
در این راهنمای جامع بازنشستگی پیش از موعد را از منظر حقوقی و اجرایی میگشایم؛ اینکه چه کسانی با چه سابقهای میتوانند زودتر از موعد از کار بازنشسته شوند، چه تفاوتهایی میان صندوقهای مختلف (تامین اجتماعی، کشوری، لشکری و صندوقهای اختصاصی) وجود دارد، فرمول محاسبه مستمری و ضرایب کاهشی چگونه اعمال میشود، و مسیر اداریِ گامبهگام از درخواست تا صدور حکم بازنشستگی دقیقا از کجا میگذرد.
خواندن این مقاله برای شما سودی دو چندان دارد: از یکسو امکان برنامهریزی مالی و زمانیِ واقعبینانه پیش از خروج از خدمت را فراهم میکند و از سوی دیگر، شما را از خطاهای پرهزینهای مانند انتخاب زمان نامناسب، نادیده گرفتن ضرایب کاهش مستمری، عدم احتساب سوابق سخت و زیانآور، یا بیاطلاعی از امکان خرید سابقه و ترمیم دستمزد مبنا مصون میسازد. ناآگاهی در این حوزه میتواند به کاهش دائمی مستمری، تضییع مزایای پایانخدمت و حتی رد درخواست در کمیسیونهای مرتبط بینجامد.
پیشنهاد میکنم با حوصله همراه من بمانید. در ادامه، با استناد به مقررات حاکم و رویههای عملی صندوقها، نقشه راهی روشن برای احراز شرایط، تکمیل مدارک، پیگیری اداری، و در صورت لزوم اعتراض و طرح دعوا ترسیم میکنم تا تصمیم شما، سنجیده، مستند و قابل اجرا باشد.
آشنایی با مفهوم بازنشستگی پیش از موعد
در این بخش، چارچوب مفهومی بازنشستگی پیش از موعد را از منظر حقوقی و اجرایی باز میکنم: اینکه این نهاد دقیقا به چه معناست، بر چه مواد قانونی و آییننامههایی تکیه دارد، با چه فلسفهای وارد نظام تقنینی شده، و چه پیامدهای مثبت و محدودیتهایی بههمراه میآورد. هدفم این است که پیش از ورود به محاسبات و مسیر اداری، تصویری روشن و قابل اتکا از مبانی داشته باشید تا تصمیمگیری شما بر پایه نص قانونی و رویههای قابل اجرا شکل بگیرد.

بازنشستگی پیش از موعد چیست؟
در مقام تعریف، بازنشستگی پیش از موعد یعنی بهرهمندی از مستمری بازنشستگی پیش از تحقق شرایط عادی بازنشستگی (ترکیبی از سن و سابقه) بر اساس مجوزهای خاص قانونی. این مجوزها یا عام هستند مانند امکان بازنشستگی بدون شرط سنی با رسیدن به سقف معینی از سابقه نزد سازمان تامین اجتماعی یا موردی و زمانی هستند مانند بازنشستگی پیش از موعد کارکنان دولت در دورههای محدود به موجب قانون خاص و یا موضوعمحوراند مانند بازنشستگی زودهنگام در مشاغل سخت و زیانآور.
تفاوت این نهاد با از کار افتادگی و بازخرید خدمت باید از ابتدا روشن شود. از کار افتادگی مبتنی بر نقص قدرت کار و ارزیابی کمیسیونهای پزشکی است و ماهیت بیمهای متفاوتی دارد. بازخرید خدمت نیز پایان رابطه استخدامی با پرداخت وجوه مشخص است، بیآنکه الزاما مستمری بازنشستگی برقرار شود.
در بازنشستگی پیش از موعد، مبنا همچنان قاعده بازنشستگی است، اما قانون بهدلیل ملاحظات انسانی، اقتصادی یا ایمنی، مسیرهای زودتر را پیشبینی کرده است. در عمل، این مسیرها میان صندوقها و رژیمهای استخدامی متفاوتاند و باید با دقت صندوق مربوط (تامین اجتماعی، کشوری، لشکری یا صندوقهای اختصاصی) شناخته شود.
برای نمونه، سازمان تامین اجتماعی رویه و تبصرههای خاص خود را در ماده ۷۶ قانون تامین اجتماعی اجرا میکند، در حالیکه برای کارکنان دولت، قانون خاص بازنشستگی پیش از موعد بهصورت مقطعی اعمال شده است.
بررسی مواد قانونی و آییننامههای مرتبط
ستون نخست در نظام عمومیِ کارگران و بیمهشدگان مشمول قانون تامین اجتماعی، ماده ۷۶ همان قانون است که شرایط بازنشستگی را تعیین میکند و در تبصرههایش امکان بازنشستگی زودتر را به صراحت پیشبینی کرده است. مهمترین نص پیش از موعد در این قانون، تبصرهای کوتاه اما کلیدی است که من متن کامل آن را میآورم:
تبصره ۳ـ بیمه شدگانی که دارای ۳۵ سال تمام سابقه پرداخت حق بیمه باشند میتوانند بدون در نظر گرفتن شرط سنی مقرر در قانون، تقاضای بازنشستگی نمایند.
در کنار این حکم عام، برای مشاغل سخت و زیانآور که فلسفه حمایتی آنها بر کاستن از فرسایش جسمی و روانی است قانونگذار امکان بازنشستگی زودتر و حتی محاسبه ترجیحیِ سابقه را قرار داده است. متن حمایتیِ معروف در این باب چنین است:
افرادی که حداقل بیست سال متوالی و بیست و پنج سال متناوب در کارهای سخت و زیانآور (مخل سلامت) اشتغال داشته باشند و در هر مورد حق بیمه مدت مزبور را به سازمان پرداخته باشند میتوانند تقاضای مستمری بازنشستگی نمایند. هر سال سابقه پرداخت حق بیمه در کارهای سخت و زیانآور یک و نیم سال محاسبه خواهد شد.
اجرای این حکم نیز به آییننامههای هیئت وزیران سپرده شده است؛ از جمله آییننامه اجرایی بند (۵) جزء (ب) ماده واحده قانون اصلاح تبصره (۲) الحاقی ماده ۷۶ که نحوه احراز شرایط، لزوم ادامه کار تا اعلام استحقاق از سوی سازمان، و تکالیف کارفرما از جمله پرداخت چهار درصد از مستمری برقراری نسبت به سنواتِ سخت و زیانآور را تصریح کرده است.
نمونهای از این تصریحات اجرایی را میخوانید: … چنانچه بیمهشده شرایط استفاده از بازنشستگی پیش از موعد در کارهای سخت و زیانآور را طبق این آییننامه احراز کند، سازمان تامین اجتماعی مکلف است نسبت به برقراری مستمری وی از تاریخ ترک کار اقدام نماید….
همچنین کارفرما مکلف است معادل چهار درصد (۴٪) میزان مستمریِ برقراریِ بیمهشده نسبت به سنوات اشتغال در مشاغل سخت و زیانآور را پرداخت کند.
در حوزه کارکنان دولت، قانونگذار با قانون بازنشستگی پیش از موعد کارکنان دولت مسیر مقطعی و مشروطی را برای بازنشستگی زودهنگام پیشبینی کرد. این قانون که بهصورت ماده واحده و با سقف زمانی برای اجرا تصویب شد به دولت اجازه داد کارکنان رسمی، پیمانی و قراردادیِ واجد حداقل سابقه را، با سنوات ارفاقی و بدون شرط سنی، بازنشسته کند.
متن کامل این ماده واحده، که مبنای اجرای گسترده در سالهای اجرای قانون بوده، چنین است:
ماده واحده ـ به دولت اجازه داده میشود از تاریخ تصویب این قانون ظرف مدت سه سال کارکنان رسمی، پیمانی و قراردادی وزارتخانهها و موسسات دولتی را که حداقل بیست و پنج سال سابقه خدمت قابل قبول داشته باشند با حداکثر پنجسال سنوات ارفاقی بدون شرط سنی در صورت تقاضای کارکنان و موافقت دستگاه متبوع خود بازنشسته نماید.
پاداش پایان خدمت این قبیل کارکنان براساس سیسال پرداخت خواهد شد. حداقل سنوات قابل قبول برای استفاده بانوان شاغل از این حکم بیست سال بوده و حداکثر سنوات ارفاقی آنان پنج سال خواهد بود.
آییننامه اجرایی همین قانون، جزئیات مالی و اداری را تنظیم کرده است؛ از جمله تکلیف دستگاهها به تامین بار مالی سنوات ارفاقی و نحوه واریز سهم صندوقهای بازنشستگی و تصریح بر بهرهمندی بازنشستگانِ مشمول از کلیه امتیازات قانونی بازنشستگان.
یادآوری میکنم که در کنار این اسناد، مقررات خاص صندوقهای کشوری و لشکری و نیز اصلاحات مقطعی یا بودجهای میتواند دامنه یا نحوه اعمال پیش از موعد را تغییر دهد؛ بنابراین در اقدام عملی، باید مقررات جاری صندوق ذیربط و آییننامههای تنقیحشده سال جاری بررسی شود.
اهداف و فلسفه پیشبینی بازنشستگی زودهنگام
از منظر سیاستگذاری، فلسفه بازنشستگی پیش از موعد سه محور دارد. نخست، محور انسانی و ایمنی: در برخی مشاغل، فرسایش مستمرِ جسمی و روانی به گونهای است که تداوم کار تا سنین بازنشستگی عادی، با سلامت نیروی کار سازگار نیست.
محاسبه ترجیحیِ سابقه و امکان خروج زودتر، سازوکاری برای جبران این فرسایش است و در کنار آن، آییننامهها کارفرمایان را به ایمنسازی محیط کار مکلف کردهاند تا اصلِ مشکل در سرچشمه مهار شود.
