چگونه می توان با همسری که بی اهمیت به زندگی است برخورد قانونی انجام داد؟
ادامهٔ متن پرسشبستن
سلام و خسته نباشید
من 2سال پیش بلافاصله بعد از عروسی رفتم خونه پدرشوهرم و به صورت کاملا مشترک فقط در اتاق جداگانه زندگی میکردیم و هر روز با شوهرم سربهانه های الکی دعوا میکرد تا اینکه اواخر با من هم دعوا میکرد و ما رو از پختن غذا به مدت یک هفته منع کرد و من گرسنه میموندم و متاسفانه شوهرم مشغول به هیچ کاری نیست و بیکاره و به من میگه تو منو سیکاری کردی در حالیکه از اولش سیگاری بوده و به من نگفته -پدر شوهرم به لج من دستشویی رو کثیف میکنه و دماغشو رو ظرفا میریخت و همه جا پرکرده که عروسم کثیفه تا اینکه صبرم تموم شد و شوهرم خودش منو الان یک ماهه آورده و گذاشته خونه پدرم و ازش خبری نبود تا اینکه اون روزی اومده و بهم میگه من اولش گفتم باید با پدرم زندگی کنیم و من اصلا پول واسه جدا شدن ندارم و برام شرط گذاشته که باید بریم محضری ثبت کنیم که من دیگه با خانواده ات رفت آمد نمیخوام داشته باشم و به هیچ عنوان طلاقت نمیدم و اگه شرطمو قبول نکنی همون بمون خونه پدرت تا برات تصمیم بگیرن- باید بگم اصلا نمیدونم چیکار کنم از طرفی علاقه ای به طلاق ندارم و از بعدش میترسم و از طرفی نمیدونم چیکارکنم چون میترسم شوهرم بدتر از قبل بشه و بخواد تلافی کنه