قاضی پرونده به دلایل بنده استماع نکرد و برگه بازجویی را خودش مینوشت، چه باید کنم؟
ادامهٔ متن پرسشبستن
سلام شخص شاکی از بنده بابت چک و سفته در دادسرا شکایت کرد مبنی بر خیانت در امانت و ادعا داشت که بابت عودت بدهیش بوده و چک و سفته ها نیز امانت بوده که منجر به قرار منع تعقیب قطعی گردید، سپس یک سال بعد از این مجدد در دادسرا بابت همان چک و سفته ها و بدون دلایل جدید و با همان شاهد قبلی، با تغییر عنوان جرم به ربا شکایت جدید طرح کرد. گذشته از ضد و نقیض های شاکی و شاهد که در پرونده قبل اقرار به قرضی بودن پول داشتند و گفته بودن پول را بابت انجام کار از بنده گرفتند، در پرونده ربا ادعا به اظطرار داشته و گفته اند بابت بیماری خانواده و بدهکار بودنشان پول گرفته اند از من(عدم اظطرار ایشان را بنده با ارایه مستندات مبنی بر دارایی شاکی در حدود پنج میلیارد تومان، در زمان اخذ پول از من به دادگاه ارایه داده ام). در نهایت دادسرا با توجه به امر مختوم بودن پرونده به جهت رسیدگی قبلی و تغییر عنوان مجرمانه از طرف شاکی قرار موقوفی تعقیب صادر کرد. سپس شاکی جهت اعتراض به قرار موقوفی به شعبه کیفری دو دادگاه رفت و در رویه رسیدگی پرونده با توجه به تمام مستندات ارایه شده از طرف من و تمام تناقضات شاکی و شاهدش و ارایه مستندات مبنی بر عدم اظطرار شاکی و کلی دلایل دیگر متاسفانه قاضی پرونده نه تنها به دلایل بنده استماع نکرد و برگه بازجویی را خودش مینوشت حتی هیچ یک از سوالات من را از شاکی بابت تناقضات نمیپرسید و در برگه بازجویی هم درج نمیکرد که باعث عصبانیت من و اخراجم از جلسه رسیدگی گردید و به نظر میرسد باید منتظر حکم محکومیت باشم. خواهشمند است در صورت امکان راهنمایی بفرمایید
جمعبندی پاسخ وکلا
در صورت صدور رأی به محکومیت یا رد دفاعیات شما، راهکار اصلی اعتراض و تجدیدنظرخواهی نسبت به دادنامه صادره است. شما میتوانید تمام دلایل، مدارک و موارد نادیدهگرفتهشده در جلسه را در قالب لایحه تجدیدنظرخواهی مطرح کنید.
این مسیر کلی قانونی برای اعتراض به رأی است، اما شیوه نگارش لایحه و مدارک پیوست به وضعیت دقیق تصمیم دادگاه بستگی دارد.