دوم، محور مدیریتی و چابکسازی: در بخشهای دولتی، قانون پیش از موعد ابزار سیاستگذاری منابع انسانی بوده است؛ خروج داوطلبانه کارکنان واجد شرایط، با بار مالیِ محاسبهشده، میتواند ترکیب نیروی انسانی را جوانتر و مهارتها را روزآمدتر کند و در عین حال، راه را برای اصلاح ساختار سازمانی بگشاید. ماده واحده سال ۱۳۸۶ دقیقا با همین منطق و برای دورهای محدود به دولت اجازه داد که با موافقت دستگاه اجرایی این مسیر را باز کند.
سوم، محور عدالت بیمهای: اجازه بازنشستگی بدون شرط سن در صورت تکمیل سقف سابقه نزد تامین اجتماعی، نوعی توازن میان سن و سابقه ایجاد میکند؛ یعنی اگر عنصر سابقه به حد معینی رسیده باشد، عنصر سن از معادله خارج میشود و بیمهشده از حقوق بازنشستگی بهرهمند میگردد. همین منطق، در تبصره ۳ ماده ۷۶ منعکس است و از مسیر متناظر آییننامهها، در مشاغل سخت و زیانآور نیز با تخفیفهای زمانمحور پشتیبانی میشود.
مزایا و معایب بازنشستگی پیش از موعد
به عنوان وکیل، وقتی درباره این تصمیم با موکل گفتوگو میکنم، هم مزایا را شفاف میگویم و هم محدودیتها را. مهمترین مزیت، صیانت از سلامت و امکان برنامهریزی زودهنگامِ زندگی است؛ بهویژه در مشاغل سخت و زیانآور، خروج زودتر از چرخه کار، بههمراه محاسبه ترجیحیِ سابقه، ابزار جبرانی معناداری است.
در بخشهای دولتی نیز هرگاه قانون خاص جاری باشد پیش از موعد میتواند به چابکسازی سازمان و تبدیل سرمایه انسانیِ سالخورده به فرصتهای تازه برای استخدام و ارتقای مهارتها کمک کند.
در برابر، محدودیتها را نباید دستکم گرفت. نخست، ضرایب کاهشی یا سقفهای محاسباتیِ مستمری در برخی صندوقها و سناریوها باعث میشود مستمری نهایی کمتر از حالت بازنشستگی عادی باشد؛ بنابراین محاسبه دقیق قبل از اقدام حیاتی است.
دوم، وابستگی به موافقت دستگاه یا تشخیص صندوق در مسیرهای خاص به ویژه در قانون کارکنان دولت و در احراز سخت و زیانآور به این معناست که صرفِ تمایلِ فرد کافی نیست و باید معیارهای قانونی دقیقا احراز شود؛ از جمله تشخیص کمیتههای بدوی و تجدیدنظر مشاغل سخت و زیانآور و تایید سازمان تامین اجتماعی برای برقراری مستمری.
سوم، بار مالی برای کارفرما یا دستگاه اجرایی (مانند پرداخت چهار درصدِ سنوات سخت و زیانآور یا کسور سنوات ارفاقی) که اگر تامین نشود، روند اداری متوقف میماند و تصمیم فرد به تعویق میافتد.
به بیان عملی، بازنشستگی پیش از موعد نه شاهکلید همه مسائل است و نه گزینهای پرهزینه که همیشه باید از آن پرهیز کرد. این نهاد، ابزاری قانونی است که در صورت احراز نصابهای مقرر و طی شدن مسیر اداریِ صحیح، میتواند به نفع فرد و نظام اداری عمل کند؛ به شرط آن که پیش از اقدام، متن قوانین جاری صندوق مربوط مطالعه، محاسبات مستمری و آثار مالی بهروز انجام، و مدارک لازم برای احراز شرایط به ویژه در مشاغل سخت و زیانآور به دقت تکمیل شود. من در ادامه مقاله، این محورها را با جزئیات اجرایی و پیوندشان به فرآیند اداری و حقوقی هر صندوق، گامبهگام توضیح خواهم داد.
شرایط عمومی و اختصاصی بازنشستگی پیش از موعد
در این بخش چارچوب شرایط احراز را روشن میکنم؛ یعنی دقیقا چه سابقهای، چه وضعیت سنی و چه استثنائاتی شما را واجد بازنشستگی زودتر از حالت عادی میکند. تمرکز من بر دو لایه است: قواعد عمومی برای بیمهشدگانِ مشمول قانون تامین اجتماعی و چارچوبهای اختصاصی برای کارکنان دولت، شاغلانِ مشاغل سخت و زیانآور، و گروههای حمایتی مانند ایثارگران و افراد دارای معلولیت یا بیماریهای خاص. هدفم این است که پیش از ورود به محاسبات مستمری، بدانید اصلا حقِ اقدام دارید یا نه و اگر دارید، از کدام مسیر قانونی.

حداقل سابقه بیمه برای بازنشستگی پیش از موعد
در این بند توضیح میدهم که سابقه چگونه قفل بازنشستگی پیش از موعد را باز میکند و در کجا سابقه جای سن را میگیرد. محور تحلیل من قانون تامین اجتماعی است؛ چون اکثریت شاغلان بخش خصوصی و بخش بزرگی از شاغلان غیردولتی زیر چتر این قانوناند.
در نظام تامین اجتماعی، قاعده مشهورِ بازنشستگی بدون شرط سن با تکمیل سقفِ سابقه جایگاه مرکزی دارد. قانونگذار در تبصرهای کوتاه ولی کلیدی تصریح کرده است که اگر بیمهشده به سقف معینی از پرداخت حق بیمه برسد، میتواند بدون توجه به سن، بازنشسته شود. متن این حکم را عینا میآورم تا مبنا دقیق باشد:
تبصره ۳ ماده ۷۶ قانون تامین اجتماعیـ بیمه شدگانی که دارای ۳۵ سال تمام سابقه پرداخت حق بیمه باشند میتوانند بدون در نظر گرفتن شرط سنی مقرر در قانون، تقاضای بازنشستگی نمایند.
این تبصره، مسیر عمومیِ پیش از موعد را برای کسانی که پیوسته کار کرده و سابقه ساختهاند، باز میکند.
مسیر دیگر، مشاغل سخت و زیانآور است که در بند اختصاصی پایین توضیح میدهم؛ اما همینجا تاکید کنم: اگر موضوع شما مشاغل سخت است، حداقل سابقه برای بازنشستگی زودتر از موعد، متفاوت و ترجیحی محاسبه میشود و الزاما نیاز به رسیدن به ۳۵ سال نیست.
برای کارکنان دولت و صندوقهای کشوری و لشکری، حداقل سابقه برای بازنشستگیِ زودتر، تابع قوانین خاص و مقطعی است؛ در دورههایی که قانون بازنشستگی پیش از موعد کارکنان دولت به دستگاهها اجازه داده، حداقل سابقه قابلقبول با شرایطی پایینتر از حالت عادی پذیرفته شده است، اما اجرای آن همیشه موکول به موافقت دستگاه و تامین بار مالی بوده است.
بنابراین در بخش دولتی، حداقل سابقه یک عدد ثابت همیشگی نیست؛ باید در زمان اقدام، به متن قانونِ جاری صندوق مربوط مراجعه و احراز شرایط را از همان صندوق پیگیری کرد.
شرایط سنی لازم برای کارکنان دولتی و مشمولان قانون کار
در این بند روشن میکنم سن در کجا شرط است و کجا سابقه جای آن را میگیرد. برای بیمهشدگانِ مشمول قانون کار که زیر پوشش تامین اجتماعی هستند، سن در بازنشستگی عادی نقش محوری دارد؛ اما وقتی درباره پیش از موعد سخن میگوییم، دو مسیر اصلی داریم: یا با تکیه بر سقفِ سابقه (۳۵ سالِ تبصره ۳ ماده ۷۶)، شرط سن از معادله خارج میشود؛ یا با احراز سخت و زیانآور بودن شغل، ترکیب خاصی از سن/سابقه و محاسبه ترجیحی سابقه، امکان خروج زودتر را فراهم میکند.
در نتیجه، برای کارگران و کارمندان بخش خصوصی، پیش از موعد بیش از آنکه به سنِ پایینتر متکی باشد، به سابقه کافی یا سخت و زیانآور بودن متکی است.
در بخش دولتی، وضعیت متفاوت است. کارکنان مشمول صندوقهای کشوری و لشکری در حالت عادی تابع سن و سابقه مقرر در قوانین خاص خود هستند؛ اما هرگاه قانون خاصِ پیش از موعد جاری شود، شرط سن در آن بازه زمانی کنار گذاشته میشود و سابقه قابل قبول با موافقت دستگاه و تامین بار مالی میتواند به تنهایی مبنای بازنشستگی قرار گیرد. به زبان ساده: در دولت، سن در حالت عادی مهم است؛ اما در دورههای اجرای قانون خاص، موافقت دستگاه + سابقه قابل قبول میتواند کافی باشد.
شرایط ویژه برای مشاغل سخت و زیانآور
در این بند، منطق حمایتیِ سخت و زیانآور را و مسیر اداری آن را توضیح میدهم؛ جایی که قانون برای صیانت از سلامت، سابقه را ترجیحی محاسبه میکند.
تعریف عملیاتی این مشاغل، با کمیتههای بدوی و تجدیدنظرِ موضوع آییننامههای هیئت وزیران است که بر پایه معیارهای فنی (آلایندهها، ریسکهای جسمی و روانی، شرایط محیطی) تشخیص میدهند شغل شما مشمول هست یا خیر.
