موضوعتان را بگویید، در چند ثانیه به وکیلِ در دسترس میرسید
لطفاً اتصال اینترنت خود را بررسی کنید.
تلفن تماس:
شما میتوانید درخواست ارزیابی حقوقی خود را بطور مستقیم برای ارسال کنید و در کوتاهترین زمان ممکن از ایشان پاسخ
بگیرید.
لطفا دقت داشته باشید، شما در هر روز تنها
میتوانید ۳
درخواست ارزیابی حقوقی رایگان ویا ارتباط مستقیم با متخصص ثبت نمایید.
همچنین دقت داشته باشید درصورت عدم انتخاب متخصص، پیام شما برای تمامی متخصصان ارسال شده و ایشان
می توانند ارزیابی خود را از درخواست شما مطرح نمایند.
در یک پرونده، خواهانها دو نفر و خواندهها ۵ نفر میباشند. دعوا در واقع متوجه خوانده به نام الف است و سایر خواندگان صرفا از نظر شکلی در مورد چاه آب مشاعی کشاورزی در دادخواست قید شدهاند. ضمن اینکه قبلا به خواندگان وکالت تامالاختیار در امور استفاده از چاه آب را دادهاند و در جلسه دادگاه اظهار نمودند اختلافی با اقدامات خواهانها ندارند و مشکل صرفا متوجه خوانده الف است. دادگاه بدوی نیز از ۴ خواسته مطروحه، در مورد ۳ خواسته رای به محکومیت خوانده الف نمود. خواسته ۴ نیز رد گردید. ۱۰ روز بعد از ابلاغ دادنامه یکی از خواندهها فوت نمود. شخص الف به دادنامه معترض گردید و در مهلت قانونی ۲۰ روزه (دقیقا روز بیستم) خواهانها بهعلاوه ۴ خوانده (شامل شخص فوت شده) را بهعنوان تجدیدنظرخواندگان در دادخواست تجدیدنظر خواهی قید کرد. دادگاه تجدیدنظر اصحاب دعوا را به جلسه رسیدگی فراخواند. آیا اینک تجدیدنظرخواه میتواند در جلسه حضوری اعلام کند که یکی از تجدیدنظرخواندگان فوت نموده و به منظور تطویل زمان رسیدگی از دادگاه قرار توقف رسیدگی را درخواست کند؟
در این پرونده، با توجه به شرایط شرح داده شده، به تحلیل حقوقی مسئله میپردازیم:
۱. وضعیت خوانده فوت شده
با فوت یکی از خواندگان (تجدیدنظرخواندگان) ۱۰ روز پس از ابلاغ دادنامه بدوی، به موجب ماده ۳۷۹ قانون آیین دادرسی مدنی، در صورتی که فوت متوجه شخصی باشد که حضور او در دعوا ضروری است، رسیدگی باید متوقف شود تا ورثه یا نماینده قانونی او وارد دعوا شوند.
اما در این پرونده، سایر خواندگان (به غیر از الف) صرفا از نظر شکلی در دعوا حضور داشتند و اعلام کرده بودند که اختلافی با خواهانها ندارند. همچنین، قبلا به آنها وکالت تامالاختیار در استفاده از چاه آب داده شده بود. بنابراین، حضور آنها بهصورت ماهوی ضروری نبوده و فوت یکی از آنها تاثیری در ماهیت دعوا ندارد.
۲. درخواست توقف رسیدگی توسط تجدیدنظرخواه (خوانده الف)
تجدیدنظرخواه (الف) میتواند در جلسه دادگاه ادعای فوت یکی از تجدیدنظرخواندگان را مطرح کند، اما دادگاه تنها در صورتی قرار توقف رسیدگی صادر میکند که فوت شخص بهصورت مستقیم در حق یا تکلیف او مؤثر باشد.
