موضوعتان را بگویید، در چند ثانیه به وکیلِ در دسترس میرسید
لطفاً اتصال اینترنت خود را بررسی کنید.
اعتبار مبایعهنامه عادی در انتقال سهم مشاعی و امکان ابطال آن توسط ورثه چگونه است؟
پرسیده شده ۲ ماه پیش
۵۰ پاسخ ثبت شده
پدربزرگم در اردیبهشت ۱۴۰۰ کل زمینهای خود را بهصورت سند قطعی غیرمنقول مشاعی به چهار پسرش واگذار کرد. سپس در مهر ۱۴۰۰، در بنگاه و با حضور چهار پسر، سهم مشاع خود را از چهار قطعه زمین کشاورزی به مساحت حدود ۱۸٬۰۵۴ مترمربع از طریق مبایعهنامه عادی و یک اقرارنامه غیرمالی رسمی در دفترخانه به پدرم منتقل کرد. ثمن معامله با چک پرداخت شد، هرچند چند روز بعد از وصول، مبلغ به پدرم بازگردانده شد. پدربزرگم تا دو سال پس از معامله در قید حیات بود، هیچ اعتراضی نکرد، و خودش با شاهدان تماس گرفته و رضایتش را اعلام کرده بود. گواهی فوت نیز علت فوت را کهولت بدون زوال عقل ذکر کرده است. پدرم دو قطعه از زمینها را شخم زده و دو قطعه دیگر را تصرف و از آنها مستنداتی تهیه کرده است. اکنون سایر ورثه مانع بهرهبرداری پدرم از زمینها میشوند و ادعا میکنند او حق دخالت ندارد. آیا ورثه میتوانند این معامله را باطل کنند یا زمینها را پس بگیرند؟
جمعبندی پاسخ وکلاهوش مصنوعی
اصل بر صحت معامله و اختیار مالک در زمان حیات است و ورثه صرفا به دلیل وراثت نمیتوانند مبایعهنامه و اقرارنامه را باطل کنند. با این حال اگر پدربزرگ پیشتر تمام مالکیت خود را منتقل کرده باشد یا ورثه صوری بودن معامله را ثابت کنند، انتقال زیر سوال میرود.
این شرایط کلی اعتبار معاملات زمان حیات است، اما تعیین دقیق سرنوشت ملک به وضعیت مالکیت رسمی پدربزرگ در تاریخ معامله دوم بستگی دارد.
حمیدرضا قاسمیآنلاینوکیل پایه یک کانون وکلای دادگستری·۵٫۰
پاسخ هوشمند بنیاد وکلاهوش مصنوعی
اعتبار معامله در برابر ادعای ورثه
مالک در زمان حیات اختیار اموالش را دارد و ورثه نمیتوانند به صرف ادعا معامله را باطل کنند، مگر اینکه صوری بودن، عدم اهلیت، یا فقدان مالکیت فروشنده در تاریخ بیع را ثابت کنند. نکته مهم در پرونده شما این است که اگر پدربزرگ در اردیبهشت کل زمین را واگذار کرده باشد، در مهرماه دیگر مالکیتی برای انتقال نداشته است. در صورت باقی ماندن سهم برای وی، معامله به پشتوانه مبایعهنامه، اقرارنامه رسمی و تصرفات پدرتان معتبر است و برای مقابله با ورثه میتوانید دادخواست اثبات وقوع بیع، الزام به تنظیم سند رسمی و رفع ممانعت از حق مطرح کنید.
این پاسخ بهصورت خودکار تولید شده و جای مشاورهی حقوقی با وکیل را نمیگیرد؛ پاسخهای وکلا در ادامه آمده است.
اصل معامله قابل دفاع است و ورثه بهصرف ورثه بودن نمیتوانند آن را خودبهخود باطل کنند. اگر پدربزرگ در زمان معامله مالک رسمی سهم مشاع بوده، اهلیت داشته، معامله با قصد و رضای او انجام شده، ثمن پرداخت شده و اقرارنامه رسمی هم وجود دارد، اصل بر صحت معامله است و بار اثبات بطلان بر عهده مدعیان است. در این حالت، صرف اعتراض بعدی ورثه برای پس گرفتن زمین کافی نیست.
