سلام
در پاسخ به این پرسش که آیا در صورت عدم ثبت رسمی هبهنامه ملکی که پدر قبل از فوت به نام یکی از فرزندانش زده است، سایر فرزندان میتوانند پس از فوت او با شکایت ملک را به انحصار وراثت بازگردانند، باید به قوانین مدنی ایران و شرایط حقوقی هبه مراجعه کنیم.
طبق ماده ۷۹۵ قانون مدنی ایران، هبه عقدی است که به موجب آن یک نفر مالی را به صورت رایگان به دیگری تملیک میکند. برای صحت هبه، سه رکن اساسی لازم است: ایجاب (پیشنهاد هبه از سوی واهب)، قبول (پذیرش هبه از سوی متهب)، و قبض (تحویل گرفتن مال توسط متهب). بر اساس ماده ۷۹۸ قانون مدنی، هبه تنها با قبول و قبض متهب محقق میشود. اگر قبض صورت نگرفته باشد، عقد هبه کامل نشده و از نظر قانونی اعتباری ندارد. همچنین، ماده ۸۰۲ قانون مدنی تصریح میکند که اگر قبل از قبض، واهب یا متهب فوت کند، هبه باطل میشود.
در مورد ثبت رسمی، هرچند قانون مدنی الزامی برای ثبت رسمی هبه در مورد اموال غیرمنقول (مانند ملک) ذکر نکرده است، اما برای اینکه هبه در مقابل اشخاص ثالث و ارگانهای دولتی قابل استناد باشد، ثبت رسمی سند انتقال ضروری است. در صورتی که هبهنامه به صورت رسمی ثبت نشده باشد، اثبات وقوع هبه و قبض مال در دادگاه دشوار خواهد بود، بهویژه اگر سایر وراث منکر این انتقال باشند.
در سناریوی مطرحشده، اگر پدر قبل از فوتش ملک را به نام یکی از فرزندانش زده باشد اما هبهنامه محضری ثبت نشده باشد، دو حالت قابل بررسی است:
در صورتی که قبض صورت گرفته باشد: اگر فرزند موردنظر (متهب) ملک را در اختیار گرفته باشد (مثلا در آن سکونت کرده یا از آن استفاده میکند)، میتوان ادعا کرد که هبه محقق شده است. با این حال، به دلیل عدم ثبت رسمی، سایر وراث میتوانند در دادگاه ادعا کنند که هبه معتبر نیست یا قبض بهدرستی انجام نشده است. در این حالت، متهب باید با ارائه شواهد (مانند شهادت شهود یا اسناد عادی) وقوع هبه و قبض را اثبات کند.
در صورتی که قبض صورت نگرفته باشد: اگر ملک همچنان در اختیار پدر (واهب) بوده یا انتقال عملی انجام نشده باشد، هبه از نظر قانونی کامل نشده و با فوت پدر، عقد هبه باطل میشود. در این حالت، ملک به عنوان بخشی از ترکه (اموال بهجا مانده از متوفی) محسوب شده و مشمول انحصار وراثت خواهد بود.
علاوه بر این، ماده ۸۰۳ قانون مدنی بیان میکند که حتی پس از قبض، واهب میتواند از هبه رجوع کند، مگر در مواردی مانند هبه به اقارب نزدیک (پدر، مادر، فرزند) که رجوع ممکن نیست. با این حال، با فوت واهب، امکان رجوع از هبه توسط وراث وجود ندارد، مگر اینکه هبه از ابتدا باطل یا غیرقانونی تلقی شود.
در مورد انحصار وراثت، طبق قوانین ایران، پس از فوت فرد، اموال او به طور قهری به وراث منتقل میشود و برای تصرف حقوقی در اموال، وراث باید گواهی انحصار وراثت دریافت کنند. اگر هبه به صورت قانونی محقق نشده باشد یا ثبت رسمی صورت نگرفته باشد، سایر وراث میتوانند با مراجعه به دادگاه و ارائه دادخواست، ادعا کنند که ملک جزو ترکه است و باید بین همه وراث تقسیم شود.
بنابراین، اگر هبهنامه محضری ثبت نشده باشد و سایر وراث بتوانند ثابت کنند که هبه بهدرستی انجام نشده یا قبض صورت نگرفته است، احتمال موفقیت در بازگرداندن ملک به انحصار وراثت وجود دارد. با این حال، اگر فرزند دریافتکننده هبه بتواند با مدارک و شواهد، وقوع هبه و قبض را اثبات کند، دادگاه ممکن است هبه را معتبر تلقی کرده و ملک را از شمول ترکه خارج کند.
در نهایت، این موضوع به شدت وابسته به جزئیات پرونده، شواهد ارائهشده، و تصمیم دادگاه است.