لطفا اتصال اینترنت خود را بررسی کنید.
وبلاگ بنیاد وکلا
۱۶۴ بازدید ۰ دیدگاه

مطالعه تطبیقی سرقت علمی در قوانین موضوعه کشور ایران و کشورهای عضو اتحادیه اروپا

مطالعه تطبیقی سرقت علمی در قوانین موضوعه کشور ایران و کشورهای عضو اتحادیه اروپا

     کسب مدارج علمی و همچنین دستیابی به موقعیت های اجتماعی بالاتر، گاهی اوقات موجب بروز نوعی از رفتارهای غیر اخلاقی و نا به هنجاری می گردد که در عرف از آن به «سرقت علمی» یاد می شود؛ پدیده مذکور در اکثر جوامع مورد مذمت و نهی قرار گرفته است اما این مقابله با شدت و ضعفی همراه بوده است.

در پژوهش حاضر با استفاده از روش توصیفی تحلیلی، بررسی خواهد شد که فرهنگ جوامع چه میزان تأثیری بر میزان سرقت علمی و مقابله با آن دارد؟ و اینکه در قوانین موضوعه کشور ایران و کشورهای عضو اتحادیه اروپا چه راهکارهایی جهت مقابله با پدیده شوم «سرقت علمی» در نظر گرفته شده است؟ نتایج بدست آمده حکایت از آن دارد که فرهنگ هر جامعه تأثیر به سزایی در میزان سرقت علمی اشخاص آن جامعه دارد و در کشورهای عضو اتحادیه اروپا گذشته از وضع قوانین، تأکید فراوانی بر اعمال سیاست های آموزشی در راستای القای فرهنگ پژوهشی مناسب و کارآمد  به جامعه شده است، اگرچه در حقوق ایران نیز قوانین متعددی از جمله قانون عام «حمایت از مؤلفان، مصنفان و هنرمندان، مصوب 1348» و همچنین قانون نسبتاً تخصصی «پیشگیری و مقابله با تقلب در تهیه آثار علمی، مصوب 1396» به تصویب رسیده اند که ضرورت دارد به صورت کارآمدتری اجرا گردند. وانگهی معضل اساسی در این راستا نقض اصول فرهنگی، نادیده گرفتن حقوق مالکیت فکری صاحبان اثر از یکسو و از سوی دیگر، تحصیل مدراج علمی بدون انجام پژوهش مستقیم و اصیل بوسیله برخی اشخاص ناشی از اعطای ارزش کاذب اجتماعی به این مدارج علمی در جامعه می باشد. 

انسان ها، موجوداتی هستند که از قوه تعقل و تفکر قدرتمندی برخوردارند که این مهم، عامل سلطه ی  بلند مدت آنها بر این پهنه ی بی کران خاکی شده است. روح انسانی، فاقد خواص مادیت است، لکن به واسطه ی روح حیوانی که رابط میان روان و جسم انسان می باشد، آثار مادی پدید می آید.

به عبارت دیگر، این انسان است که معنا را درک می کند و آنگاه از طریق علائم، آثار شنیداری دیداری و دیگر داده های حسی، به مرور در مغز انسان آثار مادی را به وجود می آورد. به عنوان مثال یک شاعر یا یک نویسنده، حقیقتی را از مجموعه حیات اجتماعی درک می نماید و سپس به کمک لغات و زبان آموخته شده، معانی نو و پیغام های ابتکاری می آفریند و به عموم ارائه می دهد. عموم انسان ها در این میان  به شکلی کاملاً عادی به زندگی می پردازند و درگیر روزمرگی شان هستند، منتها تعداد محدودی از افراد با بهره گیری بیشتر از قدرت تفکر و استدلال، تاثیرات بلند مدت و انکار نشدنی بر زندگی خود، هم عصران و حتی آیندگان خود می گذارند. این تاثیرات، نتیجه خلاقیت و کارآمدی افکار افراد است که ارزشمند تلقی شده و دارای اعتبار مادی و معنوی فراوانی می باشد، به همین علت است که امروزه شاهد توسعه آفرینش های فکری و جایگاه بلند ومهم آن در جوامع گوناگون می باشیم.