ورثه فقط در این صورتها میتوانند به معامله حمله کنند:
- اثبات صوری بودن یا فقدان قصد واقعی
- اثبات حجر، جنون یا عدم اهلیت پدربزرگ در زمان معامله
- اثبات جعل، اکراه، تدلیس یا معامله فضولی
- اثبات اینکه اصلا آن سهم در مالکیت پدربزرگ نبوده
با توضیح شما، چند قرینه به نفع صحت معامله است:
- حضور چهار پسر در بنگاه
- پرداخت ثمن
- سکوت و عدم اعتراض پدربزرگ تا دو سال
- اقرار رسمی در دفترخانه
- تصرف و بهرهبرداری بعدی پدر شما
اگر خواسته شما دفاع از معامله است، دعوای مناسب معمولا اینهاست:
- الزام ورثه به رفع ممانعت از حق یا مزاحمت
- الزام به تنظیم سند رسمی، اگر مقدمات انتقال کامل بوده
- اثبات وقوع بیع و صحت معامله
جمعبندی کوتاه: ورثه بهتنهایی نمیتوانند معامله را باطل کنند؛ اگر اهلیت و رضایت پدربزرگ و مدارک معامله ثابت باشد، اصل با صحت معامله است.
سلام
صرف اینکه انتقال سهم مشاع با مبایعهنامه عادی انجام شده، باعث بیاعتباری آن نیست. در حقوق ایران، قرارداد خرید و فروش در صورتی که بین طرفین با قصد و رضایت منعقد شده باشد و شرایط صحت معامله را داشته باشد، معتبر است؛ حتی اگر سند رسمی برای آن تنظیم نشده باشد (البته در خصوص املاک دارای سابقه ثبتی، موضوع قابلیت استناد و نحوه انتقال رسمی باید جداگانه بررسی شود).
در موردی که مطرح کردهاید، چند نکته به نفع صحت معامله وجود دارد؛ از جمله اینکه پدربزرگ شما ابتدا مالک سهم مشاع بوده، سپس آن سهم را به موجب مبایعهنامه به پدرتان منتقل کرده، اقرارنامه رسمی نیز تنظیم شده و سایر فرزندان نیز هنگام انجام معامله حضور داشتهاند. همچنین اینکه فروشنده تا زمان فوت، یعنی حدود دو سال بعد، اعتراضی نکرده و حتی رضایت خود را اعلام کرده، میتواند در اثبات اراده واقعی او مؤثر باشد.
ورثه بعد از فوت پدربزرگ، فقط به دلیل اینکه معامله به نفع یکی از فرزندان انجام شده، نمیتوانند آن را برهم بزنند؛ زیرا هر شخص تا زمانی که زنده است اختیار دارد درباره اموال خودش تصمیم بگیرد. اما اگر ادعا کنند که معامله صوری بوده، ثمن واقعی پرداخت نشده، یا پدربزرگ هنگام معامله اهلیت نداشته، باید این موارد را در دادگاه ثابت کنند.
موضوع برگشت مبلغ چک پس از وصول هم به خودی خود معامله را باطل نمیکند، ولی ممکن است طرف مقابل از آن برای طرح ادعای صوری بودن استفاده کند. در مقابل، وجود تصرفات پدر شما در زمینها، شخمزدن، بهرهبرداری و تهیه مدارک مربوط به تصرف میتواند برای دفاع از واقعی بودن معامله اهمیت داشته باشد.
بنابراین با توضیحاتی که دادهاید، ورثه نمیتوانند صرفا با ادعا زمینها را پس بگیرند؛ مگر اینکه بتوانند یکی از جهات قانونی بیاعتباری معامله را اثبات کنند.
درود بر شما؛
صرف انعقاد مبایعهنامه عادی، در صورت احراز قصد، رضا، اهلیت، موضوع معین و مشروع بودن جهت معامله، موجب بطلان نیست. اگر انتقال سهم مشاعی قبل از فوت مورث واقع شده، مبیع مشخص باشد، تصرفات خریدار و اقرارنامه رسمی مؤید وقوع معامله باشد و فروشنده تا پایان عمر معامله را تنفیذ کرده و اعتراضی نکرده باشد، اصل بر صحت معامله است و ورثه قائممقام متوفی بوده و بیش از حقوق مورث حقی ندارند.
در فرض سؤال، بازگرداندن وجه چک بهتنهایی دلیل صوری بودن معامله یا بطلان آن نیست و اثبات چنین ادعایی بر عهده مدعی است. تصرفات پدر، اقرارنامه رسمی، سکوت و تایید مورث تا زمان فوت، از امارات مؤثر در احراز وقوع و نفوذ معامله محسوب میشود.
