سلام. متوجهم که این موارد ممکن است پیچیده و نگرانکننده به نظر برسند. در ادامه، تلاش میکنم تا با استناد به قوانین، ابهامات شما را به صورت شفاف توضیح دهم.
توضیح ماده ۱۱۳۰ و مفهوم «عسر و حرج»
ماده ۱۱۳۰ قانون مدنی به زن این حق را میدهد که در صورت وجود «عسر و حرج»، یعنی سختی و مشقت شدید، از دادگاه درخواست طلاق کند. عبارت «موارد مندرج در این ماده مانع از آن نیست که دادگاه در سایر مواردی که عسر و حرج زن در دادگاه احراز شود، حکم طلاق صادر نماید» یک نکته کلیدی دارد: مواردی که در قانون ذکر شدهاند، صرفا چند مثال هستند و لیست کاملی را تشکیل نمیدهند.
این یعنی قانونگذار دست دادگاه را باز گذاشته تا هر وضعیتی که ادامه زندگی را برای زن بهطور غیرقابل تحملی سخت و دشوار کند، به عنوان مصداق عسر و حرج بپذیرد، حتی اگر به صراحت در قانون ذکر نشده باشد.
موارد ذکر شده در قانون به عنوان مثال:
ترک زندگی توسط شوهر به مدت حداقل شش ماه متوالی یا نه ماه متناوب در یک سال بدون دلیل موجه.
اعتیاد زیانآور شوهر به مواد مخدر یا مشروبات الکلی که به اساس زندگی خانوادگی آسیب بزند.
محکومیت قطعی شوهر به حبس پنج سال یا بیشتر.
ضرب و شتم یا هر نوع سوءرفتار مستمر که از نظر عرفی برای زن قابل تحمل نباشد.
ابتلای شوهر به بیماریهای صعبالعلاج روانی یا جسمی که زندگی مشترک را مختل کند.
دیگر موارد عسر و حرج کدامند؟
همانطور که گفته شد، موارد عسر و حرج محدود به لیست بالا نیست. اثبات این سختی و مشقت بر عهده زن است. برخی دیگر از مواردی که در رویه قضایی به عنوان عسر و حرج پذیرفته شدهاند عبارتند از:
نازا بودن مرد یا جلوگیری او از بچهدار شدن زن.
ازدواج مجدد مرد بدون رضایت همسر اول.
غیبت طولانیمدت شوهر.
اشتغال مرد به شغلی که با حیثیت و شئون خانوادگی زن در تضاد باشد.
آیا زن با وجود حکم تمکین میتواند طلاق بگیرد و مهریه دریافت کند؟
این سوال شما چند بخش دارد که به تفکیک پاسخ داده میشود:
۱. عدم تمکین و مهریه
عدم تمکین زن (ناشزه بودن) هیچ تاثیری بر حق مهریه او ندارد. مهریه به محض وقوع عقد ازدواج به مالکیت زن درمیآید و در هر شرایطی، حتی اگر زن تمکین نکند، میتواند آن را به طور کامل مطالبه کند. عدم تمکین فقط باعث میشود که به زن «نفقه» (هزینههای زندگی) تعلق نگیرد.
۲. طلاق به بهانه «کراهت»
اینکه زن صرفا بگوید «از شوهرم خوشم نمیآید و کراهت دارم» برای اینکه دادگاه به استناد عسر و حرج حکم طلاق صادر کند، کافی نیست. اما این موضوع میتواند تحت شرایط خاصی منجر به طلاق شود:
طلاق خلع: اگر زن از شوهر خود کراهت شدید داشته باشد، میتواند با بخشیدن تمام یا بخشی از مهریه یا اموال دیگر، رضایت شوهر را برای طلاق جلب کند. در این نوع طلاق، زن با فدا کردن بخشی از حق مالی خود، از همسرش جدا میشود.
اثبات عسر و حرج: اگر این کراهت ناشی از رفتارها و شرایطی باشد که شوهر به وجود آورده (مانند تحقیر، توهین یا سوءرفتار مستمر) و این وضعیت زندگی را برای زن غیرقابل تحمل کرده باشد، دادگاه ممکن است آن را مصداق عسر و حرج تشخیص داده و حکم طلاق صادر کند. در این حالت، زن مهریه خود را نیز به طور کامل دریافت میکند.
بنابراین، زن نمیتواند صرفا به دلیل دوست نداشتن همسر و پس از چند سال عدم تمکین، به صورت یکطرفه و با دریافت کامل مهریه طلاق بگیرد، مگر آنکه بتواند در دادگاه ثابت کند که شرایط غیرقابل تحملی بر او حاکم بوده است.
حقوق شوهر و مسئله «حق طلاق»
این تصور که شوهر هیچ حقوقی ندارد، صحیح نیست.
حقوق شوهر: شوهر حق دارد از همسر خود تمکین بخواهد. اگر زن دلیل موجهی برای عدم تمکین نداشته باشد، مرد میتواند از پرداخت نفقه خودداری کند. در دعوای طلاق نیز مرد حق دفاع دارد و میتواند ادعاهای زن مبنی بر عسر و حرج را به چالش بکشد. تصمیم نهایی با دادگاه و بر اساس شواهد و مدارک است.
چرا میگویند زن حق طلاق ندارد؟ طبق ماده ۱۱۳۳ قانون مدنی، حق طلاق در اختیار مرد است و او میتواند هر زمان که بخواهد با پرداخت تمام حقوق مالی زن (مهریه، نفقه معوقه، اجرتالمثل و...) همسرش را طلاق دهد. این یک حق پیشفرض است. اما این به معنای آن نیست که زن راهی برای طلاق ندارد. راههای اصلی زن برای درخواست طلاق عبارتند از:
اثبات عسر و حرج: همانطور که توضیح داده شد، زن با اثبات شرایط سخت و غیرقابل تحمل میتواند از دادگاه حکم طلاق بگیرد.
شروط ضمن عقد: در سند ازدواج، ۱۲ شرط وجود دارد که اگر مرد آنها را امضا کرده باشد، در صورت تحقق هر یک از آن شرایط (مانند ازدواج مجدد مرد بدون اجازه، غیبت طولانی، اعتیاد و...) زن وکیل مرد در طلاق میشود و میتواند خود را مطلقه کند.
وکالت در طلاق (حق طلاق): مرد میتواند هنگام عقد یا پس از آن، به زن وکالت بلاعزل بدهد تا هر زمان که بخواهد، بتواند از طرف مرد خود را طلاق دهد. این همان چیزی است که به «حق طلاق» مشهور است.
ثبت ازدواج نه تنها دردسر نیست، بلکه چارچوبی قانونی برای محافظت از حقوق هر دو طرف، یعنی هم زن و هم مرد، فراهم میکند و امکان پیگیری تعهدات را در صورت بروز اختلاف به وجود میآورد.