درود بر شما ؛
در شرط تنصیف اموال مندرج در قباله نکاح، ملاک این است که در زمان وقوع طلاق به درخواست زوج، چه اموالی در مالکیت زوج باقی مانده و تحصیل آن در ایام زوجیت بوده است. اگر ملک پیش از طرح دعوای طلاق به طور رسمی و قطعی به نام دختر منتقل شود، اصل بر خروج آن از مالکیت شما است، اما دادگاه می تواند در صورت احراز قصد اضرار و صوری بودن یا فرار از ادای دیون، اثر حقوقی انتقال را بی اثر کند و ملک را در محاسبه تنصیف یا در اجرای طلب مهریه لحاظ کند.
صلح عمری الزام به پرداخت ثمن ندارد و عقد صلح می تواند معوض یا بلاعوض واقع شود. با این حال انتقال بلاعوض به بستگان نزدیک، آن هم در فاصله کوتاه تا طرح طلاق یا همزمان با جریان اجرای مهریه، از جهات مهمی است که در رویه قضایی، قرینه بر صوری بودن یا قصد فرار از دین تلقی می شود و امکان طرح دعوای ابطال صلح یا عدم نفوذ آن از سوی زوجه یا توقیف و تعقیب حقوقی و حتی کیفری را افزایش می دهد.
در خصوص فرار از دین، اگر مهریه در مرحله اجرا باشد یا دین محقق و مطالبه شده باشد و انتقال موجب اعسار یا عدم امکان وصول طلب گردد، عمل می تواند مشمول عنوان انتقال مال به قصد فرار از دین شود. همچنین زوجه می تواند با استناد به قواعد عمومی معاملات، از جمله ماده ۱۹۰ قانون مدنی و نیز مقررات مربوط به معاملات به قصد فرار از دین، دعوای ابطال یا غیر قابل استناد بودن معامله را مطرح کند. افزون بر این، چون ملک در رهن بانک است، انتقال رسمی آن نیز محدودیت های ثبتی و بانکی دارد و غالبا بدون فک رهن یا رضایت مرتهن، انتقال کامل و بی دردسر انجام نمی شود.
جمع بندی راهبردی این است که صلح عمری لزوما تنصیف را از بین نمی برد و در شرایطی می تواند به ضرر شما تمام شود، چون هم احتمال بی اثر شدن انتقال وجود دارد و هم احتمال حساسیت بیشتر در پرونده مهریه و طلاق. برای نظر دقیق باید متن شرط تنصیف در عقدنامه شما، تاریخ شروع و نحوه جریان اجرای مهریه، وضعیت رهن و ارزش ملک و سایر دارایی ها بررسی شود.
اگر موافقید برای ارائه راهکار کم ریسک، فقط بفرمایید شرط تنصیف در قباله شما دقیقا به چه عبارتی نوشته شده است، آیا دادخواست طلاق یا اجراییه مهریه الان در جریان است؟ و تاریخ ابلاغ اجراییه مهریه چه زمانی بوده است؟
سربلند باشید