ابتدا باید متن وکالتنامه و نحوه انتقال خودرو بررسی شود. اگر وکالت بدون دریافت وجه و صرفا برای انجام امور مربوط به خودرو به همسر اعطا شده و ایشان خودرو را ابتدا به نام شخص ثالث و سپس به نام خود منتقل کرده باشد، باید مشخص شود این اقدامات در حدود اختیارات وکالت بوده یا خیر و آیا بابت انتقال وجهی دریافت شده است. در صورت وجود ابهام، امکان مطالبه حساب دوران وکالت و وجوه دریافتی قابل بررسی است. مطابق ماده ۶۶۸ قانون مدنی، وکیل مکلف است حساب مدت وکالت خود را به موکل ارائه کرده و آنچه را به جای او دریافت کرده است به وی رد نماید.
از طرف دیگر، اگر منظور شما این بوده که خودرو را بلاعوض و به قصد هبه به همسرتان واگذار کردهاید، موضوع میتواند از جهت رجوع از هبه بررسی شود. مطابق مواد ۷۹۵ و ۸۰۳ قانون مدنی، در شرایط مقرر، واهب میتواند از هبه رجوع کند؛ البته باید بررسی شود که عین موهوبه همچنان در مالکیت همسر باقی است و مانعی برای رجوع از هبه وجود ندارد. بنابراین انتقال خودرو ابتدا به شخص ثالث و سپس به نام همسر، از این جهت اهمیت زیادی دارد و باید مشخص شود این انتقالها با چه عنوان و قصدی انجام شدهاند.
در نتیجه، برای تعیین اینکه کدام مسیر حقوقی مناسبتر است، لازم است وکالتنامه، سوابق نقلوانتقال خودرو، فاکتورها و مدارک پرداخت یا عدم پرداخت وجه و هرگونه توافق میان زوجین بررسی شود. صرف اینکه خودرو در دوران زندگی مشترک به نام همسر منتقل شده، بهتنهایی برای تعیین تکلیف مالکیت کافی نیست و بسته به مدارک پرونده، میتوان موضوع را از جهت حساب دوران وکالت، رجوع از هبه یا سایر دعاوی مرتبط بررسی کرد.