در صورت احراز، دو قاعده طلایی برقرار میشود. نخست اینکه اگر بیمهشده حداقل بیست سال متوالی یا بیست و پنج سال متناوب در کارهای سخت و زیانآور اشتغال داشته و حق بیمهاش را پرداخته باشد، میتواند تقاضای بازنشستگی کند. دوم اینکه هر سال سابقه در این مشاغل، یک و نیم سال محاسبه میشود. این دو گزاره را بهصورت نص قانونی نقل میکنم تا محل تردید نماند:
افرادی که حداقل بیست سال متوالی و بیست و پنج سال متناوب در کارهای سخت و زیانآور (مخلّ سلامت) اشتغال داشته باشند و در هر مورد حق بیمه مدت مزبور را به سازمان پرداخته باشند میتوانند تقاضای مستمری بازنشستگی نمایند. هر سال سابقه پرداخت حق بیمه در کارهای سخت و زیانآور یک و نیم سال محاسبه خواهد شد.
اجرای این مزایا متوقف بر چند نکته عملی است که در پروندههای واقعی تعیینکنندهاند. یکم، احراز سخت و زیانآور بودن با رأی کمیتهها و تایید سازمان تامین اجتماعی است؛ صرف ادعای شغل، کافی نیست.
دوم، کارفرما بهموجب آییننامه مکلف است چهار درصد بابت سنوات سخت و زیانآور تادیه کند و تا تکلیف این بار مالی روشن نشود، پرونده به مرحله برقراری نمیرسد. سوم، بیمهشده باید تا اعلام استحقاق از سوی سازمان، به کار ادامه دهد؛ ترک کارِ زودهنگام، روند را مختل میکند.
من در عمل، همزمان با درخواست احراز، مدارک طبِ کار، سوابق پرداخت و گزارشهای ایمنی محیط کار را منظم میکنم تا مسیر کمیتهها کوتاه شود.
مقررات خاص جانبازان، معلولان و بیماران خاص
در این بند، مسیرهای حمایتیِ ویژه را شرح میدهم؛ جایی که قانونگذار برای ایثارگران، افراد دارای معلولیت و مبتلایان به بیماریهای خاص، تخفیف در شرط سن/سابقه یا سنوات ارفاقی در نظر گرفته است. فلسفه این تخفیفها حمایت اجتماعی و جبرانِ محدودیتهای ناشی از ایثار یا وضعیت جسمی است، اما اجرای آن موکول به اسناد و تشخیصهای رسمی است.
در حوزه ایثارگران، قوانین حمایتی (از جمله قوانین جامع خدماترسانی و تسهیلات استخدامی) به دستگاهها اجازه میدهد با رعایت ضوابط، بازنشستگی زودتر یا با سنوات ارفاقی برقرار کنند. در مقام اجرا، سه مولفه باید همزمان احراز شود: سمت و وضعیت ایثارگریِ فرد با مدارک بنیاد مربوط، وجود نص صریح و اعتبار بودجهایِ دستگاه، و تطبیق با مقررات صندوقِ بازنشستگیِ ذیربط. بدون اجتماع این سه، صرف عنوان ایثارگری برای برقراری پیش از موعد کفایت نمیکند.
در خصوص افراد دارای معلولیت و بیماران خاص، منطق حقوقی دوگانه است. اگر کاهش توانِ کار به حد ازکارافتادگی کلی برسد، مسیر درست مستمری ازکارافتادگی است نه بازنشستگی پیش از موعد؛ این مسیر نیازمند رأی کمیسیونهای پزشکیِ رسمی است و قواعد محاسبهاش متفاوت از بازنشستگی است.
اما اگر فرد هنوز ازکارافتاده کلی نیست و مشغول به کار است، برخی مقررات حمایتی، امکان بازنشستگی زودتر یا احتساب ترجیحیِ سابقه را بهویژه در مشاغل سخت برای او فراهم میکند؛ مشروط به آنکه تشخیصهای پزشکیِ قانونی و کمیتههای مربوط، پیوند بین وضعیت جسمی و ماهیت شغل را تایید کنند.
در عمل به موکلانم در جلسات مشاوره حقوقی بازنشستگی توصیه میکنم قبل از هر اقدام، نوع مسیر را دقیق انتخاب کنند: اگر شواهد پزشکی ازکارافتادگی کلی قوی است، بهجای پیگیری بازنشستگی پیش از موعد، پرونده را برای ازکارافتادگی ببندید؛ اگر نه، و مسیرِ پیش از موعد را میخواهید، مدارک ایثارگری، احراز معلولیت و مستندات پزشکی را در کنار سوابق بیمه و شغلی آماده کنید تا مرجع تصمیم، تصویرِ کامل و قابل اتکایی از وضعیت در اختیار داشته باشد.
برای مشمولانِ قانون کار، ۳۵ سال سابقه بدون شرط سن و قاعده ۲۰/۲۵ با احتساب ۱/۵ برابر در مشاغل سخت دو شاهراهِ قانونیاند؛ برای کارکنان دولت، پیش از موعد فقط در چارچوب قانون خاصِ جاری + موافقت دستگاه + اعتبار مالی معنا پیدا میکند؛ و برای گروههای حمایتی، بدون اسناد رسمی و تشخیصهای نهادی، مسیر اجرایی باز نمیشود.
اگر از همان آغاز، این نقشه راه را با مدارک مستند همراه کنید، ریسکِ بازگشت پرونده و اطاله فرآیند به حداقل میرسد.
فرآیند و مراحل درخواست بازنشستگی پیش از موعد
در این بخش مسیر عملی را با جزئیات حرفهای و به شکل پیوسته میگشایم؛ از آمادهسازی مدارک و چینش منطقی پرونده، تا شناخت ایستگاههای تصمیمگیری و آنچه در هر ایستگاه دقیقا رخ میدهد.

سپس به زمانبندی واقعبینانه رسیدگی میپردازم و در پایان، منطق محاسبه سابقه و مستمری را روشن میکنم؛ بهویژه تفاوتهای محاسبه در مسیر عمومی و در شاخه مشاغل سخت و زیانآور. هدف من این است که پیش از ثبت درخواست و پیش از ترک کار، تصویری شفاف از چه میخواهند، کجا باید رفت، و چه نتیجهای باید انتظار داشت در اختیار داشته باشید تا از اتلاف وقت، رفتوآمدهای بیحاصل و محاسبات اشتباه پرهیز شود.
مدارک لازم برای ارائه درخواست
پروندهای که از همان ایستگاه نخست برگشت نخورد، پیش از هر چیز به مدارک هویتی بینقص و سوابق بیمهای منظم نیاز دارد.
شناسنامه و کارت ملیِ معتبر، گواهی پوشش بیمهای و ریزسوابق پرداخت حق بیمه تا تاریخ تقدیم درخواست، حداقلهای غیرقابل اغماضاند.
اگر در حال اشتغال هستید، گواهی اشتغال به کار و شرح وظایف واقعی بهویژه در پروندههای سخت و زیانآور برای همسوسازی گزارشهای طبِ کار با واقعیت محیط کار اهمیت دارد؛ اگر در آستانه خروج از کارید، گواهی ترک کار باید دقیق و همخوان با لیستهای ارسالیِ کارفرما به سازمان باشد.
داشتن حساب بانکی معتبر برای برقراری مستمری نیز از همان ابتدا تکلیف پرداختها را روشن میسازد و جلوی مکاتبات ثانویه را میگیرد.
پروندههایی که ادعای سخت و زیانآور دارند، بدون مستندات فنی قوی، در کمیتههای تشخیص دچار اطاله میشوند. در عمل، گزارشهای معاینات دورهای طبِ کار، نتایج اندازهگیری عوامل زیانآور محیطی، سوابق شیفتها و تردد، شرح فرآیند تولید یا خدمات و حتی عکسهای محیط کار، همه در کنار معرفینامه کارفرما تصویری میسازند که کمیته بدوی بتواند بر پایه آن به تشخیص برسد.
در مسیر ایثارگران، افراد دارای معلولیت یا مبتلایان به بیماریهای خاص، گواهیهای رسمی نهادهای ذیصلاح و آرای کمیسیونهای پزشکی، شرط احراز است و ارائه ناقص آنها پرونده را به رفت و برگشتهای فرساینده میکشاند.
برای کارکنان دولت، آوردن آخرین حکم کارگزینی، احکام تغییرات مهم، گواهی سابقه قابل قبول و مستندات داخلی مبنی بر امکان استفاده از قانون خاصِ پیش از موعد، نقطه شروعی است که اگر از قلم بیفتد، دستگاه اجرایی اصولا پرونده را به صندوق نمیفرستد.
اگر سوابق بیمهای شما میان چند کارگاه یا چند شعبه پخش است، از همان آغاز به تجمیع و اتصال سوابق اقدام کنید.
قطع و وصلهای مکرر، انتقال از کارگاه به کارگاه و حتی تفاوت در کدهای کارگاهی، اگر به موقع مستند نشود، واحد سوابق را به استعلامهای پیدرپی و پرونده شما را به تعویقهای ناگزیر میکشاند. هرچه زودتر پازل سوابق را کامل کنید، در ایستگاه احراز، قاضی اداریِ شعبه تصمیم روشنتری میگیرد.
مراحل اداری و مراجع تصمیمگیر
برای مشمولان قانون تامین اجتماعی، مسیر در شعبه یا از طریق درگاههای غیرحضوری سازمان آغاز میشود.
پس از ثبت درخواست، واحد نامنویسی و سوابق، صحت پرداختها و پیوستگی مدتهای مشمول را کنترل میکند؛ در این مرحله هرگونه کسری پرداخت، ماههای فاقد لیست یا اختلاف در دستمزدهای مشمولِ کسر بیمه شناسایی میشود و از متقاضی یا کارفرما خواسته میشود نواقص را برطرف کنند.
