با سلام.
در پاسخ به سوال شما باید گفت احتمال اینکه فروشنده بتواند در دعوی دوم (فسخ) موفق شود بسیار ضعیف است و شما میتوانید با استناد به رای قطعی قبلی و اصول دادرسی، از خود دفاع کنید. اگرچه عنوان خواسته تغییر کرده است (از «تایید انفساخ» به «تایید فسخ»)، اما به دلیل رسیدگی ماهوی دادگاه اول و رد ادعای تخلف شما، راه برای طرح مجدد دعوی با عنوانی دیگر عملا بسته است.
در ادامه، جزئیات حقوقی و استدلالهایی که میتوانید در دفاع استفاده کنید، تشریح شده است:
۱. اعتبار امر مختومه (وحدت سبب)
اگرچه عنوان خواسته تغییر کرده است (قبلا انفساخ بوده و الان فسخ)، اما رکن اصلی هر دو دعوی یک چیز مشترک است: «ادعای تخلف شما از قرارداد».
طبق ماده ۸۴ قانون آیین دادرسی مدنی، وقتی دعوایی قبلا بین همان اشخاص رسیدگی و حکم قطعی صادر شده باشد، دادگاه مجدد نمیتواند وارد رسیدگی شود.
استدلال: وقتی دادگاه اول در رسیدگی ماهوی احراز کرده که «تخلفی از جانب شما محرز نشد» و حکم بر بیحقی داده است، یعنی «سبب» دعوی (که همان تخلف قراردادی است) منتفی شده است. اگر تخلفی برای انفساخ رخ نداده، همان عمل نمیتواند برای فسخ هم تخلف محسوب شود. واقعیت مادی (تخلف نکردن شما) یکبار اثبات شده و دیگر قابل خدشه نیست.
۲. ماهیت متفاوت فسخ و فقدان «اراده انشایی»
بین فسخ و انفساخ تفاوت بنیادین وجود دارد:
انفساخ: قهری و خودبهخود است (نیاز به اراده ندارد).
فسخ: نیازمند «اراده» و «اعلام» است (فروشنده باید اراده کند و به شما خبر دهد).
فروشنده در دعوی قبلی مدعی بود قرارداد «خودبهخود» (انفساخ) تمام شده است؛ این یعنی او در آن زمان عملی برای «اعمال حق فسخ» انجام نداده است. نمیتواند حالا تغییر موضع دهد و بگوید «من فسخ کردم».
دفاع شما: برای فسخ، شخص باید اراده خود را فورا اعلام کرده باشد (مثلا اظهارنامه داده باشد). وقتی فروشنده تا الان دنبال انفساخ بوده، یعنی ارادهای برای فسخ نداشته و اعلامی نکرده است. حالا که سالها/ماهها گذشته، حتی اگر حق فسخی هم میداشت، به دلیل «عدم فوریت» و گذشت زمان، آن حق ساقط شده است.
۳. اعتبار تفسیر قضایی اول (نظم حقوقی)
وقتی دادگاه اول قرارداد را بررسی کرده و شرط مورد نظر را به عنوان «شرط انفساخ» تفسیر کرده و بر مبنای آن رای داده است، این تفسیر جزو «مبانی رای» است. در حقوق، تغییر توصیف یک عمل حقوقی واحد توسط خواهان، مسموع نیست.
نمیشود یک بند قرارداد در دادگاه شعبه الف «شرط انفساخ» باشد و در دادگاه شعبه ب «شرط خیار فسخ»! این با نظم عمومی حقوقی و اعتبار آرای دادگاهها منافات دارد.
خلاصه راهکار دفاعی
در جلسه رسیدگی یا لایحه خود به نکات زیر تاکید کنید:
ایراد اعتبار امر مختومه: با توجه به اینکه «تخلف» مبنای هر دو دعوی بوده و دادگاه قبلی حکم داده که تخلفی رخ نداده است.
ایراد شکلی عدم اعلام فسخ: فسخ ایقاع است و نیاز به انشاء و ابلاغ فوری دارد؛ خواهان دلیلی بر اعمال فسخ در زمان مقرر ندارد (چون تا الان مدعی انفساخ بوده).
تغییر توصیف غیرموجه: تفسیر قرارداد قبلا انجام شده و نمیتوان ماهیت یک شرط واحد را تغییر داد.
بنابراین، دست قاضی دوم برای تفسیر مجدد باز نیست، زیرا «وقوع یا عدم وقوع تخلف» (که پایه اصلی رای است) قبلا تعیین تکلیف شده است.