خدمت تنظیم دادخواست · قرارداد و تعهدات
دادخواست صدور حکم رشد
وکیل پایه یک دادگستری برای پروندهٔ شما مینویسد؛ قیمت و زمان تحویل را پیش از پرداخت از خودِ او میگیرید
حکم رشد یعنی دادگاه تأیید کند نوجوانی که به سن بلوغ رسیده اما هنوز هجده سال ندارد، توان ادارهٔ عقلایی اموال خود را دارد؛ بدون این حکم، اموال او در دست ولی یا قیم میماند و معاملات مالیاش نافذ نیست (مواد ۱۲۰۸، ۱۲۱۰ و ۱۲۱۴ قانون مدنی). در این خدمت، وکیل پایه یک دادگستری دادخواست صدور حکم رشد را برای پروندهٔ شما تنظیم میکند: مرجع درست را انتخاب میکند، دلایل رشد (تحصیل، کار، مدیریت پول) را به زبان دادگاه میچیند و دادخواست را طوری مینویسد که در همان جلسهٔ اول به نتیجه نزدیک شود.
وکیل را انتخاب کنید و رایگان با او گفتوگو کنید؛ تا قیمت را نپذیرید، پرداختی در کار نیست.
- گرفتن قیمت و زمان تحویل هیچ تعهدی ایجاد نمیکند
- متن دادخواست برای وضعیت و دلایل خودِ شما نوشته میشود، نه فرم آماده
- تحویل در همان گفتوگو؛ اصلاح تا ثبت در دفتر خدمات قضایی
روند سفارش تنظیم دادخواست
- ۰۱شرح پرونده
روی دکمهٔ «درخواست تنظیم دادخواست» میزنید و مینویسید نوجوان چند سال دارد، چرا به حکم رشد نیاز دارد (ارث، مهریه، حساب بانکی، معامله) و اموال الان دست چه کسی است. شمارهٔ موبایل تأیید میشود؛ پیش از پرداخت هیچ تعهدی ندارید.
- ۰۲استعلام قیمت و زمان از خود وکیل
وکیل وضعیت را میخواند، اگر سؤالی دارد میپرسد (مثلاً ولی قهری در قید حیات است یا قیم دارد) و قیمت و زمان تحویل را اعلام میکند. اگر موافق بودید، همانجا پرداخت میکنید.
- ۰۳تحویل دادخواست
متن دادخواست در همان گفتوگو تحویل داده میشود و تا ثبت در دفتر خدمات قضایی میتوانید اصلاحات را با وکیل در میان بگذارید.
خروجی خدمت
در این خدمت چه چیزی دریافت میکنید؟
- دادخواست اختصاصی پروندهٔ شما
متن کامل دادخواست صدور حکم رشد با مشخصات خواهان و طرف دعوا، شرح سن و وضعیت بلوغ، دلایل توان ادارهٔ اموال، خواستهٔ دقیق و مستند قانونی (مواد ۱۲۰۸ و ۱۲۱۰ قانون مدنی) — آمادهٔ ثبت در دفتر خدمات الکترونیک قضایی.
- انتخاب مرجع و طرف درست دعوا
وکیل تعیین میکند دادخواست در حوزهٔ شما باید به دادگاه خانواده برود یا دادگاه صلح، و چه کسی طرف دعوا قرار گیرد (ولی قهری، قیم یا دادستان)؛ انتخاب اشتباه یعنی قرار عدم صلاحیت و چند هفته اتلاف وقت.
- چیدن دلایل رشد به زبان دادگاه
کارنامهٔ تحصیلی، سابقهٔ کار، مدیریت حساب بانکی، گواهی افراد مطلع و هر نشانهٔ دیگری از تصرف عقلایی در اموال، بهشکلی که قاضی در جلسهٔ گفتوگو با نوجوان دنبال آن میگردد، در دادخواست و منضمات چیده میشود.
- راهنمای جلسه و مراحل بعد
اینکه در گفتوگوی قاضی با نوجوان چه میگذرد، ارجاع به پزشکی قانونی چگونه است و بعد از صدور حکم برای تحویل اموال، بانک، دفترخانه و ثبت چه باید کرد — در همان گفتوگو توضیح داده میشود.
