سلام وقت بخیر...
ثالثی طی اختلاف طلبی که با بنده داشت، بنده سهمالارث خودم را کامل طی مبایعهنامه بابت طلب فروختم. اما قصد واقعی ما این بود که بعد از فروش، سهمالارث فقط به اندازه طلبش بردارد و مازاد را پس بدهد. اما این قصد در مبایعهنامه ذکر نشد، اما شاهد دارم.
الان که تقاضای تقسیم ترکه و فروش دادم، ثالث با لایحه بیان کرده که ایشان حقی ندارد بلکه به من فروخته! دادگاه هم رای به ضرر من صادر کرد که شما در تقاضای تقسیم ترکه و فروش ذینفع نیستی و رد دادخواست من را صادر کرد.
اگر تجدیدنظر نکنم به ضررم است؟ چون این رای دادگاه که رد شده مربوط به تقاضای تقسیم ترکه بوده... چطور ثابت کنم قصد ما از این مبایعهنامه، فروش کل سهمالارث نبوده... اصلا حرفم به نتیجه میرسد؟
لطفا راهنمایی کنید که تجدیدنظر کنم یا خیر؟
یا اینکه باید جداگانه دادخواست ابطال مبایعهنامه را اثبات کنم و بعد اقدام به دریافت سهمالارثم کنم؟
بنده هم در جلسه به قاضی بیان کردم به علت فشار و جلوگیری از درگیری و ناراحتی قلبی مادرم و بدون قید کردن مقدار طلب، کل سهمالارثم را امضا کردم و تمام این دفاعیات در رای دادگاه دادنامه و قید شده... در ضمن طلب شخص هم بدون مدرک است و هیچ رسیدی ندارد اما من قبول دارم که فلان مبلغ ایشان طلب دارند.
این پاسخ بهصورت خودکار و بر اساس میزان جزئیات در ابتدا آمده است، نه بهعنوان تأیید محتوای آن.
پاسخ توسط یکی از وکلای بنیاد وکلا
وضعیت پرونده شما پیچیده است، اما راهکارهای قانونی مشخصی برای آن وجود دارد. در ادامه به صورت تفکیکشده به سوالات شما پاسخ میدهم.
پاسخ کوتاه و صریح
خیر، تجدیدنظرخواهی به تنهایی مشکل شما را حل نمیکند.
رای «رد دادخواست» که صادر شده، از نظر شکلی و اداری صحیح است؛ زیرا تا زمانی که آن مبایعهنامه (سند فروش) پابرجاست، شما قانونا دیگر مالکیتی در سهمالارث ندارید که بخواهید تقاضای تقسیم آن را بکنید. دادگاه تجدیدنظر هم احتمالا همین رای را تایید خواهد کرد.
شما باید مسیر دعوای خود را تغییر دهید و به جای «تقسیم ترکه»، دعوای «اثبات وقوع عقد با شرایط خاص» یا «مطالبه وجه مازاد» را مطرح کنید.
تحلیل وضعیت حقوقی شما
در حال حاضر شما با دو مانع حقوقی روبرو هستید که باید جداگانه با آنها برخورد کنید:
۱. چرا دادگاه تقسیم ترکه را رد کرد؟ (بحث ذینفعی)
در دعاوی تقسیم ترکه، شرط اول این است که خواهان (شما) «ذینفع» باشد؛ یعنی جزو وراث یا مالکین باشد. وقتی طرف مقابل مبایعهنامهای ارائه داده که نشان میدهد شما سهمتان را فروختهاید، قاضی پرونده تقسیم ترکه، صلاحیت رسیدگی به اعتبار آن معامله را ندارد. او فقط سند را میبیند و میگوید: «شما که سهمت را فروختهای، دیگر سمتی در این پرونده نداری».
نتیجه: تجدیدنظرخواهی روی این رای صرفا وقت شما را میگیرد، مگر اینکه بخواهید زمان بخرید. رای دادگاه در این مرحله صحیح بوده است.
۲. راه حل اصلی: اثبات "قصد واقعی" معامله
مشکل اصلی شما «مبایعهنامه» است. طبق ماده ۱۹۰ قانون مدنی، «قصد طرفین» ملاک است. شما ادعا دارید که ظاهر معامله «بیع» (فروش) است اما باطن و قصد واقعی آن «وثیقه برای بدهی» یا «فروش مشروط» بوده است.
برای رسیدن به حقتان باید دادخواست جدیدی با یکی از عناوین زیر (بسته به نظر وکیلتان و مدارک موجود) مطرح کنید:
استراتژی اول (بهترین حالت): دادخواست اثبات وقوع بیع با شرط ضمنی و مطالبه مازاد.
در این دادخواست شما اصل فروش را رد نمیکنید (چون امضا کردهاید و بدهکار هم بودهاید)، بلکه مدعی میشوید که «توافق شفاهی و شرط بنایی» بر این بوده که پس از فروش مال و برداشتن طلب، مازاد پول به شما برگردانده شود. در اینجا شهادت شهود بسیار کارآمد است.
استراتژی دوم: اثبات ماهیت واقعی قرارداد (معامله در مقام رهن).
