سلام
تفاوت اصلی بین شرط باطل و شرط مبطل عقد در تاثیر آنها بر خود قرارداد است.
شرط باطل (که مبطل عقد نیست)
شرط باطل، شرطی است که خود آن فاقد اعتبار قانونی است و گویی در قرارداد درج نشده است، اما به صحت و اعتبار اصل قرارداد لطمهای وارد نمیکند. در این حالت، قرارداد بدون در نظر گرفتن آن شرط، به قوت خود باقی میماند و اجرا میشود. اگر شرطی «مغایر با نص قانون» باشد، ممکن است از این نوع شروط باطل باشد.
ویژگیهای شرط باطل (غیر مبطل):
خود شرط باطل و بلااثر است.
عقد اصلی صحیح و معتبر باقی میماند.
طبق ماده ۲۳۲ قانون مدنی ایران، موارد زیر از جمله شروط باطل هستند که مفسد (باطل کننده) عقد نیستند:
شرطی که انجام آن غیرمقدور باشد (انجام آن برای هیچکس ممکن نباشد).
شرطی که در آن نفع و فایده عقلایی نباشد.
شرطی که نامشروع باشد (مثلا مغایر با قوانین آمره یا اخلاق حسنه باشد).
بنابراین، اگر شرطی مغایر با نص قانون باشد و صرفا خود شرط نامشروع یا غیرمقدور یا بیفایده باشد، بدون اینکه به ارکان اساسی عقد خللی وارد کند، فقط آن شرط باطل است و عقد پابرجا میماند.
شرط مبطل عقد
شرط مبطل عقد، شرطی است که نه تنها خود باطل است، بلکه به دلیل اهمیت و تاثیر آن بر ارکان اساسی قرارداد، باعث بطلان و بیاعتباری کل قرارداد نیز میشود. اینگونه شروط به گونهای هستند که با ماهیت و هدف اصلی عقد در تضاد قرار میگیرند یا ارکان اساسی آن را مخدوش میکنند.
ویژگیهای شرط مبطل عقد:
خود شرط باطل است.
عقد اصلی را نیز باطل و بیاثر میکند.
طبق ماده ۲۳۳ قانون مدنی ایران، موارد زیر از جمله شروط باطل و مبطل عقد هستند:
شرط خلاف مقتضای ذات عقد: شرطی که با ماهیت و هدف اصلی و نتیجه مستقیم قرارداد در تضاد باشد. ذات عقد، اثری است که طرفین به قصد حصول آن، عقد را منعقد میکنند. برای مثال، در عقد بیع (خرید و فروش) شرط شود که خریدار مالک مبیع (کالا) نشود، یا در عقد نکاح شرط شود که رابطه زوجیت ایجاد نگردد.
شرط مجهولی که جهل به آن موجب جهل به عوضین شود: شرطی که باعث نامعلوم و مبهم شدن یکی از موارد اساسی و عوضین معامله (مانند خود کالا، مقدار آن یا قیمت آن) گردد، به طوری که معامله غرری شود.
برخی حقوقدانان، شرط نامشروعی که جهت (انگیزه اصلی و نامشروع) معامله را نامشروع کند نیز به موارد فوق اضافه میکنند، که در این صورت هم شرط و هم عقد باطل میشود. مثلا خانهای به شرط استفاده برای مرکز فساد فروخته شود.
به طور خلاصه، شرطی که «مغایر با نص قانون» است، اگر صرفا وصف نامشروع بودن را داشته باشد بدون اینکه جهت معامله را نامشروع کند یا خلاف مقتضای ذات عقد باشد یا موجب جهل به عوضین شود، صرفا خود شرط باطل است. اما اگر این مغایرت با نص قانون به گونهای باشد که یکی از موارد مذکور در ماده ۲۳۳ قانون مدنی را محقق سازد (مثلا شرطی که ذات عقد را نفی کند یا جهت اصلی معامله را نامشروع سازد)، در این صورت هم شرط و هم عقد باطل خواهند بود.