در یک نگاه
- مبنای قانونی
- مواد ۱۲۰۸ و ۱۲۱۰ قانون مدنی
- مرجع
- دادگاه خانواده یا دادگاه صلح
- نوع دعوا
- غیرمالی (هزینهٔ ثابت)
- سن درخواست
- پس از بلوغ و پیش از ۱۸ سالگی
- اعتراض
- ۲۰ روز؛ رأی دادگاه صلح قطعی است
وکلای این خدمت
استعلام زمان و هزینه از وکلای تنظیم دادخواست
وکیل را انتخاب کنید؛ پیش از پرداخت موضوع را با او در میان میگذارید.
راهنمای حقوقی
راهنمای صدور حکم رشد
آنچه پیش از سفارش باید بدانید — بر اساس مواد ۱۲۰۸ تا ۱۲۱۷ قانون مدنی، ماده ۴ قانون حمایت خانواده و ماده ۱۲ قانون شوراهای حل اختلاف ۱۴۰۲.
مأخذ قانونی: قانون مدنی، مواد ۱۲۰۸ تا ۱۲۱۷؛ قانون حمایت خانواده (۱۳۹۱)، مواد ۴ و ۸؛ قانون شوراهای حل اختلاف (۱۴۰۲)، ماده ۱۲؛ قانون امور حسبی (۱۳۱۹)، مواد ۱۳، ۱۴ و ۴۸ · بهروزرسانی: ۱۴۰۵/۰۶/۰۱
خلاصه در سی ثانیه
- پس از بلوغ، اموال دورهٔ کودکی فقط وقتی به خودِ شخص داده میشود که رشد او در دادگاه ثابت شده باشد (تبصرهٔ ۲ ماده ۱۲۱۰ قانون مدنی)؛ حکم رشد همین اثبات رسمی است.
- رسیدگی به «رشد» در صلاحیت دادگاه خانواده است (بند ۱۲ ماده ۴ قانون حمایت خانواده ۱۳۹۱) و قانون شوراهای حل اختلاف ۱۴۰۲ «اثبات رشد» را به دادگاه صلح سپرده است (بند ۱۱ ماده ۱۲).
- دعوا غیرمالی است با هزینهٔ دادرسی ثابت؛ دادگاه معمولاً با گفتوگو با خود نوجوان و در صورت نیاز نظر پزشکی قانونی، رشد را احراز میکند و حکم جنبهٔ اعلامی دارد و اجراییه نمیخواهد (ماده ۴ قانون اجرای احکام مدنی).
چه زمانی به دادخواست صدور حکم رشد نیاز دارید؟
ارث رسیده و اموال دست ولی یا قیم است
پدر یا مادر فوت کرده و سهمالارث نوجوانِ بالغ زیر هجده سال نزد قیم یا جدّ پدری نگه داشته میشود. طبق تبصرهٔ ۲ ماده ۱۲۱۰ قانون مدنی، اموال فقط با اثبات رشد به خود او تحویل میشود؛ حکم رشد کلید تحویل سهمالارث است.
دریافت و ادارهٔ مهریه پیش از ۱۸ سالگی
دختری که ازدواج کرده اما هنوز هجده سال ندارد، برای آنکه مهریه را خودش مطالبه و دریافت کند و در آن تصرف مالی کند، در رویهٔ دادگاهها معمولاً باید حکم رشد بگیرد؛ وگرنه تصرفات مالی او نیازمند اجازهٔ ولی است (ماده ۱۲۱۴ قانون مدنی).
حساب بانکی، سند خودرو و معاملات رسمی
بانکها، دفترخانهها و ادارات ثبت برای معاملهٔ اشخاص زیر هجده سال سند تنظیم نمیکنند مگر حکم رشد ارائه شود. نوجوانی که کار میکند و میخواهد به نام خودش حساب مستقل، خودرو یا ملک داشته باشد، به این حکم نیاز دارد.
پایان دادن به قیمومت
نوجوانی که ولی خاص ندارد و برایش قیم تعیین شده (بند ۱ ماده ۱۲۱۸ قانون مدنی)، با اثبات رشد پس از بلوغ از ادارهٔ مالی قیم خارج میشود و خودش عهدهدار اموالش میشود؛ حکم رشد سند رسمی این استقلال است.