اگر تکیه شما بر قاعده عمومیِ سابقه کامل بدون شرط سن است، شعبه با اتکا به حکم صریح قانون وارد مرحله احراز میشود؛ حکمی که چنین میگوید: تبصره ۳ ماده ۷۶ قانون تامین اجتماعی ـ بیمه شدگانی که دارای ۳۵ سال تمام سابقه پرداخت حق بیمه باشند میتوانند بدون در نظر گرفتن شرط سنی مقرر در قانون، تقاضای بازنشستگی نمایند. هنگامی که عدد سابقه به این سقف برسد، بحث سن از معادله خارج و پرونده به محاسبه مستمری هدایت میشود.
اگر مسیر شما سخت و زیانآور است، شعبه پس از تشکیل پرونده و دریافت مدارک فنی، موضوع را به کمیته بدوی تشخیص در اداره تعاون، کار و رفاه اجتماعی ارجاع میدهد. کمیته با حضور کارشناسان بهداشت حرفهای و نمایندگان ذیربط، ماهیت شغل و محیط کار را میسنجد و با رأی مستدل اعلام میکند که آیا شغل شما تحت شمول تعریف سخت و زیانآور قرار میگیرد یا خیر.
در صورت اعتراض هر یک از طرفین، پرونده به کمیته تجدیدنظر میرود. همزمان باید دانست که قانون برای این شاخه مزیتی روشن در احتساب سابقه قائل شده است: افرادی که حداقل بیست سال متوالی و بیست و پنج سال متناوب در کارهای سخت و زیانآور (مخلّ سلامت) اشتغال داشته باشند و در هر مورد حق بیمه مدت مزبور را به سازمان پرداخته باشند میتوانند تقاضای مستمری بازنشستگی نمایند.
هر سال سابقه پرداخت حق بیمه در کارهای سخت و زیانآور یک و نیم سال محاسبه خواهد شد. اعمال واقعی این امتیاز در گرو دو امر است: تایید کمیتهها و پرداخت چهار درصد سهم مقررِ سنوات سخت توسط کارفرما. تجربه نشان داده است که تعلل کارفرما در تسویه این چهار درصد، حتی با وجود رأی مثبت کمیته، برقراری مستمری را به تعویق میاندازد؛ بنابراین پیگیری این جزء را موازی با احراز سختی کار پیش ببرید.
پس از احراز شرایط، سازمان تاریخ برقراری مستمری را تعیین و ابلاغ میکند. در پروندههای سخت و زیانآور، معمولا برقراری از تاریخ ترک کار پس از اعلام استحقاق صورت میگیرد؛ ترک کار پیش از این اعلام، میتواند به توقف بیجهت جریان پرونده منجر شود.
در شاخه سابقه کامل، معیار، تکمیل سقف سابقه و انقضای فرآیند اداری محاسبه است و در نخستین موعد پرداخت، مستمری برقرار میشود. هرجا اختلافی در ارقام یا تفسیر مدارک دیدید، از همان بدو امر در مهلتهای شکلیِ سازمان، اعتراض خود را مستند مطرح کنید تا راه هیأتهای بدوی و تجدیدنظر داخلی سازمان برای اصلاح محاسبه باز بماند.
در بخش دولتی و صندوقهای کشوری و لشکری، نقطه شروع، واحد کارگزینی یا منابع انسانی دستگاه متبوع است.
دستگاه ابتدا احراز میکند که در زمان اقدام، قانون خاصِ بازنشستگی پیش از موعد جاری و قابل اعمال هست یا خیر و آیا اعتبار لازم برای سنوات ارفاقی اگر قانون چنین امتیازی را پیشبینی کرده باشد در دسترس است یا نه. با موافقت اولیه، پرونده به صندوق بازنشستگی مربوط ارسال میشود تا سوابق قابلقبول کنترل، همپوشانیها و مغایرتها رفع و عدد محاسباتی مستمری اعلام شود. سپس دستگاه اجرایی حکم بازنشستگی را صادر میکند و صندوق، برقراری مستمری را بهاستناد حکم و محاسبات انجام میدهد.
در این ریل، حُسن جریانِ کار عمیقا وابسته به هماهنگی سهجانبه دستگاه، صندوق و امور مالی است؛ غفلت از هر ضلع، زمان تصمیم را به شکل نامتناسبی افزایش میدهد.
زمانبندی و مدت بررسی درخواست
زمان رسیدگی برآیندی از مسیر انتخابی و کیفیت پرونده است. پروندههایی که صرفا بر قاعده ۳۵ سال سابقه بدون شرط سن استوارند، اگر ریزسوابق تمیز و پرداختها بیوقفه باشد، معمولا با چند رفت و برگشت اداری به نتیجه میرسند.
هر انقطاع بیمه، هر ماهِ فاقد لیست، هر اختلاف در دستمزدهای مشمول و هر ابهام در کد کارگاهی، چرخه استعلام و رفع نقص را طولانی میکند.
در شاخه سخت و زیانآور، افزودهشدن حلقههای کمیته بدوی و تجدیدنظر و سپس تسویه چهار درصد کارفرما، زمان را افزایش میدهد؛ با اینحال، تجربه من نشان میدهد اگر مجموعه مستندات طبِ کار و گزارشهای محیطی از ابتدا کامل و همسو با واقعیت شغلی تدارک دیده شود، کمیتهها تصمیم سریعتر و مطمئنتری میگیرند و از رفتوبرگشتهای ناشی از ناهماهنگی گزارشها خبری نخواهد بود.
در بخش دولتی، حتی وقتی صندوق محاسبه را آماده دارد، موافقت دستگاه و تامین بار مالی سنوات ارفاقی در صورت وجود گره اصلی زمان است.
راهکار عملی این است که همزمان با تشکیل پرونده در صندوق، مکاتبات داخلی دستگاه برای تعیین تکلیف اعتبار و اخذ موافقت مقامهای ذیصلاح آغاز شود؛ هر روز تاخیر در این مکاتبات، معادل تاخیر مضاعف در صدور حکم نهایی است. به موکلانم همیشه یادآوری میکنم که خوشساختبودن پرونده در روز نخست، مهمتر از هر پیگیری روزهای پایانی است.
شیوه محاسبه سابقه و حق مستمری
محاسبه بازنشستگی بر دو ستون استوار است: یکی چگونگی شمارش سابقه و دیگری مبنای دستمزدی که مستمری بر آن سوار میشود. در مشاغل عادیِ مشمول تامین اجتماعی، سابقه همان جمع روزهای دارای حق بیمه است؛ هر سال اشتغال، یک سال سابقه.
در شاخه سخت و زیانآور، قانون مزیت قاطعی اعطا کرده است که پیشتر نقل شد: هر سال سابقه، معادل یکونیم سال محاسبه میشود و اگر حداقل بیست سال متوالی یا بیستوپنج سال متناوب اشتغالِ مشمول فراهم باشد، کلید خروج زودتر میچرخد.
توجه کنید که متوالی به معنای بدون گسست غیرمتعارف است و متناوب یعنی با وقفههایی که در مجموع حد نصاب را میسازد؛ بنابراین در پروندههای متناوب، نظم مستندات اتصال سوابق، نقش مستقیم در پذیرش کمیتهها دارد.
مبنای دستمزد در نظام تامین اجتماعی، عموما میانگین دستمزدِ مشمولِ کسر حق بیمه در ۲۴ ماه آخر است و ضریب مستمری، تابع نسبتِ سابقه به سقف قانونی خواهد بود.
در بیان ساده، هرچه سابقه بالاتر باشد، نسبت جایگزینیِ مستمری نسبت به دستمزد مرجع افزایش مییابد، البته با رعایت سقفها و کفهای مصوب سالانه.
جهشهای دقیقهنودی در دو سال پایانی معمولا با قواعد تعدیل، خنثی میشود؛ ازاینرو برنامهریزی مزدی را باید از چند سال پیش آغاز کرد، نه در آستانه تقاضا. در شاخه سخت و زیانآور، افزایش مستمری از ناحیه افزایش سابقه موثر رخ میدهد و مبنای دستمزدی همان میانگین قانونی است؛ یعنی ضریب ۱/۵ صرفا به سابقه تعلق میگیرد نه به دستمزد.
در صندوقهای کشوری و لشکری نیز، فرمولها مبتنی بر متوسط حقوق و مزایای مشمول کسور در دوره مرجع و سالهای خدمت قابل قبول است و اگر سنوات ارفاقی به موجب قانون خاص اعطا شده باشد، مطابق آییننامه صندوق به سابقه افزوده میشود. در همه صندوقها، حداقلها و حداکثرهای قانونیِ پرداخت و تعدیلهای سالانه موثرند و باید در برآورد مالی شخصی لحاظ شوند.
در کنار این چارچوب، چند ظرافت محاسباتی قابلتوجه است. دورههای خدمت سربازی برای آقایان با پرداخت حق بیمه مقرر و در چهارچوب مقررات، قابل احتساب در سابقه است و اگر زودتر اقدام شود، هم عدد سابقه کامل میشود و هم فشارِ زمانیِ روزهای آخر برداشته میگردد. مرخصیهای زایمان و بیماریِ مشمول قانون نیز در صورت پرداخت حق بیمه یا صدور لیستهای مربوط، در سابقه منظور میشود.
دورههای دریافت مقرری بیمه بیکاری، چون حق بیمه آن به موجب قانون پرداخت میشود، جزء سوابق محسوب است و اتصال آن به سوابق اشتغال، باید در پرونده روشن گردد.
در مقابل، ماههای کارکرد فاقد لیست، قراردادهای شفاهیِ بدون پرداخت و دورههای کار در کارگاههای فاقد نامنویسی، بهخودیِخود قابل احتساب نیست و نیازمند ترمیم از مسیرهای پیشبینیشده است.