از آنجا که سایر خواندگان اختلافی با خواهانها نداشتند و دعوا اساسا متوجه خوانده الف بود، فوت یکی از آنها موجب توقف رسیدگی نخواهد شد، مگر اینکه خوانده فوت شده نقش حقوقی مؤثری در دعوا داشته باشد (که در اینجا چنین نیست).
۳. سوء استفاده از فرآیند دادرسی (تطویل زمان)
اگر دادگاه تشخیص دهد که درخواست توقف رسیدگی صرفا بهمنظور تاخیر در رسیدگی است، میتواند با استناد به ماده ۱۰۰ قانون آیین دادرسی مدنی (سوء استفاده از حق)، از صدور قرار توقف خودداری کند.
با توجه به اینکه سایر خواندگان موضع بیطرفانهای داشتند و دعوا عمدتا بین خواهانها و خوانده الف است، درخواست توقف رسیدگی موجه به نظر نمیرسد.
نتیجهگیری:
تجدیدنظرخواه (خوانده الف) میتواند در جلسه دادگاه اعلام کند که یکی از تجدیدنظرخواندگان فوت شده است، اما دادگاه به احتمال زیاد قرار توقف رسیدگی صادر نخواهد کرد، زیرا:
فوت این خوانده تاثیری در ماهیت دعوا ندارد.
سایر خواندگان اختلافی با خواهانها نداشتند و دعوا اساسا متوجه خوانده الف است.
درخواست توقف ممکن است بهعنوان تاخیر غیرموجه تلقی شود.
در نتیجه، دادگاه تجدیدنظر به رسیدگی ادامه خواهد داد و درخواست توقف را رد میکند، مگر اینکه خوانده فوت شده نقش حقوقی حیاتی در دعوا داشته باشد که در این مورد چنین نیست.
با سلام تجدیدنظرخواه میبایست وراث تجدیدنظرخوانده فوت شده را طرف دعوا قرار میداد بنابراین دادخواست تجدید نظرخواهی نسبت به خوانده فوت شده قابل رسیدگی نیست و امکان توقف رسیدگی هست
سلام
در پاسخ به پرسش مطرحشده، باید به بررسی جنبههای حقوقی مرتبط با فوت یکی از اصحاب دعوا در مرحله تجدیدنظر و تاثیر آن بر روند رسیدگی، همچنین امکان درخواست قرار توقف دادرسی از سوی تجدیدنظرخواه، پرداخت. این موضوع با استناد به قوانین آیین دادرسی مدنی و رویه قضایی ایران تحلیل میشود.
تحلیل حقوقی وضعیت پرونده
در این پرونده، دعوا در مرحله بدوی با حضور دو خواهان و پنج خوانده مطرح شده است. دعوا عمدتا متوجه خواندهای به نام الف بوده و سایر خواندگان صرفا بهصورت شکلی در دعوا حضور دارند و حتی در جلسه دادگاه اعلام کردهاند که اختلافی با اقدامات خواهانها ندارند. دادگاه بدوی نیز رای خود را عمدتا علیه خوانده الف صادر کرده است. پس از ابلاغ رای، یکی از خواندگان (غیر از الف) فوت کرده و سپس خوانده الف در مهلت قانونی، درخواست تجدیدنظرخواهی خود را با قید نام تمام تجدیدنظرخواندگان (شامل شخص فوتشده) تقدیم کرده است. حال سؤال این است که آیا تجدیدنظرخواه (الف) میتواند در جلسه دادگاه تجدیدنظر اعلام فوت یکی از تجدیدنظرخواندگان را مطرح کرده و بهمنظور تاخیر در رسیدگی، درخواست قرار توقف دادرسی کند.
