علت عدم توجه به اسناد ابرازی ملک مشاع و ابلاغ سوگند تکمیلی
با سلام و احترام، زمینی ارثی در شهری دورتر از محل سکونتم داشتم، طبق حصر وراثت و سند رسمی که موجوده، کاملا مشخص هست که وارث هستم و به طور مشاعی در این زمین حق دارم، طرفی از وراث، رفته و سهام بقیه رو خریده و الان من سهم ۱ از ۸ دارم و طرف مقابلم ۷ از ۸، بدون توجه به اینکه همچنان اینجا مشاعی بوده و بدون اینکه هیچگونه تقسیمنامه و... وجود داشته باشه، صرفا به طرفیت بقیه (به جز من) درخواست تنفیذ مبایعهنامه خرید داده بوده و کاملا از اظهاراتش و تایید طرفهای مقابل هم مشخص هست (طبق دادنامه صادر شده) که این زمین سهامی بوده و این فرد هم سهام اونها رو خریده و سهمش به ۷ از ۸ رسیده (دعوای اثبات مالکیت و تنفیذ مبایعه نامه بوده) حتی در رای دادگاه اومده که ۱ از ۸ هم طبق حصر وراثت مال منه (تعجبه که ایراد به دادخواست نگرفته که چرا من طرف دعوا نیستم). به هرحال به طور رسمی به من چیزی ابلاغ نشده بود و از طریق یکی از وراث تونستم به این دادنامه صادر شده برسم و در واقعیت هم حقی طبق این دادنامه ازم ضایع نشده، هیچ تقسیمنامهای هم ارائه نکرده بودن (چون وجود نداشته) هیچگونه درخواست افراز و... هم نداشتند. سند رسمی زمین و دادنامه ای که خودش اوایل پارسال گرفته رو دارم، حالا متوجه شدم پروانه گرفته و دیوار کشی کرده و ساخت و سازی در زمین انجام داده و یک تکه احمقانه معادل ۱ از ۸ زمین رو اون گوشه گذاشته برای من (یک مستطیل دراز به عرض حدودا سه متر)!!! با وجود دوری مسافت و سختی کار و مشکلات متعدد، اما برای احقاق حقم ازش شکایت کردم برای خلع ید، به استناد اسناد و اون دادنامه که خودش تنفیذ گرفته بود، در جلسه اول، طرف مقابل از دادگاه تقاضای شهادت شهود بر تقسیم زمین داده و به طور عجیبی دادگاه قبول کرد با اینکه تقسیمنامهای نبوده (و اصولا تقسیم اون زمین به یک تکه ۷ از ۸ و ۱ از ۸ احمقانه و کاملا بی ارزشه!) و تمام اسناد هم مشاعی هست. قاضی هم شهادت رو بشنوه، شهود کاملا ضد و نقیض بودن و مشخص که دروغ میگن، حالا قاضی بعد از ده روز یک قرار سوگند تکمیلی برای من صادر کرده! در ابلاغیه هیچ توضیحی نداده، فقط گفته قرار اتیان سوگند، نوع سوگند بر تکمیل دلیل. چرا باید اجبارا قسم بخورم؟ مگه برای ساخت و... به سند و تقسیمنامه و رضایتنامه محضری نیاز نیست؟ وقتی طرف ساخته و حقوق رو پایمال کرده و قانون رو دور زده، حالا منی که سند دارم باید مجبور به این بشم که دلیلم ناقصه و قسم بخورم؟ تازه اگر اثر بده؟ این رویه یعنی چی؟ اگر بخوام با این اسناد و اقرار طرف مقابل در دادنامهای که خودش درخواست داده، به جایی برسم، میتونم از قاضی هم شکایت کنم؟ هیچ ترسی بابت قسم ندارم، اما اینجا داره رسما به دلایلی که ارائه دادم توهین میشه! اسناد واضحه و نقض قوانینی که در این ساخت و ساز رخ داره اظهرمنالشمس، میخوام بدونم اگر قسم خوردم و قاضی یهویی دوباره برای طرف مقابل سند سازی و تقسیمسازی کرد، چکار میتونم انجام بدم؟ من به این اجبار به قسم و نادیده گرفتن اسناد و قوانین مشکوک هستم. لطفا راهنمایی بفرمایید چطور میتونم به حقم برسم؟ با تشکر.