای است که علیرقم میل باطنی ، زن و شوهر باید آنها را رعایت کرده و بر پایه آنها اقدام به عقد ازدواج دائم نمایند مانند اینکه در نکاح دائم پرداخت نفقه بر عهده شوهر است 

ریاست خانواده با شوهر است و یا در نکاح دائم قید شرط اختیار فسخ نکاح باطل است .

لزوم تعیین مدت در نکاح موقت 

با کمی مطالعه و جستجو در قانون مدنی پی میبریم که عدم ذکر مدت در نکاح موقت باعث تبدیل آن به نکاح دائم میشود .البته این مورد مختص زمانی ست که قصد طرفین از نکاح ، دائم بوده یا موقت اما اگر قصد طرفین به روشنی نکاح موقت بوده باشد و مدت در آن ذکر و تعیین نشده باشد ، این نکاح باطل است .

تعیین مهریه در ازدواج موقت 

در نکاح موقت مهریه باید تعیین شود در غیر اینصورت آن نکاح باطل است اما در نکاح دائم این الزام را نمیبینیم یعنی نکاح دائم میتواند بدون تعیین مهریه منعقد شود .

لزوم تعیین مهریه در نکاح موقت از لحاظ مطالعات حقوقی به این دلیل است که در واقع نوعی اجاره اشخاص است که در

 آن برای نیروی کار شخصی که اجیر گرفته شده است اجرت تعیین و پرداخت میشود .

عدم الزام زوج به پرداخت نفقه به زوجه

در نکاح موقت مرد وظیفه ندارد نفقه زن را پرداخت کند مگر اینکه شرط شده باشد 

عدم توارث

در ازدواج موقت زوجین از یکدیگر ارث نمیبرند و حتی شرط کردن آن هم صحیح نیست 

اتمام یا انحلال عقد 

ازدواج موقت با انقضای مدت آن یا بذل مدت از بین میرود ولی ازدواج دائم با طلاق از بین میرود .

برای اینکه شخص بتواند اقدام به انعقاد عقد نکاح چه بصورت دائم و چه بصورت موقت نماید باید اهلیت داشته باشد و لزا برای پیشنهاد ازدواج و قبول آن باید صلاحیت داشته باشد .

اهلیت یعنی اینکه فرد توانایی و شایستگی دارا شدن  و یا اجرای یک حق مدنی را دارا می باشد .  به توانایی و شایستگی دارا شدن یک حق را اهلیت تمتع  و به توانای و شایستگی اجرای و استفاده از یک حق را اهلیت استیفاء میگویند .  در اینجا منظور ما از اهلیت ، اهلیت استیفاء است چراکه انسان به محض متولد شدن دارای هر گونه حق تمتع میگردد مگر اینکه بموجب قانون بطور خاص محدود شده باشد . حقوق ایران و همچنین فقه اسلامی ، اعطای وکالت به دیگری برای انعقاد عقد نکاح را پذیرفته است 

 

در خصوص ولایت در نکاح باید گفت ، وقتی شخصی صغیر است یعنی اینکه به سن بلوغ نرسیده است اعم از دختر یا پسر ، ولایت قهری آنها با پدر یا جد پدری او است و لزا در نکاح صغیر ولی قهری او باید این نکاح را تنفیذ کند و به آن رضایت دهد اما این نکاح صرفا منوط به رضایت ولی قهری نیست بلکه باید به مصلحت طقل یا صغیر هم باشد و از طرف دادگاه نیز احراز  شود  . 

اما در خصوص دختر بالغ و باکره  نیز اذن ولی قهری لازم است .  اما اگر ولی قهری بی جهت و بر خلاف مصلحت دختر اذن به ازدواج ندهد و یا اینکه ولی قهری غایب باشد و در دسترس  نباشد ، دختر میتواند با معرفی شخصی که میخواهد با او ازدواج کند و شرایط نکاح و مهر به دادگاه خانواده ، در صورت داشتن شرایط و مصلحت ، دادگاه حکم به عقد نکاح خواهد داد  .

همه این مسائل در خصوص نقش ولی قهری در نکاح ، در نکاح موقت نیز لازم است .

قانون مدنی ایران برا ی حصولت در ایجاد شرایط برای انعقاد عقد نکاح به طرفین اجازه داده است که شخصا هنگام اجرای صیغه نکاح حاظر نشده و میتوانند به شخص دیگری وکالت دهند و لزا حضور زن و مرد حین انعقاد عقد نکاح ، از شرایط صحت این عقد نمی باشد   . در حقوق ایران نکاح از طریق دادن وکالت مطلق نیز صحیح است . وکالت مطلق بدین معنی ست که بطور مثال گفته میشود به تو وکالت میدهم مردی را به نکاح من درآوری .

 

اما از همه حال نامحدود نیست بلکه نسبت به وکیل محدود است یعنی اینکه به سبب حساسیت عقد نکاح و داشتن ارتباط مستقیم با احساسات و عواطف و همچنین ارتباط با نظم عمومی ، وکیل نمیتواند موکله را برای خود تزویج کند مگر موکله رضایت دهد و آن را تنفیذ کند .

همچنین همانند سایر عقود که وکالت برای انجام داده میشود ، در صورت تخطی و یا رعایت نکردن مصلحت موکل ، اقدامات وکیل فضولی و غیر نافذ است و قابل اجرا و معتبر نیست مگر موکل رضایت دهد .

 

 

میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا