خدمت تنظیم دادخواست · قرارداد و تعهدات
دادخواست تجویز انتقال منافع
وکیل پایه یک دادگستری برای پروندهٔ شما مینویسد؛ قیمت و زمان تحویل را پیش از پرداخت از خودِ او میگیرید
تجویز انتقال منافع یعنی وقتی مستأجرِ مغازه یا محل کسب حق انتقال به غیر ندارد و مالک نه رضایت میدهد و نه حاضر است حق کسب یا پیشه را در مقابل تخلیه بپردازد، دادگاه به مستأجر اجازه میدهد منافع مورد اجاره را با سند رسمی به دیگری منتقل کند. در این خدمت، وکیل پایه یک دادگستری دادخواست تجویز انتقال منافع را برای پروندهٔ شما تنظیم میکند: مشمولبودن رابطهٔ اجاره بر قانون سال ۱۳۵۶ را مستند میکند، خواسته را طوری مینویسد که شغل مستأجر جدید همان شغل یا مشابه آن باشد و مدارک را برای جلسهٔ رسیدگی و کارشناسی میچیند.
وکیل را انتخاب کنید و رایگان با او گفتوگو کنید؛ تا قیمت را نپذیرید، پرداختی در کار نیست.
- گرفتن قیمت و زمان تحویل هیچ تعهدی ایجاد نمیکند
- متن دادخواست برای رابطهٔ استیجاری خودِ شما نوشته میشود، نه فرم آماده
- تحویل در همان گفتوگو؛ اصلاح تا ثبت در دفتر خدمات قضایی
روند سفارش تنظیم دادخواست
- ۰۱شرح پرونده
روی دکمهٔ «درخواست تنظیم دادخواست» میزنید و مینویسید ملک کجاست، اجارهنامه از چه تاریخی است، حق انتقال به غیر در آن سلب شده یا اجارهنامهای در بین نیست، و شغل مستأجر جدید چیست. شمارهٔ موبایل تأیید میشود؛ پیش از پرداخت هیچ تعهدی ندارید.
- ۰۲استعلام قیمت و زمان از خود وکیل
وکیل پروندهٔ شما را میخواند، اگر دربارهٔ تاریخ شروع تصرف یا نوع کاربری سؤالی دارد میپرسد و قیمت و زمان تحویل را اعلام میکند. اگر موافق بودید، همانجا پرداخت میکنید.
- ۰۳تحویل دادخواست
متن نهایی در همان گفتوگو به دستتان میرسد و تا وقتی پرونده در دفتر خدمات قضایی ثبت نشده، هر اصلاحی — از نام مستأجر جدید تا شرح شغل او — با وکیل قابل هماهنگی است.
خروجی خدمت
در این خدمت چه چیزی دریافت میکنید؟
- دادخواست اختصاصی پروندهٔ شما
متن کامل دادخواست تجویز انتقال منافع با مشخصات طرفین، خواستهٔ دقیق، شرح رابطهٔ استیجاری، دلایل و منضمات و مستند قانونی — آمادهٔ ثبت در دفتر خدمات الکترونیک قضایی.
- اثبات اینکه اجاره مشمول قانون ۱۳۵۶ است
کل دعوا روی همین بند میچرخد: وکیل با اجارهنامه، تاریخ شروع تصرف، پروانهٔ کسب و قبوض نشان میدهد رابطهٔ شما مشمول قانون سال ۱۳۵۶ است و نه قانون سال ۱۳۷۶ که در آن انتقال، تابع قرارداد و مقررات سرقفلی است.
- تنظیم خواسته و معرفی شغل مستأجر جدید
ماده ۱۹ انتقال را برای همان شغل یا شغل مشابه مجاز میداند؛ وکیل خواسته را طوری مینویسد و شغل منتقلالیه را طوری معرفی میکند که ایراد «شغل غیرمشابه» به دعوا وارد نشود.
- راهنمای مهلتها و مرحلهٔ دفترخانه
مهلت ششماههٔ تنظیم سند رسمی پس از ابلاغ حکم قطعی، اینکه سند در کدام دفترخانه تنظیم میشود و اینکه مستأجر جدید از هر حیث قائممقام شماست — در همان گفتوگو توضیح داده میشود.
در یک نگاه
- مبنای قانونی
- ماده ۱۹ قانون روابط موجر و مستأجر ۱۳۵۶
- مرجع صالح
- دادگاه حقوقی محل وقوع ملک
- موضوع اجاره
- فقط محل کسب، پیشه یا تجارت
- مهلت تنظیم سند رسمی
- شش ماه از ابلاغ حکم قطعی
- مهلت تجدیدنظرخواهی
- ۲۰ روز از ابلاغ یا پایان مهلت واخواهی
وکلای این خدمت
استعلام زمان و هزینه از وکلای تنظیم دادخواست
وکیل را انتخاب کنید؛ پیش از پرداخت موضوع را با او در میان میگذارید.
ایشان رفتارشون خوب و با احترام بود و همیشه در دسترس و دلسوز و مهربان بودند
مهلا ج، موکل این وکیل برای اولین جلسه توضیحاتشون شفاف و مفهوم بود من در تایم بررسی اسناد قرار گرفتم
فریبا س، موکل این وکیل بسیار مسلط و دلسوزانه مشاوره میدن . آرزوی سلامتی و موفقیت داریم براشون
کاربر ب، موکل این وکیل بسیار خوش برخورد بودند و راهنمایی بسیار خوبی به من دادند. از ایشان سپاسگزارم
کاربر ب، موکل این وکیل باصداقت وصبوری وقت کافی گذاشتن وراهنمایی لازم روانجام دادند ازشون ممنونم.
شیوا ر، موکل این وکیل بسیار عالی بودن با دقت کامل به حرف گوش میدن و دلسوزانه راهنمایی میکنن
محمد ر، موکل این وکیل متشکرم بابت حوصله و پاسخگویی به تمام سوالات
محمد م، موکل این وکیل
راهنمای حقوقی
راهنمای تجویز انتقال منافع
آنچه پیش از سفارش باید بدانید — بر اساس ماده ۱۹ و مواد ۱۰، ۱۴، ۱۸ و ۲۶ قانون روابط موجر و مستأجر ۱۳۵۶.
مأخذ قانونی: قانون روابط موجر و مستأجر (مصوب ۱۳۵۶)، مواد ۱۰، ۱۴، ۱۸، ۱۹ و ۲۶؛ به همراه قواعد عمومی قانون آیین دادرسی مدنی (مصوب ۱۳۷۹) · بهروزرسانی: ۱۴۰۵/۰۶/۰۱
خلاصه در سی ثانیه
- این دعوا فقط برای محل کسب، پیشه یا تجارتِ مشمول قانون روابط موجر و مستأجر ۱۳۵۶ است؛ اگر اجارهنامه حق انتقال به غیر داده باشد، انتقال با سند رسمی انجام میشود و حکم لازم نیست (ماده ۱۹).
- مالک راه دیگری هم دارد: بهجای رضایت، حق کسب یا پیشه یا تجارت شما را در مقابل تخلیه بپردازد؛ به همین دلیل ارزیابی این حق تقریباً همیشه وارد پرونده میشود (مواد ۱۸ و ۱۹).
- پس از ابلاغ حکم قطعی فقط شش ماه فرصت دارید انتقال را با سند رسمی انجام دهید؛ پس از آن حکم ملغیالاثر است (ماده ۱۹).
چه زمانی به دادخواست تجویز انتقال منافع نیاز دارید؟
اجارهنامه حق انتقال را سلب کرده است
در متن اجارهنامه نوشته شده مستأجر حق واگذاری منافع به غیر را ندارد. اگر مالک رضایت ندهد، تنها راهِ قانونیِ واگذاری مغازه، گرفتن حکم تجویز انتقال منافع از دادگاه است.
اجارهنامهای در بین نیست
سالهاست در ملک کسب میکنید ولی سند اجارهٔ مکتوبی وجود ندارد یا مدت آن گذشته است. ماده ۱۹ همین حالت را هم پیشبینی کرده و مسیر، همان مراجعه به دادگاه است.
مالک نه رضایت میدهد نه حق کسب را میپردازد
مالک حاضر نیست انتقال را بپذیرد، اما پرداخت حق کسب یا پیشه در مقابل تخلیه را هم قبول نمیکند. دادگاه در این حالت به تجویز انتقال منافع و تنظیم سند انتقال حکم میدهد.
