قراردادهاخانواده

آثار تغییر جنسیت در امور حسبی و قراردادها

تغییر جنسیت صرفا یک پروسه پزشکی و روانشناختی نیست. فردی که در جریان تغییر جنسیت قرار می‌گیرد، پس از آن که عمل‌های جسمانی و جلسات مشاوره خود را طی می‌کند، با بعد جدیدی از چالش‌ها مواجه می‌شود.

آثار و رد پای تغییر جنسیت در مدارک شناسایی، قراردادها، ازدواج و طلاق و ارث و سایر موارد بسیار مشهود است. از این رو در ادامه به بررسی برخی از چالش‌های مهم پس از تغییر جنسیت می‌پردازیم.

نوشته های مشابه

اگر شما نیز در پروسه تغییر جنسیت هستید، می‌توانید برای تمامی تغییرات حقوقی آتی از وکیل مجرب کمک بگیرید.

تغییر جنسیت در قرارداد‌ها و نکاح چه آثاری دارد؟

یکی از پیچیده‌ترین بحث‌های امروزه در حوزه حقوق پزشکی تاثیر تغییر جنسیت در حقوق قراردادها و حقوق خانواده می‌باشد.

تغییر جنسیت در قراردادهایی که شخصیت طرف قرارداد مهم است با قراردادهایی که شخصیت طرف مقابل اهمیت زیادی ندارد متفاوت است.

یکی از عوامل ضروری در اهلیت (تمتع) یا عدم آن در بعضی از عقود و ایقاعات جنسیت است.

در دنیای امروز روند تحولات سریع پیش می‌رود به نحوی که علم پزشکی، موضوعاتی جدید را ارائه کرده است به طوری که حقوقدانان و صاحب نظران هنوز به تحلیل و بررسی این موضوع‌ها می‌پردازند.

در حقوق ایران در خصوص آثار و پیامدهای حقوقی این موضوع چندان تحقیق نشده است و قانون خاصی بر خلاف بعضی از کشورهای همسایه مانند ترکیه وضع نشده است.

در قرارداد ممکن است جنسیت شخص به عنوان شرط یا وصف او ذکر شود مانند قرارداد استخدامی مربی مهد کودک که خانم بودن شرط است یا قرارداد استخدامی پرستار در بخش زنان بیمارستان.

در اینگونه قراردادهایی که شرط جنسیت درج شده باشد با تغییر جنسیت فرد، برای مشروط له به اعتبار خیار تخلف از وصف یا شرط با توجه به مواد ۲۳۵ و ۲۳۹ قانون مدنی حق فسخ ایجاد می‌گردد.

اگر وجود وصف جنسیت برای متعهد له دارای منافعی نباشد یا منفعت نامشروعی باشد برای مشروط له حق فسخی ایجاد نمی‌شود زیرا دلیل حق خیار به یک طرف عقد پیشگیری از ورود ضرر آینده است.

در یک سری از عقود جنسیت دلیل اساسی آن است مثل نکاح در اینجا چند نظر است: نظر اول می‌گوید نکاح منفسخ است مثل حالت اول چون دلیلی بر بطلان نکاح وجود ندارد (نظر اکثریت)

نظر دوم: در عقد نکاح جنسیت شرط اساسی است و با تغییر جنسیت با از دست دادن شرط اساسی عقد باید بطلان آن را از دادگاه بخواهند.

تغییر جنسیت قراردادها

اثر تغییر جنسیت بر مهریه

مهریه مالی است که در عقد نکاح از طرف زوج به زوجه تملیک می‌شود.

موضوع مهریه از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است از طرفی مبلغ آن در اکثر موارد بسیار سنگین و زیاد است و از طرف دیگر مرد این مال را به عنوان زوجیت دائم به زوجه تملیک می‌کند و اگر بداند مدت زوجیت، موقت و کم است چنین مهریه سنگینی را تملیک نمی‌کند. مثل نکاح منقطع که مبلغ مهر نسبت به نکاح دائم ناچیز است.

اثر تغییر جنسیت در استرداد هزینه‌های ازدواج

یکی دیگر از پیامدهای حقوقی این وضعیت بررسی ضمان و جبران مبالغی است که طرف دیگر برای برگزاری مراسم ازدواج متحمل شده است.

در مورد هزینه‌های نامزدی یک نظریه این است که اگر طرفی از حق خود سوء استفاده کند طرف دیگر می‌تواند هزینه‌های خود را از او دریافت کند.