حقوق و مزایای مالی بازنشستگان پیش از موعد
در این بخش، به زبان ساده اما دقیق توضیح میدهم وقتی از مسیر پیش از موعد بازنشسته میشوید، مستمری شما چگونه عدد میشود، مزایای جانبیتان از درمان تا عیدی و افزایشهای سالانه چطور برقرار میماند، و این ارقام در عمل چه تفاوتی با بازنشستگی عادی دارند.

نحوه محاسبه مستمری بازنشستگی پیش از موعد
در نظام تامین اجتماعی که اغلب شاغلان بخش خصوصی و بسیاری از غیردولتیها زیر چتر آن هستند منطق محاسبه مستمری یک قاعده روشن دارد: میانگین دستمزد مشمول کسر حق بیمه در بیستوچهار ماه آخر، در نسبتِ سنوات پرداخت حق بیمه به سی ضرب میشود.
این منطق، در متن قانونی نیز بیان شده است و من برای رفع هر ابهام، خلاصه حکم را یادآور میشوم: به موجب ماده ۷۷ قانون تامین اجتماعی، مستمری بازنشستگی برابر است با یک سیامِ متوسط مزد یا حقوق بیمهشده در دو سال پایانی، ضرب در تعداد سالهای پرداخت حق بیمه؛ مشروط بر رعایت حداقلها و حداکثرهای مصوب.
بنابراین اگر مثلا بیستوپنج سال سابقه دارید، مستمری پایه شما حدود بیستوپنجسیام میانگین دستمزدِ دو سال آخر خواهد بود و اگر سی سال سابقه دارید، این نسبت تا سیسیام (یعنی صد درصد میانگین) بالا میرود، البته با رعایت سقفها.
در پیش از موعد قاعده محاسبه ماهیتا تغییر نمیکند؛ آنچه تغییر میکند چگونگی رسیدن به سنوات موثر است. اگر از مسیر تبصره ۳ ماده ۷۶ استفاده کردهاید و با ۳۵ سال تمام سابقه، بدون شرط سن بازنشسته میشوید، مستمری شما همانند بازنشستگی عادیِ ۳۵ ساله محاسبه میشود و از جهت نسبتِ سابقه به سی، هیچ کاهشی ندارد.
اگر مسیر شما مشاغل سخت و زیانآور بوده است، امتیاز مهم قانون در این شاخه یعنی احتساب هر سال سابقه به میزان یکونیم سال در سنوات موثر شما مینشیند؛ نتیجه اینکه بدون رسیدن واقعی به ۳۰ یا ۳۵ سال کارِ تقویمی، در محاسبه، به اعدادی نزدیک میشوید که مستمری را بالا میبرد.
توجه کنید که این ارفاق، مستقیما به دستمزد دو سال آخر سرایت نمیکند؛ مبنای دستمزد همان میانگین قانونی است و افزایشِ مستمری از ناحیه رشدِ سنواتِ قابل احتساب رخ میدهد.
در صندوقهای کشوری و لشکری، فرمول کلی شبیه است اما با ادبیات خودِ صندوقها: متوسط حقوق و مزایای مشمول کسور در دوره مرجع که در مقررات هر صندوق تعریف شده است در نسبتِ سالهای خدمت قابل قبول ضرب میشود و اگر قانون خاص، سنوات ارفاقی را پیشبینی کرده باشد، آن سنوات به سابقه قابل قبول افزوده میشود و اثرش در ضریب نهایی منعکس خواهد شد.
در همه صندوقها، رعایت کف و سقف مستمری و نیز اعمال تعدیلهای سالانه، بخشی از محاسبه است و باید در برآورد شخصی شما دیده شود.
یک ظرافت عملی که همیشه به موکلانم گوشزد میکنم، نقش پاکیزگیِ سوابق و واقعی بودن دستمزدهای دو سال آخر است. جهشهای دقیقهنودی در دستمزد، معمولا با قواعد تعدیل میانگینگیری خنثی میشود و اگر در همان دو سال، بخشی از ماهها فاقد لیست یا با دستمزد کمتر ارسال شده باشد، میانگین پایین میآید.
ازاینرو اگر بنای برنامهریزی دارید، بهتر است از چند سال قبل از بازنشستگی، مسیر مزدیتان را پایدار و مستند کنید تا عدد خروجی بهطور مصنوعی کاهش پیدا نکند.
مزایای جانبی مانند بیمه درمان، عیدی و افزایش سالیانه
بازنشستگی از مسیر پیش از موعد مزایای جانبی را از شما سلب نمیکند؛ قاعده بر تداوم آنهاست و صرفا نحوه و مرجع اعمال، تابع صندوق شماست.
در درمان، بازنشستگان و افراد تحت تکفل آنان همچنان تحت پوشش بیمه درمانیِ صندوق مربوط باقی میمانند و سهم حق بیمه درمان، طبق مقررات جاری، از مستمری ماهانه کسر میشود.
در تامین اجتماعی، این پوشش به صورت پیوسته استمرار دارد و تغییر عنوان اشتغال به بازنشستگی، وقفهای در حق درمان ایجاد نمیکند؛ مگر آنکه خودِ مستمریبگیر درخواست تغییر پوشش یا بیمهگر تکمیلی بدهد.
در باب عیدی، بازنشستگان در اغلب رژیمها، هر سال به میزان ثابتی که در تصمیمهای سالانه مراجع ذیصلاح تعیین میشود، مبلغی را به عنوان عیدی پایان سال دریافت میکنند. این مبلغ، بر خلاف کارگران شاغل که تابع فرمول حداقل و حداکثر است، برای مستمریبگیران عموما به صورت عدد ثابت سراسری ابلاغ و پرداخت میشود.
از حیث افزایش سالانه مستمری نیز قاعده این است که مستمریها در ابتدای هر سال بر اساس مصوبات مرجع ذیصلاح (در تامین اجتماعی با پیشنهاد سازمان و تصویب دولت، و در صندوقهای کشوری و لشکری مطابق مقررات خاص خود) افزایش مییابد تا قدرت خرید بازنشستگان، به تناسب سیاستهای عمومی، ترمیم شود.
در عمل، این افزایش بر همه مستمریبگیران آن صندوق اعمال میشود و پیش از موعد یا عادی بودن، تاثیری در اصلِ شمولِ افزایش ندارد.
در کنار این مزایا، مزایای تبعی دیگری مانند بنهای حمایتی مقطعی، کمکهزینههای درمانی یا رفاهی، و تسهیلاتی که گاه با توافق صندوقها و بانکها برقرار میشود نیز وجود دارد که اجرای آنها به تصمیمهای سالانه و بخشنامههای داخلی وابسته است.
نکته مهم اینجاست که بازنشستگان پیش از موعد از حیث اهلیت بهرهمندی با بازنشستگان عادی برابرند و تبعیضی بهسبب زمانبندی خروج وجود ندارد؛ تفاوتها اگر باشد، در سطح آییننامه داخلی هر صندوق و شرایط احراز آن تسهیلات است، نه در اصل استحقاق.
مقایسه مستمری با بازنشستگی عادی
در مقام مقایسه، باید میان مسیر سابقهمحور و مسیر ارفاقی/موضوعمحور تفکیک کرد. اگر شما از مسیر تبصره ۳ ماده ۷۶ با ۳۵ سال تمام سابقه و بدون شرط سن بازنشسته میشوید، رقم مستمری شما از حیث فرمول هیچ تفاوتی با همان فردِ ۳۵ سالهای که در سن عادی بازنشسته شده ندارد؛ تنها تفاوت، زمانِ شروع دریافت است که در پرونده شما جلوتر افتاده است.
اگر مسیر شما مشاغل سخت و زیانآور بوده، قانون با احتساب یکونیم برابرِ سنوات، شما را از نظر سنوات موثر به فردی نزدیک میکند که سالهای بیشتری کار کرده است؛ بنابراین حتی اگر سنتان پایینتر باشد در نسبتِ سنوات به سی، به اعدادِ بالاتری میرسید و مستمریتان بهطور معناداری از همکار عادیِ همسن جلوتر میافتد.
آنچه ممکن است تفاوت بسازد، میانگین دستمزد دو سال آخر است؛ اگر همکارِ عادی، در دو سال پایانی دستمزدی بالاتر و بدون کسریِ لیست داشته باشد، میانگین او میتواند عدد نهایی را بالا نگه دارد، حتی با سنوات برابر یا کمتر.
به بیان ساده، اهرم اول سنوات موثر است و اهرم دوم میانگین دستمزد، و هر دو باید با هم دیده شود.
در بخش دولتی و صندوقهای کشوری و لشکری نیز، تفاوتِ اصلی نه در برچسب پیش از موعد یا عادی، بلکه در سنوات قابل قبول و متوسط حقوق مرجع است. اگر قانون خاص، سنوات ارفاقی را به شما افزوده باشد و دستگاه بار مالی آن را تامین کند، آن سنوات دقیقا مانند سنوات واقعی در فرمول مینشیند و مستمری شما به همان نسبت تقویت میشود.
اگر هم بدون ارفاق و صرفا با سابقه کمتر از حالت عادی خارج شده باشید، بدیهی است که نسبت سنوات به ضریب قانونی پایینتر میماند و مستمری نهایی از حالت عادی کمتر خواهد بود. از این منظر، بازنشستگی پیش از موعد نه ذاتا کممستمری است و نه ذاتا پُرمستمری؛ خروجی مالی تابع این است که شما با چه تعداد سنوات قابل احتساب و با چه میانگین حقوق مرجع از خدمت خارج میشوید.
به عنوان جمعبندی حرفهای، اگر در فکر اقدام هستید، سه محاسبه را پیشاپیش انجام دهید: نخست، سنجش سنوات موثر بر مبنای قاعده عمومی یا امتیازِ سخت و زیانآور و در صورت دولتی بودن سنوات ارفاقیِ قابل تحقق؛ دوم، بازآرایی میانگین دستمزد دو سال آخر با حذف کسریهای لیست و پرهیز از جهشهای غیرواقعی؛ سوم، لحاظکردن افزایشهای سالانه، عیدی و کسور درمان در برنامه مالی خانوادگیتان.