حکم رشد چیست و چه فرقی با بلوغ دارد؟
قانون مدنی بین دو مفهوم فرق میگذارد: بلوغ که با سن مشخص میشود — پانزده سال تمام قمری در پسر و نه سال تمام قمری در دختر (تبصرهٔ ۱ ماده ۱۲۱۰) — و رشد که یعنی شخص بتواند در اموال و حقوق مالی خود عاقلانه تصرف کند؛ کسی که چنین توانی ندارد «غیررشید» است (ماده ۱۲۰۸). بلوغ خودبهخود درِ امور مالی را باز نمیکند: تبصرهٔ ۲ ماده ۱۲۱۰ صریح است که اموال صغیری که بالغ شده، فقط در صورتی به او داده میشود که رشدش ثابت شده باشد، و ماده ۱۲۱۴ میگوید معاملات غیررشید بدون اجازهٔ ولی یا قیم نافذ نیست.
در عمل، مرز پذیرفتهشدهٔ رشد مالی هجدهسالگی است؛ این اماره ریشه در قانون راجع به رشد متعاملین (مصوب ۱۳۱۳) دارد که ملاک محاکم و دفاتر اسناد رسمی قرار گرفته است. نتیجه این است که فرد بالغِ زیر هجده سال برای هر تصرف مالی مستقل — گرفتن سهمالارث، فروش ملک، افتتاح حساب مستقل — به یکی از دو چیز نیاز دارد: اجازهٔ ولی یا قیم، یا حکم رشد از دادگاه که ثابت میکند او از همین حالا رشید است.
حکم رشد را با دو نهاد اشتباه نگیرید: با حکم حجر که برعکسِ آن است و برای کسی صادر میشود که بعد از بلوغ هم جنون یا عدم رشدش ثابت شده (ماده ۱۲۱۰)؛ و با رفع حجر که برای محجوری است که قبلاً حکم حجر گرفته و حالا بهبود یافته است. موضوع این صفحه حالت اول و سادهتر است: نوجوان سالمی که فقط باید رشدش را زودتر از هجدهسالگی رسمی کند.
مرجع صالح: دادگاه خانواده یا دادگاه صلح؟
دو قانون در این موضوع حرف دارند و وکیل با توجه به حوزهٔ قضایی شما مرجع درست را انتخاب میکند:
قانون حمایت خانواده ۱۳۹۱: بند ۱۲ ماده ۴، رسیدگی به «رشد، حجر و رفع آن» را در صلاحیت دادگاه خانواده گذاشته است. رسیدگی در این دادگاه با دادخواست اما بدون تشریفات پیچیدهٔ آیین دادرسی مدنی انجام میشود (ماده ۸ همان قانون) و در شهرستانهایی که دادگاه خانواده تشکیل نشده، دادگاه عمومی حقوقی همان حوزه رسیدگی میکند (تبصرهٔ ۱ ماده ۱).
قانون شوراهای حل اختلاف ۱۴۰۲: بند ۱۱ ماده ۱۲ این قانون، دعوای «اثبات رشد» را در صلاحیت دادگاه صلح قرار داده است. ماده ۳۶ همان قانون هم میگوید تا وقتی دادگاه صلح در حوزهای تشکیل نشده، طبق مقررات قبلی رسیدگی میشود. پس در حوزههایی که دادگاه صلح مستقر شده، دفتر خدمات قضایی پرونده را به آنجا میفرستد.
کدام حوزهٔ قضایی؟ ملاک، محل اقامت نوجوان است؛ قانون امور حسبی نیز امور محجورین را به دادگاه اقامتگاه آنان سپرده است (ماده ۴۸). نگران انتخاب بین این دو مرجع نباشید: دادخواست در دفتر خدمات الکترونیک قضایی ثبت میشود و به مرجع صالح همان حوزه ارجاع میگردد؛ کار وکیل این است که عنوان خواسته و طرف دعوا را طوری بنویسد که این ارجاع بدون ایراد و رفتوبرگشت انجام شود.
طرف دعوا: خواهان خودِ نوجوان بالغ است. در رویهٔ دادگاهها دادخواست معمولاً به طرفیت ولی قهری (پدر یا جدّ پدری) یا قیم تنظیم میشود و برخی شعبهها دادستان را — که ناظر قانونی امور محجورین است — طرف قرار میدهند؛ رویهٔ حوزهٔ شما را وکیل در همان گفتوگو مشخص میکند.
هزینههای پرونده حکم رشد چقدر است؟
خبر خوب این است که این یکی از کمهزینهترین پروندههای دادگستری است:
هزینهٔ دادرسی: درخواست صدور حکم رشد دعوای غیرمالی است؛ هزینهٔ آن مبلغ ثابتی است که هر سال در تعرفهٔ قضایی (موضوع ماده ۵۰۳ قانون آیین دادرسی مدنی و قانون بودجهٔ سالانه) تعیین میشود و به ارزش اموال نوجوان هیچ ربطی ندارد. یعنی حتی اگر موضوع، تحویل سهمالارث بزرگی باشد، هزینهٔ دادرسی همان مبلغ ثابت دعاوی غیرمالی است.
هزینهٔ پزشکی قانونی: اگر دادگاه برای سنجش رشد عقلی به پزشکی قانونی ارجاع دهد، تعرفهٔ آن جداگانه و طبق تعرفهٔ سازمان پزشکی قانونی پرداخت میشود؛ مبلغ آن نیز ثابت و مستقل از ارزش اموال است.
هزینهٔ دفتر خدمات قضایی: تعرفهٔ ثبت دادخواست و ابلاغها که در همهٔ پروندهها مشابه است.
در دادگاه خانواده، اگر خواهان توان مالی نداشته باشد، دادگاه میتواند او را از هزینهٔ دادرسی و کارشناسی معاف کند یا پرداخت را به بعد موکول کند (ماده ۵ قانون حمایت خانواده). دستمزد تنظیم دادخواست جدا از اینهاست و خودِ وکیل آن را پیش از پرداخت در همان گفتوگو اعلام میکند؛ اگر بخواهید وکیل در جلسه هم همراه نوجوان باشد، آن توافق جداگانهای است که با خودش میکنید.
مدارکی که برای تنظیم دادخواست از شما میخواهیم
شناسنامه و کارت ملی نوجوان — سن دقیق، مبنای همهچیز است — و ثبتنام او در سامانهٔ ثنا.
مشخصات ولی یا قیم: نام و نشانی پدر یا جدّ پدری؛ اگر قیم دارد، قیمنامه؛ اگر ولی فوت کرده، گواهی فوت.
دلیل نیاز به حکم: گواهی انحصار وراثت و فهرست سهمالارث، سند نکاح برای مطالبهٔ مهریه، مکاتبهٔ بانک یا دفترخانهای که حکم رشد خواسته است — هر سندی که نشان دهد چرا الان به این حکم نیاز است.
نشانههای رشد و توان مالی: گواهی اشتغال به تحصیل یا کارنامه، قرارداد یا گواهی کار، گردش حساب بانکی که خودش مدیریت کرده، سابقهٔ بیمه، مدارک مهارت یا کسبوکار خانگی.
معرفی مطلعین: نام و مشخصات دوسه نفر (معلم، کارفرما، بستگان بزرگسال) که بتوانند دربارهٔ پختگی مالی نوجوان گواهی بدهند؛ حضورشان همیشه لازم نمیشود اما آمادگیاش پرونده را قوی میکند.
مراحل ثبت و رسیدگی به دادخواست صدور حکم رشد
تنظیم متن دادخواست — خواهان (نوجوان بالغ)، طرف دعوا (ولی قهری، قیم یا دادستان بسته به رویهٔ حوزه)، خواستهٔ «صدور حکم رشد»، شرح سن و دلایل توان ادارهٔ اموال و منضمات، مطابق شرایط ماده ۵۱ قانون آیین دادرسی مدنی نوشته میشود.