اگر بتوانید ثابت کنید که اصلا قصد فروش نداشتید و این برگه فقط ضمانت پرداخت بدهی بوده، معامله میتواند باطل یا توصیفش تغییر کند. اما اثبات این مورد در برابر سند مکتوب بسیار دشوار است.
آیا شهادت شهود در برابر سند کتبی پذیرفته میشود؟
در حقوق ایران اصل بر این است که سند کتبی بر شهادت شهود برتری دارد. اما یک استثنای مهم وجود دارد:
اگر شهود شما شهادت دهند که «یک توافق شفاهی مستقل» در کنار آن کاغذ وجود داشته (مثلا توافق بر سر اینکه مازاد قیمت زمین پس داده شود)، این شهادت قابل استماع است.
نکته کلیدی: به شهود خود بگویید دقیقا واقعیت را بگویند؛ اینکه قرار بود ملک فروخته شود تا بدهی صاف شود و بقیه پول برگردد. این شهادت، سند را باطل نمیکند، بلکه تعهد طرف مقابل به پرداخت مابقی پول را ثابت میکند.
درباره دفاعیه «فشار روانی و بیماری مادر»
شما در دادگاه به «فشار و ناراحتی قلبی مادر» اشاره کردید. از نظر حقوقی، این مورد «اکراه» (که معامله را باطل کند) محسوب نمیشود.
اکراه قانونی: یعنی تهدید جانی، مالی یا ناموسی مستقیم که اختیار را از انسان بگیرد.
اضطرار: شرایط شما (جلوگیری از ناراحتی مادر) مصداق «اضطرار» است. طبق قانون، معامله اضطراری صحیح است و نمیتوانید با این دلیل معامله را باطل کنید. پس روی این بخش زیاد مانور ندهید چون از نظر حقوقی ضعیف است.
نقشه راه پیشنهادی (جمعبندی)
عدم تمرکز بر تجدیدنظر: روی پرونده تقسیم ترکه انرژی نگذارید (مگر برای خرید زمان). آن پرونده فعلا به بنبست خورده است.
طرح دعوای مستقل: یک دادخواست حقوقی جدید در دفتر خدمات قضایی ثبت کنید. خواسته شما باید دقیق باشد؛ مثلا: «اثبات شرایط مقرر در عقد بیع (استرداد مازاد ثمن) و مطالبه وجه مازاد بر بدهی به انضمام خسارات».
تامین دلیل: اگر نگران هستید طرف ملک را به شخص دیگری بفروشد، همزمان درخواست «دستور موقت مبنی بر منع نقل و انتقال ملک» بدهید.
استفاده از شهود: در دادگاه جدید، شهود را حاضر کنید تا گواهی دهند که قصد طرفین، تسویه بدهی بوده و قرار بر تهاتر (پایاپای کردن) بدهی با قیمت ملک بوده، نه بخشیدن کل ملک در برابر یک بدهی ناچیز.
این مسیر شما را به نتیجه (دریافت مابقی پولتان) نزدیکتر میکند تا اینکه بخواهید کل معامله را باطل کنید.
نیت شما در زمان تنظیم قرارداد اهمیتی نداشته و آنچه برای دادگاه مستند صدور رای قرار میگیرد قرارداد کتبی موجود است مگر آنکه بتوانید صحت قرارداد را زیر سئوال برده و حکم ابطال دریافت نمایید .
باسلام
مفاد قرارداد ملاک میباشد
مگر با شهادت شهود و مستندات بتوانید قصد واقعی خود را از مبایعه نامه مذکور به اثبات برسانید
تقاضای تقسیم ترکه و فروش ترکه به نتیجه نخواهد رسید
به نظر دادخواست ابطال مبایعه نامه به لحاظ نداشتن قصد و رضای واقعی ممکن است کمک کند.
قرارداد از نظر قانونی صحیح و معتبر فرض میشود و برای بی اعتبار کردن مفاد آن باید با ارایه دلایلی مانند شهادت شهود و سایر مستندات اثبات کنید که قصد واقعی طرفین هنگام انعقاد قرارداد با مفاد نوشته شده در قرارداد متفاوت بوده است
باسلام
اصل بر صحت قرارداد هاست و در ظاهر قرارداد شما معتبر می باشد، مگر اینکه بااستناد به دلائل و شهادت شهود و.. اثبات نمایید قصد واقعی طرفین در حین انجام قرارداد بنحوی غیر از مفاد قرارداد بوده است.
باسلام
حتما تجدیدنظرخواهی کنید تا بتوانید با استناد به دفاعیات خود در دادگاه بدوی و شهادت شهود مبنی بر قصد واقعی معامله به میزان طلب (نه کل سهمالارث)، رای دادگاه بدوی را نقض کرده و حق تقسیم ترکه را کسب کنید
پاسخهای عمومی، مدارک و تاریخها و شرایط خاصِ شما را نمیبینند. در یک مشاورهٔ تلفنی، وکیل روی همین پرونده با شما صحبت میکند و قدم بعدی را مشخص میکند.
ثبتنام لازم نیست؛ فقط شمارهٔ موبایل، آن هم فقط برای همین مشاوره.
پرسش حقوقی خودتان را بپرسید
پرسش خود را ثبت کنید تا وکلای بنیاد وکلا پاسخ بدهند — ثبت پرسش رایگان است.ثبت پرسش حقوقی