در اصل چهلم قانون اساسی و سایر مواد قانونی این نظریه مورد پذیرش قرار گرفته است ولی بر موضوع مورد بحث ما تطبیق نمی‌کند، به این دلیل که از نظر پزشکی تغییر جنسیت به عنوان درمان بحران جنسی صورت می‌گیرد و عرفا بر درمان درد سوء استفاده از حق صدق نمی‌کند.

آنچه که با اصول حقوقی ما منطبق می‌باشد این است که اگر در زمان انعقاد عقد نکاح مشکل جنسی فرد وجود داشته باشد و بداند اما طرف دیگر را از وضعیت خود آگاه نسازد فرد ناآگاه می‌تواند به استناد قاعده غرور خسارت و هزینه را دریافت نماید.

زمانی که زوج تغییر جنسیت دهد به دو بخش تقسیم می‌شود:

  • قبل از آمیزش: زوجه حق دریافت مهریه ندارد.
  • بعد از آمیزش: باید مهریه کامل بدهد.

در خصوص تغییر جنسیت زوجه اگر قبل از آمیزش باشد حق دریافت مهریه ندارد اگر بعد از آمیزش باشد می‌تواند مهریه بگیرد. در فقه هم زوجه را مستحق دریافت مهریه می‌داند.

در صورت تغییر جنسیت حق ولایت از بین نمی‌رود چون نطفه فرد را که نمی‌شود از آن مولی علیه خارج کرد. اگر پدر تغییر جنسیت بدهد به زن حق ولایت بر فرزند را دارد. حقوق مکتسبه از بین نمی‌رود.

منظور از حق مکتسب حقی است که سابقا طبق قانون صالح و با رعایت تمام شرایط تحقق آن کاملا محقق شده باشد. در نتیجه منظور حق مکتسب در این مبحث، حقی است که شخص قبل از تغییر جنسیت آن حقوق برای او ثابت شده است و طبق قانون به دست آورده است.

تغییر جنسیت نکاح

یکی از صاحب نظران درباره حق ولایت قهری اعتقاد دارد با تغییر جنسیت، حق ولایتی که به اعتبار جنسیت سابق کسب کرده، ساقط می‌گردد در توجیه این نظر استدلال شده است: پس از تغییر جنسیت، مثلا مذکر به مونث، عنوان پدری بر این شخص صدق نمی‌کند، در حالی که حق ولایت از آن پدر است. بنابراین، حق سالبه به انتفاع موضوع می‌شود.

به این نظر ایراد وارد شده است: زیرا طبق عرف همین که کسی از نطفه غیر متولد شود، حتی اگر بعدا تغییر جنسیت دهد، بر این فرزند و بر او پدر صدق می‌کند و دلیلی بر سقوط حق ولایت وجود ندارد.

در برخی از کشورها ملاک بقا یا زوال حقوق مذکور، رعایت غبطه و مصلحت طفل است: در صورتی که تغییر جنسیت به کودک جسمی یا روانی وارد نکند، حق باقی است و در غیر این صورت حق ساقط می‌گردد.

در قوانین ایران نیز، فلسفه این حقوق، اغلب حفظ مصلحت کودک است و والدین به این مورد ملزم هستند.

آثار تغییر جنسیت بر حق ارث

موضوع دیگری که میزان آن با توجه به جنسیت شخص تعیین می‌شود، سهم الارث وارث از مورث است: در حقوق ارث ایران، وراث ذکور دو برابر وراث اناث می‌باشد. در نهایت باید بررسی کرد که شخص تغییر جنسیت داده، سهم الارث را بر مبنای کدام جنسیت می‌برد.

اگر شخصی که تغییر جنسیت انجام داده است در گروه خویشاوندان طولی صعودی قرار گیرد، تغییر جنسیت بر میزان سهم الارثش از مورث اثری نخواهد گذاشت، چون دلیل تعیین ارث این گروه، نسبتی است که در زمان ولادت مورث با او داشته‌اند.

حال اگر شخص تغییر جنسیت داده، در گروه خویشاوندان طولی نزولی یا خویشاوندان عرضی قرار بگیرد، تغییر جنسیت بر مقدار سهم الارث او از مورث تاثیر گذار خواهد بود و باید طبق جنسیت جدید فرد محاسبه شود، چون نسبت این افراد با میت به اعتبار جنسیت زمان مرگ او تعیین می‌گردد.

در صورت نیاز به دریافت اطلاعات تکمیلی می‌توانید از خدمات مشاوره حقوقی بنیاد وکلا استفاده نمایید.

میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۲ رای

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا