پیدا شدن شرایط برای زوجه جهت اجرای امر طلاق تابع شرایطی است که صرف شاغل نبودن و نداشتن درآمد از طرف زوجه قابل تشخیص نیست همچنین وکالت برای اعمال طلاق با حق طلاق زن متفاوت است و یکی نیست؛ در بسیاری از موارد وکالت در طلاق زن این گونه است که شروطی وجود دارد که میتوان بر سر گرفتن حق طلاق بر آنها توافق کرد، که همان شروط ۱۲گانه مندرج در عقدنامه است که زن در صورت وجود آن موارد، مثلا استنکاف شوهر از پرداخت نفقه به مدت ۶ ماه و…، میتواند تقاضای طلاق کند، اما در صورتی که زن وکالت مطلق و بدون قید و شرط[۱] بگیرد با وکالتی که دارد و پس از انتخاب وکیل برای همسر، مهریه را در قبال طلاق خلع بذل مینماید ولی در ایام عده و بدون اطلاع زوج، به «مابذل» رجوع میکند؛ در این حالت، برخلاف مورد نخست، نیاز به اثبات هیچ شرایطی در دادگاه نیست و حتی مرد ممکن است که نداند در کدام دادگاه خانواده یا کدام دفترخانه طلاقی طلاق ثبت شدهاست. در واقع وکالت در طلاقی است که زوج به زوجه میدهد. وکالت طلاق زوجه به این معنی است که او با وکالتی که از شوهر دارد، از جانب همسر میتواند وکیل انتخاب کند و با مراجعه به دادگاه، خود را مطلقه نماید؛ بنابراین زن در هر زمان و تحت هر شرایطی اختیار دارد خود را به هر نوع طلاق و به هر طریق اعم از گرفتن یا بخشش مهریه مطلقه کند. این وکالت از نظر حقوقی و قانونی مانند آن است که شوهر زن را طلاق دادهاست.
حدود اختیارات وکالتنامه حق طلاق بسیار اهمیت دارد و همان حدود اختیارات است که مشخص میکند زوجه برای طلاق لازم است کل مهریه یا مقداری از آن را ببخشد.
حال این دوست گرامی باید سایر شرایط را نیز مشخص نمایند تا بتوان به صراحت اعلام کرد تا نتیجه مطلوب مرود نظر ایشان حاصل گردد