با این توصیف می توان گفت که آفرینندگی و اختراع سخن خاص انسان است و این خلاقیت و نوآوری مختص انسان ها است و انسان نیز در راستای حفظ اثر و بهره برداری از ماحصل فکری خود، نیازمند به حمایت آثار از سوی حکومت و احترام به این آثار از سوی مردم می باشد.

امروزه، اساتید و مؤسسات علمی تمایل فراوانی به تغییر برخورد از حالت کشف و مجازات، به تربیت فرهنگی شهروندان و پیشگیری از پدیده سرقت علمی دارند که این مهم به واسطه آموزش صحیح و پایه ای امکان پذیر می باشد.

بررسی و شناسایی عوامل سرقت علمی می تواند کمک شایانی به مسیر علمی دانشجویان و مقابله با سرقت علمی نماید. عواملی همچون کمبود زمان، وجود کتب و مقالات به زبان های گوناگون و ترجمه آنها، اشخاص را به این امر سوق می دهد که از دسترنج علمی سایرین بهره ببرند. اگر این بهرمندی بدون رعایت اصول و ترتیبات علمی شکل گیرد، نه تنها ناپسند بوده و تقلب علمی تلقی شده و دربردارنده مسئولیت کیفری و مدنی خواهد بود؛ بلکه رخوت و کاهلی را در جامعه ایجاد می نماید و از اثر ارائه شده بی اساس جامعه طرفی نمی بندد.

استفاده از اثر علمی دیگران با رعایت رسم امانت داری و ذکر نام صاحب اثر نه تنها حسن می باشد، بلکه چون نماینگر دسترنج دیگریست، این فایده را نیز به همراه دارد که جامعه از پژوهشگر انتظار می یابد گامی دیگر و بلندتر برداشته و عصاره و تراوش فکری نو خویش را فراتر از منابعی که از آن بهره برده است ارایه نماید. این امر از یکسو پیامد آن تلاش برای تحصیل و ارایه دستاوردهای علمی نو را بوسیله پژوهشگران بعنوان ارمغانی برای جامعه به همراه دارد واز سوی دیگر تحقق این مهم نیز صرفا با وضع و حاکمیت قوانین موضوعه توام با ضمانت اجرای سفت و سخت امکان پذیر نیست بلکه ترویج بعد فرهنگی موضوع مهم است، بطوری که جامعه باید بپذیرد حقوق مالکیت فکری صاحبان اثر علمی در جامعه دارای اعتبار و ارزش ویژه می باشد . بنابراین تمام اشخاص جامعه نسبت به تعرض  به این قبیل حقوق همسان با نقض  حقوق مالی و یا جسمانی  مردم جامعه تلقی و از آن دفاع نمایند و مانع از از دست رفتن قبح و زشتی نقض حقوق مالکیت فکری صاحبان اثر با بی پروایی متقلبان در امور علمی گردند. از این جهت نگاه فرهنگی، مذهبی، اجتماعی و اعتقادی شهروندان در رعایت حریم حقوق صاحبان اثر علمی بسیار موثر وکار ساز است.

سرقت علمی پدیده ای است که به موجب آن، آثار علمی و پژوهشی شخص پدیدآورنده بدون مجوز وی توسط دیگران مورد بهره برداری قرار می گیرد. در سرقت علمی و رعایت حق مؤلف، بخش های فرهنگی، اجتماعی، اخلاقی و فردی نقش بسیار تعیین کننده ای دارند، بعنوان مثال با گسترش و پیشرفت فناوری های الکترونیکی به خصوص اینترنت و به موجب آن دسترسی سریع و کم هزینه به اطلاعات گوناگون، فقدان فرهنگ حفظ حقوق مؤلف را به خوبی نمایان نمود.