خریدار سرقفلی دارید و کار عقب میافتد
کسی آمادهٔ خرید منافع مغازه برای همان شغل یا شغل مشابه است؛ برای اینکه معامله با سند رسمی و بدون خطر دعوای تخلیه انجام شود، ابتدا باید حکم تجویز گرفته شود.
مالک شما را به دعوای تخلیه تهدید کرده است
قبلاً محل را عملاً در اختیار دیگری گذاشتهاید و مالک به استناد انتقال به غیر دنبال تخلیه است. در این وضعیت ترتیب اقدامها و انتخاب دفاع، پیش از هر دادخواستی باید با وکیل بررسی شود.
تجویز انتقال منافع چیست و با انتقال آزادِ منافع چه فرقی دارد؟
تجویز انتقال منافع حکمی است که دادگاه به درخواست مستأجرِ محل کسب، پیشه یا تجارت صادر میکند و به او اجازه میدهد منافع مورد اجاره را با سند رسمی به شخص دیگری منتقل کند، حتی اگر مالک راضی نباشد. ماده ۱۹ قانون روابط موجر و مستأجر مصوب ۱۳۵۶ دو حالت را از هم جدا کرده است.
حالت اول: اجارهنامه به مستأجر حق انتقال به غیر داده است. اینجا هیچ دعوایی لازم نیست؛ مستأجر میتواند برای همان شغل یا شغل مشابه، منافع را با سند رسمی به دیگری منتقل کند.
حالت دوم: حق انتقال به غیر سلب شده یا اصلاً اجارهنامهای در بین نیست و مالک راضی به انتقال نیست. در این حالت قانون به مالک یک انتخاب داده است: یا حق کسب یا پیشه یا تجارت مستأجر را در مقابل تخلیه بپردازد، یا اگر نپردازد، مستأجر میتواند برای تنظیم سند انتقال به دادگاه مراجعه کند و دادگاه حکم به تجویز انتقال منافع و تنظیم سند در دفترخانه میدهد.
این دعوا را با دعوای مطالبهٔ حق کسب و پیشه یا تخلیه اشتباه نگیرید: خواستهٔ شما اجازهٔ انتقال است، نه گرفتن پول از مالک و نه پسگرفتن ملک.
دادخواست را به کدام مرجع بدهیم؟
ماده ۲۶ قانون روابط موجر و مستأجر ۱۳۵۶ رسیدگی به همهٔ دعاوی موضوع آن قانون را در صلاحیت دادگاه دانسته است. از سوی دیگر، دعاوی مربوط به اموال غیرمنقول طبق ماده ۱۲ قانون آیین دادرسی مدنی در دادگاهی اقامه میشود که ملک در حوزهٔ آن واقع است، حتی اگر خوانده در آن حوزه ساکن نباشد. پس دادگاه حقوقیِ محل وقوع ملک مرجع این دعواست.
قانون شوراهای حل اختلاف مصوب ۱۴۰۲ در بند ۴ ماده ۱۲، دعاوی تخلیهٔ عین مستأجره و تعدیل اجارهبها را در صلاحیت دادگاه صلح قرار داده، اما دعاوی مربوط به سرقفلی و حق کسب یا پیشه یا تجارت را صریحاً استثنا کرده است. چون تجویز انتقال منافع مستقیماً با همین حق گره خورده و اساساً در فهرست آن بند هم نیامده، جای طرح آن دادگاه است نه دادگاه صلح.
طرف دعوا (خوانده) مالک یا موجر است؛ اگر ملک چند مالک مشاعی دارد، همهٔ آنها باید طرف دعوا قرار بگیرند، وگرنه دادگاه دعوا را ناقص میبیند. اگر ملک پس از اجاره به دیگری منتقل شده باشد، ماده ۴۹۸ قانون مدنی اجاره را به حال خود باقی میداند و مالک جدید طرف دعوا خواهد بود.
