لطفاً اتصال اینترنت خود را بررسی کنید.

وبلاگ بنیاد وکلا
فرشید شاه مردانی فیروزجائی
مشاوره حقوقی با فرشید شاه مردانی فیروزجائی کارشناس ارشد حقوق
۵.۰ بر اساس (۳) دیدگاه مشتریان

کیفیت کلیه مشاوره‌ها توسط بنیاد وکلا تضمین می‌شود

منحل شدن نکاح از طریق فسخ، موجب حرمت نمی شود؛ چون طلاق محقق نشده هر چند فسخ متعدد و زیاد باشد، باعث حرمت نمی شود.

زنی که ۳ بار طلاق داده شده است برای ازدواج مجدد با همسر اول خود باید با مرد دیگری ازدواج کرده و نزدیکی صورت گیرد و بعد از جدایی عده خود را نگه دارد و به این همسر دیگر؛ محلل گفته می شود؛ بنابراین بایستی با مرد دیگری ازدواج بکند، نزدیکی صورت بگیرد، آن مرد وی را طلاق بدهد، آن زن عده نگه بدارد، آن وقت شوهر اول می تواند به صورت یک عقد مجدد او را به عقد خودش در بیاورد.

نزدیکی باید از ناحیه مرد صورت گیرد و وی عاقل و بالغ باشد، پس بنابراین نکاح با بچه ولو اینکه نزدیکی هم بکند چه وقتی که نزدیکی می کند، علامت بلوغ هم هست فایده ای هم ندارد.

عدم رضایت محلل در طلاق

در صورتی که محلل زن را طلاق ندهد:

  1. زن می تواند در زمان ازدواج با محلل با وی شرط بگذارد که برای مطلقه ساختن خود وکیل باشد.
  2. همسر سابق زن می تواند به عنوان وکیل جهت جدایی زن و مرد باشد.

چون نکاح قابل فسخ نیست، شرط نتیجه در این شرایط وجود ندارد؛ زیرا طلاق حکم است و از حقوق مرد به حساب می آید، اما شرط وکالت می توانیم بکنیم و زن یا مرد وکیل بشود که هر وقت خواست آن زن را مطلقه بکند و بعد هم زن عده اش را نگه بدارد و مجددا به خانه و زندگی قبلی خودش بر گردد.

جدا شدن زن از محلل ممکن است از طریق طلاق، فسخ و فوت محقق شود اما نکاح و نزدیکی باید صورت گرفته باشد؛ بنابراین یکی از موانع نکاح که آن را مانع موقت می نامیم و موقتا آن بر مرد حرام می شود با محلل می تواند حلال شود، سه طلاقه است.

حرمت ابدی ناشی از نه طلاق

مردی که همسر خود را ۹ بار طلاق دهد، نه طلاقه گویند که در صورتی این اتفاق می افتد که ۶ بار از طلاق آن رجعی باشد و در این حالت زن نسبت به همسر خود حرام مؤبد خواهد بود.

طلاق رجعی عبارتست از طلاقی که مرد همسر خود را طلاق می دهد و در زمان عده به او رجوع کرده و نزدیکی می کند و سپس او را طلاق می دهد.

ماده ۱۰۵۸ ق.م: (زن هر شخصی که به نه طلاق که شش تای آن عدی است مطلقه شده باشد، برآن شخص حرام مؤبد می شود).

مردی با زنی ازدواج کرد و آن زن را طلاق داده و در عده رجوع کرده و با او نزدیکی کرده و مجددا او را طلاق داده، در عده رجوع کرده با او نزدیکی کرده بار سوم هم او را طلاق داده با توجه به ان ماده ۱۰۷۷ چون سه تا طلاق محقق شد و دو رجوع قبل آن محقق شد، پس بار سوم آن زن موقتا بر او حرام می شود، مگر آن که محلل بگیرد.

فرض بر این می گیریم که زن محلل گرفت (شوهر دیگری کرد) و با ان شوهر نزدیکی کرد، آن شوهر از او جدا شد، حالا با طلاق و هر وسیله ای که شرعا موجب انفساخ نکاح و گسیختن نکاح آن زن و شوهر دومش شده، بعد آن مرد که او را طلاق داده مجددا او را به ازدواج خودش در می آورد، باز دو بار آن مساله طلاق رجعی که گفته شد؛ یعنی با او نکاح می کند و او را طلاق می دهد، در عده رجوع می کند با او نزدیکی می کند و مجددا او را طلاق می دهد و باز بار دوم هم همین طور باز بار سوم که این اتفاق می افتد، همان مساله محلل پیش می آید.

پس تا اینجا شش تا طلاق انجام شده که دو تا از این شش تا عدی بوده یعنی ۴ تا عدی بوده اگر بار سوم همین مساله تکرار شد و نه طلاق شد طبیعی است که دو تا عدی می شود دو تا و چهار تا می شود شش تا و طلاق نهم دیگر، قابل رجوع نیست آن زن بر او حرام موبد می شود و هرگز نمی تواند به عقد خودش در بیاورد.