وقتی این سه متغیر را روی کاغذ گذاشتید، تفاوت پیش از موعد و عادی برای شما تبدیل به عدد میشود و آنگاه میتوانید بهجای تردید، با اتکا به قانون و محاسبه، تصمیم بگیرید.
محدودیتها و موانع بازنشستگی پیش از موعد
در این بخش از زاویه اجرا به ترمزها و دیوارهای قانونی میپردازم؛ همان موانعی که در عمل میان شما و حکم بازنشستگی پیش از موعد قد علم میکنند. تجربه من در پروندههای متعدد نشان میدهد بخش مهمی از ناامیدیها نه از نبودِ نص قانونی، بلکه از برخورد با احکام موقتیِ بودجه، ممنوعیتهای موضوعیِ برخی مشاغل و نهایتا کمبودِ سابقه یا عدم احراز شرایط سنی/شغلی ناشی میشود. با روشنکردن این سه محور، تصویر واقعیتری از امکانپذیری و زمانبندی خواهید داشت.

محدودیتهای ناشی از قوانین بودجه سالانه
قوانین بودجه سنواتی، بهظاهر مالیاند اما در عمل کلید قطع و وصل بسیاری از فرایندهای اداری، از جمله بازنشستگی پیش از موعد، در دل همین احکام موقت قرار میگیرد.
به عنوان وکیل بازنشستگی، بارها دیدهام که حتی با احراز کلیه شروط قانونیِ دائمی، دستگاه اجرایی به استناد حکم بودجه همان سال یا بخشنامههای ناشی از آن میگوید امکان اجرای بازنشستگی پیش از موعد در سال جاری به دلیل محدودیت بار مالی یا سقفهای ابلاغی وجود ندارد.
منطق این محدودیتها غالبا بر دو پایه استوار است: نخست، عدم ایجاد تعهد مازاد بر سقفهای اعتباری مصوب؛ دوم، جلوگیری از برهم خوردن توازن نیروی انسانیِ دستگاهها. معنای عملی این گزارهها این است که موافقت دستگاه، در سالهایی که بودجه بهصراحت تامین بار مالی سنوات ارفاقی یا خروج زودهنگام را مقید کرده، به آسانی صادر نمیشود و حتی ممکن است منوط به اخذ مجوزهای بالادستیِ مالی شود.
در حوزه صندوقهای بازنشستگی دولتی نیز، احکام بودجهای میتواند بر میزان و شیوه تامین کسورِ سنوات ارفاقی اثر بگذارد.
گاهی صندوق، موافقت اصولی را به تسویه کامل سهم دستگاه موکول میکند و تا زمانی که دستگاه اعتبار لازم را اختصاص نداده، حتی با احراز سابقه و موافقت اولیه، برقراری مستمری عملی نمیشود.
توصیه حرفهای مشاوره حقوقی این است که پیش از ثبت درخواست، وضعیت اجرای احکام بودجه همان سال را نزد واحد منابع انسانی دستگاه یا شعبه صندوق استعلام کنید و اگر دستگاه درگیر محدودیت است، زمانبندی را بر همان اساس تنظیم کنید تا بین ترک کار و برقراری مستمری دچار وقفه نشوید.
ممنوعیتهای مربوط به برخی مشاغل
برخی مشاغل از حیث قانونگذاری در رژیمهای خاص قرار دارند؛ یعنی قواعد بازنشستگی آنها تابع قوانین اختصاصی است و مسیر پیش از موعد، تنها در چارچوب همان قوانین و با قیود خاص امکانپذیر است. کارکنان نیروهای مسلح، قضات، اعضای هیئت علمی دانشگاهها و دستهای از مشاغل حاکمیتی از همین سنخاند.
در این حوزهها حتی اگر عنوان پیش از موعد در ادبیات عمومی شناخته شده باشد، امکان استفاده عملی بستگی به وجود نصّ خاص، شرایط احراز و موافقت مرجع صلاحیتدار دارد. برای نمونه، در برخی رستههای حاکمیتی، کمبود نیرو یا ضرورت حفظ توان عملیاتی، دستگاه را به سمت محدودکردن خروج زودهنگام سوق میدهد و عملا اجازه مقام مافوق به عنوان شرط مضیّق اجرا میشود.
در برابر، گروه دیگری از مشاغل از در دیگری وارد میشوند؛ مشاغل سخت و زیانآور. اینجا ممنوعیت موضوعی نداریم، اما شرط احراز سختگیرانه است و تا زمانی که کمیتههای بدوی و تجدیدنظر، شغل و محیط کار را در چارچوب معیارهای فنی قرار ندهند، عنوان سخت و زیانآور به شما تسری نمییابد.
اگر این احراز رخ ندهد، تمسک به قاعده حمایتی نیز ممکن نیست. متن حمایتیِ شناختهشده در این حوزه را برای یادآوری میآورم تا معیار ذهنی روشن بماند: افرادی که حداقل بیست سال متوالی و بیست و پنج سال متناوب در کارهای سخت و زیانآور (مخلّ سلامت) اشتغال داشته باشند و در هر مورد حق بیمه مدت مزبور را به سازمان پرداخته باشند میتوانند تقاضای مستمری بازنشستگی نمایند. هر سال سابقه پرداخت حق بیمه در کارهای سخت و زیانآور یک و نیم سال محاسبه خواهد شد.
اگر کمیتهها چنین اشتغالی را احراز نکنند، دیگر نمیتوان از ضریب یکونیم یا از نصابهای ۲۰/۲۵ بهره برد و مسیر پیش از موعد از این در بسته خواهد ماند.
در دستگاههای اجرایی نیز ممکن است عنوان شغلی شما مشمول بخشنامههای داخلیِ منعِ خروج زودهنگام در بازهای خاص باشد؛ برای مثال، رستههایی که به طور مقطعی با کمبود شدید نیرو روبهرویند یا پروژههای ملیِ در حال اجرا دارند. این ممنوعیتها ذاتا دائمی نیستند، اما در دوره اجرا تاثیر قطعی دارند و منطق آنها عموما به تضمین استمرار خدمت عمومی بازمیگردد.
راه حل عملی در چنین وضعیتهایی، ثبت درخواست در سامانههای داخلی، اخذ نظر کتبی دستگاه درباره زمانبندی مجاز و در صورت امکان استفاده از سازوکارهای جایگزین مانند انتقال یا ماموریت تا زمان باز شدن پنجره خروج است.
موانع ناشی از کمبود سابقه یا سن
در نظام تامین اجتماعی، دو شاهراه برای پیش از موعد وجود دارد: یا به سقف سابقه میرسید و شرط سن کنار میرود، یا از مسیر سخت و زیانآور عبور میکنید و با محاسبه ترجیحی سابقه، زودتر به نصاب بازنشستگی میرسید.
اگر هیچیک محقق نشود، درخواست شما با مانع عدد روبهرو میشود؛ یا سالهای پرداختِ حق بیمه به نصاب لازم نمیرسد، یا در شاخه سخت و زیانآور، سابقه متوالی/متناوب یا خودِ ماهیت شغل در کمیتهها احراز نمیشود. در این نقطه، بسیاری میپرسند آیا میتوان خرید سابقه کرد تا کمبود جبران شود؟ پاسخ وابسته به نوع سابقه است.
برخی دورهها مانند خدمت وظیفه عمومی برای آقایان، با پرداخت حق بیمه مقرر، قابلیت احتساب دارد؛ دورههای مقرری بیمه بیکاری نیز چون حق بیمه آن به حکم قانون پرداخت شده، قابل احتساب است. اما ماههای فاقد لیست و کارکردِ غیرثبتشده، بهخودیِخود قابل خرید نیست مگر در چهارچوبهای محدود و با پذیرش مرجع بیمهای؛ بههمین دلیل من همواره توصیه میکنم اول پازل سوابق را کامل و مستند کنید و سپس تقاضا دهید.
در صندوقهای دولتی، مانع سن معمولا صریحتر است. در حالت عادی، سن و سابقه باید به اعدادی برسند که قانون خاص صندوق تعیین کرده است؛ خروج زودتر مستلزم وجود قانون جاریِ پیش از موعد و علاوه بر آن، موافقت دستگاه و تامین بار مالی سنوات ارفاقی است.
اگر قانون خاص در سال اقدام شما جاری نباشد، صرف کمبود سن یا سابقه با هیچ تمهیدی جبران نمیشود و دستگاه بهدرستی از صدور موافقت استنکاف میکند.
در این وضعیتها، راهکار حقوقی، صِرفِ اصرار بر بازنشستگی نیست؛ باید یا زمانبندی را با دورنمای اجرای احتمالی قانون خاص تنظیم کنید، یا از مسیرهای حمایتیِ دیگر مانند ازکارافتادگی در صورت احراز پزشکی بهتفصیل بیندیشید، یا با ارتقای مدارک و سوابق مزدی، برنامه مالی خروج در سالهای بعد را بهینه کنید.
تکلیف دیگری که بارها نادیده گرفته میشود، الزام ادامه اشتغال تا اعلام استحقاق در شاخه سخت و زیانآور است. بسیاری به امید قطعیبودن نتیجه، ترک کار را زودتر انجام میدهند و سپس، در فاصله تشخیص و ابلاغ، با خلأ درآمدی مواجه میشوند.
قاعدهای که نقل کردم، صریح است و رعایتش از تعلیق ناخواسته معیشت جلوگیری میکند. همچنین در مسیر تبصره ۳ ماده ۷۶ که اجازه بازنشستگی بدون شرط سن با ۳۵ سال تمام سابقه را میدهد هر ماهِ ناقص یا معوق در پرداخت حق بیمه، مثل سنگی در چرخ است؛ تا آن پرداختها ترمیم نشود، شعبه وارد محاسبه نمیشود و درخواست، ولو از نظر سن بینیاز، از نظر سابقه معطل میماند.