مستندات: مواد ۱۰، ۱۹۰، ۲۱۹، ۲۲۳، ۳۳۸، ۳۶۲، ۵۸۳ و ۵۸۹ قانون مدنی، مواد ۱۲۵۷ و ۱۲۸۷ قانون مدنی و ماده ۱۹۷ قانون آیین دادرسی مدنی.
پرسش اساسی این است که متن دقیق مبایعهنامه، اقرارنامه رسمی، تاریخ پرداخت و استرداد وجه، نحوه تصرفات پس از معامله و وضعیت ثبتی هر یک از قطعات چیست؟ پاسخ به این موارد در تعیین امکان الزام به تنظیم سند رسمی، خلع ید یا رد دعوای ابطال معامله تعیینکننده خواهد بود.
باسلام
اگر پدرتان بتواند وقوع معامله را اثبات کند و دادگاه معامله را صحیح بداند، ورثه قائممقام پدربزرگ هستند و موظفاند آثار معامله را بپذیرند. در این حالت، اصل بر این است که حق پس گرفتن زمین را ندارند و حتی در صورت لزوم، خریدار میتواند برای الزام ورثه به تنظیم سند رسمی در صورتی که شرایط قانونی آن فراهم باشد یا اثبات مالکیت و تحویل ملک اقدام کند
ورثه باید در دادگاه ثابت کنند که مثلا:
معامله صوری بوده است.
امضای پدربزرگ جعلی است.
پدربزرگ هنگام معامله اهلیت نداشته (مثلا دچار زوال عقل بوده).
معامله تحت اکراه یا اجبار انجام شده است.
یا به دلیل قانونی دیگری معامله باطل یا قابل فسخ بوده است.
اگر در سند قطعی اردیبهشت ۱۴۰۰، تمام مالکیت زمینها به چهار پسر منتقل شده و پدربزرگ هیچ سهمی برای خود نگه نداشته باشد، معامله مهر ۱۴۰۰ نسبت به سهمی که دیگر مالک آن نبوده اصولا قابل استناد علیه چهار پسر نیست و بحث انتقال مال غیر مطرح میشود.
اما اگر پدربزرگ در زمان مبایعهنامه هنوز مالک سهم مشاع بوده، با توجه به مبایعهنامه، اقرارنامه رسمی، وصول چک، تصرفات پدر و عدم اعتراض تا دو سال، صرف ادعای ورثه برای ابطال کافی نیست و باید بطلان معامله را اثبات کنند.
برگشت ثمن مهمترین نقطهضعف پرونده است و باید علت آن مشخص شود؛ اگر هدیه، قرض یا توافق دیگری بوده باشد، قابل دفاع است.
ابتدا باید سند قطعی اردیبهشت و متن دقیق اقرارنامه رسمی و مبایعهنامه مهر ۱۴۰۰ بررسی شود؛ تعیین تکلیف مالکیت دقیق، کلید پرونده است.
سلام وقت بخیر
با توجه به اسناد رسمی و اقرارنامه تنظیم شده و همچنین رضایت پدربزرگتان در زمان حیات و سلامت عقلی ایشان، معامله پدرتان بر روی سهم مشاعی از زمینها معتبر است و ورثه دیگر به سختی میتوانند آن را باطل کنند. بازگرداندن ثمن معامله نکتهای است که نیاز به بررسی دقیق دارد، اما سایر مستندات، حقوق پدرتان را به خوبی اثبات میکنند.
سلام
با توجه به اظهارات شما و با توجه به تنظیم قرارداد مبایعه نامه و امضا پدربزرگ ( فروشنده ) و امضا سایر فرزندان به عنوان شاهد و با توجه به پرداخت ثمن معامله توسط خریدار ( پدر ) پس پدر شما مالک ملک مورد معامله محسوب خواهد شد .هر چند با توجه به استرداد ثمن معامله توسط فروشنده ( پدربزرگ) به خریدار ، احتمالا قرارداد اقاله و یا فسخ شده است ولی بر اساس قانون اگر هر کدام از ورثه مدعی اقاله و یا فسخ قرارداد هستند ایشان باید دادخواست حقوقی اقامه نمابند و با ارائه دلائل ، ادعای خود را مبنی بر اقاله و یا فسخ قرارداد اثبات نمایند
پدر شما باید زمین مورد معامله را تصرف نماید اگر سایر ورثه مانع شوند پدر شما می بایست شکایت نماید
با توضیحاتی که دادید، ورثه صرفا با ادعا نمیتوانند معامله را باطل کنند. اگر پدربزرگ در زمان معامله سالم و دارای اهلیت بوده و با قصد و رضایت، سهم خود را به پدرتان منتقل کرده باشد، اصل بر صحت معامله است. وجود مبایعهنامه، اقرارنامه رسمی، چک ثمن، شهادت شهود و تصرفات پدرتان نیز ادله مهمی برای اثبات معامله است. بازگرداندن وجه پس از وصول چک نیز بهتنهایی موجب بطلان معامله نیست. ورثه فقط در صورت اثبات مواردی مانند صوری بودن معامله، فقدان قصد و رضا، عدم اهلیت یا جعل و بیاعتباری اسناد میتوانند نسبت به معامله اعتراض کنند. بهتر است برای جلوگیری از تضییع حق، وضعیت ثبتی زمینها و امکان طرح دعوای اثبات معامله و الزام به تنظیم سند رسمی بررسی شود.
طیبه برزگر
۲ ماه پیش
وکیل پایه یک کانون وکلای دادگستری
۵٫۰·۱۱ مشاوره موفق
سلام شما بیان کردید اول پدر بزرگ کل زمین ها رابه پسران خود انتقال داده
مجدد خود پدربزرگ که مالک زمین نیست سهم مشاعی خود را به پدرتان یعنی یکی از پسرها منتقل کرده
سوال اینجاست
۱- آیا پدربزرگ تان زمان انتقال به پدرتان مالکیتی داشته؟
۲-آیا کل ثمن معامله به پدربزرگ بازگردانده شده؟
آیا اقاله و فسخ حتی شفاهی بین پدربزرگ و پدر صورت گرفته؟
صرف استرداد ثمن باعث بطلان سند نمی شود
اما ممکن است معامله صوری باشد
ورثه می توانند به علت صوری بودن معامله را باطل کنند و یا مطالبه ثمن معامله را بخواهند
شما باید دادخواست
۱-الزام به سند
۲-رفع تصرف عدوانی
۳-ممانعت از حق به طرفیت ورثه مطرح کنید
در فرضی که معامله در زمان حیات پدربزرگ با رضایت و اهلیت ایشان انجام شده، اصل بر صحت و اعتبار مبایعهنامه است. بازگرداندن ثمن بهتنهایی موجب بطلان معامله نیست و باید صوری یا غیرواقعی بودن معامله اثبات شود. سکوت دوساله متوفی، اقرارنامه رسمی، تصرف پدر و سایر قرائن میتواند به نفع اعتبار معامله باشد. بنابراین ورثه صرفا با ادعا نمیتوانند معامله را باطل یا زمینها را پس بگیرند و بار اثبات بطلان بر عهده آنان است.
سوال مبهم است ونمیتوان راهنمایی دقیق ارایه کرد اما به صورت کلی گر مبایعهنامه در زمان حیات پدربزرگ با اهلیت قانونی، قصد و رضای طرفین منعقد شده و قبض و تصرف نیز تا حدی محقق شده باشد، صرف فوت فروشنده موجب بطلان معامله نیست و ورثه قائممقام او هستند، نه صاحب حق ابطال. فقط در صورت اثبات صوری بودن معامله، فقدان اهلیت، جعل یا بطلان قرارداد امکان ابطال وجود دارد.
با سلام
اگر پدربزرگ در زمان معامله اهلیت داشته، سند رسمی اقرار، مبایعهنامه، پرداخت ثمن و تصرفات بعدی وجود داشته باشد، ورثه برای بیاعتبار کردن معامله باید دلیل قانونی مثل عدم اهلیت، صوری بودن معامله یا جعل ارائه کنند.
صرف اینکه بعدا پدربزرگ فوت کرده یا برخی ورثه راضی نیستند، برای ابطال معامله کافی نیست. پدرتان میتواند در برابر ممانعت، حسب شرایط دعوی اثبات مالکیت/تایید معامله و رفع ممانعت از حق را بررسی کند.