ثبت در دفتر خدمات الکترونیک قضایی — با شناسنامه، کارت ملی و مدارک به دفتر خدمات مراجعه میکنید؛ هزینهٔ دادرسی غیرمالی پرداخت و پرونده به مرجع صالح حوزهٔ اقامت نوجوان (دادگاه خانواده یا دادگاه صلح) ارجاع میشود. ابلاغها از طریق ثنا میآید.
جلسهٔ رسیدگی و گفتوگوی قاضی با نوجوان — قاضی معمولاً خودِ نوجوان را میخواهد و با پرسشهای ساده — قیمتها، خرج و پسانداز، برنامهاش برای اموال — توان مالی او را میسنجد؛ در امور حسبی دادگاه مکلف است هر تحقیق لازم را رأساً انجام دهد (ماده ۱۴ قانون امور حسبی).
ارجاع به پزشکی قانونی در صورت نیاز — بسیاری از شعبهها برای اطمینان، نظر پزشکی قانونی دربارهٔ رشد عقلی را هم میخواهند؛ وقت مراجعه ابلاغ میشود و نظریه ظرف چند روز به پرونده برمیگردد.
صدور رأی — اگر رشد احراز شود، دادگاه حکم رشد صادر میکند؛ اگر نه، درخواست رد میشود. رأی از طریق ثنا ابلاغ میشود و مهلتهای اعتراض از تاریخ ابلاغ حساب میشود.
قطعیت و دریافت گواهی — پس از قطعی شدن، گواهی قطعیت رأی را از دفتر دادگاه بگیرید؛ همین برگه است که به بانک، دفترخانه، ادارهٔ ثبت یا قیم ارائه میدهید.
بعد از صدور حکم رشد چه میشود؟
حکم رشد جنبهٔ اعلامی دارد: چیزی را «اجرا» نمیکنند، بلکه وضعیت حقوقی جدیدی را اعلام میکند؛ به همین دلیل اجراییه لازم ندارد (ماده ۴ قانون اجرای احکام مدنی) و نهادها مکلفاند به دستور دادگاه ترتیب اثر دهند. با حکم قطعی:
اموال تحویل خود نوجوان میشود: مانع تبصرهٔ ۲ ماده ۱۲۱۰ برداشته میشود و ولی یا قیم باید سهمالارث و سایر اموال را تحویل دهد؛ اگر قیم داشته، سِمَت مالی قیم نسبت به او پایان مییابد و حساب دوران قیمومت قابل مطالبه است.
معاملات نافذ میشود: از تاریخ حکم، خرید و فروش، اجاره، افتتاح حساب و امضای قرارداد توسط خودِ او معتبر است و دیگر مشمول ماده ۱۲۱۴ نیست.
دفترخانه و بانک میپذیرند: برای تنظیم سند رسمی، انتقال خودرو، دریافت مهریه یا وام، رونوشت حکم و گواهی قطعیت ارائه میشود.
دو نکتهٔ مرزی را بدانید: اول، حکم رشد دربارهٔ امور مالی است؛ اموری که قانون برایشان سن یا شرط جداگانه گذاشته (مثل گواهینامهٔ رانندگی یا امور غیرمالیِ خاص) تابع مقررات خودشان میمانند. دوم، اگر ولی یا قیم بعد از حکم هم از تحویل اموال خودداری کند، مطالبهٔ اموال یک دعوای جداگانه است — الزام به تحویل یا استرداد — که وکیل میتواند بلافاصله برایتان تنظیم کند.
اگر درخواست رد شد؛ اعتراض به رأی حکم رشد
رأی دادگاه خانواده: دعوای رشد غیرمالی است و حکم صادر شده در دعاوی غیرمالی قابل تجدیدنظر است (بند «ب» ماده ۳۳۱ قانون آیین دادرسی مدنی)؛ مهلت آن برای مقیمان ایران بیست روز و برای مقیمان خارج دو ماه از ابلاغ است (ماده ۳۳۶) و مرجع آن دادگاه تجدیدنظر استان است (ماده ۳۳۴). هم نوجوانی که درخواستش رد شده و هم ولی یا قیمی که به صدور حکم معترض است، میتوانند تجدیدنظر بخواهند.