متن این حکم را برای تاکید دوباره میآورم: تبصره ۳ ماده ۷۶ قانون تامین اجتماعی ـ بیمه شدگانی که دارای ۳۵ سال تمام سابقه پرداخت حق بیمه باشند میتوانند بدون در نظر گرفتن شرط سنی مقرر در قانون، تقاضای بازنشستگی نمایند.
در مجموع، سه رکن اگر همزمان همراه شما نباشد، با مانع مواجه میشوید: امکان مالی و اداریِ سالِ مورد اقدام که بودجه تعیین میکند؛ امکان موضوعیِ شغل که یا در چارچوب قوانین خاص قرار میگیرد یا باید در کمیتههای سخت و زیانآور احراز شود؛ و امکان عددیِ سابقه و سن که قواعد دائمی تعیین کردهاند.
هنر وکالتی در این مسیر، همزمانسازی این سه رکن است: زمان ثبت درخواست را با وضعیت بودجه سال هماهنگ کنید، مستندات احراز شغل را قبل از ورود به کمیتهها تکمیل نمایید، و پازل سوابق و دستمزدهای دو سال پایانی را چنان مرتب بچینید که محاسبه مستمری به کمترین چالش برسد.
وقتی این سه ضلع همزمان مهار شود، محدودیت دیگر مانع قطعی نیست؛ صرفا شرطی است که باید آن را در طراحی اقدام محترم شمرد.
نکات تکمیلی در بازنشستگی پیش از موعد
در این بخش، سه محور ظریف اما تعیینکننده را توضیح میدهم: نخست، قواعد ویژهای که مسیر مشاغل سخت و زیانآور را متمایز میکند و خطاهای رایج در طرح این نوع پروندهها را کاهش میدهد؛ دوم، آثار مالی و شغلیِ تصمیم به خروج زودهنگام که گاه از خودِ مستمری مهمتر است؛ و سوم، راهکارهایی که در برخی پروندهها به جای بازنشستگی پیش از موعد، یا پیش از آن، عقلانیتر و کمریسکتر است.

مقررات خاص برای مشاغل سخت و زیانآور
در عمل، شریان اصلی بازنشستگی زودهنگام برای شاغلانِ زیر پوشش تامین اجتماعی، همین مسیر سخت و زیانآور است؛ اما این مسیر تنها زمانی باز میشود که هم ماهیت شغل و هم میزان سابقه به تایید مراجع تخصصی برسد.
تشخیص سختی و زیانآوری شغل با کمیتههای بدوی و تجدیدنظر انجام میشود و تکیهگاه حقوقی مزایای این شاخه، نص روشن حمایتی است که سالهاست در نظام ما اجرا میشود و مضمون آن چنین است: افرادی که حداقل بیست سال متوالی و بیست و پنج سال متناوب در کارهای سخت و زیانآور (مخلّ سلامت) اشتغال داشته باشند و در هر مورد حق بیمه مدت مزبور را به سازمان پرداخته باشند میتوانند تقاضای مستمری بازنشستگی نمایند. هر سال سابقه پرداخت حق بیمه در کارهای سخت و زیانآور یک و نیم سال محاسبه خواهد شد. معنای عملی این متن آن است که اگر ماهیت کار شما به صورت مستند و رسمی مخلّ سلامت شناخته شود، دو امتیاز کلیدی میگیرید: نخست، امکان خروج با سابقه کمترِ تقویمی (۲۰ متوالی یا ۲۵ متناوب)؛ دوم، احتساب ترجیحیِ سابقه با ضریب ۱/۵ که شما را از نظر سنوات موثر به اعداد بالاتر نزدیک میکند.
اما این امتیازها یک رویه اجرایی سختگیرانه هم دارند. نخست، کارفرما مکلف است برای سالهای سخت و زیانآور، سهمی معادل چهار درصدِ بار مالی مستمری را تادیه کند؛ تا این جزء تسویه نشود، سازمان حتی با رأی مثبت کمیتهها مستمری را برقرار نمیکند.
دوم، بیمهشده باید تا اعلام استحقاق از سوی سازمان در کار بماند؛ ترک کار پیش از این اعلام، پرونده را در ایستگاه محاسبه معطل میگذارد و گاهی قفل میکند.
سوم، تشخیص متوالی یا متناوب بودن سابقه نه با ادعا، بلکه با ریزسوابق، لیستهای کارگاهی، گزارشهای طب کار و اندازهگیریهای محیطی انجام میشود؛ اگر این مستندات از ابتدا همسو و کامل فراهم نشده باشد، کمیتهها ناچار به استعلامهای مکرر میشوند و زمان از دست میرود.
توجه به اثر جابهجایی شغلی نیز مهم است. انتقال شما از محیط سخت به شغل سبک در همان کارگاه یا کارگاه دیگر، اگر بهصورت رسمی و در سوابق منعکس شود، از تاریخ انتقال به بعد مشمول امتیاز ۱/۵ نخواهد بود؛ بنابراین در پروندههایی که فاصله تا نصاب اندک است، زمانبندیِ تغییر شغل و ثبت اداری آن باید آگاهانه باشد.
همچنین انقطاعهای مقطعی، اگرچه مانع متناوب شمردن نمیشود، اما باید با اسناد پیوست اتصال سوابق پوشش داده شود تا در محاسبه، خلأ غیرقابل احتساب باقی نماند.
به عنوان وکیل، من همیشه پیش از ثبت درخواست، پازل مستندات را میچینم و اگر حلقهای کم است، از همان ابتدا با کارفرما و واحد بهداشت حرفهای هماهنگ میکنم تا پرونده در کمیته بدوی با ابهامهای قابلاجتناب روبهرو نشود.
در کنار این مسیر حمایتی، قاعده عمومی بازنشستگی بدون شرط سن برای سابقه کامل نیز برقرار است قاعدهای که تبصره ۳ ماده ۷۶ قانون تامین اجتماعی آن را اینگونه بیان میکند: بیمهشدگانی که دارای ۳۵ سال تمام سابقه پرداخت حق بیمه باشند میتوانند بدون در نظر گرفتن شرط سنی مقرر در قانون، تقاضای بازنشستگی نمایند.
این حکم، برای کسانی که پیوسته کار کردهاند و نیاز به ارفاق موضوعی ندارند، راهی مستقیم و کمچالش فراهم میآورد و از حساسیتهای کمیتهای به دور است. در مقام طراحی استراتژی، گاهی عقلانی است که بهجای ورود به مسیر پرمناقشه تشخیص سختی کار، با اصلاح و تکمیل سوابق به سمت همین نصاب ۳۵ سال حرکت کنید بهویژه اگر فاصله شما با آن اندک است.
آثار و تبعات بازنشستگی پیش از موعد
بازنشستگی زودهنگام فقط یک تغییر در وضعیت استخدامی نیست؛ نقطه عطفی است که بر جریان درآمد، حقوق وابستگان، امکان اشتغال آتی و حتی مسیرهای حمایتی شما اثر میگذارد.
از حیث مالی، فرمول محاسبه مستمری در تامین اجتماعی همان قاعده ماده ۷۷ است یعنی یکسیام متوسط دستمزد مشمولِ دو سال آخر، ضرب در سالهای پرداخت حق بیمه و در صندوقهای کشوری و لشکری نیز متوسط حقوق و مزایای مشمول کسور در دوره مرجع ضرب در سنوات قابل قبول میشود.
نتیجه این است که پیش از موعد بودن، بهخودیخود مستمری را کاهش یا افزایش نمیدهد؛ این سنوات موثر و میانگین دستمزد مرجع است که عدد نهایی را میسازد.
اگر از مسیر سخت و زیانآور میآیید، افزایش مستمری از ناحیه رشدِ سنوات موثر رخ میدهد؛ اگر از مسیر ۳۵ ساله میآیید، از جهت نسبتِ سنوات به سی، با عادیها برابر خواهید بود و تفاوت، صرفا در زودتر دریافتکردن است.
از حیث مزایای تبعی، پوشش درمانی شما و افراد تحت تکفل استمرار دارد و عیدی و افزایشهای سالانه طبق مصوبات مرجع ذیصلاح صندوق، همانند سایر بازنشستگان پرداخت میشود. اما در بخش حاکمیتی، باید به قانون منع بهکارگیری بازنشستگان توجه کرد که بازگشت به کار در دستگاههای اجرایی را جز در استثناهای محدود مسدود میکند. در نتیجه، اگر بخشی از برنامه مالی شما بر اشتغال مجدد در دولت بعد از بازنشستگی استوار است، این قانون راه را بسته میگذارد.
در بخش خصوصی، اشتغال مجددِ بازنشستگان معمولا منع قانونی عام ندارد، اما آثار بیمهای و مالیاتیاش باید سنجیده شود و قرارداد کار جدید بهصورت شفاف تنظیم گردد تا هم حقوق کارگر بازنشسته محفوظ بماند و هم تعارضی با دریافت مستمری ایجاد نشود.
در حوزه کارکنان دولت، تبعات دیگری نیز هست: پاداش پایان خدمت بر مبنای قواعد صندوق و دستگاه محاسبه میشود و اگر بازنشستگی پیش از موعد با سنوات ارفاقی همراه باشد، بار مالی آن باید تسویه شود تا حکم و پرداختها معوق نماند.
همچنین در برخی دستگاهها، تعهدات پس از خدمت یا تسویههای اداری از تحویل اموال تا خاتمه پروژههای در دست اگر بهموقع مدیریت نشود، هم در زمان صدور حکم تاخیر میافتد و هم میتواند منجر به تعهدات مالی ناخواسته شود.
