بهتر است بین اعتبار صورتجلسه دادگاه و ارزش اثباتی استشهادیه تفکیک کنیم.
صورتجلسهای که اظهارات متهم در آن درج شده، به لحاظ تنظیم توسط مرجع رسمی، سند رسمی محسوب میشود و مفاد ثبتشده در آن اصولا قابل انکار و تردید به صرف ادعای بعدی نیست. البته این به معنای آن نیست که هر عبارتی که متهم در جلسه گفته، الزاما اقرار قضایی محسوب میشود؛ باید دید اظهارات دقیقا چه ماهیتی داشته و آیا شرایط اقرار را دارد یا صرفا دفاع و توضیح بوده است. قانون نیز بر ثبت اظهارات متهم در صورتجلسه تاکید دارد.
از طرف دیگر، استشهادیهای که اشخاص عادی آن را امضا کردهاند، از نظر حقوقی سند عادی است و حتی ماده ۱۲۸۵ قانون مدنی تصریح دارد که شهادتنامه، سند محسوب نمیشود و صرفا اعتبار شهادت دارد. بنابراین صرف عنوان «استشهادیه» باعث نمیشود مفاد آن مانند یک سند رسمی تلقی شود.
اما نکته مهم این است که تناقض میان اظهارات متهم در دادگاه و مفاد استشهادیه، لزوما استشهادیه را خودبهخود از اعتبار ساقط نمیکند؛ بلکه این تناقض یک قرینه مهم برای دادگاه است تا ارزش و اعتبار ادعای مطرحشده را ارزیابی کند. اگر متهم در جلسه دادگاه مطلبی را صریحا پذیرفته و همان مطلب با محتوای استشهادیهای که خودش ارائه کرده تعارض داشته باشد، میتوان این تناقض را بهعنوان قرینهای جدی علیه ادعای وی مطرح کرد.
همچنین اینکه استشهادیه را خود متهم تهیه کرده و امضاها را جمعآوری کرده است، فینفسه موجب بیاعتباری آن نیست؛ اما در ارزیابی ارزش اثباتی آن اهمیت دارد، خصوصا اگر اشخاص امضاکننده بعدا برای ادای شهادت احضار شوند و مشخص شود مفاد استشهادیه با اظهارات خود متهم یا سایر ادله پرونده سازگار نیست.
در مورد امکان انکار بعدی نیز باید تفکیک کرد: متهم میتواند از دفاع قبلی خود عدول یا دفاع جدیدی مطرح کند، اما صرف انکار بعدی، اظهاراتی را که بهطور صحیح در صورتجلسه درج شده، از بین نمیبرد. ارزش آن اظهارات و میزان تاثیرشان در تصمیم نهایی با دادگاه است. حتی در مقررات کیفری، در صورت تعارض اقرار با ادله دیگر، دادگاه مکلف به بررسی سایر ادله و اوضاعواحوال پرونده است؛ بنابراین موضوع کاملا وابسته به محتوای دقیق اظهارات و مجموعه ادله ا