رأی دادگاه صلح: تبصرهٔ ۵ ماده ۱۲ قانون شوراهای حل اختلاف ۱۴۰۲ آرای دادگاه صلح را قطعی اعلام کرده و دعاوی بند ۱۱ (از جمله اثبات رشد) در فهرست استثناهای قابل تجدیدنظر آن تبصره نیامده است؛ بنابراین رأی دادگاه صلح در این موضوع علیالاصول قطعی است. همین تفاوت، یکی از دلایلی است که آماده رفتن به جلسهٔ اول اهمیت دارد.
رد شدن پایان راه نیست: رد درخواست یعنی دادگاه در این پرونده و با این دلایل رشد را احراز نکرد. در رویهٔ دادگاهها طرح دوبارهٔ درخواست پس از مدتی و با دلایل تازه — مثلاً چند ماه سابقهٔ کار و مدیریت حساب — پذیرفته میشود؛ و در هر حال با رسیدن به هجدهسالگی، نیاز به حکم خودبهخود منتفی است. وکیل کمک میکند فاصله و دلایل طرح مجدد را درست انتخاب کنید تا رد دوم اتفاق نیفتد.
اشتباههای رایجی که وکیل جلوی آنها را میگیرد
دادخواست به نام پدر یا مادر بهجای خود نوجوان: ذینفع حکم رشد خودِ شخص بالغ است؛ جابهجا نوشتن خواهان، پرونده را از ابتدا معیوب میکند.
درخواست پیش از بلوغ یا بعد از هجدهسالگی: قبل از بلوغ اصلاً موضوع رشد قابل طرح نیست و بعد از هجده سال معمولاً نیازی به حکم نیست؛ هر دو حالت رد یا بایگانی میشود.
خالی بودن پرونده از دلیل عینی: دادخواستی که فقط ادعای «رشید بودن» دارد، کار قاضی را به حدس میسپارد؛ کارنامه، گواهی کار و گردش حساب همان چیزی است که تفاوت میسازد.
آماده نبودن نوجوان برای گفتوگوی قاضی: پاسخهای حفظشده یا مداخلهٔ مکرر همراهان، برداشت قاضی را خراب میکند؛ چند دقیقه تمرین سؤالهای واقعی قبل از جلسه کافی است.
اشتباه گرفتن حکم رشد با رفع حجر: اگر برای شخص، قبلاً حکم حجر صادر شده، مسیر «رفع حجر» است که رسیدگی و مرجع متفاوتی دارد؛ عنوان اشتباه، ارجاع اشتباه میآورد.
رها کردن پرونده بعد از حکم: بدون گرفتن گواهی قطعیت و ارائهٔ آن به قیم، بانک یا دفترخانه، حکم فقط کاغذی در پرونده است؛ پیگیری تحویل اموال گام آخر است.
تنظیم دادخواستهای مرتبط با حکم رشد
همهٔ ۷۰ نمونهپرسشهای متداول
دادخواست صدور حکم رشد با وکیل چگونه تنظیم میشود؟
روی «درخواست تنظیم دادخواست» میزنید و سن نوجوان، دلیل نیاز به حکم و وضعیت ولی یا قیم را برای وکیل مینویسید؛ وکیل پایه یک پرونده را میخواند، قیمت و زمان تحویل را پیش از پرداخت اعلام میکند و پس از تأیید شما، دادخواست اختصاصی را تنظیم و در همان گفتوگو تحویل میدهد.
هزینهٔ تنظیم دادخواست حکم رشد چقدر است؟
دستمزد تنظیم را خودِ وکیل پیش از پرداخت و در گفتوگو اعلام میکند و به سادگی یا پیچیدگی وضعیت (وجود قیم، اختلاف با ولی، فوریت) بستگی دارد. هزینهٔ دادرسی این پرونده جدا از دستمزد وکیل و چون دعوا غیرمالی است، مبلغ ثابت سالانه است.
حکم رشد چیست و چه کاربردی دارد؟
حکمی است که دادگاه با آن تأیید میکند فرد بالغِ زیر هجده سال توان ادارهٔ عقلایی اموال خود را دارد (مواد ۱۲۰۸ و ۱۲۱۰ قانون مدنی). با این حکم، اموال او — از جمله سهمالارث — به خودش تحویل میشود، معاملاتش معتبر میشود و بانک و دفترخانه او را مانند فرد کاملعیار مالی میپذیرند.
