سلام ... اعاده دادرسی تنها یکبار قبل طرح هست ..توضیحات بیشتر را طبق قانون مطرح مینمایم ....
مستند قانونی اعاده دادرسی:
ماده ۴۲۶ قانون آیین دارسی مدنی نسبت به احکامی که قطعیت یافته ممکن است به جهات ذیل درخواست اعاده دادرسی شود. پس اولا نسبت به احکام، اعاده دادرسی صورت می گیرد و ثانیا اینکه حکم بایستی قطعیت یافته باشد پس مرجع رسیدگی به درخواست اعاده دادرسی دادگاهی است که حکم در آن جا قطعیت یافته است (در اعاده دادرسی در امر حقوقی دادگاهی که حکم قطعی را صادر نموده صلاحیت رسیدگی به درخواست را دارد که می تواند دادگاه بدوی باشد یا دادگاه تجدید نظر).
جهات اعاده دادرسی:
احکام قطعیت یافته در هر دعوایی که صادر شده باشند در صورت تحقق یکی از جهات اعاده دادرسی می توانند مورد درخواست اعاده قرار گیرند. پذیرش درخواست مستلزم اثبات تحقق جهتی است که مورد استناد قرار می گیرد یعنی شخصی که بخواهد بنابر یکی از جهات درخواست خود را تقدیم دادگاه نماید بایستی دلیل اثبات جهت را پیوست نماید.
مستند قانونی جهات اعاده دادرسی ماده ۴۲۶ ق.آ.د.م
۱- نسبت به حکمی که قطعیت یافته موضوع حکم مورد ادعای خواهان نباشد به طور مثال مستند خواسته خلع ید بوده است ولی حکمی که صادر شده در خصوص اجرت المثل صادر شده که موارد ادعا نبوده یا اینکه خواسته اجاره بهاء بوده ولی حکم تخلیه صادر شده است.
۲- حکم به میزان بیش از خواسته صادر شده باشد به این صورت که مبلغ یا مالی که در مفاد حکم، خوانده محکوم به پرداخت یا تحویل آن گردیده است بیش از خواسته خواهان باشد.
۳- وجود تضاد در مفاد یک حکم که ناشی از استناد به اصول یا به مواد متضاد باشد که از طرفی قاضی خواهان را محکوم به بی حقی نموده و از طرفی دیگر خوانده را نیز محکوم به پرداخت حق الوکاله وکیل خواهان نموده است.
۴- حکم صادره با حکم دیگری در خصوص همان دعوا و اصحاب آن قبلا توسط دادگاه صادر شده متضاد باشد بدون آنکه سبب قانونی موجب این مغایرت باشد (صدور احکام متضاد) در واقع ۲ حکم صادر شده هر دو حکم قطعیت یافته و هر دو از یک دادگاه صادر شده یعنی نه تنها اصحاب دعوا بلکه موضوع و سبب دو دعوا واحد باشد.
۵- طرف مقابل درخواست کننده اعاده دادرسی حیله و تقلبی به کاربرده که در حکم دادگاه موثر باشد مانند شهادت کذب یا سوگند دروغ که درخواست کننده بایستی ابتدا حکم نهایی مبنی بر حیله و تقلب طرف مقابل را ارائه دهد یعنی مستلزم یک اقدام قانونی در مرجع صالح، قبل از درخواست اعاده دادرسی می باشد.
۶- حکم دادگاه مستند به اسنادی بوده که پس از صدور حکم، جعلی بودن آن ها ثابت شده باشد یعنی حکم دادگاه به استناد سند عادی یا رسمی صادر شده باشد و سند جعلی باید مستند حکم قرار گرفته باشد و اینکه جعلیت سند مستند حکم به موجب حکم نهایی در مرجع صالح اثبات شده باشد بنابراین صرف ادعای جعلیت مستند حکم کافی نیست و نکته دیگر اینکه جعلی بودن سند مستند حکم باید پس از صدور حکم ثابت شده باشد. پس می توان نتیجه گرفت صرف ادعای جهات اعاده دادرسی کافی نیست بلکه دلیل اثبات آن باید ارائه گردد.
۷- پس از صدور حکم اسناد و مدارکی بدست آید که دلیل حقانیت درخواست کننده اعاده دادرسی باشد و ثابت شود اسناد و مدارک در جریان دادرسی مکتوم بوده و در اختیار متقاضی نبوده است؛ یعنی مثلا برگه مستند حقانیت در جریان دادرسی وجود داشته اما در اختیار متقاضی نبوده است نه اینکه سند بعد از صدور حکم تنظیم شود.