با سلام
با توجه به انتقال ابتدایی پدربزرگ شما به پسران ، ایشان در زمان انتقال دوم مالکیتی نداشته اند اما اگر انتقال دوم به تایید صریح دیگر پسران رسیده باشد ایرادی به معامله وارد نخواهد بود . اما پیچیدگی از لحاظی است که وجه به حساب پدربزرگ شما واریز شده و بعدا مسترد شده است . یعنی ممکن است از این نظر ادعایی مطرح شود . برای راهنمایی دقیق ضروری است کلیه مستندات به صورت دقیق بررسی و اعلام نظر گردد و با توضیحات شما نمی توان پاسخ قاطعی ارائه نمود .
سلام، اگر اردیبهشت ماه زمین ها را با سند رسمی قطعی به ۴ پسرش واگذار کرده باشه در مهر ماه برای واگذاری همان زمین ها مالکیتی نداشته است و واگذاری مجدد با سند عادی فاقد وجاهت قانونی است. اما اگر مورد معامله با پدرتان همان زمین ها نبوده و یا بنام خودشان سهمی را نگه داشته باشند معامله با پدرتان معتبر است.
سلام
اصل بر صحت است لیکن در صورتیکه دادخواستی ارائه نمایند نیاز به ادله و مستندات لازم دارند ضمنا باتوجه به توضیحات احتمال نتیجه توسط برادرانشان در صورت شکایت با ارائه دفاعیات مناسب ضعیف می باشد.
همچنین پدرتان می تواند دادخواست به طرفیت وراث بابت تنظیم سند رسمی ارائه نماید و در صورت ممانعت یا مزاحمت امکان شکایت دارد.
با توجه به اقرارنامه رسمی، تصرفات طولانی و عدم اعتراض پدربزرگ تا زمان فوت، معامله نافذ است و ورثه نمیتوانند آن را باطل کنند، مگر اینکه ثابت کنند معامله با حیله یا اکراه انجام شده یا پدربزرگ محجور بوده است.
وقت بخیر،
توضیحات مذکور ناقص است، اگر در بار اول پدربزرگ شما زمین را به ۴ نفر منتقل نموده است بنابراین سهم مشاعی برای او باقی نمانده بود که به پدر شما منتقل کنند، اگر هم انتقال دوم به پدر شما مدنظر ایشان بوده ، بازگرداندن پول به حساب میتواند به منزله ابطال معامله باشد ، توضیحات بیشتر و دقیقتری جهت مشاوره مورد نیاز است.
با سلام
چنانچه پدربزرگتان سهم خود از اراضی را به پدرتان واگذار نموده باشد خدشه ای به اعتبار معامله وارد نیست و ممانعت وراث از تصرف پدرتان در مایملکش فاقد وجاهت قانونی و قابل پیگیریست.
با توجه به توضیحاتی که دادید، صرفا با ادعای سایر ورثه، این معامله باطل نمیشود. اگر در زمان معامله پدربزرگ مالک رسمی سهم خود بوده است،اهلیت قانونی داشته است،مبایعهنامه عادی و اقرارنامه رسمی تنظیم شده، ثمن هرچند بعدا مسترد شده ولی اصل معامله واقعی بوده و تا زمان فوت نیز معامله را رد یا فسخ نکرده است،اصل بر صحت معامله است.
بازگرداندن ثمن نیز بهتنهایی موجب صوری بودن یا بطلان معامله نیست و ورثه باید صوری بودن، فقدان قصد معامله، حجر یا بطلان قانونی معامله را اثبات کنند.
از سوی دیگر، تصرفات پدر شما مانند شخم زدن زمین، در اختیار گرفتن اراضی و وجود مستندات تصرف، میتواند مؤید اجرای معامله باشد.
بنابراین، تا زمانی که دادگاه حکم به بطلان معامله صادر نکند، ورثه حق پس گرفتن زمین یا جلوگیری از بهرهبرداری پدر شما را ندارند و پدر شما میتواند حسب مورد دعوای خلع ید، رفع ممانعت از حق یا اثبات مالکیت و الزام به تحویل سهم را مطرح کند.
در صورت احراز صحت مبایعهنامه، اهلیت فروشنده و وقوع بیع، ورثه اصولا حق ابطال معامله را ندارند و صرف عادی بودن مبایعهنامه یا استرداد ثمن، موجب بطلان معامله نیست...موفق باشید 🌹
محمدمهدی قنبری
۲ ماه پیش
کاراموز وکالت مرکز وکلای قوهقضاییه
۴٫۹·۶۷ مشاوره موفق
سلام
با توجه به جزئیاتی که مطرح کردید، احتمال ابطال این معامله توسط سایر ورثه بسیار ضعیف است.