هزینههای این دعوا شامل چه چیزهایی است؟
چند قلم را از هم جدا کنید:
هزینهٔ دادرسی: طبق مواد ۵۰۲ و ۵۰۳ قانون آیین دادرسی مدنی با ابطال تمبر پرداخت میشود و مبلغ آن هر سال طبق تعرفهٔ سالانه تعیین میگردد. چون در رویه، خواستهٔ تجویز انتقال منافع به ارزش منافع و حق کسب و پیشه گره میخورد، بسیاری از دادگاهها آن را دعوای مالی میدانند و تقویم خواسته اهمیت پیدا میکند؛ اگر طرفین بر سر بهای خواسته اختلاف کنند و این اختلاف در مراحل بعدی مؤثر باشد، دادگاه پیش از رسیدگی با جلب نظر کارشناس آن را تعیین میکند (ماده ۶۳).
دستمزد کارشناس: چون مالک حق دارد بهجای رضایت، حق کسب یا پیشه یا تجارت را بپردازد، معمولاً قرار کارشناسی برای ارزیابی این حق صادر میشود. میزان حق کسب و پیشه طبق ماده ۱۸ بر مبنای ضوابط آییننامهای تعیین میشود و ماده ۲۹ همان قانون، استفاده از کارشناسان رسمیِ معرفیشده را پیشبینی کرده است.
حقالوکاله و تمبر مالیاتی وکالتنامه در صورت داشتن وکیل دادگستری، و هزینهٔ دفترخانه برای تنظیم سند رسمی انتقال در مرحلهٔ آخر.
خسارات دادرسی — هزینهٔ دادرسی، حقالوکاله و حقالزحمهٔ کارشناسی — طبق ماده ۵۱۹ قابل مطالبه است و باید در ستون خواسته آورده شود. دستمزد تنظیم دادخواست جدا از این اقلام است و خودِ وکیل آن را پیش از پرداخت، در همان گفتوگو اعلام میکند.
مدارکی که مشمول بودن اجارهٔ شما را ثابت میکند
کارت ملی مستأجر و حساب فعال در سامانهٔ ثنا؛ و اگر پرونده را به وکیل میسپارید، وکالتنامهٔ او.
اجارهنامه (رسمی یا عادی) و همهٔ تمدیدها و الحاقیهها؛ اگر اجارهنامهای در بین نیست، دلایل اثبات رابطهٔ استیجاری مانند رسید اجارهبها، قبوض تودیعی، شهادت شهود و مکاتبات.
مدرکی که تاریخ شروع تصرف را نشان دهد؛ همین تاریخ تعیین میکند اجاره مشمول قانون ۱۳۵۶ است یا قانون ۱۳۷۶.
پروانهٔ کسب، جواز صنفی یا مدرک نشاندهندهٔ نوع شغلِ جاری در محل.
سند مالکیت یا استعلام ثبتی برای شناسایی مالک یا مالکان فعلی و آدرس دقیق ملک.
مشخصات مستأجر جدید و نوع شغل او، تا مشابهبودن شغل قابل ارزیابی باشد.
در صورت وجود، اظهارنامهٔ ارسالی به مالک برای گرفتن رضایت و پاسخ او؛ این سند بیطرفانه نشان میدهد مالک رضایت نداده است.
مراحل ثبت و رسیدگی به دادخواست تجویز انتقال منافع
بررسی مشمولبودن اجاره و شغل — پیش از هر کاری روشن میشود که اجاره مشمول قانون سال ۱۳۵۶ است و مورد اجاره، محل کسب یا پیشه یا تجارت است؛ اگر رابطه مشمول قانون سال ۱۳۷۶ باشد، مسیر پرونده بهکلی فرق میکند.
تنظیم دادخواست به طرفیت مالک — خواسته «صدور حکم به تجویز انتقال منافع مورد اجاره به غیر و تنظیم سند انتقال» نوشته میشود، به همراه شرح رابطهٔ استیجاری، دلایل و منضمات و استناد به ماده ۱۹ قانون روابط موجر و مستأجر ۱۳۵۶.
ثبت در دفتر خدمات الکترونیک قضایی — اجارهنامه، پروانهٔ کسب و کارت ملی را به دفتر خدمات میبرید؛ پرونده اسکن و پس از پرداخت هزینهٔ دادرسی به دادگاه حقوقی محل ملک ارجاع میشود و از آن پس هر ابلاغی از راه سامانهٔ ثنا میرسد.
