سلام و عرض ادب
وکالت فروش؛ در حکم فروش نیست و نیز هر وکالتنامه ای با فوت یکی از طرفین وکالت، منفسخ و بلااثر میشود لذا تنظیم وکالتنامه فروش در اینمورد مفید فایده نیست لکن درصورتی که مبایعه نامه ای مبنی بر فروش ثانوی مورد صلح توسط متصالح به مصالح وجود داشته باشد؛ به این معنی است که گویی صلحی واقع نشده بوده و درواقع اثر صلح همان موقع که مبایعه نامه تنظیم شود، از بین میرود چرا که در اثر بیع، مورد صلح مجددا از مالکیت متصالح خارج و به ملکیت مصالح درخواهد آمد فلذا:
۱) درصورت فوت متصالح؛ شخص مصالح به استناد مبایعه نامه میتواند مدعی مالکیت گردیده و سند رسمی را به نام خود بگیرد.
۲) درصورت مصالح؛ وراث مصالح میتوانند به استناد مبایعه نامه به طرفیت متصالح طرح دعوا کرده و ملک را به عنوان سهم الارث خود مطالبه کرده و سند رسمی به نام خود بگیرند ( بعد از فوت مصالح، وراث او مالک هستند و نه متصالح)
** با توجه به توضیحات فوق؛ این دو عمل تنظیم صلحنامه و مبایعه نامه بعد از آن؛ وقتی با هم انجام میشود، عملی بیفایده است چرا که اثر یکدیگر را خنثی میکنند و همچنان مصالح، مالک مانده و متصالح بهره ای از مال ندارد و لذا اگر قصد شما از صلح اینست که مصالح در طول حیات خویش، حق تصرف و استفاده از مال خود را داشته باشد اما بعد از فوت وی، ملک به متصالح برسد و نه به سایر وراث؛ بهترین کار: (صلح عمری با حق فسخ مصالح در طول حیات) است که باعث میشود مصالح در طول حیات خود از ملک خویش استفاده کند و بعد از فوت او ملک به متصالح برسد و در صورت فوت ناگهانی متصالح قبل از مصالح نیز، مصالح دو راه داشته باشد: یعنی هم بتواند صلحنامه را فسخ نموده و ملک را به خود بازگرداند و یا اینکه فسخ ننماید اما همچنان با حق انتفاعی که دارد، در طول حیات خود در ملک متصرف باشد و ملک پس از فوت مصالح، توسط وراث متصالح تصرف شود.