ورثه بدون دلیل محکمهپسند (مثل اثبات جعل که با وجود اقرارنامه رسمی تقریبا غیرممکن است) نمیتوانند معامله را باطل کنند.
با سلام
در صورت احراز صحت مبایعهنامه، اهلیت فروشنده و وقوع بیع، ورثه اصولا حق ابطال معامله را ندارند و صرف عادی بودن مبایعهنامه یا استرداد ثمن، موجب بطلان معامله نیست.
سلام علیکم
با توجه به مجموعه اوضاع و احوالی که شرح دادید، به نظر میرسد معامله انجامشده از نظر حقوقی صحت داشته و امکان ابطال آن توسط ورثه بسیار ضعیف است.
باسلام
در صورتی که در زمان انتقال، مالکیت به نام پدربزرگ باشد اصل بر صحت معامله می باشد و صرف عادی بودن مبایعهنامه یا استرداد ثمن، موجب بطلان معامله نیست .
با سلام و درود. صرف ادعای ورثه موجب بطلان معامله نمیشود. اگر پدربزرگ در زمان معامله اهلیت داشته، مبایعهنامه و اقرارنامه معتبر باشد و معامله در زمان حیات او منعقد شده باشد، پس از فوت، ورثه قائممقام او هستند و اصولا حق برهم زدن معامله صحیح را ندارند. بازگرداندن مبلغ چک نیز بهتنهایی دلیل صوری یا باطل بودن معامله نیست و نیاز به اثبات دارد. اگر ورثه مدعی صوری بودن معامله، فقدان قصد، عدم اهلیت یا جعل باشند، بار اثبات بر عهده آنان است. در مقابل، پدر شما میتواند برای اثبات صحت معامله، الزام به تنظیم سند رسمی (در صورت امکان)، اثبات مالکیت و رفع ممانعت از حق یا خلع ید حسب مورد اقدام کند.
درود
مسیر حقوقی معمولا این است که ابتدا اعتبار و وقوع بیع نسبت به سهم مشاع تثبیت شود و سپس حسب وضعیت سند، الزام به تنظیم سند رسمی یا دعوای مرتبط با رفع ممانعت از حق یا خلع ید مشاعی مطرح شود.
باسلام، با توجه به مستندات ارائهشده، ورثه از حیث اثبات دعوای ابطال معامله در موضع ضعیفی قرار دارند و احتمال موفقیت آنان اندک است.به همین جهت نیازمند برسی دقیق می باشد .
طبق اتفاقی که شما فرمودید ابطال مبایعه نامه سخت بنظر میرسد باید دید طرف مقابل به چه مدارک و مستنداتی استناد میکند بر اساس ان دفاع کرد ولی برای شروع دفاع از حق خود یک اظهار نامه یه همه متصرفان زمین خود بدهید و ازشون بخواهید توضیح بدن که چرا مانع بهره برداری زمین هستند که هم دعوا حقوقیتان را بعدش شروع کنید حالا عنوانش بر اساس مدارکتون میتونه ممانعت از حق شاید خلع ید و... باشه که باید دقیق تر بررسی کرد وهم ممکن است در پاسخ اظهار نامه که میدهند بشود دلایل خوبی از حرف هایشان بدست اورد.
در سوال گفته شده پدربزرگتون یکبار کل زمینها رو به ۴ پسر منتقل کرده و دوباره گفتید سهم مشاعی را .دیگر ملکی نداشته که منتقل کند .یکبار باسند رسمی انتقال داده است . در هر حال اقرارنامه رسمی مبنی بر بیع و بیع نامه قابل استناد هست و قابل پیگیری
با سلام
با شرح مطروحه در سوال امکان ابطال این معامله برای سایر ورثه ضعیف به نظر می رسد و شما می توانید از ظرفیت های قانون الزام در تثبیت مالکیت خود بر زمین های با سند عادی استفاده کنید
سلام و درود
با توجه به ادله ارائه شده ورثه برای به اثبات رساندن دعوای ابطال معامله در موضع ضعیفی قرار دارند و برای این امر باید مواردی همچون صوری بودن معامله را ثابت نمایند.
مالک در زمان حیات خویش اختیار اموالش را داشته و واگذار کرده مضاف بر ان اقرار نامه رسمی نیز دلیل محکمی است ک نشان از انتقال دارد امکان باطل کردن وجود ندارد