اگر برادران همسرم از بازگشت ایشان به منزل مشترک ممانعت کنند می توانم از او شکایت کنم؟
ادامهٔ متن پرسشبستن
سلام بنده دقیقا سه هفته پیش به خانمم درمورد حجابش تذکراتی دادم وایشان جمعه ها همیشه به خانه مادرش میرود اون روز هم رفت دیگه نیومد بعد علاوه براینکه چندین بار فرستادن بزرگترها اظهارنامه تمکین هم فرستادم ولی هیچ ترتیب اثری نشده و بعد از عید هم درخانه خودمان بودیم در بعضی مسایل زناشویی هم تمکین نمیکردن
الان هرلحظه یه بهانه میارن خانمم میگه حق طلاق یا تعهد محضری بده _مادرش میگه میاییم جهیزیه شو بیاریم_یکی از برادراش میگه بیا بریم بیابون کارت دارم_یکی از برادراش میگه تو تامین مالی نمیکنی منم ماندم الان ۹سال زندگی میکنیم بچمم ۷سالش تموم شده بعد من اخرش ناراحت شدم به برادراش فوش دادم الان اونا میگن بیا فوش دادی تسویه حساب کنیم بعد برو چون برادربزرگش مشکل اعصاب داره چون باجناقامو گرفته زده همشونم معتادن یکیشونم بامواد گرفتن زندانه اخیرا منم گرفتار کردن بعد الان خانمم هرجا میره میگه فلانی این کار انجام میده من با خانمم فرار کردیم یعنی قبلا خانوادشو نمیشناختم بعد خانمم تو بچگی تصادف کرده فردای محضر یه نامه از پزشکی قانونی اورد دادبمن که اونموقع فهمیدم کمرش پاهاش کلا خرد شده اثارشم وحشتناک رو بدنش هست اولا خیلی مظلوم بود مخصوصا الان پدرم فوت شد انگار اون ادم سابق نیست ضمنا بعد اینگه ازدواجمون قانونی شد اینا این قضیه رو بما گفتن پدرم بمن گفت بیا بکش عقب من گفتم خدا رو خوش نمیاد تصادفه دیگه ولی بعدا نامه رو دادن بهم دیدم نوشته شکم چسبیده بوده به پشت_بکارت ندارد امکان اینکه رحم خارج شده زیاده اثار و جای بخیه ها اندازه کف دست در دو طرف شکم پهلوها و تو رفتگی لگن ها بخدا اولین بار بشما نوشتم چون اونموقع جلوی پدرم ایستادم گفتم این دلش شکسته س من با خدای خودم معامله کردم هزار بار توروم وایساده ولی یه بار بروش نیاوردم هروقتم یادم افتاده یه لحظه معامله باخدا یادم افتاده خجالت کشیدم بگم الان با این همه توهین و فوش به اعضای خانوادمم داده باز میگن ما گذشت کردیم ولی اینبار دیگه واقعا خسته شدم لطفا اگه میشه پیامم خصوصی باشه یعنی منتشر نشه میترسم یکی ببینه بگوشش برسه غرورش بشکنه
مستاجرم مهلت اجاره نامم تموم شد ۲۰خرداد صابخونه هم شکایت کرده منم بلاتکلیف موندم جواب درستم نمیدن میخاد بیاد نمیاد بچمم باخودش برده نمیذاره ببینم
چند روز پیش زنگ زدم بردم حق طلاق پیش یه وکیل کاغذ نوشتیم دادم بهش بعد ببریم محضرثبت کنیم رفتیم خونه مادرش بچه رو برداریم بریم خونه رفت تو گفت من بیام نمیتونم تو چشه خانوادم نگاه کنم و مادرشم فهمید حق طلاق دادم انگار منو برده خودش کرده بهم توهین کرد گفت لهت میکنم منم کاغذ پاره کردم پریروزم به برادراش گفتم چرا نمیذارید بیاد خونه گفتن مابا زندگیه خواهرمون مشکلی نداریم با تو مشکل داریم بعدش دوباره رفتم دنبالش رفتیم کلانتری تعهد دادم رفتیم وسایلشو برداره با بچه بیاد بریم دوساعت سرخیابون موندم اخرش گفت برادرام اینجاس نمیذارن میگن بیاتو کارت داریم منم دیدم نمیاد برگشتگم خونه خودم البته بالا گفتم منم گرفتار مواد کردن میخاستن دهن پدرمو ببندن پارسال رفتم کمپ اجباری الانم هرجا میریم میگه معتاده ولی من نمیتونم بگم خودشون کردند
ازشما عاجزانه خواهشمندم یه راهنمایی کنید من بتونم زن و بچمو ببرم سر خونه زندگیم