از چه سنی میتوان حکم رشد گرفت؟
پس از رسیدن به سن بلوغ (پانزده سال تمام قمری در پسر و نه سال تمام قمری در دختر، تبصرهٔ ۱ ماده ۱۲۱۰ قانون مدنی) و پیش از هجدهسالگی. در عمل بیشترِ پروندهها مربوط به نوجوانان پانزده تا هجده سال است؛ پس از هجدهسالگی رشد مفروض است و معمولاً نیازی به حکم نیست.
دادخواست حکم رشد را کجا باید ثبت کرد؟
در دفتر خدمات الکترونیک قضایی حوزهٔ اقامت نوجوان. رسیدگی به «رشد» در صلاحیت دادگاه خانواده است (بند ۱۲ ماده ۴ قانون حمایت خانواده) و قانون شوراهای حل اختلاف ۱۴۰۲ «اثبات رشد» را به دادگاه صلح سپرده است (بند ۱۱ ماده ۱۲)؛ دفتر خدمات، پرونده را به مرجع مستقر در حوزهٔ شما ارجاع میدهد.
چه مدارکی برای حکم رشد لازم است؟
شناسنامه و کارت ملی نوجوان، ثبتنام در سامانهٔ ثنا، مشخصات ولی یا قیم، سندی که دلیل نیاز را نشان دهد (گواهی انحصار وراثت، سند نکاح، مکاتبهٔ بانک) و نشانههای توان مالی مثل گواهی تحصیل یا کار و گردش حساب. فهرست دقیق را وکیل بر اساس پروندهٔ شما میدهد.
رسیدگی به حکم رشد چقدر طول میکشد؟
پروندهٔ سادهای است: معمولاً یک جلسهٔ رسیدگی با گفتوگوی قاضی و نوجوان و در صورت ارجاع، یک نوبت پزشکی قانونی. بسته به شلوغی شعبه، از ثبت تا رأی معمولاً چند هفته تا دوسه ماه طول میکشد؛ دادگاه در امور حسبی خودش تحقیقات را جلو میبرد (ماده ۱۴ قانون امور حسبی).
آیا دختر ازدواجکرده زیر ۱۸ سال برای مهریه به حکم رشد نیاز دارد؟
برای مطالبه و دریافت و تصرف در مهریه، در رویهٔ دادگاهها معمولاً بله؛ چون تصرف مالی غیررشید بدون اجازهٔ ولی نافذ نیست (ماده ۱۲۱۴ قانون مدنی). با حکم رشد، خودش میتواند مهریه را مطالبه و دریافت کند و در آن تصرف کند.
اگر دادگاه درخواست حکم رشد را رد کند چه میشود؟
رأی دادگاه خانواده ظرف بیست روز از ابلاغ قابل تجدیدنظر است (مواد ۳۳۱ و ۳۳۶ قانون آیین دادرسی مدنی)؛ رأی دادگاه صلح در این موضوع علیالاصول قطعی است. جدا از اعتراض، طرح دوبارهٔ درخواست با دلایل تازه در رویه پذیرفته میشود و با رسیدن به هجدهسالگی نیاز به حکم خودبهخود از بین میرود.
آیا ولی یا قیم میتواند با حکم رشد مخالفت کند؟
میتواند در رسیدگی دفاع کند و اگر دادگاه خانواده حکم داده باشد، ظرف مهلت قانونی تجدیدنظر بخواهد؛ اما اگر حکم قطعی شود، مکلف به تحویل اموال است و خودداری او دعوای جداگانهٔ الزام به تحویل یا استرداد اموال را ممکن میکند.
دادخواست صدور حکم رشد را وکیل پایه یک بنویسد
سن نوجوان و دلیل نیاز به حکم را مینویسید؛ وکیل پایه یک دادگستری مرجع و طرف دعوا را درست انتخاب میکند، دلایل رشد را به زبان دادگاه میچیند و قیمت و زمان تحویل را پیش از پرداخت میگوید.
درخواست تنظیم دادخواست