جلسهٔ رسیدگی و دفاع مالک — مالک معمولاً یکی از این ایرادها را مطرح میکند: مشمولنبودن اجاره بر قانون ۱۳۵۶، نداشتن رابطهٔ استیجاری، غیرمشابهبودن شغل مستأجر جدید، یا اعلام آمادگی برای پرداخت حق کسب و پیشه در مقابل تخلیه.
قرار کارشناسی و ارزیابی حق کسب و پیشه — دادگاه معمولاً برای تعیین ارزش منافع و حق کسب یا پیشه یا تجارت قرار کارشناسی صادر میکند؛ دستمزد کارشناس را متقاضی میپردازد و به نظر کارشناس میتوان در مهلت قانونی اعتراض کرد.
صدور حکم و قطعیشدن آن — در صورت احراز شرایط، دادگاه حکم به تجویز انتقال منافع و تنظیم سند انتقال در دفترخانه میدهد و رونوشت آن را به دفترخانهٔ مربوط میفرستد و مراتب را به موجر هم اعلام میکند.
تنظیم سند رسمی انتقال ظرف شش ماه — پس از ابلاغ حکم قطعی، انتقال باید ظرف شش ماه با سند رسمی انجام شود؛ در غیر این صورت حکم ملغیالاثر است و باید همهچیز از نو آغاز شود.
بعد از صدور حکم چه اتفاقی میافتد؟
حکم تجویز انتقال منافع، برخلاف احکام مطالبهٔ وجه، با توقیف مال اجرا نمیشود؛ اجرای آن در دفترخانه اتفاق میافتد. ماده ۱۹ تصریح کرده است که دادگاه، تنظیم سند انتقال را در دفترخانهٔ تنظیمکنندهٔ سند اجارهٔ سابق و اگر اجارهنامهٔ رسمی در بین نباشد در دفترخانهٔ نزدیک ملک مقرر میکند، رونوشت حکم را به آن دفترخانه میفرستد و مراتب را به موجر اعلام میکند.
سه نکته را از یاد نبرید:
مهلت ششماهه: اگر ظرف شش ماه از تاریخ ابلاغ حکم قطعی، منافع با سند رسمی به مستأجر جدید منتقل نشود، حکم ملغیالاثر خواهد بود. این مهلت قابل تمدید نیست و در عمل رایجترین دلیلِ بیاثر ماندن یک حکمِ بهدستآمده است.
وضعیت مستأجر جدید: او از هر حیث نسبت به تمام شرایط اجاره قائممقام مستأجر سابق است؛ یعنی همان تعهدها و همان حقوق، از جمله حق کسب یا پیشه یا تجارت، به او منتقل میشود. تبصره ۲ ماده ۱۹ هم تأکید کرده انتقال این حق فقط با سند رسمی معتبر است.
پرداخت اجارهبها متوقف نمیشود: تا لحظهٔ تنظیم سند، تکلیف پرداخت اجارهبها یا اجرتالمثل در مهلت مقرر ماده ۶ برقرار است و کوتاهی در آن، طبق بند ۹ ماده ۱۴، خودش دستاویز دعوای تخلیه میشود.
واخواهی و تجدیدنظرخواهی از حکم
واخواهی: طبق ماده ۳۰۳ قانون آیین دادرسی مدنی، رأی وقتی غیابی است که خوانده یا وکیل یا قائممقام یا نمایندهٔ قانونی او در هیچ جلسهای حاضر نشده باشد، لایحهٔ کتبی هم نداده باشد و اخطاریه به او ابلاغ واقعی نشده باشد؛ هر سه شرط باید جمع باشد. اگر اخطاریه به موجر ابلاغ واقعی شده باشد، رأی حضوری است حتی وقتی او در هیچ جلسهای نیامده و لایحهای نداده، و اعتراضش باید در قالب تجدیدنظرخواهی مطرح شود. مهلت واخواهی برای مقیمان ایران بیست روز و برای مقیمان خارج دو ماه از تاریخ ابلاغ واقعی است و دادخواست واخواهی به همان دادگاه صادرکنندهٔ حکم داده میشود (مواد ۳۰۵ و ۳۰۶). در همین حال، ماده ۲۶ قانون روابط موجر و مستأجر ۱۳۵۶ حکم دادگاه در دعاوی موضوع آن قانون را «در هر صورت حضوری» شمرده و فقط قابل تجدیدنظر دانسته است؛ بنابراین پیش از هر اقدام باید معلوم شود دادنامه در پروندهٔ شما حضوری تلقی شده است یا غیابی، چون مهلتها و مرجع اعتراض فرق میکند.
