سلام
بله، این امکان کاملا وجود دارد و در واقع بهترین راهکار حقوقی شما در حال حاضر همین اقدام است. از آنجا که شما در حکم دادگاه به عنوان یکی از اصحاب دعوا (خواهان یا خوانده) نام برده نشدهاید، حق دارید تحت عنوان «اعتراض ثالث» نسبت به تاریخ شروع حجر مندرج در حکم دادگاه اعتراض کنید.
در ادامه تحلیل دقیق وضعیت پرونده شما و مراحل قانونی که باید طی کنید آمده است:
۱. چرا اعتراض ثالث شما شانس موفقیت دارد؟
در پروندههای حجر، دادگاهها معمولا برای حفظ امنیت معاملات، تاریخ شروع حجر را به «تاریخ صدور حکم» یا «تاریخ اولین بستری قطعی» محدود میکنند. اما این یک اصل مطلق نیست. اگر پزشکی قانونی تایید کرده که «زوال عقل ناشی از سکتههای سال ۸۷ است»، شما میتوانید با اعتراض ثالث استدلال کنید که تاریخ بستری (۹۶/۱/۱۷) صرفا تاریخ کشف یا تایید نهایی بیماری بوده، نه تاریخ شروع بیماری.
نکته کلیدی: فاصله زمانی بین معامله (ماه ۱۰ سال ۹۵) و تاریخ بستری (ماه ۱ سال ۹۶) بسیار کم است (حدود ۳ ماه). از نظر پزشکی غیرممکن است که شخصی که از سال ۸۷ سکتههای متعدد داشته، در ماه ۱۰ سالم بوده باشد و ناگهان در ماه ۱ سال بعد دچار زوال عقل کامل شده باشد. این فاصله کوتاه به نفع شماست.
۲. استراتژی حقوقی شما در دادگاه
برای موفقیت در دعوای اعتراض ثالث و ابطال معامله، باید روی سه محور متمرکز شوید:
الف) درخواست ارجاع به کمیسیون پزشکی جدید
در دادخواست اعتراض ثالث، حتما تقاضا کنید که پرونده مجددا به کمیسیون پزشکی (هیئت ۳ یا ۵ نفره) ارجاع شود. از آنها نخواهید که کلی نظر بدهند؛ بلکه دقیقا بپرسید:
«آیا پدر در تاریخ معامله (برج ۱۰ سال ۹۵) قادر به تشخیص سود و زیان و اداره امور مالی خود بوده است یا خیر؟»
پزشکی قانونی معمولا در کمیسیونهای تخصصی، با بررسی سوابق سال ۸۷ و سیر پیشرفت بیماری، میتواند عدم اهلیت در آن تاریخ خاص را تایید کند.
ب) استفاده از تاریخ دادخواست اولیه به عنوان «اماره قضایی»
اینکه دادخواست حجر در برج ۹ سال ۹۵ (یک ماه قبل از معامله) ثبت شده است، یک دلیل بسیار قوی به نفع شماست. این نشان میدهد که وضعیت پدر آنقدر وخیم بوده که خانواده دست به دامان دادگاه شدهاند. برادرتان با علم به این وضعیت و برای فرار از حکم احتمالی حجر، پدر را در برج ۱۰ برای معامله برده است. این موضوع «سوءنیت» را نشان میدهد و قرینهای قوی بر محجوریت پدر در زمان معامله است.
ج) توقیف دادرسی در پرونده خریدار
خریدار شکایت «الزام به تنظیم سند» کرده است. شما باید فورا گواهی ثبت دادخواست «اعتراض ثالث» خود را به شعبهای که به شکایت خریدار رسیدگی میکند ارائه دهید و درخواست «توقیف دادرسی» (ماده ۱۹ قانون آیین دادرسی مدنی) کنید.
استدلال شما این است: «تا زمانی که تاریخ دقیق حجر پدر مشخص نشود، نمیتوان حکم به انتقال سند داد، زیرا اگر حجر به تاریخ قبل از معامله برگردد، معامله باطل است».
۳. تفاوت نتیجه بر اساس نوع حجر
در دادخواست و نظریه پزشکی قانونی دقت کنید که پدر «مجنون» (زوال عقل) تشخیص داده شده یا «سفیه» (غیررشید):
اگر تشخیص «جنون» یا زوال عقل باشد: معامله از اساس باطل است و خریدار هیچ کاری نمیتواند بکند (حتی اگر پول داده باشد، باید پولش را پس بگیرد).
اگر تشخیص «سفه» باشد: معامله «غیرنافذ» است و قیم (شما یا نماینده قانونی) میتواند آن را رد کند.
با توجه به عبارت «زوال عقل» که در سوال ذکر کردید، حکم به احتمال زیاد بطلان قطعی معامله خواهد بود.
خلاصه اقدامات اجرایی
۱. ثبت دادخواست اعتراض ثالث: به طرفیت «قیم فعلی»، «پدر (محجور)» و «متقاضی اولیه حجر» (اگر شخصی غیر از شما بوده) در همان دادگاه صادرکننده حکم حجر.
۲. خواسته دادخواست: «تغییر تاریخ شروع حجر از ۱۳۹۶/۱/۱۷ به سال ۱۳۸۷ (یا حداقل قبل از برج ۱۰ سال ۹۵)».
۳. مداخله در پرونده خریدار: ورود به دعوای الزام به تنظیم سند خریدار به عنوان «وارد ثالث» و ارائه مدارک پزشکی و دادخواست اعتراض ثالث برای توقف صدور حکم انتقال سند.
اگر موفق شوید تاریخ حجر را حتی یک روز قبل از تاریخ مبایعهنامه (برج ۱۰ سال ۹۵) اثبات کنید، معامله خودبهخود باطل میشود.