ماده ۴۰۱ در مورد بیع و عقود مفابنه ای است یا در عقد صلح هم قابل تسری است؟
چندین سال قبل شوهرم ملکی داشت که به من صلح کرد .در صلح سه شرط بود یکی از این شروط حق فسخ مادم العمر برای مصالح بطور یکطرفه و این شرط لا یورث است.که پس از امضا صلح نامه همان روز برای حق فسخ مادام العمر توافق کردیم که این شرط در صلح نباشد و به دفترخانه مراجعه کردیم و توسط یک اقرار نامه در همان رو انعقاد صلح از حق فسخ صرفنظر کرد و حق مذکور را از خودش ساقط کرد بطوری که هیچ ادعایی در اینده نخواهد داشت .در ضمن صلح بصورت مشروط(عمری است ).مال الصلح هم یک سیر نبات(محاباتی) است
حالا بعد از چندین سال به خاطر مشکلات خانوادگی شوهرم میخاد شکایت کنه و میخاد ملک رو پس بگیره
شوهرم میگه خیار شرط در صلحنامه چون به مدت عمر مصالح است و چون مدت عمر نامعلوم و نامشخص است و قابل تعیین نیست خیار شرط در صلح نامه مجهول است و با استناد به ماده ۴۰۱ اگر برای خیار شرط مدت معین نشود هم شرط و بیع باطل است و چون بطلان اثر قهقرایی داردصلح از ابتدا باطل بوده و سند ملک رو باطل کنه
۱-ایا چنین استدلالی در مورد عقد صلح قابل پذیرش قاضی و استناد به ماده ۴۰۱ صحیح است ؟وقابل بطلان است؟
۳-مادام العمر از نظر قانون و رویه قضایی دادگاه ها مدت محسوب میشود؟
۴-در عقد صلح که جز عقود معین و مسامحه ای است میشه خیار شرط بدون مدت وغیر مضبوط باشد؟یا مادام العمر قرار داده شود؟
۵-صلح از عقود لازم است در صورت مجهول بودن یا بدون مدت بودن خیار شرط عقد هم باطل می کند یا شرط فقط باطل است؟