تجدیدنظرخواهی: مرجع تجدیدنظر آرای دادگاههای هر حوزه، دادگاه تجدیدنظر همان استان است (ماده ۳۳۴) و مهلت آن برای اشخاص مقیم ایران بیست روز و برای مقیمان خارج از کشور دو ماه است؛ نکتهٔ کلیدی، مبدأ این مهلت است: از تاریخ ابلاغ یا انقضای مدت واخواهی (ماده ۳۳۶). یعنی اگر رأی غیابی باشد، بیست روزِ تجدیدنظر بعد از پایان مهلت واخواهی شروع میشود، نه بلافاصله پس از ابلاغ.
توجه کنید که مهلتهای واخواهی و تجدیدنظر با مهلت ششماههٔ تنظیم سند یکی نیستند و همزمان با هم میدوند؛ مدیریت این تقویم، بخشی از کاری است که وکیل انجام میدهد.
اشتباههای رایجی که وکیل جلوی آنها را میگیرد
طرح دعوا در جایی که لازم نیست: اگر اجارهنامه حق انتقال به غیر داده باشد، صدر ماده ۱۹ اجازهٔ انتقال با سند رسمی را داده و گرفتن حکم فقط وقت و هزینه است.
واگذاری عملی پیش از گرفتن حکم: تحویل مغازه به خریدار یا شریککردن او پیش از حکم، مصداق انتقال به غیر است و طبق تبصره ۱ ماده ۱۹ و بند ۲ ماده ۱۴ به تخلیه و از دست رفتن نیمی از حق کسب و پیشه میانجامد.
انتقال با سند عادی: تبصره ۲ ماده ۱۹ انتقال حق کسب یا پیشه یا تجارت را فقط با سند رسمی معتبر میداند؛ قولنامهٔ عادی این کار را نمیکند.
معرفی شغل غیرمشابه برای مستأجر جدید، که ایراد اصلی مالک و شایعترین علت شکست این دعاوی است.
سوختن مهلت ششماهه پس از قطعیشدن حکم و ملغیالاثر شدن آن.
طرف دعوا قرار ندادن همهٔ مالکان مشاعی یا مالک جدیدی که ملک به او منتقل شده است (ماده ۴۹۸ قانون مدنی).
خلط قانون ۱۳۵۶ و قانون ۱۳۷۶: در اجارههای بعد از سال ۱۳۷۶، انتقال منافع تابع قرارداد و مقررات سرقفلی است و ماده ۶ آن قانون، سلب حق انتقال به غیر را به رسمیت شناخته است؛ ماده ۱۱ همان قانون هم اماکن اجارهشدهٔ پیش از تصویب را از شمول خود بیرون گذاشته است.
تنظیم دادخواستهای مرتبط با اجاره و انتقال منافع
همهٔ ۴۵ نمونهپرسشهای متداول
دادخواست تجویز انتقال منافع با وکیل چگونه تنظیم میشود؟
روی «درخواست تنظیم دادخواست» میزنید و اجارهنامه، تاریخ شروع تصرف، نوع شغل و مشخصات مستأجر جدید را برای وکیل مینویسید؛ وکیل پرونده را میخواند، قیمت و زمان تحویل را پیش از پرداخت اعلام میکند و پس از تأیید شما، دادخواست اختصاصی را تنظیم و در همان گفتوگو تحویل میدهد.
هزینهٔ تنظیم دادخواست تجویز انتقال منافع چقدر است؟
هزینه به پیچیدگی پرونده، وضعیت اجارهنامه و تعداد مالکان بستگی دارد و خودِ وکیل آن را پیش از پرداخت در گفتوگو اعلام میکند. تمبر دادرسی طبق تعرفهٔ سالانه، دستمزد کارشناس ارزیابی حق کسب و پیشه و هزینهٔ دفترخانه، سه قلم مستقلاند و در دستمزد وکیل حساب نمیشوند.