تاثیر فوت یکی از تجدیدنظرخواندگان بر روند رسیدگی:
طبق ماده ۱۰۵ قانون آیین دادرسی مدنی، فوت یکی از اصحاب دعوا در صورتی که دعوا قائم به شخص نباشد، موجب توقف موقت دادرسی میشود تا جانشین قانونی متوفی (ورثه یا قائممقام) تعیین و به دعوا وارد شود. با این حال، اگر فوت تاثیری بر روند رسیدگی نداشته باشد یا دعوا نسبت به سایر طرفین قابل تفکیک باشد، دادرسی ادامه مییابد. در این پرونده، با توجه به اینکه دعوا عمدتا متوجه خوانده الف است و سایر خواندگان نقش شکلی دارند و حتی مخالفتی با خواسته خواهانها ابراز نکردهاند، فوت یکی از خواندگان احتمالا تاثیری بر ماهیت دعوا و رسیدگی به اعتراض خوانده الف ندارد. بنابراین، دادگاه میتواند رسیدگی را نسبت به سایر اصحاب دعوا ادامه دهد.
درخواست قرار توقف دادرسی توسط تجدیدنظرخواه:
قرار توقف دادرسی موضوع قانون آیین دادرسی مدنی، در شرایطی صادر میشود که ادامه رسیدگی منوط به امری دیگر باشد یا به دلایلی مانند فوت یکی از طرفین، نیاز به تعیین جانشین وجود داشته باشد. با این حال، طبق نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضاییه، قرار توقف دادرسی قابل تجدیدنظرخواهی نیست، اما دادگاه صادرکننده میتواند در صورت ارائه دلایل مستدل و قانونی از سوی یکی از طرفین، از این قرار عدول کند. در این مورد، اگر تجدیدنظرخواه (الف) درخواست توقف دادرسی را به دلیل فوت یکی از تجدیدنظرخواندگان مطرح کند، دادگاه تجدیدنظر اختیار دارد که با بررسی شرایط پرونده، تصمیم به توقف یا ادامه رسیدگی بگیرد. با توجه به اینکه نقش خوانده فوتشده در دعوا صرفا شکلی بوده و دعوا عمدتا علیه الف است، احتمالا دادگاه دلیلی برای توقف کل رسیدگی نخواهد دید.
امکان تطویل زمان رسیدگی با اعلام فوت:
اگر تجدیدنظرخواه با هدف تاخیر در رسیدگی، فوت یکی از طرفین را مطرح کند، این اقدام ممکن است از سوی دادگاه بهعنوان سوءاستفاده از حقوق آیین دادرسی تلقی شود. طبق رویه قضایی، طرح دعوا یا اعتراض به طرفیت شخص فوتشده اصولا فاقد وجاهت قانونی است و قابلیت استماع ندارد. با این حال، در این پرونده، تجدیدنظرخواهی در مهلت قانونی و پیش از اطلاع رسمی از فوت مطرح شده است. بنابراین، اعلام فوت در جلسه دادگاه نمیتواند بهخودیخود دلیلی برای توقف رسیدگی باشد، مگر اینکه دادگاه تشخیص دهد حضور ورثه متوفی برای رسیدگی ضروری است.
نتیجهگیری
تجدیدنظرخواه (الف) میتواند در جلسه دادگاه تجدیدنظر اعلام کند که یکی از تجدیدنظرخواندگان فوت کرده و درخواست قرار توقف دادرسی را مطرح کند. با این حال، تصمیمگیری در این خصوص بر عهده دادگاه تجدیدنظر است. با توجه به ماهیت دعوا و نقش شکلی خوانده فوتشده، بهاحتمال زیاد دادگاه دلیلی برای توقف کل رسیدگی نخواهد دید و میتواند رسیدگی را نسبت به سایر اصحاب دعوا، بهویژه خوانده الف که محور دعوا است، ادامه دهد. همچنین، اگر هدف تجدیدنظرخواه از این درخواست صرفا تطویل زمان رسیدگی باشد، دادگاه میتواند با استناد به اصول آیین دادرسی و رویه قضایی، درخواست را رد کند. در نهایت، اگر دادگاه تشخیص دهد که حضور ورثه متوفی ضروری است، ممکن است قرار توقف موقت صادر کند تا جانشین قانونی تعیین شود.