در کشور ایران، عواملی همچون فقدان سیستم آموزشی کارآمد و فرهنگ سازی صحیح از سطوح پایه، رواج فرهنگ تنبلی و تقلب، عدم آگاهی صحیح از مفهوم واقعی سرقت علمی، محدودیت زمانی و عدم توانایی لازم در امور علمی پژوهشی باعث گسترش پدیده سرقت علمی شده اند. بطوری که امروزه عده ای تهیه کتب یا مقاله را در ازای دریافت حق الزحمه برای دیگران بعنوان حرفه خویش قرار داده و از این راه کسب درآمد می نمایند. بر همین اساس ماده واحده پیشگیری و مقابله با تقلب در تهیه آثار علمی در مقام مقابله با این سودجویان، ناقض اصول علم، اخلاق، فرهنگ و شرافت اجتماعی را مجرم شناخته و مستحق مجازات تلقی و امتیازات علمی حاصله را ملغی الاثر دانسته است.

اما جای داشت در مقدمه یا صدر این قانون جدید التصویب، همانند پیش در آمد بسیاری از اسناد بین المللی که اهمیت آن بسیار بیشتر از خود سند است، عبارتی که مبیتن ترویج فرهنگ سلامت و احترام در حفظ و توجه به حقوق مالکیت فکری صاحبان اثر علمی و رعایت موازین اخلاقی که مورد تایید شرع نیز است، اشاره می گردید. اثر این امر، هم باعث نهی ناقضین حقوق مالکیت فکری  و اشخاص خاطی می شد و هم ارج نهادن به حقوق صاحبان اثر را بعنوان یک فرهنگ ارزشمند به همه اشخاص جامعه یاد آور می شد و همچنین بر میزان اثرگذاری قانون و تحقق رسالت اش که بیداری جامعه در پاسداشت حقوق دیگران است، گامی بر می داشت.

امروزه جوامع در حال گذر و تغییر از اعمال مجازات به سوی نظام آموزشی مناسب و پیشگیری از سرقت علمی می باشند. ایجاد یک سیاست مفید آموزشی به معنای شروع به تغییر در نظام فرهنگی است که طبعاً باعث تغییر قوانین نیز می گردد و این مهم بسیار کارآمدتر خواهد بود به خصوص برای دانشجویانی که در امور علمی و پژوهشی از توانایی و استعداد لازم برخوردار نیستند و یا فرصت و حوصله کافی برای پژوهش ندارند و یا با شیوه و چگونگی نگارش یک اثر پژوهشی و علمی آشنایی ندارند.

در قوانین موضوعه کشور، قانون عامی تحت عنوان حمایت از مؤلفان، مصنفان و هنرمندان وجود دارد که به جهت گذشت بسیار زیادی از زمان تصویب آن، کارایی کافی را ندارد؛ لیکن ماده واحده پیشگیری و مقابله با تقلب در تهیه آثار علمی مصوب 1396 و آیین نامه اجرایی آن نیز که در سال 1398 به مرحله اجرا رسیده است؛ گام مهمی در خصوص مقابله با تقلب و سرقت در آثار علمی می باشد و تا حدودی جنبه بازدارندگی دارد و اشخاص را به سمت و سوی پژوهش اصولی و اصیل دعوت می کند. با این وجود، پیشنهاد می گردد که شرایط لازم جهت فرهنگ سازی و آموزش مردم در راستای گسترش فرهنگ حفظ حقوق مؤلف فراهم گردد، بدیهی است که این مهم اثربخشی بسیار بیشتری دارد که منافع آن در سطوح گسترده جامعه مشخص خواهد شد. هر چند توجه به مقوله فرهنگ سازی و ایجاد اعتقادات اخلاقی در مقدمه قانون موصوف اخیرالتویب از نگاه مقنن دور مانده است ولیکن نباید از فرایند فرهنگ سازی و ترویج بعد اجتماعی ناپسندی تقلب علمی برای حصول نتیجه نا امید ماند و در این راه خطیر فرو نشست و صرفاً در انتظار ضمانت اجراهای قانونی بود.

ثبت دیدگاه

جهت ثبت دیدگاه خود ابتدا باید وارد حساب کاربری خود شوید:

ورود ثبت‌نام
دیدگاه‌ها

هنوز دیدگاهی ثبت نشده است.