تجویز انتقال منافع یعنی چه؟
یعنی دادگاه به مستأجرِ محل کسب، پیشه یا تجارت اجازه میدهد منافع مورد اجاره را با سند رسمی به شخص دیگری منتقل کند، در حالتی که حق انتقال به غیر از او سلب شده یا اجارهنامهای در بین نیست و مالک هم رضایت نمیدهد (ماده ۱۹ قانون روابط موجر و مستأجر ۱۳۵۶).
این دادخواست را باید به دادگاه بدهیم یا شورای حل اختلاف؟
به دادگاه حقوقی محل وقوع ملک. ماده ۲۶ قانون سال ۱۳۵۶ رسیدگی به دعاوی موضوع آن قانون را در صلاحیت دادگاه دانسته و بند ۴ ماده ۱۲ قانون شوراهای حل اختلاف ۱۴۰۲ هم دعاوی مربوط به سرقفلی و حق کسب یا پیشه یا تجارت را از صلاحیت دادگاه صلح استثنا کرده است.
اگر اجارهنامه حق انتقال به غیر داده باشد باز هم دادخواست لازم است؟
خیر. صدر ماده ۱۹ میگوید مستأجری که در اجارهنامه حق انتقال به غیر دارد، میتواند برای همان شغل یا شغل مشابه، منافع را با سند رسمی به دیگری منتقل کند و نیازی به حکم دادگاه ندارد.
اگر بدون حکم دادگاه مغازه را به دیگری واگذار کنم چه میشود؟
طبق تبصره ۱ ماده ۱۹ موجر حق درخواست تخلیه پیدا میکند و حکم تخلیه علیه متصرف یا مستأجر اجرا میشود؛ در این حالت مستأجر یا متصرف فقط مستحق دریافت نصف حق کسب یا پیشه یا تجارت است. بند ۲ ماده ۱۴ هم همین واگذاری عملی را از موارد تخلیه شمرده است.
بعد از گرفتن حکم چقدر فرصت دارم منافع را منتقل کنم؟
شش ماه از تاریخ ابلاغ حکم قطعی. اگر در این مدت منافع با سند رسمی به مستأجر جدید منتقل نشود، طبق ذیل ماده ۱۹ حکم ملغیالاثر خواهد بود و باید دعوا از ابتدا مطرح شود.
مستأجر جدید چه حقوقی پیدا میکند؟
او از هر حیث نسبت به تمام شرایط اجاره قائممقام مستأجر سابق است؛ یعنی همان تعهدها و همان حقوق، از جمله حق کسب یا پیشه یا تجارت، به او منتقل میشود و انتقال این حق فقط با سند رسمی معتبر است (ماده ۱۹ و تبصره ۲ آن).
آیا مالک میتواند جلوی انتقال را بگیرد؟
مالک میتواند بهجای رضایت، حق کسب یا پیشه یا تجارت مستأجر را در مقابل تخلیه بپردازد؛ اگر این کار را نکند، مستأجر میتواند از دادگاه حکم تجویز انتقال منافع بگیرد. ارزیابی این حق معمولاً با کارشناس رسمی انجام میشود.
مهلت اعتراض به رأی این پرونده چقدر است؟
برای اشخاص مقیم ایران بیست روز و برای مقیمان خارج از کشور دو ماه؛ مبدأ آن، تاریخ ابلاغ یا انقضای مدت واخواهی است (ماده ۳۳۶ قانون آیین دادرسی مدنی) و مرجع رسیدگی، دادگاه تجدیدنظر استان است.
دادخواست تجویز انتقال منافعتان را وکیل پایه یک بنویسد
وضعیت اجارهنامه، تاریخ شروع تصرف و شغل مستأجر جدید را مینویسید؛ وکیل پایه یک دادگستری خواسته و مستندات را برای همین رابطهٔ استیجاری میچیند و دستمزد و زمان تحویل را پیش از پرداخت اعلام میکند.
درخواست تنظیم دادخواست