موانع نکاح

کفر

یکی دیگر از موانع نکاح کفر است.

کفر (کافر)؛ عبارتست از شخصی که به وحدانیت خدا یا رسالت پیامبر اسلام با یکی از ضروریات دین معتقد نباشد.

مسلمان؛ عبارتست از شخصی که به وحدانیت خدا یا رسالت پیامبر اسلام یا یکی از ضروریات دین معتقد باشد.

ضروریات دین عبارتند از: نماز، ذکات، روزه، حج، جهاد، اما خمس ضروریات دین نیست و شیعه ان را دارند و اهل سنت آن را ندارند و همچنین امر به معروف و نهی از منکر را اهل سنت ندارند، اگر کسی گفت من خمس را قبول ندارم مرتد نیست اما اگر کسی گفت من زکات را در اسلام قبول ندارم، این منکر ضروری دین شده است.

ضروریات دین؛ عبارتست از باورهایی که باید تمام مسلمانان آن را قبول داشته باشند.

اگر یکی از ضروریات دین را قبول نداشته باشد، آن کافر محسوب می شود.

باور داشتن ضروریات دین به دو شکل است:

  1. شخصی که اسلام می آورد، عاقل و بالغ باشد و شهادت آورده باشد؛ (مثلا یک فرد مسیحی بعدا به اسلام روی می آورد).
  2. شخصی را حکم به اسلام می کنیم (طفلی که پدر یا مادرش مسلمان بوده باشد).

و آن طفل مسلمان تلقی می شود؛ یعنی زمانیکه نطفه اش بسته شد و در رحم مادرش بوده، در این صورت پدرش یا مادرش یا هر دو اگر مسلمان باشند کافیست و آن طفل مسلمان می باشد و بچه ای که بدنیا می اید مسلمان تلقی می شود، حالا چه فایده ای دارد که بچه ای که نه می تواند فکر بکند نه اختیاری دارد؛ یعنی طفلی که توی گهواره است این مسلمان بودن یا مسلمان نبودن ان چه نتیجه ای دارد؛ نتیجه اش اینست که ما در باب ارث مثلا می گوییم که یکی از موانع ارث، کفر است. این بچه اگر پدر یا مادرش که مسلمان هستند از دنیا بروند یا حتی اگر کافر باشند از دنیا بروند، این بچه از اینها ارث می برد در حالیکه این بچه کافر بود، خود کفرش مانع ارث بردن از مسلمان می شده است.

مسلمان مستقل و مسلمان تبعی

مسلمان دو گونه است:

  1. مسلمان مستقل و حقیقی (شخص به اختیار خود اسلام می آورد).
  2. مسلمان حکمی و تبعی (به واسطه والدین خود مسلمان می شود).

کافر به دو گونه است:

  1. کافر مستقل (شخصی که از ابتدا اسلام را قبول نداشته است، یا مسلمانی که از دین اسلام بر میگردد).
  2. کافر تبعی و حکمی (طفلی است که به واسطه والدین کافر خود کافر می شود و در زمان بستن نطفه کافر می باشد).

کافر اصلی و کافر مرتد

کافر اصلی به شخصی گویند که به صورت تبعی یا به صورت مستقل کافر بوده است.

کافر مرتد به شخصی گویند که دین اسلام را رد کرده است.

اول مسلمان بوده بعد، از اسلام برگردد و این برگشتن آنست که یا می گوید من اصلا اسلام را قبول ندارم یا اینکه یکی از ضروریات دین را منکر می شود که به آن مرتد می گویند.

مرتد به دو گونه است:

  1. مرتد فطری
  2. مرتد ملی

اگر اسلام فردی، اصلی باشد و از دین اسلام برگردد مرتد فطری گویند؛ یعنی زمانیکه نطفه اش منعقد شده یا پدر یا مادرش مسلمان بودند و حالا از اسلام برگردد به آن مرتد فطری گویند.

اگر شخصی که مسلمان شده بود، بعد از مدتی از اسلام برگشت نماید، او را مرتد ملی گویند؛ مثلا یک مسیحی مسلمان شده بود، بعد از مسلمان شدن از اسلام برگشت آن را مرتد ملی می گوییم.

فرشید شاه مردانی فیروزجائی
مشاوره حقوقی با فرشید شاه مردانی فیروزجائی کارشناس ارشد حقوق
۵.۰ بر اساس (۳) دیدگاه مشتریان

کیفیت کلیه مشاوره‌ها توسط بنیاد وکلا تضمین می‌شود

ثبت دیدگاه

جهت ثبت دیدگاه خود ابتدا باید وارد حساب کاربری خود شوید:

ورود ثبت‌نام
دیدگاه‌ها

هنوز دیدگاهی ثبت نشده است.

مشاوره خدمات در واتساپ سفارش سریع در واتساپ