به همین دلیل، من همیشه تقویم خروج را با واحد مالی و حراست دستگاه همنوا میکنم تا فاصله میان ترک کار و اولین مستمری به حداقل برسد.
نکته پنهان دیگری که باید دیده شود، اثر این تصمیم بر مسیرهای حمایتی جایگزین است. اگر وضعیت جسمی شما به مرز ازکارافتادگی کلی نزدیک است، بازنشستگی زودهنگام ممکن است شما را از برخی مزایای مسیر ازکارافتادگی که منطق و معیار محاسبه خاص خود را دارد محروم کند؛ بنابراین قبل از اقدام، باید با مستندات پزشکی بسنجیم که کدام مسیر از حیث عددی و حمایتی برای شما بهتر است و کدام یک از نظر زمانی دسترسپذیرتر.
راهکارهای جایگزین بازنشستگی پیش از موعد
در بسیاری از پروندهها، بازنشستگی پیش از موعد تنها گزینه نیست؛ گاهی راههای مطمئنتری هست که یا به تثبیت عدد مستمری بهتر میانجامد یا ریسکهای اداری و مالی را کم میکند. اگر در شاخه سخت و زیانآور حرکت میکنید اما فاصله شما با نصاب اندک است، نخستین راهکار، تداوم اشتغال تا اعلام استحقاق است و نه ترک کارِ شتابزده؛ چون هر ماهی که بدون اعلام رسمی کنار بگذارید، نه به سابقه موثر اضافه میشود و نه در پرداختها اثر مثبت دارد.
اگر فاصله شما با نصاب ۳۵ سال تامین اجتماعی کم است، افزودن سوابق قانونیِ قابل احتساب مانند دوره خدمت وظیفه با پرداخت حق بیمه مقرر گاه شما را به درگاهی کمچالشتر میرساند و از اختلافهای کمیتهای دور میکند.
در پروندههایی که بیماری یا آسیبِ شغلی محور اصلیِ نگرانی است، باید مسیر ازکارافتادگی را جدی بررسی کرد؛ اگر نظر کمیسیونهای پزشکی به ازکارافتادگی کلی برسد، مستمری مربوط بر مبنای قواعد خاص برقرار میشود و سرعت وصول آن با مدارک پزشکی منظم بهمراتب از دعوای سخت و زیانآور بیشتر است.
در مقابل، اگر کمیسیون چنین نظری ندارد اما محیط کار واقعا مضر است، انتقال به شغل سبکتر یا اصلاح شرایط محیطی، با استناد به گزارشهای طب کار، میتواند از منظر سلامت، اقدامی موثر و از منظر حقوقی، زمینه ساز جمعآوری مستندات برای احراز آتیِ سختی کار باشد.
برای کارکنان دولت، بازخرید خدمت در برخی دورهها و دستگاهها جایگزینی بوده است که بدون مستمری بازنشستگی، به قطع رابطه استخدامی با دریافت مبالغ مشخص میانجامد؛ این گزینه نه بهتر است و نه بدتر، بلکه تابع محاسبه شخصیِ شما از نیاز نقدی، افق اشتغال بعدی و مقایسه با مستمریِ قابل دریافت است.
گاهی نیز مرخصی بدون حقوق، ماموریت به دستگاه دیگر یا انتقال به رسته کمریسک میتواند به عنوان پلِ زمانی استفاده شود تا در سالی که محدودیت بودجهای کمتر است یا قانون خاصِ پیش از موعد مجددا اجرا میشود، خروج با مزایای کاملتر انجام شود.
در همه این سناریوها، من بر دو اصل پای میفشارم. نخست، عدد را قبل از تصمیم نهایی روی کاغذ بیاورید: میانگین دستمزدِ دو سال آخر، سنوات موثر، کف و سقفهای صندوق و زمانبندی پرداختها را دقیق محاسبه کنید و اثر افزایشهای سالانه را بر توان خرید واقعی بسنجید. دوم، از قانون برای ساختن مسیر بدون اصطکاک استفاده کنید: اگر میخواهید بدون شرط سن بازنشسته شوید، متن تبصره ۳ ماده ۷۶ را چراغ راه بگذارید بیمه شدگانی که دارای ۳۵ سال تمام سابقه پرداخت حق بیمه باشند میتوانند بدون در نظر گرفتن شرط سنی مقرر در قانون، تقاضای بازنشستگی نمایند.
و اگر به مسیر سخت و زیانآور میروید، همان نص حمایتی را که آوردم محور مستندسازی قرار دهید افرادی که حداقل بیست سال متوالی و بیست و پنج سال متناوب… هر سال سابقه… یک و نیم سال محاسبه خواهد شد. تا در کمیتهها، گفتوگو بر مدار سند و معیار بگذرد نه بر مدار حدس و تردید.
این نگاهِ مرحلهای، بازنشستگی پیش از موعد را از یک تصمیم هیجانی به یک پروژه حقوقی-اداری تبدیل میکند: پروژهای که اگر درست طراحی و مستند شود، هم سلامت و کرامت شما را صیانت میکند و هم آینده مالیتان را بر اساس قانون، قابل پیشبینی و قابل اتکا میسازد.






لطفا این متن را تا اخر و با دقت بخانید تاحق مطلب ادا شود در موردقوانین سختی کارقبل از نوشتن این مطلب تاکید میشود در مورد عزیزانی که در مشاغل سخت وزیان اور کار میکننداین حقشان است که با ۲۰ سال سابقه ۳۰ روز حقوق در ماه بدون شرط سنی بگیرندو این دو مزیت حق انها و عادلانه است وگوارای وجود انها اما یک مزیت دیگر وجود دارد که باعث تبعیض در حق بازنشستگان عادی میباشد و ان سقف سابقه ۳۵ سال در بازنشستگی تامین اجتماعی میباشد که به دلایل زیر ناعادلانه میباشد . اول سقف بازنشستگی را در این گروه که ۳۵ سال است باید به ۳۰ سال کاهش داد چون شخص اگر ۲۳ سال و ۴ ماه بیمه داشته باشد ۳۵ سال حقوق شاملش میشود. که این ابتدا یک تبعیض میباشد در برابر بازنشستگان عادی که برای اینکه ۳۵ سال سقف حقوق را بگیرند باید ۳۵ سال کار کنندو همچنین اکثرا سر ۳۰ سال درخاست بازنشستگی میدهند وکو تا ۳۵ سال. ولی بازنشسته های مشاغل سخت این راه طولانی را در عرض ۱۱ سال و ۸ ماه میانبر میزنند وبا بعضی از انها که هم صحبت میشویم با غرور وفخرفروشی میگویند من با سابقه کم ۳۵ سال حقوق میگیرم در صورتیکه از شما چند سال کوچکترم وسقف حقوق را میگیرم وشما با این سن داری ۳۰ سال حقوق میگیری . همچنین میتوانم بخاطر سن کم بروم از زندگیم لذت ببرم وچند تا زن بگیرم چون خودش را بالای قله ی سقف حقوق تامین اجتماعی میبینه فقط با ۲۳ سال و ۴ ماه سابقه چون اگر این عدد را ضربدر یک سال و نیم کنید میشود ۳۵ سال(۲۳/۴×۱/۵=۳۵).چون هر سال یک سال ونیم حساب میشودوهمچنین انها میگویند شما تا ۳۰ سال سابقه را بگیری عمرت را گذاشتی و اصلا شاید هم به عدد ۳۰ سال نرسی چه برسد به عدد ۳۵ سال.و هنوز به من که سقف سابقه تامین اجتماعی را میگیرم یعنی ۳۵ سال نرسیدی در صورتیکه ۵ سال واقعا عدد بزرگیه هم برای محاسبه حقوق وهم برای کار کردن. برای گرفتن این غرور و این تبعیض اشکار باید سقف حقوق این عزیزان ۳۰ سال با هر مقدار سابقه باشد.همانطور که میبینید حتی خود بازنشستگان سخت و زیان اور ناخوداگاه با این فخرفروشی دارند به این تبعیض اعتراف میکنند واگر هم بر زبان نیاورند از زبان بدن انها میشود این فخر فروشی را تشخیص داد. ولی تاکید میشود که کارکنان مشاغل سخت وزیان اور حق دارند و عادلانه است که با ۲۰ سال سابقه ،حقوق ۳۰ سال را بدون داشتن شرط سنی بگیرند و این دو مزیت حقشونه وعادلانه . ولی مزیت سوم که سقف حقوق تامین اجتماعی یعنی ۳۵ سال است عادلانه نمیباشد. لذا انها باید سقف حقوقشان ۳۰ سال حتی باهر مقدار سابقه بیشتر از ۲۰ سال باشد. که این موضوع هم باعث میشود ۵ سال به صندوق بازنشستگی تامین اجتماعی فشار مالی کمتر وارد شود. منظور این است که بازنشستگان مشاغل سخت عادلانه است که با بیست سال سابقه اولا در جوانی بازنشست شوند و ثانیا حقوق کامل ۳۰ روز را بگیرند که میشود دو مزیت شامل انها. که به حق است .ولی مزیت سوم که سقف حقوق ۳۵ سال است را به سمت بی عد التی وتبعیض با دیگر بازنشستگان عادی تامین اجتماعی سوق میدهد.همچنین کارکنان مشاغل سخت به دلیل اینکه اکثرا تحصیلات دانشگاهی ندارند سریع جذب کار میشوند .به طور کلی کسانی که بازنشستگی پیش از موعد قبل از سی سال میگیرند باید سقف حقوقشان ۳۰ روز در ماه باشد و نه ۳۵ روز در ماه.تا درموردبازنشستگان عادی که اکثرا نمیتوانند تا ۳۰ سال که چه عرض شود چه برسه به ۳۵ سال تبعیض بوجود نیاد