در دعاوی حقوقی، صرف بیان خواسته و توضیح کلی معمولا برای رسیدگی مؤثر کافی نیست. خواهان باید علاوه بر مشخص کردن خواسته، **جهات استحقاق خود و دلایل و مستندات اثباتی دعوا** را نیز در حد لازم بیان کند.
به موجب ماده ۵۱ قانون آیین دادرسی مدنی، دادخواست باید شامل مواردی از جمله **موضوع دعوا، تعهدات و جهاتی که به موجب آن خواهان خود را مستحق مطالبه میداند، و ادله و وسایلی که برای اثبات ادعا دارد** باشد. بنابراین خواهان باید مشخص کند بر چه مبنای قانونی یا قراردادی، خود را محق میداند.
البته در مرحله بدوی، لازم نیست دادخواست حتما مانند یک لایحه تخصصی، تمام استدلالهای حقوقی را دربرگیرد؛ اما هرچه ادعا دقیقتر و مستندتر مطرح شود، امکان دفاع و تصمیمگیری صحیح دادگاه بیشتر خواهد بود. دادگاه نیز مکلف است بر اساس ادعاهای مطرحشده، دلایل ارائهشده و مقررات قانونی رسیدگی کند و نمیتواند صرفا به دلیل ضعف نگارش حقوقی، حق ثابتشدهای را نادیده بگیرد.
در مرحله تجدیدنظر و فرجامخواهی، اهمیت استدلال حقوقی بیشتر میشود؛ زیرا معترض باید جهات اعتراض خود را مطابق موارد قانونی بیان کند و صرف نارضایتی از رای معمولا موجب نقض آن نخواهد شد.
بنابراین، در دعاوی حقوقی، دادخواست خوب صرفا یک «شرح ماجرا» نیست؛ بلکه باید رابطه بین **واقعه، حق ادعایی، دلیل اثباتی و حکم قانونی مورد استناد** را روشن کند.
مستندات قانونی:
* ماده ۵۱ قانون آیین دادرسی مدنی (شرایط دادخواست)
* ماده ۱۹۷ قانون آیین دادرسی مدنی (اصل برائت و تکلیف اثبات ادعا توسط مدعی)
* مواد ۳۴۸ و ۳۶۶ قانون آیین دادرسی مدنی در خصوص جهات تجدیدنظرخواهی و فرجامخواهی.