اختلافات ورثه موجر و مستاجر و عدم پرداخت مطالبات
با سلام و خسته نباشید خدمت وکلای عزیز و زحمتکش، بنده مستاجر در جنوب تهران در یک مجتمع مسکونی که رو حساب بدبختی و مجبور بودن باید در چنین مجتمعی سکونت میکردم به خاطر شرایط کاری خانوادگی. خلاصه این مجتمع مسکونی حدود آن ۹۰ واحد در چند بلوک جداگانه میباشد ولی پایان کار نداره، گاز شهری نداره و خلاصه حرف و حدیثهای زیادی راجع به این مجتمع به گوش همه رسیده است. هر کسی که در اطراف و نزدیک این مجتمع میباشد از داستان این مجتمع خبر داره. مالک این مجتمع که دیده کاری ندارن، به افراد مجرد اجاره میدادن و بعضی از خانوادههایی که اوضاع خوبی نداشتن مثل بنده اونم با زد و بند و سفارش دوستان و آشنایان میدادند. بالاخره بنده درسال ۹۸ با کلی خواهش و التماس یک واحد تونستم از مالک بگیرم، میگم واحد ولی چهاردیواری بود این واحد. مجبور شدم چهار ماه بدون اینکه وسایل خونه را بچینم شروع کردم با همکاری دوستان و آشنایان به بازسازی واحد رو چه حسابی، رو حساب اینکه حداقل خودمون میخوایم استفاده کنیم. چند بار رفتیم پیش مالک فرمودن همینه که هست، میتونید درست کنید بنشینید، اگر هم نمیتونید من دیگه بیشتر از این نمیتونم، چندین بار هم رفتیم به دفتر ایشون که نزدیک مجتمع بود، فرمودن به خانوم و دخترم من نه از این پولی که دادید بیشتر میگیرم و نه کرایه میگیرم ازتون، شما میخواهید درست کنید بنشینید تا هر وقت که دوست دارید، اگر هم نخواستید دوست دارید برید از اینجا، پولی بهتون نمیدم و باید یکی را پیدا کنید بذارید جای خودتون، پولی که دادید بهم ازش بگیرید. ما هم که مجبور بودیم هرکاری میگفت گوش کردیم ولی بدون اینکه دستنوشته یا قراردادی امضا کنیم، همش لفظی بوده. خلاصه دو سالی گذشت، یک نماینده داشتن مالک، بهمون فشار آوردن که مالک گفتن پول بگیر ازشون و ما هم پس اندازی نداشتیم. خانوم زیر پوشش کمیته امداد بودند، رفتن جهت کمک ودیعه گفتن قولنامه بیارید بهتون وام میدیم، اومدیم به مالک گفتیم مالک فرمودن من قولنامه نمیدم، شما آشنا دارید برید بنویسید. ما هم رفتیم بنگاه یک آشنا و یک قولنامه صوری نوشتن فقط برای دریافت وام، اون هم بدیم به مالک. قولنامه نوشته شد آوردیم مالک امضا کردند و رفتیم وام گرفتیم آوردیم دادیم مالک، همه وام سی ملیون بود. خلاصه پارسال مالک فوت شدن، بچهی مالک الان اومدن به همه مستاجرین فشار آوردن که باید برین بیرون، ما ملک را فروختیم. ما همه مستاجر گرفتار بدون اینکه خرج کردههامون رو بده، یا پول پیشی بهمون بده، رفته شکایت کرده که پرونده در شورای حل اختلاف قاضی دستور تخلیه فوری صادر کرده. با توجه به داستانهای پیچیده ملک مورد نظرم جالبه که میگن مالک اصلی پدر ایشون نیستند، اینها هم اومدن یک سند قدیمی را ارائه دادن که اصلا نمیخونه اصطلاحات سند با این ملک. متراژ ملک را زده ۲۵۰متر، فقط هزار متر و دو تا تالار پذیرایی چسبیده به واحدها حساب میشه، خلاصه همه مردم رو گرفتار کردند. شب عید هر روز جنگ و دعوا داریم یک ساله، شما را به خدا کمکم کنید، بهترین راهکار چیه؟